کد خبر:۱۳۹۲۶۵
دست پرورده های خاتمی هم دیگر حال و حوصله کارهایش را ندارند؛
نامه انتقادی ادوار تحکیم وحدت به محمد خاتمی
خیلیها در هفتههای گذشته پس از مدتها زبان گشوده و در خصوص انتخابات و مسایل مربوط به آن اظهارنظر میکنند؛ کسانی که دو سال و چند ماه گذشته را در خواب زمستانی سپری کردهاند!
به گزارش خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، اخيراً تشكل غيرقانوني مجمع ادوار تحكيم وحدت با انتشار نامه خود به خاتمي تلاش كرده است تا اختلافات خود با وي را علني سازد.
مجمع ادوار تحكيم وحدت را ميتوان دست پرورده های خاتمي و احزاب منحل شده مشاركت و مجاهدین دانست كه اكنون در تندروي از او هم پيشي گرفتهاند.
نامهاي حاوي نكات منحصر به فرد
حجت نظري كه نامه را با قلم خود و از سوي اين تشكل غيرقانون منتشر كرده در اين نوشته نكات جالبي را خواسته يا ناخواسته به معرض نمايش گذاشته است.
او اصلاحطلباني كه به تازگي اظهارنظر كردهاند را بيدار شده از خواب زمستاني خطاب مي كند؛ بيمهابا را بيمحابا نوشته؛ تلاش كرده خاتمي را خارج از فتنه سبز معرفي كند و نهايتاً اينكه نتوانسته عدم اطمينان خود و تشكل ادوار تحكيم وحدت را به خاتمي، پنهان كند.
و اما نامه مورد نظر
نويسنده اين نامه خطاب به خاتمي نوشته است: صحبت فراوان با شما دارم. صحبت سالهای گذشته و پیشرو که برخی شایستهی بازگویی و برخی نیز جایگاهی بی مایهتر از آن دارند که واگویه گردند. درددلهایی از آنچه شاید به گوشتان رسیده و شاید خیر. شاید این مطالب توان عبور از دژ اطرافیان شما را نداشته و در گلچین مطالب رسیده به حضرتعالی، به نوعی دستخوش تغییر یا حذف گشتهاند.
در ادامه اين مطلب ضمن حمله به روزنامه «كيهان» و اشاره تلويحي به غيرقابل اعتماد بودن خاتمي آمده است: «گهگاه مطالبی به نام شما منتشر میشود که از سویی کیهان و از دیگر سو برخی هواداران جنبش سبز را به تب و تاب میاندازد. کیهان از آن جهت که تصور میکند باید کوچکترین تحرک در منتقدان و مخالفان را در نطفه خفه کند و مردم از آن جهت که بیمناک میشوند و هراسان. ترسان از ارادهای که شاید به دنبال بقای حیات سیاسی شخص یا گروهی خاص، بر سر منافع عمومی پای میز مذاکره(معامله) بنشیند.»
در اين نامه با ادعاي عدم تمايل خاتمي به حضور در انتخابات آمده است:«بنده از نزدیک نظر حضرتعالی را در خصوص شرکت یا عدم شرکت در انتخابات شنیدهام. لذا معتقدم خبر منتشر شده از سامانهی شخصی شما، یک بداخلاقی سیاسی و رفتاری فریبکارانه است. نمیدانم این بداخلاقی را باید پای شما نوشت یا اطرافیان، اما در هر صورت مسوولیت از گردن شما برداشته نیست. هنگامی که شما به صراحت از عدم شرکت در انتخابات سخن میگویید، یا به گفتههای خویش اعتقاد دارید یا خیر. اگر با اعتقاد اعلام موضع نمودید، چرا خبر منتشر شده، با بحثهای طرح شده در تضاد بود؟ اگر به موارد مطرح شده در جلسه اعتقاد نداشتید و گفتید، فکر نمی کنید شعور حضار را به سخره گرفتید؟ آیا این کار را توهین به میهمانان خود نمیدانید؟»
اين تشكل غيرقانوني به خيال خود تلاش ميكند تا پروژه ادعاي تقلب در انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي را با در پيش گرفتن چنين ادبياتي، كليد بزند:«بیتردید، پس از انتخابات 90 هم شبهه در برگزاری آن مطرح میشود و با تمام تجربیات گذشته، فضای حاضر و پیشرو، حتي صحبت از شرکت در انتخابات کاری عقلانی نمینماید!!!»
