بستن باب المندب چه بلایی بر سر اقتصاد جهانی می‌آورد؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۳۲۰۳۰
گزارش|

بستن باب المندب چه بلایی بر سر اقتصاد جهانی می‌آورد؟

تنگه باب‌المندب به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد حفظ این گذرگاه در وضعیت «تهدید دائمی» می‌تواند برای ایران، بدون هزینه‌های سنگین انسداد کامل، فشار اقتصادی و سیاسی مؤثرتری بر رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایجاد کند.
باب المندب

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ تنگه باب‌المندب یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان است؛ گذرگاهی که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند و دروازه جنوبی کانال سوئز به شمار می‌رود. سالانه حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد تجارت دریایی جهان و بخش قابل توجهی از حمل‌ونقل کانتینری و انرژی از این مسیر عبور می‌کند؛ از همین رو هرگونه تهدید علیه امنیت این تنگه، تنها یک مسئله منطقه‌ای نیست، بلکه می‌تواند آثار گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی، بازار انرژی و زنجیره‌های تأمین بین‌المللی بر جای بگذارد.

در سال‌های اخیر، با تشدید تنش‌ها در دریای سرخ و افزایش تهدیدها درباره احتمال بسته شدن باب‌المندب، این گذرگاه بار دیگر به یکی از مهم‌ترین محورهای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.

 

باب‌المندب؛ گلوگاهی که اقتصاد جهان به آن وابسته است

 

جهانی شدن اقتصاد باعث شده زنجیره‌های تأمین، تولید، حمل‌ونقل، انبارداری و توزیع کالاها به یکدیگر وابستگی شدیدی پیدا کنند. در چنین شرایطی، گذرگاه‌های دریایی از یک مسیر حمل‌ونقل ساده فراتر رفته و به ابزارهایی برای اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی تبدیل شده‌اند.

باب‌المندب نمونه‌ای روشن از این واقعیت است. روزانه میلیون‌ها بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از این مسیر عبور می‌کند و بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع قطر نیز از همین تنگه راهی بازارهای اروپایی می‌شود. علاوه بر آن، هزاران کشتی تجاری هر سال از این مسیر عبور می‌کنند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند تجارت جهانی را با مشکلات جدی روبه‌رو سازد.

به همین دلیل، کنترل یا حتی تهدید این گذرگاه، تنها به معنای تأثیرگذاری بر یک مسیر دریایی نیست، بلکه به معنای تأثیرگذاری بر قیمت انرژی، هزینه حمل‌ونقل، نرخ بیمه، بازارهای مالی و تصمیم‌های اقتصادی دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ جهان است.

 

اقتصاد جهانی بیش از آنکه به واقعیت واکنش نشان دهد، به احتمال خطر واکنش نشان می‌دهد

 

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اقتصاد جهانی، حساسیت بالای آن نسبت به ریسک است. بازارها معمولاً پیش از وقوع بحران واکنش نشان می‌دهند و همین مسئله سبب می‌شود که حتی احتمال ایجاد اختلال در یک مسیر راهبردی، پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای ایجاد کند.

بحران دریای سرخ در اواخر سال ۲۰۲۳ نمونه روشنی از این مسئله بود. پیش از آنکه حملات گسترده‌ای رخ دهد، هشدارهای امنیتی و افزایش احتمال هدف قرار گرفتن کشتی‌ها باعث شد بسیاری از شرکت‌های بزرگ کشتیرانی مسیر خود را از باب‌المندب به سمت دماغه امید نیک تغییر دهند.

این تغییر مسیر، اگرچه امنیت بیشتری برای کشتی‌ها ایجاد کرد، اما هزینه‌های بسیار سنگینی نیز به همراه داشت. هر کشتی ناچار شد بین ۱۰ تا ۱۴ روز بیشتر در مسیر باشد، مصرف سوخت افزایش یافت، زمان تحویل کالاها طولانی‌تر شد و فشار بر بنادر مختلف جهان نیز افزایش پیدا کرد.

در نتیجه، نرخ حمل‌ونقل کانتینری در ابتدای سال ۲۰۲۴ جهش چشمگیری را تجربه کرد و هزینه بیمه کشتی‌ها نیز به شدت افزایش یافت. این اتفاق نشان داد که برای ایجاد شوک اقتصادی، الزاماً نیازی به بسته شدن کامل باب‌المندب وجود ندارد؛ بلکه صرف افزایش احتمال ناامن شدن مسیر نیز می‌تواند همان اثر را بر بازارها بگذارد.

 

 تبدیل تجارت به ابزار فشار سیاسی

 

در ادبیات روابط بین‌الملل، مفهومی با عنوان «وابستگی متقابل مسلح» مطرح شده است. این مفهوم توضیح می‌دهد که چگونه وابستگی اقتصادی کشورها به شبکه‌های مالی، تجاری و حمل‌ونقل می‌تواند به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل شود.

