انقلاب ۲۱ سپتامبر یمن؛ خیزشی علیه آمریکا و استکبار
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۷۹۵۵
گزارش|

انقلاب ۲۱ سپتامبر یمن؛ خیزشی علیه آمریکا و استکبار

انقلاب ۲۱ سپتامبر یمن، خیزشی مردمی علیه وابستگی و سلطه آمریکا و عربستان بود؛ انقلابی که با نقش‌آفرینی انصارالله، مسیر استقلال‌خواهی و مقاومت یمن را تغییر داد و معادلات منطقه را دگرگون کرد.
یمن

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو ؛ در سال ۲۰۱۴ میلادی، مردم یمن در اعتراض به عملکرد دولت عبدربه منصور هادی در عرصه‌های داخلی و خارجی و همچنین برخوردار نشدن مردم از ثروت منابع نفت و گاز کشورشان، تظاهرات گسترده‌ای را در مناطق مختلف یمن برگزار کردند.

این اعتراضات در سپتامبر همان سال به نقطه عطف خود رسید و با تسلط جنبش مردمی انصارالله بر صنعا، پایتخت یمن، عبدربه منصور هادی از قدرت کنار رفت و بعد‌ها به عربستان گریخت.

به این ترتیب، انقلاب ۲۱ سپتامبر به عنوان یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ معاصر یمن ثبت شد؛ رخدادی که در ادبیات جریان مقاومت یمن، نه صرفاً یک تحول سیاسی، بلکه خیزشی علیه سلطه خارجی و تلاش برای بازگرداندن استقلال تصمیم‌گیری به مردم این کشور محسوب می‌شود.

استقلال؛ یکی از انگیزه‌های اصلی انقلاب ۲۱ سپتامبر

عبدالعزیز بن حبتور، نخست‌وزیر دولت نجات ملی یمن، درباره شرایط پیش از انقلاب ۲۱ سپتامبر گفته است که پیش از این رخداد، سفیران آمریکا و عربستان عملاً حکام یمن بودند.

بن حبتور، مخالفت با سلطه‌طلبی آمریکا و دستیابی به استقلال را یکی از انگیزه‌های اصلی آغاز انقلاب ۲۱ سپتامبر سال ۲۰۱۴ عنوان کرده و تأکید کرده است که همه طرف‌ها و بسیاری از احزاب و گروه‌های سیاسی مؤثر در این انقلاب مشارکت داشتند.

از این منظر، انقلاب ۲۱ سپتامبر را می‌توان واکنشی به ساختاری دانست که در آن، قدرت‌های خارجی در تصمیمات سیاسی و امنیتی یمن نفوذ قابل توجهی داشتند.

نخست‌وزیر دولت نجات ملی یمن همچنین گفته است که هدف اصلی دخالت‌های عربستان و آمریکا در یمن، تضعیف نهاد‌هایی مانند نهاد‌های نظامی بود که از کشور حمایت می‌کردند. به گفته او، اگر تصمیمات کمیته انقلابی درباره بازگرداندن نهاد‌های نظامی اتخاذ نمی‌شد، ارتش یمن پیش از آغاز تجاوز خارجی با فروپاشی مواجه می‌شد.

از انقلاب یمن تا تشکیل ائتلاف سعودی

تنها حدود شش ماه پس از انقلاب ۲۱ سپتامبر، عربستان با تشکیل ائتلافی متشکل از ۱۷ کشور، به‌ویژه با حضور امارات، تجاوز نظامی علیه یمن را آغاز کرد.

این جنگ در روایت جریان مقاومت، واکنشی مستقیم به تغییر معادلات سیاسی یمن و پیروزی انقلاب ۲۱ سپتامبر بود؛ انقلابی که توانسته بود ساختار سیاسی پیشین را کنار بزند و جریان‌هایی را بر سر کار بیاورد که مخالفت خود را با وابستگی به آمریکا و عربستان اعلام می‌کردند.

عربستان هدف از تشکیل این ائتلاف و آغاز جنگ را «بازگرداندن مشروعیت» به یمن اعلام کرد؛ اما در روایت نیرو‌های مقاومت یمن، هدف اصلی بازگرداندن دولت فراری عبدربه منصور هادی به قدرت بود تا ساختار سیاسی مطلوب ریاض دوباره در یمن مستقر شود.

به این ترتیب، جنگ یمن از همان ابتدا تنها یک درگیری داخلی نبود؛ بلکه در نگاه انصارالله، به عرصه تقابل میان اراده مردم یمن و قدرت‌های خارجی تبدیل شد.

 

انقلاب ۲۱ سپتامبر یمن؛ خیزشی علیه آمریکا و استکبار

 

ریشه‌های انصارالله؛ از «جوانان مؤمن» تا جنبش مقاومت

برای شناخت انقلاب ۲۱ سپتامبر و انصارالله، باید به سال‌ها قبل بازگشت؛ زمانی که پس از اتحاد یمن شمالی و جنوبی در سال ۱۳۶۹، زمینه فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی جدیدی در این کشور شکل گرفت.

در همان سال، محمد یحیی عزان یکی از بنیان‌گذاران اتحادیه تعطیل‌شده، تشکلی با نام «منتدى الشباب المؤمن» یا «مجمع جوانان مؤمن» را راه‌اندازی کرد.

از دیگر مؤسسان این گروه می‌توان به محمد یحیی عزان، عبدالکریم جدبان، علی احمد الرازحی، صالح هبره و عبدالملک الحوثی اشاره کرد. محمد بدرالدین الحوثی نیز در دوره‌های آموزشی این گروه، درس «انقلاب اسلامی ایران» را تدریس می‌کرد.

مدتی بعد، «حزب الحق» نیز در چارچوب رسمی شکل گرفت و سیدحسین الحوثی یکی از نمایندگان منتخب این حزب در مجلس یمن طی سال‌های ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ بود. پس از پایان دوره نمایندگی، سیدحسین دیگر نامزد انتخابات نشد و مسئولیت دبیرکلی تشکیلات جوانان مؤمن را برعهده گرفت.

با حضور او، این جریان به تدریج در ادبیات سیاسی جهان با عنوان «حوثی» شناخته شد.

صرخه؛ «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل»

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های هویت سیاسی جریان الحوثی، شعار معروفی بود که از سال ۱۳۸۰ به ابتکار سیدحسین الحوثی به نماد این جریان تبدیل شد:

«الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهود، و اسلام پیروز است.»

این شعار که به «صرخه» مشهور شد، در شرایطی مطرح شد که آمریکا به بهانه حوادث مبهم ۱۱ سپتامبر، لشکرکشی خود به منطقه را آغاز کرده بود.

سیدحسین الحوثی این شعار را در راهپیمایی‌ها و پس از نماز‌های روزانه تکرار می‌کرد و آن را ابزاری برای ایجاد وحدت میان گروه‌های مختلف یمنی می‌دانست.

از همین نقطه، مخالفت با آمریکا و رژیم صهیونیستی به یکی از ارکان اصلی ادبیات سیاسی جریان الحوثی تبدیل شد؛ جریانی که بعد‌ها با نام انصارالله در صف مقدم مقاومت یمن قرار گرفت.

سیدحسین الحوثی؛ مبارزه با جنگ و سلطه خارجی

برخلاف تصویری که رسانه‌های ضد مقاومت از حوثی‌ها ارائه می‌کنند، این جنبش در ابتدا جویای جنگ نبود.

سیدحسین الحوثی شخصیتی معرفی شده که حفظ منافع کشور، وحدت و امنیت یمن را دنبال می‌کرد. او حتی عضو تیم مصالحه میان کنگره و احزاب اصلاحات از یک سو و کنگره و حزب سوسیالیست از سوی دیگر بود.

هنگامی که متوجه شد تحولات یمن به سمت جنگ پیش می‌رود، تصمیم گرفت صنعا را به مقصد استان صعده ترک کند؛ تصمیمی که در مخالفت با جنگ اتخاذ شد.

او حتی در شرایطی که مقامات دستور ممانعت از خروج اعضای پارلمان از صنعا را صادر کرده بودند، این تصمیم را عملی کرد و تعدادی از تظاهرات علیه جنگ را نیز رهبری کرد.

اما در نهایت، دولت یمن در سال ۱۳۸۳ برخورد نظامی با جریان الحوثی را آغاز کرد.

جنگ صعده و شهادت سیدحسین

بر اساس اسناد و روایت مطرح‌شده در مطالب ارائه‌شده، آمریکا نیز در تحولات منتهی به جنگ صعده نقش داشت.

اسناد محرمانه‌ای که از ساختمان سابق امنیت ملی یمن به دست آمده، از دیدار علی عبدالله صالح با جورج بوش، دیک چنی، کالین پاول، دونالد رامسفلد و مقام‌های اطلاعاتی آمریکا حکایت دارد.

صالح شش روز پس از بازگشت از واشنگتن، در ۲۴ خرداد ۱۳۸۳ جنگ علیه سیدحسین بدرالدین الحوثی را در نخستین نبرد صعده آغاز کرد و برای دستگیری یا کشتن سیدحسین جایزه تعیین شد.

دو ماه بعد نیز دو فرمانده ارشد نظامی آمریکا با هدف کمک به رژیم صالح وارد صنعا شدند.

جنگ ۸۸ روز ادامه یافت و در جریان آن، ورود آب، غذا و دارو به صعده ممنوع شد. سرانجام در ۱۹ شهریور ۱۳۸۳، سیدحسین الحوثی در منطقه جرف سلمان در مران، استان صعده، محاصره و به شهادت رسید.

پس از شهادت او، پدرش علامه بدرالدین الحوثی برای مدتی رهبری جریان را برعهده گرفت و سپس سید عبدالملک الحوثی، برادر کوچک‌تر سیدحسین، به رهبر این جنبش تبدیل شد.

علامه بدرالدین؛ حلقه پیوند اندیشه زیدی و مقاومت

علامه بدرالدین الحوثی از چهره‌های برجسته زیدیه معاصر یمن بود و در ارتقای فکری و فرهنگی جریان زیدی و نزدیک شدن آن به اندیشه انقلاب اسلامی نقش داشت.

او از انقلاب امام خمینی حمایت می‌کرد و تحت تأثیر اندیشه‌های انقلاب اسلامی قرار داشت. بدرالدین الحوثی مدتی به ایران آمد و در قم اقامت کرد و در این مدت با محافل علمی حوزه علمیه قم آشنا شد.

پس از شهادت فرزندش حسین، با وجود حدود ۸۰ سال سن، صنعا را ترک کرد و به کوهستان‌های صعب‌العبور صعده رفت و رهبری مبارزه با دولت مرکزی را برعهده گرفت.

او بعد‌ها به دلیل کهولت سن، امور مبارزه را به فرزندش عبدالملک واگذار کرد و در چهارم آذر ۱۳۸۹ در ۸۶ سالگی از دنیا رفت.

عبدالملک الحوثی و تثبیت جریان مقاومت

با انتقال رهبری به عبدالملک الحوثی، انصارالله وارد مرحله جدیدی شد. عبدالملک که از مؤسسان جوانان مؤمن نیز بود، از نظر فکری و فرهنگی چهره‌ای اثرگذار به شمار می‌رفت.

رهبری نزدیک به دو دهه او موجب شد ساختار این جنبش به شکل چشمگیری تقویت شود و از یک جریان عمدتاً محلی در شمال یمن به نیرویی با نقش تعیین‌کننده در معادلات سیاسی، نظامی و منطقه‌ای تبدیل شود.

این روند سرانجام در انقلاب ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴ به نقطه عطف خود رسید؛ روزی که انصارالله توانست کنترل صنعا را به دست بگیرد و ساختار سیاسی پیشین یمن را با چالش جدی مواجه کند.

۲۱ سپتامبر؛ آغاز یک مسیر ضد استکباری

امروز انقلاب ۲۱ سپتامبر در ادبیات انصارالله تنها یک رخداد سیاسی نیست؛ بلکه نماد مسیری است که از مبارزه با وابستگی و نفوذ خارجی آغاز شد و به شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین جریان‌های مقاومت منطقه انجامید.

از نگاه این جریان، مردم یمن برای آن به میدان آمدند که ثروت کشورشان در اختیار خودشان باشد، تصمیمات سیاسی یمن در خارج از مرز‌ها گرفته نشود و آمریکا و عربستان نتوانند سرنوشت این کشور را تعیین کنند.

جنگی که چند ماه بعد با ائتلاف سعودی علیه یمن آغاز شد، در همین چارچوب به عاملی برای تقویت گفتمان مقاومت تبدیل شد؛ گفتمانی که همچنان بر استقلال، مقابله با سلطه آمریکا و رژیم صهیونیستی و دفاع از منافع یمن تأکید دارد.

انقلاب ۲۱ سپتامبر، در این روایت، نقطه‌ای است که یمن از یک کشور تحت فشار و مداخله خارجی، به یکی از کانون‌های مهم جریان مقاومت در منطقه تبدیل شد؛ مسیری که ریشه‌های آن را باید در سال‌ها مبارزه سیدحسین الحوثی، اندیشه‌های بدرالدین الحوثی و در نهایت رهبری عبدالملک الحوثی جست‌و‌جو کرد.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار