مواد مخدر مورد علاقت چیست؟ / تأثیر گفتار سلبریتیها درباره مواد مخدر بر نوجوانان و جوانان

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو، ساسان سوری، در فضای رسانهای امروز، برنامههای گفتوگومحور با حضور سلبریتیها از محبوبیت گستردهای در میان نوجوانان و جوانان برخوردارند، این برنامهها که عموماً با هدف سرگرمی و ارائه تصویری خودمانی از چهرههای مشهور تولید میشوند، گاهی به عرصهای برای طرح موضوعات حساس و غیرمسئولانه تبدیل میشوند.
یکی از این موارد، صحبت درباره مصرف مواد مخدر و حتی پرسش درباره مواد مخدر مورد علاقه مهمانان است، این در حالی است که در همان جامعه، نیروی انتظامی و نهادهای مبارزه با مواد مخدر، با هزینههای جانی و مالی سنگین، در خط مقدم مقابله با این بلای خانمانسوز قرار دارند.
آمارهای رسمی نشان میدهد سالانه هزاران تن مواد مخدر در کشور کشف و امحا میشود و مأموران بسیاری در این مسیر جان خود را از دست میدهند.
سلبریتیها، به ویژه در جوامعی با درصد بالای جمعیت جوان، از نفوذ اجتماعی قابل توجهی برخوردارند، مطالعات متعدد در حوزه روانشناسی اجتماعی نشان میدهد نوجوانان و جوانان در فرآیند هویتیابی، به شدت تحت تأثیر الگوهای به ظاهر موفق و محبوب قرار میگیرند.
زمانی که یک چهره محبوب در یک برنامه پرمخاطب، با لحنی عادیشده درباره مصرف مواد مخدر صحبت میکند یا از مهمان خود چنین سؤالی میپرسد، در واقع در حال ارسال چند پیام خطرناک است.
عادیسازی مصرف: صحبت درباره مواد مخدر مانند یک موضوع معمولی روزمره (مشابه سؤال درباره غذای مورد علاقه)، حساسیت زشتی و غیرقانونی بودن این عمل را از بین میبرد، برای مخاطبی که هنوز درک کاملی از عواقب اعتیاد ندارد، این گفتوگو میتواند مصرف مواد را رفتاری جذاب، مربوط به دنیای بزرگسالان یا حتی نماد شور زندگی جلوه دهد.
تضعیف هشدارهای پیشگیرانه: سالانه میلیاردها تومان بودجه و حجم گستردهای از محتوای آموزشی صرف هشدار درباره عواقب اعتیاد میشود، اما یک مصاحبه چندثانیهای با یک سلبریتی محبوب، میتواند تأثیر تمام آن آموزشها را برای بخشی از مخاطبان خنثی کند، این مسئله به ویژه زمانی خطرناکتر میشود که سلبریتی مذکور، خود الگوی جوانان در عرصه ورزش، موسیقی یا سینما باشد.
تخریب مرزهای اخلاقی: پرسش و پاسخ درباره مواد مخدر مورد علاقه، مرزهای اخلاقی گفتوگوی عمومی را جابهجا میکند، این کار نه تنها مصرف مواد را عادی جلوه میدهد، بلکه حریم خصوصی و انتخابهای مخرب را به موضوعی برای نمایش عمومی تبدیل میکند، وظیفه رسانه، به چالش کشیدن چنین رفتارهای پرخطری است، نه عادی کردن آنها.
مسئله اینجاست که بسیاری از مجریان و تولیدکنندگان این برنامهها، یا از این تأثیر عمیق غافلند یا برای جذب مخاطب بیشتر و ایجاد حاشیهای جذاب، عامدانه به سراغ چنین موضوعاتی میروند، آنها مسئولیت اجتماعی خود را در قبال میلیونها نوجوان و جوان پای برنامههایشان نادیده میگیرند.
بر اساس گزارشهای رسمی، فراجا سالانه هزاران تن انواع مواد مخدر از جمله هروئین، مورفین، حشیش، قرصهای روانگردان و مواد صنعتی را در مرزها و داخل کشور کشف و منهدم میکند، پشت هر کیلوگرم از این آمار، خطری جدی برای مأموران وجود دارد، درگیریهای مسلحانه با قاچاقچیان بینالمللی و سازمانیافته، منجر به شهادت و آسیبدیدگی تعداد زیادی از این نیروها میشود.
پلیس تنها به مقابله در مرزها اکتفا نمیکند، کشف و انهدام کارگاههای خانگی و صنعتی تولید مواد مخدر و روانگردان، دستگیری شبکههای توزیع خرد و کلان در محلات و دانشگاهها، و برخورد با عرضهکنندگان از دیگر اقدامات مستمر است، هدف، قطع زنجیره عرضه و کاهش دسترسی است.
این تلاشها هزینههای مالی و جانی عظیمی دارد و هدف نهایی آن، حفاظت از نسل جوان، استحکام بنیان خانواده و تأمین امنیت اجتماعی است.
