چه عید قشنگی!/ اینجا عشق به علی(ع) زبان مشترک بیرجندی ها است+ فیلم

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو از بیرجند، زیر گرمای شدید و سوزان کویر، بلوار پاسداران نفسهایش را حبس کرده بود تا مبادا ذره ای از عطر «یاعلی(ع)» را از دست بدهد.
از پیرمردهایی که با عصا قدم برمی داشتند تا کودکانی که بر دوش پدر نشسته بودند، همه یکصدا «علیٌ ولی الله» می گفتند، اما چشم نوازترین صحنه، سیل نوجوانانی بود که نه از سر اجبار، که با شوقی وصف ناپذیر خود را به قلب جمعیت می رساندند.
پسر و دخترهای دوازده، سیزده ساله با روتوشی از اشک شوق در گوشه چشم، در حالی که فریاد می زدند «یا علی(ع)»، یکی از آنها که پرچم سبزی بر دوش داشت، با صدای لرزان اما محکم گفت: «به عشق مولایم آمدم تا با رهبرم بیعت کنم.»
آن سوی مسیر، موکب ها دیگر فقط چادر و آب نبودند؛ آنها مدرسه عشق بودند، نوجوانانی که امروز مشغول پذیرایی از جمعیت بودند، دیروز شاید در کلاس درس، اما امروز در کلاس ولایت نشسته اند، کودکانی که به یاد رهبر شهیدشان و به یاد کودکان شهید میناب با دستهای کوچکشان با محبت، لیوان های آب را به دست تشنه مردم می دادند و لبخند رضایت خدا را بر پیشانی داشتند.
نزدیک غروب، چشمانداز مسیر با هزاران پرچم سبز و رنگی آسمانی گرفته بود و صدای مداحی که از بلندگوها پخش می شد، حال و هوای زیبایی را به مراسم داده بود.
ساعت ۲۱ فرا رسید، اما کسی دلش نمی خواست برود؛ انگار همه می خواستند یک نفس دیگر در هوای غدیر نفس بکشند. برخی نوجوانان هم انجا در گوشه ای حلقه زدند و با شور، شعرهای ولایی می خواندند؛ شعرهایی که از اعماق جانشان می جوشید.
امروز و امشب بیرجند شاهد صحنهای بود که شاید در کمترین شهرهای ایران این چنین باشکوه رقم بخورد، نسلی که پای عشق و بیعت ایستاده است، و وقتی پرچم های سبز در تاریکی شب هم چراغ راهشان بود، معلوم شد که غدیر برای این نسل، فقط یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه مسیر زندگی است.