سفر عشق
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۷۹۷

سفر عشق

انگار آسمان، زمين، زمان، در و ديوار مي‌داند؛ اگر علي سحر به مسجد برود، زمانه از نفس مي‌افتد؛ صداي اذان در كوچه هاي كوفه پيچيده است و حيدر قامت عشق بر سحاده مي بندد «الله اكبر»...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، آزاده پسنده؛ سحرگاه عشق است و علي به تنهاي رخش بي تاب.

گرچه پيراهن مولا به در گره خورده و بط هاي كوفه ملتمسانه به دور حضرتش مي گردند اما حضور عشق پاي ماندن مولا را بسته است و علي مشتاق به سوي مسجد كوفه روان گشته است.

انگار قلب آسمان از تب و تاب بي قراريش ترك برداشته و سحر شرمسار و به ميزباني قامتش تشنه است غمي بس عظيم فضاي شهر كوفيان در خواب را فراگرفته است و علي همچون هميشه بي سوداي عشق به وعدگاه يار مي شتابد.

صداي اذان در كوچه هاي كوفه پيچيده است و حيدر قامت عشق بر سحاده مي بندد، الله اكبر.

و اينجاست كه ملائكه به حرمت حضور علي سر تعظيم فرود آورده و به تماشاي صلابت ايمان به صف ايستاده اند آري نمازي به بلنداي قامتش و به عظمت هيبتش و شكوه خلوصش برپاست.

علي مي داند اگر سر به سجده گزارد سجده گاه آخرين مأمن خاطرش خواهد بود واي كه اينجا حضرت دوست به انتظار بنده اش لحظه شماري مي كند و علي سر به سجده مي گذارد كه زيبايي معرفت را به تصوير كشد.
 
شمشير زهرآگين بر فرق حضرتش فرود مي آيد و صداي شكستن بال فرشتگان به گوش مي رسد علي ديگر از سجده بر نمي خيزد و خون بر فرق شكافته اش نقش خلوص رقم مي زند.

آري حيدر كرار را مگر در نماز معبود ضربه زنند كه حيدر كرار ضربه پذير نمي باشد، خون پاكش به صورت همچون ماهش سرخي بخشيده و سجده گاه عشقش را گلگون نموده است.
 
آري مولا در سحرگاه 16 ماه رمضان بدست ناپاك ابن ملجم مرادي به زهر كين به بستر افتاد و اينك كودكان يتيم خبر دار گشته سراسيمه با كاسه هاي شير به درب خانه به صف ايستاده اند شايد مولا چشم بگشايد ولي بي گمان صداي قلب عاشقش به سختي به گوش مي رسد حالا ديگر يتيمان كوفه پدر ندارند، ديگر خانه هاي بي سرپرست اميدي به صداي پاي مولا ندارد، ديگر رد پاي مولا در كوچه هاي كوفه به چشم نمي خورد و هيچ كس نيست كه كيسه بر دوش در خانه نيازمندان را به صدا در آورد، ديگر هيچ كس دل تنك يتيمان كوفه نيست و لبخند بر لبان كودكان بي سرپرست خشكيده است انگار شب هاي كوفه طولاني شده است.

23 رمضان است، علي ديگر چشم باز نمي كند و مصيبت بر سر و روي كوفه مي بارد و زير لب به گوش مي رسد كه آسمان و عرش زمين هم نواي علي مي گويد فزت و رب الكعبه به خداي كعبه كه رستگار شدم و اين سفر عشقي است كه گوهر درياي عشق آن را به انتظار نشسته بود و اكنون هر سال بي حضور حضرتش حضور مهديش را به انتظار نشسته ايم و دست دعا به درگاه معبود به نياز گسترده ايم و ما نيز زير لب زمزمه مي كنيم «اللهم كل لوليك حجت ابن الحسن صلواتك عليه و علي ...» 
پربازدیدترین آخرین اخبار