اما زمانی که از یک سو، مأموری در مرز با جانفشانی مانع ورود مواد میشود و از سوی دیگر، در یک استودیوی مجلل، مصرف مواد به موضوعی برای گفتوگوی خودمانی تبدیل میشود، یک شکاف عمیق و خطرناک در پیامرسانی اجتماعی ایجاد میگردد، این تناقض میتواند به بیاعتمادی جوانان نسبت به نهادهای متولی مبارزه با مواد مخدر و تلاشهای آنها بینجامد.
از خودسانسوری مسئولانه تا نظارت هوشمند
برای برونرفت از این وضعیت و ایجاد هماهنگی بین فضای رسانه و تلاشهای ملی برای مقابله با مواد مخدر، راهکارهای چندلایهای ضروری است.
مسئولیتپذیری رسانهها و سلبریتیها: صاحبان رسانه، تهیهکنندگان، مجریان و مهمانان برنامهها باید به سطحی از خودسانسوری مسئولانه و اخلاق حرفهای برسند، آگاهی از تأثیر کلام بر مخاطب جوان، باید در اولویت باشد.
شوراهای نظارت بر محتوای داخلی رسانهها میتوانند با تدوین دستورالعملهای شفاف، مرزهای گفتوگو درباره موضوعات حساس مانند مواد مخدر را مشخص کنند، سلبریتیها نیز باید بپذیرند که محبوبیت، با مسئولیت همراه است و میتوانند از این نفوذ برای ترویج سبک زندگی سالم و هشدار درباره مخاطرات استفاده کنند.
نظارت و قانونگذاری هوشمند: نهادهای ناظر بر رسانه مانند شورای عالی فضای مجازی و سازمان صدا و سیما باید با در نظر گرفتن شرایط جدید محتوایی (به ویژه در پلتفرمهای ویدیویی اینترنتی)، قوانین شفاف و بازدارندهای را برای مقابله با محتوایی که مصرف مواد مخدر را عادیسازی یا ترویج میکند، تدوین و اجرا نمایند، این نظارت نباید صرفاً سلیقهای یا پس از تولید باشد، بلکه باید مبتنی بر آموزش و آگاهیبخشی به تولیدکنندگان محتوا باشد.
تولید محتوای جایگزین و آگاهسازی خلاق: به جای انتقاد محض، باید از ظرفیت همان سلبریتیهای محبوب و برنامههای پرمخاطب برای آگاهسازی استفاده کرد، دعوت از خانوادههای قربانیان اعتیاد، روانشناسان و مددکاران اجتماعی به برنامهها، و نمایش مستندهای تأثیرگذار از پشت صحنه مبارزه با مواد مخدر، میتواند تصویری واقعی از این نبرد ارائه دهد.
تقویت سواد رسانهای در مدارس و خانوادهها: در نهایت، توانمندسازی خود نوجوانان و جوانان برای تحلیل انتقادی محتوای رسانهای امری حیاتی است، آموزش سواد رسانهای در مدارس میتواند به آنها بیاموزد که چگونه پیامهای ظریف و غیرمستقیم ترویج رفتارهای پرخطر را تشخیص دهند و تحت تأثیر هر صحبتی قرار نگیرند.
خانوادهها نیز باید در فضایی صمیمانه، درباره خطرات مواد مخدر و نحوه مواجهه با محتوای نامناسب رسانهای با فرزندان خود گفتوگو کنند.
نیاز به اتحاد در جبهه فرهنگی مبارزه با مواد مخدر
مبارزه با مواد مخدر تنها یک نبرد امنیتی و قضایی نیست، این یک جنگ فرهنگی و رسانهای گسترده است، دشمنان در این عرصه، تنها قاچاقچیان مرزی نیستند؛ بلکه بیمسئولیتی در گفتار، عادیسازی مصرف در محتوای به ظاهر سرگرمکننده و ترویج الگوهای رفتاری مخرب نیز به همان اندازه آسیبزا هستند.
زمانی که مجری یا مهمان یک برنامه، با بیتفاوتی از مواد مخدر میپرسد، ناخواسته در جبهه مقابل کسانی قرار میگیرد که برای نجات جوانان این مرز و بوم از جان خود میگذرند.
رسیدن به نقطه تعادل نیازمند عزمی جمعی است، از تهیهکننده برنامه تلویزیونی که باید مسئولیت اجتماعی خود را بپذیرد، تا سلبریتیای که باید نفوذ خود را در مسیر درست هدایت کند، از نهادهای نظارتی که باید هوشمندانه و پیشگیرانه عمل نمایند، تا خانواده و مدرسهای که باید سپر دفاعی فرزندان را با آگاهی تقویت کنند.
تنها در این صورت میتوان امید داشت که فضای رسانه، به جای آن که ناخواسته به عرصهای برای ترویج مصرف تبدیل شود، به سنگری قدرتمند در جنگ علیه مواد مخدر و حامی تلاشهای بیوقفه پلیس و مدافعان سلامت جامعه تبدیل گردد، آینده نسل جوان، ارزش این هماهنگی و مسئولیتپذیری را دارد.