مؤسسه واشنگتن: گزینههای نظامی کاخ سفید علیه ایران رو به اتمام است
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، دِنا ال. استرول، مدیر تحقیقات مؤسسه واشنگتن و معاون پیشین دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه، در تحلیلی نوشته است که پس از شکست مذاکرات آخر هفته در اسلامآباد، دونالد ترامپ دوباره به ابزار همیشگی خود پناه برده است: نیروی نظامی. هفته گذشته او قول داد نیروهای آمریکایی را در سطح بالا در منطقه نگه دارد و دوباره آتش را آغاز کند؛ «بزرگتر، بهتر و قویتر از چیزی که تا حالا دیده شده است.»
روز چهارشنبه، در نشست پنتاگون پس از اعلام آتشبس، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، تهدید مشابهی کرد. او گفت: «آتشبس فقط یک مکث است. نیروهای مسلح ما همچنان آمادهاند تا اگر دستور داده شوند، عملیات جنگی را با همان سرعت و دقتی که در ۳۸ روز گذشته نشان دادیم، از سر بگیرند.»
از صبح دوشنبه نیز ارتش آمریکا محاصره دریایی کشتیهایی را که به بنادر ایران میروند یا از آن خارج میشوند، اجرا میکند. این اقدام یک قدم مانده به بازگشت به جنگ تمامعیار است. حالا نوبت ایران است که حرکت بعدی را انجام دهد.
نویسنده میگوید، اما واقعیت این است که در داخل آمریکا اشتیاق چندانی برای ادامه جنگ وجود ندارد و هزینههای آن نیز بسیار بالاست. رهبران بازمانده ایران این را خوب میدانند و یاد گرفتهاند که چطور از قدرت نظامی آمریکا سبقت بگیرند. نباید انتظار داشت مذاکرات آتشبس چیزی فراتر از توقف موقت درگیریها به دست بدهد. مذاکرهکنندگان ایرانی، کاملاً قابل پیشبینی، تمایل دارند مذاکرات را طول بدهند. آنها میدانند هر چه این وقفه در حملات آمریکا و اسرائیل و در تلافیهای ایران بیشتر طول بکشد، شروع دوباره جنگ سختتر خواهد شد.
همین حال، آمریکا با هزینه سنگین نگهداری دو ناو هواپیمابر در خاورمیانه، دو یگان اعزامی تفنگداران دریایی، صدها جنگنده، ستاد لشکر ۸۲ هوابرد ارتش و انبوهی از تجهیزات لجستیکی پیشفرستاده شده، دست و پنجه نرم میکند. همه اینها مبادلات دشوار بودجهای و نظامی را به همراه دارد. وسوسه عقب کشیدن بخشی از این نیروها هر روز بیشتر میشود، مخصوصاً وقتی کنگره با هزینههای جنگ درگیر است، برنامهریزان نظامی فرسودگی تجهیزات کلیدی را محاسبه میکنند و قیمت بالای انرژی نیز بر دردسرهای بودجه دفاعی میافزاید.
سود راهبردی حملات بیشتر رو به کاهش است
به نوشته استرول، با وجود دستاوردهای چشمگیر تاکتیکی آمریکا و اسرائیل در داخل ایران، سود راهبردی حملات بیشتر روزبهروز کمتر میشود. ترامپ با مشکلات جدی روبهروست: بیزاری عمیق مردم از جنگ، نزدیک شدن انتخابات میاندورهای در نوامبر، افزایش سرسامآور هزینهها در داخل و جهان، فرسایش توان رزمی آمریکا، تخلیه انبار مهمات و فشار سنگین بر داراییهای پدافند هوایی منطقه. گزینههای نظامی او تیره و ناامیدکننده است.
