کد خبر:۱۲۳۱۴۹
وبلاگ «خدا کند که نیایی»
نامهای به رئیسجمهور محبوبم
رئیس جمهور مردمی ام! من دوست دارم تو تا آخر برای من همان خادم ملت، مدافع ولایت و سفیر اسلام در سازمان ملل باقی بمانی. دوست ندارم که معاندین بگویند تاریخ تکرار میشود و برایم از منتظری و بنی صدر شاهد مثال بیاورند. آخر جنس تو با بنی صدر فرق دارد و بحمد الله مسئولین و مردم بین شما و اطرافیانتان فرق قائل شده اند.
به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، حمیده اسماعیلی در وبلاگ «خدا کند که نیایی» نامه ای به دکتر احمدی نژاد نوشته است:
سلام دکتر جان ،حالتان چه طور است؟ امیدوارم ایام به کام باشد. میدانم که این چند وقته با سفر به ایلام و شهرهای اطراف بسیار خسته شده اید که البته کار همیشگیتان است. همین کارها را در طی 6 سال انجام داده اید که متخصصان پوست میگویند پوستتان به اندازه ی ۲۰ سال پیرتر شده .
من با دوستانم تلاش کردیم تا وقتی را از رئیس دفتر محترمتان برای دیدار خصوصی با شما بگیریم ولی نشد ،خواستم برایتان پیامی بفرستم دیدم که سرنوشت وبلاگتان هنوز مشخص نیست .بر ان شدم تا مطلبی را که چند وقتی میشود در دلم سنگینی میکرد را روی کاغذ اورده و در نهایت ان را در چشمه ای از اب روان رها کنم و دعا کنم که ان را به کسی که زمانی برایم الگو بود برساند.
دکتر عزیزم سال ۸۴ بود که مثل همه انتخابات ها ،هیجانات انتخاباتی رو به افزایش میرفت تا انجا که به استانه ی انتخابات ریاست جمهوری رسیدیم ، در مسجد محل غوغایی بر پا بود از طرفی ما در کسوت پایگاه بسیج از مردی دم میزدیم که با حضور اندک خود در شهرداری تهران ،انقلابی برپا کرده و به خدمتگزاری به خلق معنای تازه ای بخشیده .و از طرفی دیگر هیئت امنای مسجدمان همان هایی که الان طرفدار شما هستند با دعوت از نماینده ی اقای هاشمی بعد از نماز مشغول پذیرایی از خلق الله بودند .
گرچه در باشگاه ورزشی دوستانم عکس شما را که لباس یک رفته گر را به تن کرده و در غالب های مختلف درآورده را به همدیگر نشان میداده و مسخره تان میکردند ولی من با اعتماد به نفس کامل ازشما دفاع کرده و در برابر حقارتها و تمسخرهای آنها خودم را به خدا سپردم. برای پیروزیتان در دور دوم ختم قرآن و صلوات و حدیث کساء گرفتیم و به خانم جلسه ای های محل سفارش کردیم که در مراسم خود دعا برای پیروزی شما را از یاد نبرند.
برنامه هایمان را جوری تنظیم میکردیم که بتوانیم شبها با طیب خاطر و تسبیح به دست مناظره های انتخاباتیتان را از تلوزیون تماشا کنیم و از دور برایتان حمد و قل هو الله نثار کنیم . هر چند آن شب که در برنامه ی گفتگوی ویژه ی خبری نماینده ی شما همان آقای جوانفکر را میگویم در مناظره با نماینده ی آقای هاشمی حسابی از شما تعریف کرد تا آنجا که من هم با آن طرز دفاع از شما بدم آمد اما با صحبتهای بعدی خودتان باز سر همان جایگاه اولم برگشتم.
بعد از پیروزیتان در انتخابات احساس میکردم که قطعا این دولت به همراه رهبرش پرچم انقلاب را به امام زمان تحویل میدهد آخر دیگر کسی روی کار آمده بود که در مراسم تودیع و معارفه برای گرفتن حکمش تا کمر خم میشد و دست ولی امرش را میبوسید.
