بنزین ۷ دلاری و رکود جهانی در انتظار غرب / سه سناریوی زمانی بازار انرژی
گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو_ مهرزاد لیموچی، تحلیلگر ارشد انرژی و مدیرمسئول فصلنامه مطالعات استراتژیک مدیریت انرژی در گفتوگو با خبرگزاری دانشجو با اشاره به آخرین تحولات خلیج فارس اظهار داشت: آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه جنگ تمامعیار و نه صلح پایدار، بلکه وضعیتی است که میتوان آن را بنبست راهبردی نامید. تنگه هرمز که حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان از آن عبور میکرد، اکنون برای سومین ماه متوالی تحت کنترل کامل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. این اقدام کاملاً دفاعی و واکنشی طبیعی به تجاوز خارجی است. آرامش خلیج فارس توسط طرف مقابل بر هم خورد و اکنون مردم جهان هزینه این ماجراجویی خطرناک را پرداخت میکنند. بر اساس آخرین دادههای منتشر شده، قیمت بنزین در آمریکا در آوریل ۲۰۲۶ به بیش از ۴.۳۰ دلار در هر گالن رسیده و از زمان شروع جنگ ۲۸ درصد جهش کرده است. در برخی ایالتها مانند کالیفرنیا، قیمت به بیش از ۵.۵۰ دلار در هر گالن رسیده است. در اروپا نیز قیمت بنزین از میانگین ۱.۸۰ یورو در هر لیتر در پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۲.۳۰ یورو در پایان سهماهه اول ۲۰۲۶ رسیده که افزایش ۲۸ درصدی را نشان میدهد.
مهرزاد لیموچی در تشریح سناریوی کوتاهمدت (۱ تا ۳ ماه آینده) قیمت بنزین گفت: در صورت تداوم وضعیت فعلی و عدم بازگشایی تنگه هرمز تا پایان تابستان، قیمت نفت برنت در کانال ۱۰۸ تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه باقی خواهد ماند. قیمت بنزین در آمریکا نیز با توجه به شروع فصل سفرها و افزایش تقاضا، میتواند به محدوده ۴.۵۰ تا ۵.۲۰ دلار در هر گالن صعود کند. باید اشاره کرد اگر وضعیت فعلی تا پایان ژوئن ادامه یابد، قیمت نفت میتواند از اوج سال ۲۰۲۲ که نزدیک به ۱۴۰ دلار بود، فراتر رود. بر اساس برآوردهای صورت گرفته، پالایشگاههای جهان از زمان شروع جنگ بیش از ۴۵۰ میلیون بشکه تولید فرآورده را از دست دادهاند و کاهش فعلی خوراک پالایشگاهها حدود ۵ تا ۶ میلیون بشکه در روز است.
وی افزود: در سناریوی میانمدت (۳ تا ۱۲ ماه آینده) با فرض تداوم بسته بودن تنگه هرمز و عدم پیشرفت دیپلماتیک چشمگیر، جهان با کمبود ساختاری عرضه مواجه خواهد شد. قیمت نفت برنت میتواند تا پایان سال ۲۰۲۶ به محدوده ۱۳۵ تا ۱۴۷ دلار در هر بشکه برسد. در چنین شرایطی، بنزین در آمریکا به قیمتهای بین ۵.۵۰ تا ۶.۵۰ دلار در هر گالن خواهد رسید. نکته مهم این است که حتی اگر تنگه هرمز باز شود، پالایشگاهها حداقل به سه تا شش ماه زمان نیاز دارند تا به سطح تولید قبل از جنگ بازگردند. بر همین اساس، قیمت بنزین در آمریکا تا سال ۲۰۲۷ با مشکل بازگشت به سطح قبل از جنگ مواجه خواهد بود.
این تحلیل گر انرژی در تشریح بدترین سناریو یعنی سناریوی بلندمدت (بیش از یک سال) تصریح کرد: اگر وضعیت نه جنگ، نه صلح برای بیش از یک سال ادامه یابد، جهان با فاجعهای بیسابقه مواجه خواهد شد و سناریوی قیمت نفت ۱۸۰ تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه محتمل است. در این سناریو، بنزین در آمریکا میتواند به ۷ تا ۸ دلار در هر گالن برسد و اقتصاد جهانی وارد رکود عمیق شود. شاخص قیمت مصرفکننده در آمریکا و اروپا میتواند تا ۱۲ درصد افزایش یابد و نرخ بیکاری در کشورهای صنعتی به دو رقم برسد. آنچه این سناریو را پیچیدهتر میکند، عدم وجود ظرفیت مازاد در سیستم پالایشگاهی جهان است.
مدیرمسئول فصلنامه مطالعات استراتژیک مدیریت انرژی با اشاره به وضعیت اقتصاد ایران در این شرایط اظهار داشت: بر اساس تحلیلهای صورت گرفته، اقتصاد ایران در شرایط کنونی با فشارهای جدی مواجه است. با این حال، ایران تابآوری قابل توجهی از خود نشان داده است. شبکههای تجاری جایگزین و سازگاری نهادهای اقتصادی، به کشور امکان داده تا در برابر این شوکها مقاومت کند.
