خاك كشور بدون مقاومت ارتش رضاخان توسط سه كشور متفق اشغال شد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۶۶۸
به بهانه سالروز تصرف ايران به دست متفقين و استعفاي رضا شاه؛

خاك كشور بدون مقاومت ارتش رضاخان توسط سه كشور متفق اشغال شد

در جريان جنگي كه در اروپا درگرفته بود، رضاخان بدون برخورداري از جايگاهي مطلوب در بين مردم، توانايي حراست از ممكلت را نيافت و با وجود اعلام بي‌طرفي ايران در جنگ، به علت آن که مناسب‌ترين راه براي کمک به جبهه شوروي محسوب مي‌شد، خاک كشور توسط سه کشور متفق به آساني و تقريبا بدون مقاومت ارتش رضاخان به اشغال درآمد.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ سوم شهريور سال 1320 همزمان با جنگ جهاني دوم كه آغاز آن شهريور 1318 بود،‌ نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله کرده و با اشغال شهرهایي كه در سر راه قرار گرفته بود، به سمت تهران آمدند.
 
پس از آغاز جنگ جهانی دوم، ایران بی‌طرفی خود را نسبت به طرفين درگيري اعلام كرد، اما به دلیل گستردگی مرز ایران با اتحاد جماهیر شوروی و درگیری با آلمان، این بی‌طرفی ناپایدار ماند و در نهايت ارتش متفقین به بهانه حضور جاسوسان آلمانی در ایران به اشغال کشور مبادرت كردند.
 
بر اين اساس در 28 تیرماه 1320، دولت های شوروی و انگلیس یادداشت مشابهی به ایران تسلیم کردند و از فعالیت کارشناسان آلمان در ایران اظهار نگرانی نموده و خواستار اخراج آنان شده و مدعي شدند كه ستون پنجم آلمان در ایران بودند.
 
دولت ایران در مقابل درخواست های انگلیس در مورد اخراج آلمانی ها اعلام کرد: «اظهار نگرانی شما از بودن آلمان ها در ایران، ما را به این خیال می اندازد که شاید مقصود دیگری در نظر دارند که نمی خواهند از پرده بیرون بیاورند، اخراج متخصصان فنی آلمان برخلاف بی طرفی ایران و روابط عادی با دولت آلمان است، زیرا آلمان ها می گویند که چنین اقدامی برخلاف استقلال ایران است و بعدها منجر به تلافی از طرف آلمان خواهد شد.»
 
با توجه به اوضاع خارجی و داخلی، رضاشاه در وضعیت بسیار سختی قرار گرفته بود؛ از یک سو اگر بنابر تقاضای متفقین، آلمانی ها را از ایران اخراج می کرد و اجازه عبور اسلحه و مهمات از راه ایران به شوروی را می داد، مرتکب یک عمل خصمانه نسبت به دولت آلمان می شد و از سوی دیگر، شاه متوجه تمرکز نیروهای انگلیسی در مرزهای غربی و جنوبی ایران شده بود که امنیت ایران را تهدید می کرد.
 
با تمام سعی و تلاشی که از سوی دولت ایران برای حفظ بی طرفی، متقاعد کردن متفقین و جلوگیری از حمله آنان به ایران صورت می گرفت، متفقین خود را برای اشغال نظامی ایران و رسیدن به اهداف مورد نظر آماده می کردند.
 
نيروهاي نظامي روس و انگليس بامداد سوم شهريور به مرزهاي ايران حمله كردند
 
سرانجام ساعت چهار بامداد سوم شهریور 1320، نمایندگان سیاسی دولت های شوروی و انگلستان در تهران به منزل علی منصور رفتند و طي ياداشت هايي عنوان كردند كه چون دولت ايران تذكر آنها را نسبت به اخراج آلمان ها به عنوان حسن نيت نپذيرفت،‌ اين دولت ها ناچار به نيروهاي نظامي متوسل شدند.
 
