مذاکرات ۳ ساعته زیر سایه تهدید به انفجار ایران!
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ سالهاست که رویکرد دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران بر سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» استوار است. اصلی که البته دولتهای مختلف با وجود تاکید لسانی بر آن، کم و بیش تلاش کردهاند فرآیندهای دیپلماتیک را بر همین ۳ اصل جلو ببرند. با این حال، اینکه این اصول تا چه میزان به عنوان یک متر و معیار مشخص در دستور کارگزاران قرار گرفته، محل تردید است.
تهدید به انفجار ایران!
روز گذشته اولین روز مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک برگزار شد. سران کشورها یک به یک مانند سالیان قبل پشت تریبون حاضر شدند و مواضع و رویکرد و اصول دیپلماتیک کشور خود را بیان کردند. دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا نیز از این قاعده مستثنی نبود و از تریبون نیویورک، به قدرت نمایی و دفاع از اقدامات دولتش طی ۲ سال اخیر پرداخت. البته ناگفته نماند که محوریت صحبتهای او آنچنان تفاوتی با سخنرانیها و اظهارات گذشتهاش نداشت و بیشتر به تکرار همان قبلیها پرداخت.
ادعای پیروزی بر ایران، باز بودن تنگه هرمز، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و در نهایت هم دعوت به توافق در زیر سایه تهدید به بمباران جزء شاخصهای اصلی اظهارات رئیس جمهور آمریکا بود. او بار دیگر ایران را تهدید به بمباران یا به تعبیر خودش «منفجر کردن» کرد و مستانه از پیروزی بر ایران طی نبرد اخیر سخن گفت.
با این وجود، اما انتظار مردم برای پاسخی دندان شکن از سوی دستگاه دیپلماسی و یا شخص رئیس جمهور نسبت به تهدیدات ترامپ، انتظار بیجایی نبود که متاسفانه باید گفت این سکوت، مسبوق به سابقه نیز بوده است. سکوتی که البته هیچ وقت پاسخ قانع کنندهای از سوی دولتمردان درباره دلایل آن داده نشده است.
مذاکرات ۳ ساعته
میتوان ادعا کرد که غافلگیری از اتفاقات و رویدادها طی ماههای گذشته، به امری طبیعی برای مردم تبدیل شده است. فرآیندهای غیر شفاف و دور از چشم مردم و بدون کوچکترین توضیح به رسانهها یکی از مشکلات لاینفک این روزهاست که در برهههای مختلف بر روی اعصاب مردم راه رفته است.
خبر مذاکرات ۳ ساعته هیأت ایرانی با ویتکاف و کوشنر در نیویورک نیز، از جمله همان اخبار ناگهانی و غافلگیر کننده بود که نه تنها افکار عمومی را شوکه کرد، بلکه اثر مستقیم بر روی قیمت نفت و تتر دیگر بازارهای جهانی گذاشت. به طوری در همان دقایق ابتدایی اعلام خبر، قیمت نفت برنت به زیر ۱۰۰ دلار رسید.
البته طبق روال گذشته، خبر این دیدار و مذاکرات ۳ ساعته از زبان رئیس جمهور آمریکا اعلام شد و خبرگزاری صدا و سیما ساعتی بعد آن را با عنوان «اصرار آمریکاییها برای دیدار و در نهایت پذیرفتن ما» منتشر کرد.
شاید آن چیزی از ظاهر این خبر متوجه شویم این است که طرف آمریکایی چندین بار برای دیدار اصرار کرده است و در نهایت ما با اصرار و خواست طرف مقابل پذیرفتهایم که دیداری ۳ ساعته و پشت درهای بسته با طرف آمریکایی داشته باشیم.
آنطور که گفته شده، گویا در این مذاکرات ۳ ساعته صرفا شروط هفت گانه ایران از طریق میانجی که احتمالا قطر بوده، به طرف مقابل ابلاغ شده است. غیر از این هیچ اطلاعات دیگری از محتوای گفتوگوها و جزئیات پیامهای رد و بدل شده بین دو طرف در دسترس نیست. البته ناگفته نماند که استیو ویتکاف در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره ابعاد این گفتگوها، ادعا کرد که فضای مذاکرات خوشایند بوده و آن را مثبت توصیف کرد.
چند سوال و ابهام
گفتوگوهای پشت پرده و غیر شفاف و از همه مهمتر، شنیدن خبر مذاکرات از زبان آمریکاییها و سپس تایید منابع آگاه داخلی، به رویه مرسومی تبدیل شده که فعلا محل نقد و اشکال نیست. اما سوال اساسی این است؛ مگر شروط جمهوری اسلامی ایران برای پایان جنگ برای طرف مقابل گنگ و غیر شفاف بوده است که برای ابلاغ آن نیازمند مذاکرات ۳ ساعته و بدون واسطه بوده است؟ اساسا در مذاکرات ۳ ساعته چه چیز یا چه چیزهایی رد و بدل شده است که طرف آمریکایی باید از آن احساس رضایت و خوشنودی داشته باشد؟
چرا با وجود تهدیدهای مکرر رئیس جمهور آمریکا باید به دیدار و گفتگویی تن بدهیم که اساسا به درخواست یا اصرار طرف مقابل بوده است؟ آن هم مذاکراتی نتیجه آن از حالا مشخص است.
چرا با وجود تاکید مقامات عالی نظام مانند دبیر شورای عالی امنیت ملی مبنی بر اینکه تا تحقق شروط ایران مذاکرهای در کار نخواهد بود، تصمیم بر مذاکرات مستقیم آن هم در سطح وزیر امور خارجه گرفته شده است؟ آیا مجوزهای لازم برای انجام این مذاکرات اخذ شده بود؟
این سوالات و چند ابهام دیگر تردیدهایی را ایجاد کرده است سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» تا چه میزان به عنوان متر و معیار اصولی دستگاه دیپلماسی دولت چهاردهم قرار دارد. مذاکرات غیرشفاف در زیر سایه تهدید به منفجر کردن ایران، تا چه میزان با این سه اصل همخوانی دارد؟
در عین حال تجربه دو دور مذاکرات با طرف آمریکایی که منجر به جنگ شد، این را مشخص کرده است که هزینه مذاکرات نسب به فایده آن تا چه میزان بوده است و شاید امروز «دلیل؟ تجربه» کلیدواژه مهم رهبر شهید انقلاب نسبت به مذاکرات با آمریکایی را بیش از گذشته لمس کرده باشیم.