باشگاه دانشجویان/
یکی از بچههای روستا به محض دیدن من دوان دوان به سمت خانهاش رفت و دفترچهای برای من آورد، دفترچهای که سال گذشته برایش خاطرهای نوشته بودم، وقتی که دفتر رو دیدم که مثل روز اولش نو بود، اشک در چشمانم حلقه زد. اما ...
کد خبر: ۵۱۰۷۹۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۲/۲۶