بعد از پیروزیتان میدانستم که مدیران قبلی با شما سر سازش نخواهند داشت و احتمال نفوذ داشتن این مدیران را در صدا و سیما میدادم و به همین خاطر به جنجالهایی که بیست و سی برای اسفندیار رحیم مشائی نشان میداد توجهی نشان نمیدادم.
جابه جایی وزرایتان را هم در دور اول در همین راستا تلقی میکردم و به دوستانم هم میگفتم این وزیر همان وزیری بود که به دکتر تحمیل شده و احمدی نژاد با کسی کوچکترین سازش و ملاحظه ای ندارد. در هر سفری که به نیویورک داشتید هنگام سخنرانیتان به حدی از صحبتهای حماسی و اسلامیتان شاد و مسرور میشدم که گویا به عنوان نفر اول کنکور برگزیده شدم. آخر بعد از چندین سال فردی به عنوان رئیس دولت به جای دم زدن از گفتگوی تمدنها و آزادی مدنی دم از اسلام ناب محمدی و فرهنگ انتظارمی زد و جهانیان را به بیداری اسلامی و هوشیاری دعوت میکرد.
دوره ی اول ریاست شما با تمام سختی هایی که برای شما داشت من و دوستانم را هم به سختی انداخت آخر ما مجبور بودیم هر روز در پی پاسخگویی به شبهات و تمسخرات روزنامه های آن طرفی باشیم تا بتوانیم ذهن مردمان را از باقی ماندن هرگونه شائبه پاک کنیم تا شما و وزرایتان بهتر بتوانید رسالت خود بپردازید.
در انتهای دور اول ریاستتان بود که نغمه های انتخاباتی شروع به دمیدن گرفت تا آنجا که اعتراض رهبرمان را هم برانگیخت.
دکتر جان من در ابتدای سالی که شما به پیروزی رسیدید هنوز دانش آموز بودم و در انتهای دوره اولتان در دانشگاه مشغول اتمام درس. علی ای حال سال ۸۸ را ما با یک سال انتخاباتی شروع کردیم مجبور بودیم به سرعت خودمان را با شرایط جدید تطبیق بدهیم تا آنجا که به ستاد انتخاباتیتان در فاطمی پیوستیم. من باید در قشر قضات از این دادگاه به آن دادگاه میرفتم تا ببینم چند در صد از قضات ما طرفدار شما هستند تازه یک عالمه هم شماره ی همراه داشتم در شهرهای مختلف که با همه آنها تلفنی در منزل ارتباط برقرار کردم. آخر ماه هزینه ی تلفنم سر به فلک گذاشت. گمان مبرید که میخواهم خدایی نکرده منتی سرتان بگذارم که باور بفرمایید همه ی اینها از سر عشق بود.
خدا را شکر بعد از شنیدن خبر پیروزیتان تمام خستگی حاصل از کار از تنمان درآمد و با آمدن در میدان ولیعصر احساس کردیم که اجرمان را در روز تولد حضرت زهرا (س) از خود حضرت گرفته ایم. از فتنه های بعد از انتخابات چیزی نمیگویم که آنجا دیگر بحث شما نبود ولی در آن ایام باز هم نتوانستم فلسفه ی بسیاری از کارهایتان را در ذهنم حلاجی کنم و آن را هم به خدا سپردم. آخر نمیشد در کنار برخی از اموری که شاید من مصلحتش را درک نمیکردم، کارهای عظیمتان را نادیده گیرم از بین همه آنها انچه که تا ابد به یادم میماند سفر شما به لبنان بود تا آنجا که باعث شد هر کلمه ی که شما با مردمان لبنان صحبت میکردید من بر خود و ایرانی بودنم ببالم.