این کارشناس انرژی راههای برون رفت از این وضعیت را در سه محور اساسی ترسیم کرد. محور نخست، اصلاح نظام ارزی و مدیریت منابع ارزی است. دولت باید با ایجاد شفافیت در بازار ارز و مقابله با رانتخواری، از خروج سرمایه جلوگیری کند و تجربه نشان داده که هرگاه نظام ارزی شفاف عمل کرده، توانایی کشور در عبور از بحرانها افزایش یافته است. محور دوم، بازسازی سریع زیرساختهای آسیب دیده است. برخی زیرساختهای کشور در جریان جنگ تحمیلی دچار آسیب شده و دستگاههای متولی فرآیند بازسازی را آغاز کردهاند و این امر باید با اولویت کامل و با استفاده از توان داخلی دنبال شود. محور سوم، تنوعبخشی به اقتصاد و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی است. تجربه این جنگ نشان داد که اقتصاد تکمحصولی آسیبپذیرترین ساختار در برابر شوکهای ژئوپلیتیک است و دولت باید با حمایت از تولید داخلی و تسهیل صادرات غیرنفتی، ساختار اقتصادی کشور را مقاومسازی کند.
مهرزاد لیموچی با اشاره به فشارهای وارد بر شبکه انرژی کشور گفت: هم اکنون شبکه برق کشور با کسری قابل توجهی مواجه است و به همین دلیل، صرفهجویی در مصرف حاملهای انرژی نه یک توصیه، که یک الزام حیاتی برای عبور از تابستان پیش رو است. البته این صرفه جویی میتواند شامل راهکارهایی نظیر اصلاحات غیرقیمتی و اصلاحات قیمتی باشد.
در بخش اصلاحات غیرقیمتی، لیموچی سه راهکار اساسی را مطرح کرد و افزود: راهکار نخست، بهبود بازدهی تجهیزات مصرفکننده انرژی است. سیاست بهبود بازدهی تجهیزات مصرفکننده در بخش خانگی میتواند به تنهایی بخش قابل توجهی از تقاضای برق را کاهش دهد و این شامل تعویض وسایل فرسوده با نمونههای کممصرف، استفاده از لامپهای LED و بهینهسازی سیستمهای گرمایشی و سرمایشی است. راهکار دوم، آموزش عمومی و فرهنگسازی است. رسانه ملی و نهادهای فرهنگی باید پویشهای ملی صرفهجویی را با جدیت تمام دنبال کنند و خاموش کردن لامپهای اضافی، تنظیم کولر روی دمای متعادل، و استفاده از نور طبیعی روز، از عاداتی است که میتواند تفاوت چشمگیری ایجاد کند. سوم، مدیریت هوشمند مصرف در بخش اداری و عمومی است. خاموشی سامانههای برق ادارات بعد از ساعت کاری، ممنوعیت روشنایی غیرضروری معابر و پارکها، و اعمال محدودیت برای مراکز پرمصرف، از جمله اقدامات مؤثر محسوب میشود.
در بخش اصلاحات قیمتی، لیموچی سه راهکار دیگر را ارائه کرد و اظهار داشت: راهکار نخست، حذف تدریجی یارانههای پنهان انرژی و توزیع مستقیم آن بین مردم است. اگر این کار با شفافیت و اطلاعرسانی قبلی همراه باشد و منابع حاصل از آن به صورت نقدی به مردم بازگردد، میتواند بدون ایجاد شوک تورمی شدید، الگوی مصرف را اصلاح کند. دوم، ایجاد صندوق ملی انتقال انرژی است. درآمد حاصل از حذف تدریجی یارانه سوخت میتواند در یک صندوق ملی متمرکز شود و صرف سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، توسعه شبکه برق و حمایت از اقشار کمدرآمد گردد. سوم، تعرفهگذاری پلکانی است. تعیین قیمت انرژی به صورت پلکانی به این معنا است که مصرفکنندگان پرمصرف، قیمت بسیار بالاتری نسبت به مشترکان کممصرف بپردازند. این کار ضمن تأمین نیاز اقشار ضعیف، انگیزه قوی برای کاهش مصرف در اقشار پرمصرف ایجاد میکند.
لیموچی در پایان خاطرنشان کرد که تمام این فشارها و افزایش قیمتهای سرسامآور در جهان، نتیجه مستقیم اقدامات خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران است و این اقدامات آرامش را از خلیج فارس ربوده و اکنون مردم جهان هزینه این ماجراجویی خطرناک را پرداخت میکنند. جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرده که خواهان صلح و ثبات در منطقه است، اما در برابر تجاوز از حق مشروع دفاع از خود استفاده میکند و تا زمانی که جنگافروزی ادامه دارد، تنگه هرمز برای کشتیهای متخاصم بسته خواهد ماند و بازارهای جهانی انرژی در تنگنا باقی خواهند ماند. هوشمندی ایران در حفظ کنترل این آبراه راهبردی، نه تنها امنیت ملی را تأمین میکند، بلکه قدرت چانهزنی تهران را در معادلات جهانی به حداکثر میرساند.