گفتني است اين نامه با بيان جملات زير و توهين به بزرگان اصلاحطلب ادامه مييابد: «خواهش میکنم بیش از این، اعتبار خود و جناح متبوعتان را در نگاه جامعه تخریب نکنید. . . سوال بنده این است که اگر انتخابات آزاد شود، به همین راحتي همه گذشته و حال را فراموش میکنید و آهنگ انتخابات سر میدهید؟ شاید شما و اطرافیانتان از آن زمره افراد باشید که عمر و بقای خویش را در انتخابات ببینید، همانطور که خیلیها در هفتههای گذشته پس از مدتها زبان گشوده و در خصوص انتخابات و مسایل مربوط به آن اظهارنظر میکنند. کسانی که دو سال و چند ماه گذشته را در خواب زمستانی سپری کردهاند!»
نويسنده اين نامه در بخش ديگري از نوشته خود ضمن اشتباه در تايپ كلمه بيمحابا و با تلاش جهت بزرگ جلوهدادن بعضي مشكلات آورده است: « آیا میشود شکستن کمر جامعه، زیر بار تحریمهای فراوان جهانی را نادیده انگاشت و بیمهابا! و دستپاچه، از آینده سخن گفت؟ آیا میشود جنایاتی که ضمن تخریب نام مقدس اسلام، ملت ایران را از درون پوسانده است فراموش کرد؟ آیا میشود تولید بنزین زیانبار، به بهانه خودکفایی و ایستادهگی در مقابل تحریم را نادیده گرفت؟ آیا می شود از عقب ماندن کشور از پیشرفت چشم پوشید؟ برخی از این ظلمها نه فقط در حق شما و من، که در حق نسل آینده ایران روا شدهاند. گذشت زیباست، اما در برخی موارد نمیتوان گذشت نمود.»
البته نويسنده منصف! به نق زدن خود اعتراف كرده و با اشاره به بياختياري خاتمي در انتشار سخنانش ميگويد: «حیف میدانم که تنها به نق زدن و گلایه اکتفا نموده و فقط نفی کنم. لازم و وظیفه میدانم آنچه در نظرم صحیح میآید، به عنوان پیشنهاد خدمتتان عرض کنم. . . خواهش میکنم تکلیف خود را با خود، ملت و به خصوص با اطرافیان خویش روشن سازید. گویی نفوذ اطرافیان بر شما، به قدری زیاد است که صحبتهای علنی شما را نیز آنگونه که خود مصلحت بدانند باز میگویند. خواهش دارم در صدد اصلاح این ردیف اصلاحطلبان یا اصلاح مفهوم اصلاحطلبی برآیید!»
در انتهاي اين نامه به خاتمي يادآوري شده است كه خود را بت ندانسته و مراقب سوختن درآتش افروخته شده از سوي ديگران باشد. نويسنده نامه در اين بخش آورده است: «در پایان جا دارد عرض کنم، عدهای که خود توان عرض اندام و جولان نداشته باشند، با پیش انداختن و اسطورهسازی کسی که زمینهی بت شدن داشته باشد، سعی میکنند از جایگاه و سیطرهی بت، استفادهی خویش را ببرند! بازیچه دست این تفکر نشوید که خطری به مراتب بزرگ تر و عمیق تر از نگاه بنیادگرایانه بر جای خواهد نهاد. اگر چنین شود، شاید هیزم آشتی(احتمالا منظور نويسنده آتش بوده است!) شوید که بالهای ایران را بسوزید! این سطور را در حالی با شما باز گفتم که میدانم.»
لینک کپی شد
گزارش خطا