کد خبر:۱۴۳۹۶۰
جريان شناسي سياسي تاريخ معاصر – بخش دوم
شروع سيطره آمريكا بر ايران چگونه بود؟
بعد از جنگ جهاني دوم، آمريكا قدرت اول جهاني ميشود؛ چرا كه انگليس در جنگ متضرر ميشود و سرمايههاي اقتصادي جهان و نخبگان به سوي آمريكا روانه ميشوند، لذا آمريكا به واسطه فرصت پيش آمده در اثر اهمال عدهاي با كودتا وارد ايران ميشود و نفت ايران را ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ پس از قتل عبدالحسين هژير توسط فدائيان اسلام، نمايندگان استقلال طلب و غير وابسته به انگليس به مجلس 16 ام راه يافتند كه با ورود اين نيروها به مجلس، بحث نفت به صورت جدي دنبال شد.
در اين مقطع زماني آيت الله كاشاني و دكتر مصدق كاملا با يكديگر همراه و پشتيبان همديگر بودند؛ طوري كه وقتي كاشاني آزاد شد و وارد تهران شد، مصدق در فرودگاه به استقبال او رفت و هنگامي كه آيت الله كاشاني پيام ميدهد، دكتر مصدق اين پيام را در مجلس ميخواند و همچنين آيت الله كاشاني هم از دكتر مصدق بعنوان نيروي سياسي سابقهدار و طرفدار استقلال كشور طرفداري ميكند؛ يعني اين دو با همديگر به صورت جدي قضايا را به پيش ميبرند.
رهبريت جبهه ملي با چه كسي بود؟
وضعيت «جبهه ملي» در اين زمان قابل توجه است، هرگاه گفته ميشود «جبهه ملي» اين طور به ذهن ميرسد كه رهبريت جبهه ملي هميشه با دكتر مصدق بوده است، ولي اين تصور اشتباهي است بخصوص بعد از نخست وزيري، مصدق چندان با جبهه ملي كاري نداشت و جبهه ملي عمدتا با آيت الله كاشاني كار ميكند.
چه اتفاقي بر سر جبهه ملي بعنوان جريان سياسي تاثيرگذار در اتفاقات كشور ميافتد؟
در مجلس 16 ام بحث ملي شدن صنعت نفت پيش ميرود و در نهايت تصويب ميشود كه پس از آن انگليس با اين قضيه مخالفت كرده و اعتراف ميكند.
اينجا وارد مرحله جديدي از تاريخ كشور ميشويم كه مبارزه جدي مردم ايران و انگليس آغاز ميشود و وارد دوران نهضت ملي شدن صنعت نفت ميشويم؛ اين قضيه با اينكه از سال 1324 ه.ش شروع شد، ولي 29 اسفند 1329 به ثمر ميرسد و بعد از تصويب طرح، گام مهم و اساسي اجراي آن ميباشد كه از تصويب هم مهمتر است.
با ملي شدن نفت، كليه مراحل مربوط به صنعت نفت از استخراج، توليد و فروش با دولت ايران شد
نفت ايران پيش از اين تحت مديريت «شركت نفت ايران و انگليس» بود و سهم اندكي هم به ايران داده ميشد، اما طبق اين طرح تصويب شد كه كليه مراحل مربوط به صنعت نفت از استخراج، توليد و فروش نفت با دولت ايران باشد.
در اين مرحله، انقلابيون با يك قدرت بزرگ استعماري مواجه شدند كه نيروي نظامي بسيار قوي داشت و همچنين در حوزه سياسي بين الملل نيز داراي نفوذ بالايي بود و ثروت مملكت بايد از چنين نيروي باز پس گرفته ميشد.
