رویای تغییر رژیم، کابوس واشنگتن در ایران
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو، «تغییر رژیم» در ادبیات سیاست خارجی به تلاش برای برهمزدن ساختار سیاسی موجود و جایگزینکردن آن با نظم سیاسی جدید گفته میشود؛ مفهومی که با تغییر دولت یا اصلاحات سیاسی تفاوت دارد.
بررسی روند تقابل آمریکا با جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که این تقابل از سالهای اول انقلاب، اگرچه از نظر ابزار و شیوه اجرا تغییر کرده، در مقاطعی با هدف تضعیف ساختار سیاسی ایران دنبال شده است؛ از اقدام نظامی مستقیم تا فشار اقتصادی، سیاسی و اثرگذاری بر تحولات داخلی.
پنجه عقاب؛ نخستین رویارویی مستقیم
یکی از نخستین نمونههای رویارویی نظامی مستقیم آمریکا با جمهوری اسلامی، عملیات «پنجه عقاب» در فروردین ۱۳۵۹ بود. پس از ناکامی آمریکا در آزادی گروگانها از مسیرهای سیاسی و اقتصادی، دولت جیمی کارتر گزینه نظامی را در دستور کار قرار داد.
این عملیات با هدف ورود به خاک ایران و آزادی گروگانها طراحی شد و گزینههایی فراتر از عملیات نجات نیز در محاسبات آمریکا قرار داشت.
عملیات در شامگاه ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ آغاز شد، اما نیروهای آمریکایی در صحرای طبس با توفان شن و نقص فنی بالگردها مواجه شدند.
در ادامه، برخورد یک بالگرد با هواپیمای سی-۱۳۰ و وقوع انفجار، موجب لغو عملیات و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه شد. پنجه عقاب در نهایت به شکست انجامید.

سناریوی تقلب و فتنه ۸۸
در اغتشاشات سال ۱۳۸۸، ادعای تقلب در انتخابات به محور اصلی اعتراضات تبدیل شد؛ ادعایی که بدون ارائه مستندات کافی مطرح شد و با رد مسیرهای قانونی برای بازشماری آرا همراه بود. در ادامه نیز شعارهایی با عبور از مسئله انتخابات و هدف قرار دادن اصل نظام مطرح شد.
همزمان، رسانههای خارجی تحت حمایت آمریکا به پوشش گسترده این تحولات پرداختند و باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، نیز از این فتنه حمایت کرد.

جنگ ۱۲روزه؛ آزمون بزرگ برای محاسبات واشنگتن
جنگ ۱۲روزه را میتوان یکی از مهمترین نمونههای تقابل مستقیم نظامی در سالهای اخیر دانست؛ جنگی که در کنار عملیات نظامی، با جنگ رسانهای و روانی همراه شد و توان دفاعی و میزان تابآوری سیاسی و اجتماعی ایران را نیز در معرض آزمون قرار داد.
هدف از چنین فشاری صرفاً واردکردن خسارت نظامی نیست؛ بلکه مهاجم میکوشد ارزیابی کند که آیا فشار نظامی میتواند به بیثباتی سیاسی و ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت منجر شود یا خیر.
با این حال، تجربه جنگ ۱۲روزه نشان داد که فشار نظامی بهتنهایی الزاماً به تغییر سیاسی منجر نمیشود.

۱۸ و ۱۹ دی؛ کودتای نافرجام
پس از جنگ، کودتای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ بار دیگر اهمیت میدان داخلی را در راهبرد فشار برجسته کرد.
در این مرحله، اعتراضات و مطالبات اجتماعی با موجی از عملیات رسانهای و روانی همراه شد و تلاشهایی برای تبدیل نارضایتیهای موجود به بحران سیاسی و امنیتی شکل گرفت.
وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی میتواند زمینه اعتراض را فراهم کند، اما زمانی که این نارضایتیها با فشار خارجی و عملیات رسانهای پیوند میخورد، ظرفیت آن برای تبدیلشدن به بحران داخلی افزایش مییابد.

وقتی ترامپ اعتراف می کند!
ترامپ کله زرد پس از کودتای نافرجام ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ در گفتوگو با فاکسنیوز، در حالی که بار دیگر ادعاهای خود درباره شمار جانباختگان کودتای دی ماه ۱۴۰۴ را تکرار کرد، از ارسال سلاح به ایران در جریان این حوادث سخن گفت؛ اقدامی که بنا بر ادعای او، با هدف توزیع سلاح میان اغتشاشگران انجام شده است.

جنگ رمضان؛ عبور فشار به رویارویی مستقیم
جنگ رمضان مرحلهای متفاوت در روند تقابل بود؛ یک رویارویی نظامی مستقیم که در جریان آن، قائد امت به شهادت رسید و کشور با پیامدهای گسترده امنیتی و نظامی مواجه شد.
از این رو، این جنگ را نمیتوان صرفاً در چارچوب فشار غیرمستقیم یا عملیات روانی تحلیل کرد. اهمیت آن در کنار جنگ ۱۲روزه و اتفاقات کودتای ۱۸ و ۱۹ دی، در نمایش طیفی از ابزارهای فشار است؛ از عملیات نظامی مستقیم تا فشار اجتماعی و رسانهای.
با این حال، تجربه این مقاطع نشان میدهد که میان موفقیت عملیاتی در میدان و دستیابی به تغییر سیاسی پایدار فاصله وجود دارد.

رؤیای تغییر رژیم ؛ کابوس واشنگتن
با وجود چند دهه فشار آمریکا در ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی که هزینههای قابلتوجهی بر ایران تحمیل کرده، این فشارها تاکنون به تغییر ساختار سیاسی کشور منجر نشده است.
مهمترین دلیل این ناکامی را نمیتوان صرفاً در توان نظامی یا اقتصادی ایران جستوجو کرد؛ متغیر تعیینکننده، ظرفیت جامعه برای حفظ انسجام در شرایط بحران است.
از این منظر، مهمترین مانع در برابر پروژه تغییر رژیم، نه صرفاً توان نظامی یا اقتصادی ایران، بلکه پیوند میان مردم و کشور و حفظ انسجام اجتماعی در شرایط بحران است.
دشمن تلاش میکند با بزرگنمایی اختلافات، تحریک نارضایتیها و ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت، فشار خارجی را به بحران داخلی تبدیل کند؛ اما تجربه تاریخی ایران نشان داده است که ملت ایران، با وجود تفاوت دیدگاهها و مشکلات موجود، در بزنگاههای حساس در برابر تهدید خارجی متحد میشود و اجازه نمیدهد اختلافات داخلی به ابزاری برای بیثباتسازی کشور تبدیل شود.