حرف از ایران شد، خوب است اندکی هم راجع به مکتب ایرانی سرتان را درد بیاورم. میدانم که قبل از من هزار و یک نفر چه از سر غرض و مرض و یا از سر خیرخواهی راجع به این قضیه با شما صحبت کرده اند و هر بارشما جواب واحدی به آنها داده اید. میدانم که شهید مطهری درباره نقش ایرانیان در گسترش اسلام کتاب نوشته و در تاثیر این مکتب شکی ندارم ولی دیگر آنجایی که جناب مشایی دم از پایان اسلام گرایی زد و آنقدر از فرهنگ ایرانی نزد شما تعریف کرد تا آنجا که شما در اولین مصاحبه ی مطبوعاتیتان در سال 90 به جای بیداری اسلامی از بیداری انسانی دم زدید، دیگر حرفی برای گفتن و توجیه و تفسیر آن نداشتم.
یادتان می آید در دور اول یکی از کارکنان دولت مراسم پر شکوهی را به هزینه ی دولت برای دولت برگزار کرده بود و شما به او دستور دادید که هزینه ها را خودش باید از جیب خودش بپردازد چون بیت المال است و حساب وکتاب دارد؟ آیا به جناب مشایی هم دستور عودت دادن هزینه ی میلیادری همایش ایرانیان خارج از کشور و هزینه ی چندین میلیاردی جشن جهانی نوروز را داده اید؟
شاید بتوان این را از شیوه های بهبود دیپلماسی در جهت پیشبرد سیاست خارجی قلمداد کرد و هزینه کردن برای آن را لازم.
میدانید تعبیری که مردم در حمایت از شما به کار میبردند چه بود؟ این بود که احمدی نژاد جگر دارد و در برابر دشمنان مشترک ملتها بدون هیچ واهمه ای ایستادگی میکند. دکتر جان در آستانه ی بیداری ملتهای منطقه ملک عبدالله به عنوان مزدور آمریکا و انگلیس جایگاهش عوض شده که او را بنا به پیشنهاد رئیس دفترتان در زمانی که اوج حملات مزدوران به مسلمانان به ویژه شیعیان در بحرین بود دعوت کردید؟
میدانم که اجرای طرح تحول اقتصادی توان و انرژی زیادی را از شما و دولتیان گرفته است تا آنجا که شما هم مانند ما امسال به دلیل سرکوب هم مسلکانمان در بحرین و لیبی بنا به فرموده ی مقام معظم رهبری عید به کاممان مبارک نیامد ولی دوست دارم که اینبار فلسفه ی جشن جهانی نوروز و دعوت از خواننده ی زن قرقیزستانی را برایم تشریح کنید آخر با هرچه بتوانم کنار بیایم با این دیگری نمیتوانم.
حرفی که امروز منتقدین شما در برکناری یکی از وزرایتان میزنند شبهه ی خدشه وارد آمدن ولایتمداریتان را در اذهان مردم تقویت میکند.
با تمام این شرایط امروز باز هم سر کلاس درس من مشغول دفاع از ولایت مداریتان از ولی فقیه در برابر استادم بودم استنادم هم این جمله ی شما در سال 87 بود که گفته بودید رضایت رهبر انقلاب را با هیچ چیز دیگری عوض نمیکنم.
رئیس جمهور مردمیم بگذار در انتهای کلام بگویم که من دوست دارم تو تا آخر برای من همان خادم ملت،مدافع ولایت و سفیر اسلام در سازمان ملل باقی بمانی. دوست ندارم که معاندین بگویند تاریخ تکرار میشود و برایم از منتظری و بنی صدر شاهد مثال بیاورند. آخر جنس تو با بنی صدر فرق دارد و بحمد الله مسئولین و مردم بین شما و اطرافیانتان فرق قائل شده اند. آیا دیگر در جایگاه حقوقی و حقیقی کسی را بالاتر از سید علی خامنه ای سراغ داری و یا سردار جعفری و علامه تهرانی و علمای دیگر وزنه ی سبکی هستند که در دفاع از ولایتمداریت از آبرویشان هزینه کرده اند؟
ایام فاطمیه است و دعا میکنم که شما همچون سالهای گذشته با حضور در مراسم حاج منصور عرشی که امروز به مدد برخی از دوستانتان حاج منصور .... تلقی میشود حضور پیدا کنید و به ما و طرفدارانتان ثابت کنید که برای ما هنوز همان محمود احمدی نژاد سال 84 هستی./انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