چه كسي مسئول اجرا و پيادهسازي صنعت نفت شد؟
مسئله مهمي كه در اين زمان وجود داشت، كسي بود كه بايد اين طرح را اجرا ميكرد، چه كسي بايد اين تشكيلات عظيم نفتي را اداره كند؟
عدهاي پيشنهاد پذيرش دولت و صنعت نفت را به مصدق اعلام كردند و ميگفتند اين همه تلاش كرديد تا نفت ملي شود، حالا خودتان دولتش را هم در دست بگيريد كه البته نيتشان اين بود كه مصدق پس بزند و آن را نپذيرد؛ چرا كه رويه قبلي مصدق چنين بود، ولي عليرغم انتظار آنها مصدق پذيرفت و به نخست وزيري رسيد.
در اين مرحله مصدق وارد كارهاي دولتي شد و بخشي از نيروهاي جبهه ملي هم همراه مصدق وارد دولت شدند، دولت مصدق 2 سال و 4 ماه به طول انجاميد.
بعد از ماجراي 30 تير 1331 كمكم اختلافات شروع مصدق و كاشاني شد
از اين مرحله به بعد عمدتا جلسات جبهه ملي با حضور آيت الله كاشاني تشكيل شد تا يك سال بعد از ملي شدن صنعت نفت،سال 1331 مصدق و كاشاني با هم بودند، ولي بعد از ماجراي 30 تير 1331 كم كم اختلافات شروع شد.
انگليسيها كه در قضيه نفت متضرر شده بودند بشدت تلاش ميكردند به اين اختلافات دامن بزنند گاهي به طرفداري از مصدق حرف ميزدند و گاهي به طرفداري از آيت الله كاشاني و اطرافيان اين دو نيز شدت اين اختلافات را بيشتر ميكردند؛ طوري كه روزنامههاي طرفدار مصدق بر روي كاشاني تمركز كرده بودند و بالعكس و از طرفي خود مصدق و كاشاني نيز اشتباهاتي داشتند كه البته اشتباهات مصدق بخصوص در چند ماه آخر دولت بسيار فاحش بود كه زمينه را براي ايجاد كودتا فراهم كرد.
اشتباهات مصدق در آمادهسازي شرايط براي كودتا 28 مرداد
از جمله اشتباهات مصدق اين بود كه به حزب توده زمينه فعاليت گسترده مي دهد، از سال 1330 حزب توده خيلي فعال است البته نيروهاي به اصطلاح ملي هم هستند كه در اين زمان فعال هستند، ولي حزب توده در جامعه درگيري ايجاد ميكند و شعارهاي مختلفي ميدهد كه فضاي جامعه را بشدت ملتهب و متشنج ميكند.
سنجابي چنين نقل ميكند: هنگامي كه به مصدق در رابطه با ميدان دادن به تودهايها اعتراض كرديم و گفتيم كه اين تودهايها آبروي ما را مي برند، چنين جواب ما را مي دهد: «مگر من بايد اينها را جمع كنم، پس وزير دادگستري چه كاره است.»
دكتر سنجابي چنين نقل ميكند كه مصدق گفته من تا حالا سه بار از اين تودهايها سواري گرفتهام مي خواستم تودهايها به خيابان بيايند، تا آمريكا بفهمد كه اگر من بروم كشور به دست تودهايها ميافتد كه اينها هم زيردست شوروي هستند، در حالي كه آمريكاييها زرنگ تر از مصدق بودند و خود ميتوانستند امنيت كشور را برقرار كنند.
مصدق خواستار اختيارات كامل از مجلس بود
از جمله اشتباهات مصدق اين بود كه افرادي را وارد دولت ميكرد كه آيت الله كاشاني با آنها مخالف بود، همين طور مصدق خواستار اختيارات كامل از مجلس بود؛ يعني ميخواست اختيار سه قوه قضاييه، مجريه و مقننه به وي اعطا شود كه مجلس هم از 31 مرداد تا 31 دي اختياراتي به وي داد، ولي چون كاري از پيش نرفت اختيارات از وي گرفته شد، لذا مصدق تصميم گرفت مجلس را منحل كند چون معتقد بود مجلس با او همكاري نميكند، آيت الله كاشاني هم يه مقدار در دولت دخالت ميكرد، يك مقدار توصيه ميكرد ولي دكتر مصدق زير بار نميرفت.
