قمار میلیونها دلاری روی جنگ و ترامپِ قمارباز/ هزینهای که جهان با جنگ فعلا نمیپردازد
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ در هفتههای گذشته، بخش قابلتوجهی از تحلیلها، شرطبندیها و حتی نوسانگیریهای رسانهای و بورسی، روی یک سناریوی مشخص متمرکز شده بود: «تا پایان ژانویه، آمریکا با ایران وارد جنگ میشود». سناریویی که نه فقط در فضای سیاسی، بلکه در بازارهای انرژی، ارز و حتی بورسهای جهانی، دستبهدست میشد و مبنای تصمیمگیری بسیاری قرار گرفت.

اما حالا که ژانویه به پایان رسیده، آنچه بیش از هر چیز برجسته شده، نه جنگ، بلکه حجم قمار انجامشده روی وقوع آن است؛ قماری که روی شخصیتی انجام شد که حتی در نسخه بدون روتوش آمریکایی هم، بیش از آنکه استراتژیست باشد، یک قمارباز سیاسی است.
کاربران یک سایت شرطبندی در روزهای پایانی ژانویه ۲۰۲۶ بیش از ۴۰ میلیون دلار روی سناریوی وقوع جنگ بین آمریکا و ایران قمار کردند، اما با پایان ماه و عدم وقوع هیچ حملهای، تمام شرطهای «Yes» باخت و سرمایه کاربران از بین رفت.
در این بازار پیشبینی قیمت شرط «Yes» یعنی وقوع جنگ را در حدود ۱.۳ سنت و شرط «No» را نزدیک ۹۹ سنت تعیین کرده بود، نشاندهنده باور بازار به بعید بودن این سناریو. تحلیلگران میگویند حجم بالای سرمایه، نشاندهنده هیجان جهانی نسبت به تنشهای خاورمیانه و حساسیت بازار انرژی و ژئوپلیتیک است.
باخت این شرطها نه تنها سرمایه معاملهگران را کاهش داد، بلکه اعتبار بسیاری از پیشبینیهای خبری و تحلیلی را نیز به چالش کشید.
تحلیلگران شرطبند، همهچیز را روی این فرض گذاشته بودند که واشنگتن، برای مهار ایران، به گزینه پرهزینه درگیری مستقیم متوسل میشود؛ فرضی که بیش از آنکه بر واقعیتهای ژئوپلیتیکی استوار باشد، بر هیجان، تیترسازی و حافظه کوتاهمدت بازارها بنا شده بود.
واقعیت، اما چیز دیگری است. جنگ با ایران، قمار سادهای نیست؛ نه برای آمریکا، نه برای اقتصاد جهانی. تنگه هرمز، بازار انرژی، تورم جهانی، زنجیره تأمین و امنیت انرژی رقبای آمریکا، همه متغیرهایی هستند که هزینه هر خطای محاسباتی را چندبرابر میکنند. به همین دلیل، همان کسی که برخی روی «غیرقابل پیشبینی بودنش» شرط بسته بودند، در بزنگاه تصمیم، ترجیح داد ژتونها را جمع کند، نه اینکه همهچیز را روی میز آتش بریزد.
آنچه امروز باقی مانده، تحلیلهایی است که روی یک قمار، قمار کردند؛ شرطبندی روی جنگ، آن هم با بازیگری که منطقش نه پیروزی مطلق، بلکه حداقلسازی هزینه است. نتیجه؟ بازارهایی که با ترس بالا رفتند، حالا با واقعیت عقب مینشینند و روایتهایی که قرار بود «قطعی» باشند، به حاشیه رانده میشوند.
شاید درس این ماجرا روشن باشد؛ در منطقهای که هر حرکت میتواند قیمت نفت، گاز و حتی نان را در آن سوی دنیا جابهجا کند، جنگ نه سناریوی فوری، بلکه آخرین کارت روی میز است؛ کارتی که حتی قماربازها هم همیشه حاضر نیستند آن را بازی کنند.