بر اساس گزارش های رسیده معلوم شد، در همان ساعتی که نمایندگان دو دولت در منزل نخست وزیر حضور داشتند، نیروهای نظامی آنها به مرزهای ایران تجاوز کرده بودند.
 
مقاومت نظامی ایران در اهواز بسرعت شکسته شد و بسیاری از افسران، اسلحه خویش را بر زمین گذاشته و گریختند، تنها در خوزستان، سربازان ایرانی به فرماندهی سپهبد شاه بختی در برابر قوای انگلیس مقاومت کردند.
 
اوضاع داخلي ايران از موقعيت مناسبي برخوردار نبود، از سوي ديگر رضاخان که به اراده و پشتيباني انگليسي‌ها به قدرت رسيده بود، يك حکومت‌هاي استبدادي را که تا آن هنگام، ايران کمتر به خود ديده بود، در كشور حاکم ساخت.
 
رضاخان جايگاه مطلوبي در بين مردم نداشت
 
رضاخان به دلايل مختلف تغييرات بسياري در همه بخش هاي کشور، بخصوص در مسائل مذهبي پديد آورده بود و همين امر باعث شد كه واکنش‌ مخالفت عموم مردم و طبقات مختلف برانگيخته شود تا از اين رو وي هر گونه پايگاه اجتماعي و مردمي خود را از دست بدهد.
 
در جريان جنگي كه در اروپا درگرفته بود، رضاخان بدون برخورداري از جايگاه و پايگاه مطلوب در بين مردم، توانايي حفاظت و حراست از ممكلت را نيافت و با وجود اعلام بي طرفي ايران در جنگ، به علت آن که مناسب‌ترين راه براي کمک به جبهه شوروي محسوب مي شد، خاک كشور توسط سه کشور متفق به آساني و تقريبا بدون مقاومت ارتش رضاخان به اشغال درآمد و تا سال 1324 در اشغال اين نيروها باقي ماند.
 
استعفاي رضاشاه
 
در پي اين هجوم ارتش ایران بسرعت متلاشی شد و رضاشاه از روي ناچاري استعفا داد.
 
آنچه موجب استعفای رضاخان شد، حمله متفقین به ایران و هماهنگی شوروی و انگلستان برای برکناری او بود؛ به طوري كه سفیر شوروی در لندن در گفت و گویی به ایدن، وزیر امور خارجه انگلیس گفته بود: «نظر دولت شوروی این است که هر چه زودتر شاه برود، بهتر است.»
 
از سوي ديگر در جلسه کمیته دفاع کابینه جنگ انگلستان تصمیم گرفته شد که چون رضاشاه مسئول سیاست های افراطی خود بوده است، باید سرنگون شود. انگلیسی ها از همان لحظه که نقشه حمله به ایران را طراحی کردند، اقدامات خود را برای یافتن جانشین رضاشاه آغاز نمودند، اما سرانجام پس از مشورت با شوروی ها، ترجیح دادند پسر رضاشاه را که به نظر می رسید از همه آنها مطیع تر باشد به سلطنت ایران بگمارند.
 
از سوی دیگر، رضاشاه به این امید استعفا داد و به تبعید رفت که بتواند سلطنت را در خاندانش ابقا کند، وی در واپسین لحظات حرکت به طرف اصفهان خطاب به محمدرضا گفت: «مواظب باش پسرم! مقاومت نکن. ما و همه دنیا با طوفانی روبرو شده ایم که عظیم تر از هر یک از ماست. سرت را خم کن و بگذار طوفان بگذرد.»
 
پس از اشغال، راه‌آهن سراسری ایران برای انتقال کمک‌های نظامی به پشت جبهه شوروی، بر اساس قانون وام و اجاره مورد استفاده قرار گرفت. پس از اتمام جنگ، ارتش بریتانیا ایران را ترک کرد، ولی نیروهای نظامی ارتش آمریکا و ارتش شوروی، همچنان در ایران باقی ماندند که در نهايت به تشکیل دو حکومت خودمختار و کوتاه‌مدت جمهوری مهاباد در کردستان و حکومت فرقه دموکرات در آذربایجان انجامید.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار