در گفتگو با دانشجو مطرح شد؛
بچهها در ساختمانها مشغول بودند. پسر شهیده میرزایی از ما خواسته بود تا طلاهای مادرش را از زیر آوار بیرون بیاوریم. با دستانی لرزان در کنار ما ایستاده بود و بیصدا نظاره میکرد. نمیتوانستم احساساتم را کنترل کنم. با خودم گفتم: "خاک بر سر ما که باید چنین صحنههایی از مردم و هموطنانمان ببینیم..."
کد خبر: ۱۲۹۲۰۴۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۵/۱۹