پشت پرده «توصيه تهاجمي» خاتمي به اصلاح طلبان
به گزارش گروه سياسي «شبكه خبر دانشجو»، يك پايگاه اينترنتي در خبرنامه تحليلي خود با اشاره به طرح موضوع « ورود اصلاح طلبان به حالت تهاجمي» نوشت: «توصيه تهاجمي» خاتمي به اصلاحطلبان، پيامها و اهدافي دارد كه نخستين آنها فراهم سازي شرايط جهت حضور وي در عرصه رقابتهاست.
اين مقاله، نخستين مقصود خاتمي از طرح موضوع ورود اصلاح طلبان به حالت تهاجمي را، زمينهسازي براي ورود وي به عرصه رقابتهاي انتخاباتي دانسته و مي افزايد: خاتمي در واقع خطاب به دوستان اصلاحطلبش در سازمان مجاهدين و حزب مشاركت كه خواستار حضور وي در عرصه انتخابات هستند، پيام ميدهد كه بايد مقدمات ورود وي را با خروج از حالت فعلي و ايجاد تحرك لازم در اتمسفر سياسي كشور فراهم سازند، چرا كه در فضاي كنوني، حضور خاتمي نتيجهاي در برنخواهد داشت.
نويسنده اين مقاله انگيزه ديگر خاتمي از تحريك گروههاي مختلف دوم خردادي براي اتخاذ حالت تهاجمي را ترسيم « رويارويي سختي» مي داند كه هريك از كانديداهاي اصلاحطلبان در مقابل كانديداي اصولگراها در پيش دارند.
پيام خاتمي از ترسيم اين صحنه به دومخرداديها اين است كه به آنها القاء كند كه با حالت انفعالي فعلي كه هر گروه بدنبال راه خود و معرفي كانديداي خود باشد، امكان رقابت وجود ندارد. چنانچه دوم خرداديها بخواهند در اين عرصه تلاشي مقرون به موفقيت داشته باشند، بايد در يك آرايش تهاجمي، نوك پيكان خويش را مشخص ساخته و با صفآرايي جديد نيروهاي خود حداقل با منسجم ساختن فرماندهان خطوط مقدم، لزوم اطاعت سربازان از ردههاي مافوق خود را گوشزد نمايند.
اين گزارش تحليلي در توصيف سومين علت چرايي صفآرايي تهاجمي دوم خرداديها مي نويسد: موضوع ضرورت خروج مجموعه اصلاح طلبان از حالت يأس و نوميدي، دليل ديگر توصيه خاتمي براي اتخاذ حالت تهاجمي است. اين ياس و نااميدي در حال حاضر سراسر اين جبهه را فراگرفته است. در چنين فضايي كه مجموعه دومخرداديها هيچ اميدي براي ورود به رقابتها ندارند و برخي با رويگرداني از داخل، به آنسوي مرزها چشم دوخته و عدهاي نيز به ضرس قاطع موضوع تحريم انتخابات را مطرح ميسازند، به باور صاحبنظران امكان رقابت براي اصلاحطلبان در مقابل اصولگراها وجود ندارد.
اين مقاله در ادامه مي افز ايد: خاتمي به نكته مهم ديگري نيز توجه دارد كه از توصيه برخي دوستانش استنباط نموده و آن مقايسه شرايط كنوني با وضعيت دوم خرداديها در دور دوم انتخابات نهم رياست جمهوري است.
عدهاي از مخالفان حضور خاتمي، در بيان استدلال خويش به وي تصريح دارند كه او هرگز نبايد شرايط غيرقابل تكرار دوم خرداد 76 را تصور نمايد، هنگاميكه هيچ تصوري از خاتمي و دومخرداديها در ذهن مردم نبود و حتي تا واپسين روزهاي دولت هاشمي، نامي از خاتمي به عنوان كانديدا مطرح نميگشت؛ اما دور دوم رقابت ميان هاشمي و احمدينژاد نشان داد كه همه تلاش مخالفان رئيس جمهور فعلي هم رو به جايي نميبرد، لذا خاتمي آمدن خود يا هر كانديداي ديگر براي پيروزي را منوط به راهاندازي جنبش و تحرك اجتماعي جديدي ميداند كه با اين حالت انفعالي فعلي جريان سياسي متبوع سازگاري ندارد.
به اعتقاد نويسنده اين مقاله، دغدغه ديگر خاتمي كه منجر به طرح اين راهبرد جديد گرديده، برگرفته از ترديدهاي زنجيرهاي است كه از تأييد يا رد صلاحيت وي آغاز گرديده و در سطوح ديگر با موضوع آسيب پذيري وي در مقابل آنچه تخريب وي ميخوانند، ادامه مييابد.
اين تحليل ادامه مي دهد: آنچه در سلسله ترديدهاي هواداران وي مطرح است اين كه خاتمي فعلي با خاتمي رئيسجمهور جبهه اصلاحات چه تفاوتهايي دارد كه بتواند منويات دوم خرداديها را دنبال نمايد. لذا خاتمي انتظار مريدان پروپا قرص خود را مي داند كه ميخواهند از او، خاتمي جديدي بسازند.
از همينرو، وي درحالي پيشنهاد راهبرد تهاجمي را مطرح ميسازد كه ترجيح ميدهد به درخواستهاي مدعوينش براي آمدن پاسخ منفي ارائه كند اما اينكه چرا به گفته وي دوستانش از او ميخواهند فعلاً از نيامدن سخن نگويد به نياز جريان متفرق دوم خرداد به نقش رهبري وي در اين جبهه باز ميگردد، نقشي كه خاتمي نيز به رغم همه ترديدهايش، از آن استقبال كرده و توصيههاي راهبردي وي را بايد در اين كسوت جديد ارزيابي كرد.
در بخش ديگري از اين تحليل آمده است: خاتمي در حالي تغيير فاز نامزدي به حوزه رهبري جنبش را آغاز ميكند كه طيفهاي متعدد دوم خردادي باتوجه به گسترش و پراكندگي، اميد زيادي به قدرت فرماندهي خاتمي و امكان وحدت اين جبهه نداشته و با اصرار بر كانديداهاي متفرق خود به «چارهانديشي منهاي همانديشي» دست زدهاند، از اينرو معرفي حسن روحاني به عنوان كانديداي انتخابات رياست جمهوري از سوي حزب اعتدال و توسعه ضمن آنكه از قطعي شدن نيامدن خاتمي خبر ميدهد، رقابت وي در كنار كروبي به معناي عدم انتظار ساير گروههاي اصلاحطلب و بيانگر بيمي است كه نسبت به سرنوشت رهبري اصلاحطلبان دارد.
اين مقاله در پايان مي نويسد: ورود حسن روحاني با انتقادات شديد وي عليه دولت نهم مقرون ميگردد تا پرچم رهبري جريان دومخرداد در اين ميانه در انحصار يك گروه قرار نگيرد. اما آيا تندروي در مسير نقد دولت اصولگرا ميتواند ميداني براي جرياني كه تلاش ميكند خود را ميانه و اعتدالي نشان دهد، باز نمايد؟ سؤالي است كه پاسخ آنرا رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبههاي نماز جمعه هفته گذشته در جملاتي هشدارآميز مورد اشاره قرار دادند كه: « همه جناحها و مسئولان و اشخاص بايد مراقب گفتار و رفتار خود باشند و نخبگان و سياسيون بهتر است اين واقعيت را درنظر داشته باشند كه مردم نيز از اين اخلاق ناراضي هستند و به دور از حرفهاي مخرب، آگاهانه تصميم ميگيرند.» /انتهاي پيام/