اما ایران جایگاه خود در مذاکره را کاملاً متفاوت میبیند. بازماندگان حکومت از آتشبس استفاده خواهند کرد تا خود را بازسازی کنند. بدون ترس از حملات سرنیزهای اسرائیل، آنها رو در رو ملاقات میکنند، در کشور رفت و آمد میکنند، کنترل را بازمیگیرند و از نظر نظامی دوباره سازماندهی میشوند. آمریکا و اسرائیل نمیتوانند به سادگی جنگ را از جایی که متوقف شده، از سر بگیرند. ایران خودش را با شرایط جدید وفق خواهد داد.
ترامپ به اهرم نامتقارن ایران تن داده است
استرول مینویسد: ترامپ امیدوار است که وقتی ایران آسیب دیده به تواناییهای متعارف خود نگاه کند و هزینههای محاصره دریایی بالا برود، متوجه آسیبپذیری و ضعف داخلی خود شود و پای میز مذاکره راهحل سریعی پیدا کند. اما ترامپ قبلاً به طور ضمنی اهرم نامتقارن نهایی ایران را تأیید کرده است: کنترل ایران بر تنگه هرمز. حکومت ایران عبور از تنگه را هماهنگ میکند، نقشه خود را برای عبور از میان میدانهای مین منتشر کرده و قصد دارد عوارض را با ارز دیجیتال دریافت کند. بدتر از همه، ترامپ ایده تشکیل یک سرمایهگذاری مشترک آمریکا و ایران برای مدیریت ترافیک تنگه را مطرح کرده و ممکن است خودش شخصاً از عوارضی که به صورت ارز دیجیتال دریافت میشود، سود ببرد.
پیشرفت سریع در مذاکرات غیرواقعی است
به نوشته این تحلیلگر، پیشرفت سریع یا گسترده در مذاکرات غیرواقعی است. در دورهای قبلی مذاکره با ایران، دولتهای جمهوریخواه و دموکرات از دنبال کردن یک توافق جامع که شامل توان هستهای، زرادخانه موشکی و تهدید تروریستی ایران باشد، خودداری کردند. پس از سالها مذاکره، دولت اوباما به توافق هستهای ۲۰۱۵ رسید و مسائل موشکی و هستهای را جداگانه از طریق تحریم و ابزارهای غیرنظامی دنبال کرد.
برخی از اطرافیان ترامپ حالا استدلال میکنند که با توجه به آسیب گستردهای که آمریکا و اسرائیل به هر سه جنبه تهدیدات منطقهای ایران زدهاند، دقیقاً الان زمان آن است که تهران را مجبور به تعهدات قابل تأیید و جامع در همه این پروندهها کنیم. اما استرول میگوید کنترل ایران بر تنگه هرمز یک رکن چهارم اضافه کرده که رهبران ایران را جسورتر کرده است. گرفتن تعهدات ارزشمند در همه این مسائل در زمان باقیمانده از آتشبس به هیچ وجه ممکن نیست.
جهان روی راهحل سریع آمریکا حساب نمیکند
رهبران جهان این تصویر تیره را درک میکنند و روی راهحل سریع آمریکا حساب نمیکنند. حکومت ایران دوام آورده است. حتی پس از آتشبس، در حالی که موشکها و پهپادهای ایران به زیرساختهای انرژی غیرنظامی ادامه میدادند، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، تماس تلفنی از رئیسجمهور ایران پذیرفت. نخستوزیر ژاپن نیز همین کار را کرد. دیگر متحدان و شرکای آمریکا، از جمله هند، پاکستان و فیلیپین، مستقیم با تهران برای عبور امن از تنگه هماهنگ میکردند.
راهکار: متحدان قدیمی و جدول زمانی انعطافپذیر
استرول در پایان مینویسد: ترامپ به جای اینکه در تروث سوشال به ناتو و دیگر متحدان آمریکا فحش بدهد، باید از شبکه دیرینه ائتلافهای آمریکا استفاده کند تا دستش را در مذاکره پر کند. بیشتر متحدان ما جنگ دوباره را نمیخواهند، اما نمیخواهند حکومتی قدرتمند و انتقامجو در ایران زرادخانه هستهای و موشکی خود را بازسازی کند و اقتصاد جهان را تهدید کند.