جبهه ملي كه در ابتدا كاملا يكپارچه بود، ولي مرداد سال 1332 به معناي واقعي يكپارچگي خود را از دست داد؛ چرا كه جبهه ملي به دو بخش موافق و مخالفان دكتر مصدق تقسيم ميشود كه موافقان شامل دكتر سنجابي، داريوش فروهر بود و گروهي شامل حسين مكي و مظفربقايي كه بشدت دشمن مصدق بودند؛ لذا جبهه ملي كه در سال 1328 شكل گرفت در اين زمان عملاً وجود ندارد و اختلافات بسيار شديدي در آن ايجاد شده است و آن اتحاد و يكپارچگي را به هم ريخته است.
سيطره آمريكا بر ايران بعد از كودتاي 1332
قبل از سال 32 نفت ايران در دست انگليس بود، ولي بعد از كودتا آمريكا هم ميآيد و ادعاي سهم خواهي از نفت ايران را دارد، بعد از كودتا آمريكاييها هستند كه صحنه گردان مسائل سياسي ايران هستند و سلطه خود را بر نفت تحكيم ميكنند.
بعد از جنگ جهاني اول، آمريكا قدرت اول جهاني ميشود؛ چرا كه انگليس و اروپايي شرقي و غربي بشدت در جنگ متضرر ميشوند، در حالي كه آمريكا هم از فضاي جنگ دور بود و هم سرمايههاي اقتصادي جهان به سوي آمريكا روانه شد و همچنين نخبگان كشورهاي مختلف به سوي آمريكا روانه شدند؛ از اين به بعد آمريكا بعنوان ابرقدرت جهاني معرفي ميشود و در اين مقطع آمريكا وارد ايران ميشود و بعد از كودتا كنسرسيوني تشكيل ميدهند و نفت ايران را به همراه انگليس تقسيم ميكنند.
وضعيت فدائيان اسلام بعد از كودتاي 28 مرداد 32
بعد از سال 32 حزب توده فعاليتي ندارد، جبهه ملي هم كه از هم پاشيده بود سركوب مي شود، فدائيان اسلام نيز فقط يكي دو سال مي توانند فعاليت كنند.
از آنجاييكه فدائيان اسلام غيرت اسلامي داشتند، اعلاميههاي بسيار تندي عليه رژيم ميدادند، حتي نواب صفوي، به محمدرضا پهلوي ميگويد: «پسر پهلوي» و با اين كار او را تحقير ميكند؛ لذا به تدريج رژيم برنامهاي براي نابودي آنها و از ميان برداشتن آنها ميريزد.
در سال 1334 به بهانه ترور يكي از نيروهاي حكومتي به نام «حسين اعلي» كه وزير دربار بود نواب صفوي و جمعي از رهبران فدائيان اسلام دستگير و به اعدام محكوم ميشوند.
حسين اعلي براي امضاي «پيمان بغداد» راي عراق ميشود كه فدائيان چون اين پيمان را مخالف مصالح كشور ميدانستند او را ترور كردند.
در سال 1332 تقريباً همه احزاب، گروهها و جريانات سياسي برچيده ميشود و سلطه كامل آمريكا حكم فرما ميشود، محمدرضا هم كه قبل از آن جوان بيتجربهاي بود، بعد كودتا به پشتوانه آمريكا اعتماد به نفس پيدا ميكند و ميخواهد ديكتاتوري را در كشور پياده كند.
«نهضت ملي مقاومت»؛ جرياني مؤثر يا ...
در اين مقطع «نهضت ملي مقاومت» شكل ميگيرد، اين نهضت جمعي از نيروهاي سياسي هستند كه دور هم جمع ميشوند و به طرح مسائل سياسي ميپردازند.
در مصاحبهاي كه از دكتر سنجابي صورت گرفته اين طور مطرح ميكند كه روزهاي پنج شنبه و جمعه دور هم جمع ميشدند و صحبتي هم ميكردند، بنابراين نهضت ملي در اين دوران چنان كار موثري انجام نميدهد و نبايد بزرگ نمايي كرد.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