تأملی بر پردهنشینی اخیر مشایی
طي سه هفته گذشته، مهمترین خبر پیرامون مسئله جريان انحرافي، غیبت نفر اول اين جریان و عدم مشاهده وی در مقابل خبرنگاران و حتی در جلسات دولت است.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ اگر بخواهیم مهمترین وقایع سیاسی کشور را از ابتدای سال جاری تا کنون نام ببریم، یقینا نام «جریان انحرافی» و حاشیه های پیرامون آن جزو اولین گزینه هاست.
در دو ماه اخیر انتقادات از فعالیت ها و مواضع این جریان چنان فراگیر شد که پیش بینی شرایط آینده آن و تاثیرات این وضعیت، ادامه کار دولت را در هاله ای از ابهام و پیچیدگی قرار داده بود.
اما در سه هفته گذشته، مهمترین خبر پیرامون این مسئله، غیبت نفر اول این جریان و عدم مشاهده وی در مقابل خبرنگاران و حتی در جلسات دولت است.
این پرده نشینی، که بسیاری آن را وابسته به تغییر استراتژی جریان انحرافی می دانند، از طرفی می تواند حاصل شرایطی باشد که ناخواسته به این جریان تحمیل شده و از طرف دیگر نیز مربوط به نزدیک شدن تقویم سیاسی کشور به انتخابات مجلس نهم باشد.
در بعد اول یعنی شرایط تحمیل شده به جریان انحرافی، می توان به دستگیری های گسترده اعضا اشاره کرد.
اجماع کم نظیر دستگاه های مختلف نظیر سپاه، قوه قضائیه و وزارت اطلاعات باعث شد در مدت کوتاهی علاوه بر تعدادی از اعضای تیم دانشجویی جریان انحرافی، برخی از منسوبان این جریان در رده های بالای مدیریتی دولت نیز دستگیر شوند.
در بین چهره های شاخص دستگیر شده می توان به محمد شریف ملک زاده، دبیر شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور و نیز عباس امیری فر، دبیر جامعه وعاظ ولایی اشاره کرد.
همچنین شنیده ها حاکی است در چند روز اخیر حمید بقایی، نزدیکترین یار چهره اول جریان انحرافی مورد بازجویی قرار گرفته و طبق اخبار رسیده بزودی بازداشت خواهد شد.
قاطعیت نهادهای اطلاعاتی و قضایی در این مورد هر چند نشان داد کوتاهی در سایر پرونده ها به کمبود توان و امکانات مربوط نبوده، بلکه در آن موارد، تصمیمی برای برخورد وجود ندارد، اما از طرف دیگر ثابت کرد كه نظام به دنبال خاموش کردن کامل آتش فتنه جدید در کوتاهترین زمان و به کاملترین شکل ممکن است.
با توجه به شرایط ذکر شده، اگر اوضاع به همین منوال ادامه می یافت، در مدت کوتاهی تشکیلات این جریان به طور کامل منهدم مي شد و لازم بود به جای «جریان انحرافی» از عنوان «فرد انحرافی» استفاده شود.
اوضاع کنونی کشور نیز با توجه به برگزاری انتخابات مجلس در چند ماه آینده، به عنوان آخرین فرصتی که این جریان در اختیار دارد تا اتصال خود را به قدرت حفظ کند و به حضور خود در عرصه پس از پایان کار دولت دهم ادامه دهد، بسیار حائز اهمیت است.
اگر کشور در همین مسیر فعلی به حرکت ادامه دهد حضور قدرتمند جریان انحرافی در مجلس نهم منتفی بوده و آنها آخرین فرصت برای حفظ قدرت را از دست خواهند داد.
در چنین شرایطی طبیعی بود که سران این جریان بیکار ننشينند و تاکتیک جدیدی را انتخاب کنند.
خروج موقت اسفندیار رحیم مشایی از صحنه و پرده نشینی موقتی کسی که در چند سال گذشته از هر فرصتی برای خودنمایی و اظهارنظر استفاده کرده، تاکتیک جدید انتخابی را نشان داد.
این خروج اجباری از صحنه، از یک طرف احتمال دستگیری مشایی را کاهش می دهد و از طرف دیگر آثار روانی برای جامعه نیز دارد.
از لحاظ روانی، وقتی حجم بالایی از انتقادات و هجمه ها به یک فرد یا گروه وارد می شود، سکوت طرف مورد هجمه و عدم مشاهده وی، به مظلوم نمایی او کمک کرده و تخریب چهره اش را در بین مردم با تاخیر یا توقف مواجه خواهد کرد.
مشایی نیز با وقوف به این احتمال به طور موقت از حضور در صحنه خداحافظی کرده تا مقداری از شدت فشارها بکاهد.
البته به هیچ وجه نمی توان این خروج را دائمی دانست و توضیحات بالا ثابت می کند جریان انحرافی هرگز نمی تواند از فرصت انتخابات مجلس بگذرد؛ با این شرایط، در چند ماه آینده مشایی چاره ای جز بازگشت به صحنه نخواهد داشت.
در پایان باید گفت هوشیاری نیروهای ارزشی و دلسوزان منتقد، امری حیاتی است تا با تداوم حملات کورکورانه و بی برنامه، ناخواسته زمینه بازگشت این جریان را ایجاد نکنند؛ مسئله ای که متاسفانه در برخی موارد رعایت نمی شود و به اين ترتيب تعدادی از رسانه ها و گروه های اصولگرا، با انتقادات وسیع و بی هدف، ناخواسته در همان مسیری قرار گرفته اند که به قدرت یافتن دوباره این جریان کمک خواهد کرد.
لینک کپی شد
گزارش خطا