در چنین شرایطی، اهمیت یک گذرگاه دریایی تنها به تعداد کشتی‌هایی که از آن عبور می‌کنند محدود نمی‌شود؛ بلکه ارزش واقعی آن در میزان وابستگی اقتصاد جهانی به ادامه فعالیت آن نهفته است.

از این منظر، باب‌المندب برای ایران و انصارالله تنها یک مسیر دریایی نیست، بلکه ابزاری برای افزایش هزینه تصمیم‌های سیاسی و نظامی رقبای خود محسوب می‌شود. هرچه احتمال اختلال در این مسیر بیشتر باشد، بازارها زودتر واکنش نشان می‌دهند و هزینه تصمیم‌های طرف مقابل نیز افزایش می‌یابد.

 

امنیت انرژی؛ مهم‌ترین برگ برنده باب‌المندب

 

اهمیت این تنگه تنها به تجارت کالا محدود نیست. میلیون‌ها بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی هر روز از باب‌المندب عبور می‌کند و بخش مهمی از صادرات گاز مایع قطر نیز وابسته به این مسیر است.

در صورتی که همزمان تنش در تنگه هرمز نیز افزایش یابد، اهمیت باب‌المندب چند برابر خواهد شد؛ زیرا بخشی از صادرات انرژی کشورهای عربی خلیج فارس از طریق خطوط لوله زمینی به دریای سرخ منتقل می‌شود و در نهایت دوباره از باب‌المندب عبور می‌کند.

به همین دلیل، این تنگه در معادلات امنیت انرژی جهان نقشی تعیین‌کننده دارد و هرگونه تهدید علیه آن، مستقیماً بازارهای جهانی نفت و گاز را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

 

بستن باب المندب چه بلایی بر سر اقتصاد جهانی می‌آورد؟

 

انسداد کامل چه پیامدهایی خواهد داشت؟

 

اگر باب‌المندب واقعاً بسته شود، پیامدهای آن تنها به افزایش قیمت نفت محدود نخواهد بود.

شرکت‌های کشتیرانی ناچار خواهند شد مسیرهای طولانی‌تری را انتخاب کنند، هزینه بیمه افزایش خواهد یافت، زمان انتقال کالاها طولانی‌تر می‌شود و بسیاری از صنایع جهان با کمبود مواد اولیه روبه‌رو خواهند شد.

همچنین دولت‌ها برای کاهش وابستگی به این مسیر، سرمایه‌گذاری در خطوط لوله، بنادر جدید و کریدورهای زمینی را سرعت خواهند بخشید.

از جمله مهم‌ترین این پروژه‌ها می‌توان به خط لوله شرق ـ غرب عربستان و همچنین کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا اشاره کرد؛ پروژه‌هایی که هدف آنها کاهش وابستگی به گلوگاه‌های دریایی است.

 

چین نیز از این بحران متأثر خواهد شد

 

چین یکی از کشورهایی است که بیشترین آسیب را از ناامن شدن باب‌المندب خواهد دید.

بخش بزرگی از تجارت چین با اروپا از مسیر دریای سرخ انجام می‌شود و پکن نیز طی سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در بنادر شرق آفریقا و پایگاه نظامی جیبوتی انجام داده است.

در نتیجه، ادامه ناامنی در این منطقه می‌تواند یکی از مهم‌ترین مسیرهای ابتکار «کمربند و جاده» را با چالش جدی مواجه کند و چین را به سمت تنوع‌بخشی بیشتر به مسیرهای تجاری خود سوق دهد.

 

راهبرد «منطقه خاکستری»

 

بررسی روند تحولات نشان می‌دهد محتمل‌ترین سناریو، نه امنیت کامل باب‌المندب و نه بسته شدن کامل آن است؛ بلکه حفظ این گذرگاه در وضعیتی میان این دو حالت است؛ شرایطی که می‌توان آن را «منطقه خاکستری» نامید.

در این وضعیت، امکان بستن تنگه همواره وجود دارد، اما این اقدام به اجرا گذاشته نمی‌شود. همین احتمال دائمی، بازارها را نگران نگه می‌دارد، هزینه تجارت را افزایش می‌دهد و به یک ابزار بازدارندگی مؤثر تبدیل می‌شود.

به بیان دیگر، در اقتصاد و سیاست امروز، گاهی «احتمال وقوع بحران» می‌تواند به اندازه خود بحران و حتی بیش از آن اثرگذار باشد.

باب‌المندب امروز صرفاً یک تنگه دریایی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی جهان به شمار می‌رود. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که بازارهای جهانی بیش از آنکه به وقوع واقعی بحران واکنش نشان دهند، نسبت به احتمال وقوع آن حساس هستند.

از این رو، حفظ تهدید دائمی علیه این گذرگاه می‌تواند بدون تحمل هزینه‌های سنگین انسداد کامل، فشار اقتصادی و سیاسی قابل توجهی بر رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی وارد کند. در چنین شرایطی، «عدم‌قطعیت» خود به یک ابزار قدرت تبدیل می‌شود؛ ابزاری که می‌تواند بر تصمیم‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی بازیگران جهانی اثر بگذارد و معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

پربازدیدترین آخرین اخبار