آقای عراقچی؛ راه بستن بدعهدی آمریکا چیست؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۵۲۱۰
گزارش|

آقای عراقچی؛ راه بستن بدعهدی آمریکا چیست؟

از وعده پایان جنگ تا آغاز دور جدید مذاکرات؛ یادداشت تفاهم اسلام‌آباد در حالی به ایستگاه پایانی نزدیک می‌شود که سایه بدعهدی آمریکا و خاطره توافق‌های نافرجام همچنان بر سر آن سنگینی می‌کند.
آقای عراقچی؛ راه بستن بدعهدی آمریکا چیست؟

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ «با موجوداتی مواجه نیستیم که کاملاً پایبند به تفاهم باشند و این ما هستیم که باید راه‌های بدعهدی را ببندیم.»شاید هیچ توصیفی دقیق‌تر از این جمله وزیر امور خارجه درباره طرف آمریکایی وجود نداشته باشد. جمله‌ای که اگرچه در میانه توضیحات دیپلماتیک مطرح شد، اما در واقع مهم‌ترین پرسش افکار عمومی درباره مذاکرات جاری را نیز در دل خود جای داده است؛ وقتی طرف مقابل سابقه‌ای طولانی در نقض تعهدات دارد، راه جلوگیری از تکرار بدعهدی چیست؟

این روزها دستگاه دیپلماسی از نزدیک شدن به توافقی سخن می‌گوید که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» یاد می‌شود؛ سندی که بنا بر اظهارات مسئولان، پس از ماه‌ها رفت‌وبرگشت و مذاکره، به مراحل پایانی خود رسیده است. گفته می‌شود این یادداشت تفاهم قرار است چارچوبی برای پایان جنگ در جبهه‌های مختلف، توقف اقدامات خصمانه، رفع برخی محدودیت‌ها و آغاز روندی جدید از گفت‌وگوها میان ایران و آمریکا فراهم کند.

اما آنچه بیش از متن توافق اهمیت دارد، تجربه تاریخی روابط ایران و آمریکاست؛ تجربه‌ای که بارها نشان داده امضای واشنگتن الزاماً به معنای اجرای تعهدات نیست.

 

خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها، روی کاغذ یا در میدان؟

 

 درحالی که آقای عراقچی از نزدیک شدن به یاداشت تفاهم و پایان جنگ در همه جبهه‌ها سخن می‌گوید، رژیم صهیونیستی روزانه آتش بس را در لبنان نقض می کند و به مناطق مختلف حملات تجاوزکارانه انجام می‌دهد و مقامات رژیم به روشنی و وقاحت از تداوم حملات در لبنان سخن گفته اند.
اصله قابل توجهی میان مفاد احتمالی توافق و واقعیت‌های جاری منطقه وجود دارد. توافقی که قرار است ضامن پایان جنگ باشد، پیش از امضا نیز با نقض مکرر قواعد موجود روبه‌روست. در چنین شرایطی این نگرانی شکل می‌گیرد که آیا توافق جدید نیز سرنوشتی مشابه بسیاری از توافقات پیشین پیدا خواهد کرد یا خیر.

 

عدم دخالت در امور داخلی

 

بر اساس توضیحات ارائه‌شده، طرفین متعهد خواهند شد از آغاز جنگ جدید خودداری کرده، به حاکمیت یکدیگر احترام بگذارند و در امور داخلی هم مداخله نکنند. اما و اگرها درباره این بند نیز زیاد است. هنوز تحریکات رئیس جمهور جنایتکار آمریکا در حوادث تروریستی دی ماه از خاطر ملت ایران پاک نشده است. ترامپ بعدها صراحتا از مسلح کزدن گروه‌های تروریستی و تجزیه طلب نیز سخن گفت.پذیرفتن اینکه دولت آمریکا اکنون در پی دخالت در امور داخلی ایران نباشد، تا حد زیادی غیرقابل باور است.

با مردم صحبت کنید 

 

وزیر امور خارجه تصریح کردند که نمی توانند جزئیات بیشتری از توافق منتشر کند چرا که دشمنانی مانند رژیم صهیونیستی به دنبال کارشکنی هستند. ‌سادگی محض است فکر‌کنیم با وجود افرادی مثل کشنر، داماد یهودی ترامپ در مذاکرات، اسرائیلی‌ها از جزئیات توافق خبر نداشته باشند و آمریکایی که برای اسرائیل وارد جنگ شده منافع رژیم صهیونیستی را در این‌ توافق درنظر نگیرد! تجربه تلخ اسنپ بک و مفاد برجام همچنان بریادها باقی مانده است. ایران دیگر یک توافق پرهزینه نمی‌خواهد و اگر سرنوشت پول‌های بلوکه شده و تحریم‌ها مشخص نشود، فایده دیپلماسی چیزی جز تقدیم دستاوردهای نظامی نیست.

 

در دو جنگ گذشته مذاکره منجر به جنگ نشد بلکه مقاومت ما منجر به جنگ شد!

 

عجیب‌ترین بخش صحبت‌های آقای عراقچی دقیقا همینجاست. دلیل جنگ و تعرض غیرقانونی آمریکا که توسط کارشناسان در همه جهان تایید و تبیین شده است که در نتیجه زیاده خواهی و آمال و آرزوهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تغییر رژیم در ایران بوده است، مقاومت توصیف می‌شود. همانگونه که رهبر شهید ما فرمودند ما هرچه عقب بنشینیم طرف مقابل جلو می‌آید و هزینه مقاومت به مراتب کمتر از سازش است. ای کاش دستگاه دیپلماسی به خاطر بیاورد آنچه دشمن را عقب رانده و وادار با احترام به حقوق ایران می کند، دستاورد میدان بوده است نه مذاکرات. آنچه مبرهن و مشخص است نتیجه دو دور مذاکرات نافرجام، چیزی جز تکرار خیانت آمریکا نبوده است.

 

 

 

کد ویدیو

 

پرسشی که همچنان بی‌پاسخ مانده است

 

در نهایت شاید دوباره باید به همان جمله ابتدایی وزیر امور خارجه بازگردیم؛ جمله‌ای که از هر تحلیل دیگری گویاتر است:«با موجوداتی مواجه نیستیم که کاملاً پایبند به تفاهم باشند و این ما هستیم که باید راه‌های بدعهدی را ببندیم.»

آنگاه مهم‌ترین سؤال نیز روشن می‌شود. راه بستن بدعهدی چیست؟

آیا تضمین‌های عملی و حقوقی مشخصی در توافق پیش‌بینی شده است؟ آیا مکانیزمی برای جبران خسارت در صورت نقض تعهدات وجود دارد؟ آیا سرنوشت تحریم‌ها، منابع مالی بلوکه‌شده و حقوق اقتصادی ایران به‌صورت شفاف تعیین شده است؟ و مهم‌تر از همه، چرا افکار عمومی از پاسخ این پرسش‌ها بی‌اطلاع است؟

مردم ایران بیش از هر چیز به شفافیت نیاز دارند. تجربه‌های گذشته نشان داده است که اعتماد عمومی زمانی تقویت می‌شود که جامعه بداند چه توافقی در حال شکل‌گیری است و چه منافعی را برای کشور تأمین می‌کند.

سکوت، ابهام و کلی‌گویی در بلندمدت نمی‌تواند جایگزین اقناع افکار عمومی شود. امروز مسئله اصلی موافقت یا مخالفت با مذاکره نیست؛ مسئله این است که چگونه می‌توان از تکرار چرخه بدعهدی جلوگیری کرد و منافع ملی را در توافقی پایدار و قابل اتکا تضمین کرد. بدعهدی‌ای که با پوست و استخوان دولت تروریستی ترامپ عجین شده است و انتظاری جز نتایج قبلی خوش‌بینی مفرط به نظر می‌رسد.

پربازدیدترین آخرین اخبار