البرز استانی که تاریخش زیر چرخ توسعه جا مانده است/ میراثی که هر روز یک قدم به فراموشی نزدیکتر میشود
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانوقتی صحبت از البرز میشود نخستین تصویر ذهنی بسیاری از مردم، کرج و خیابانهای شلوغ آن است؛ شهری که در چند دهه گذشته با سرعتی چشمگیر توسعه پیدا کرده و هر روز بر جمعیت و حجم ساختوسازهایش افزوده شده است. البرز امروز یکی از پرتراکمترین نقاط کشور است و به دلیل قرار گرفتن در مسیر تهران به شمال، بخش قابل توجهی از تردد کشور را نیز در خود جای داده است. اما در میان این همه شتاب برای ساختن، گسترش دادن و عبور کردن چیزی آرامآرام در حال از دست رفتن است؛ چیزی که اگر از بین برود، با بودجه و پروژه عمرانی و حتی فناوریهای پیشرفته نیز نمیتوان آن را دوباره به شکل واقعی بازگرداند و آن، میراث تاریخی و فرهنگی این سرزمین است.
شاید یکی از بزرگترین تناقضهای البرز همین باشد استانی که از نظر ظرفیت تاریخی، طبیعی و گردشگری چیزی از بسیاری از مقاصد شناختهشده کشور کم ندارد، اما سهم آن از گردشگری هنوز بسیار کمتر از ظرفیتی است که در اختیار دارد. در گوشه و کنار استان، بناها و محوطههایی وجود دارند که میتوانند گردشگر داخلی و خارجی را جذب کنند، اما در عمل یا کمتر معرفی شدهاند، یا زیرساخت لازم برای بازدید از آنها فراهم نیست و یا اساساً در اولویت برنامههای توسعهای قرار نگرفتهاند. در چنین شرایطی، سؤال اصلی این نیست که البرز جاذبه گردشگری دارد یا نه؛ سؤال این است که چرا از داشتههایش استفاده نمیکند؟

حمام مصباح سالها پشت درهای بسته
برای دیدن بخشی از این واقعیت کافی است سری به حمام مصباح در کرج بزنیم. بنایی تاریخی که زمانی بخشی از زندگی اجتماعی مردم این شهر بوده و امروز میتوانست به یکی از نقاط مهم گردشگری بافت تاریخی کرج تبدیل شود، اما سالهاست درهای آن به روی مردم بسته است. وقتی یک بنای تاریخی برای مدت طولانی امکان بازدید عمومی ندارد، یک سؤال اساسی شکل میگیرد؛ قرار است این بنا چگونه با مردم ارتباط برقرار کند؟
میراث فرهنگی فقط دیوار و سقف و آجر نیست. وقتی مردم نتوانند یک اثر تاریخی را ببینند، دربارهاش بدانند و داستانش را بشنوند، به مرور زمان آن اثر از حافظه عمومی جامعه حذف میشود. حمام مصباح میتوانست یکی از ایستگاههای یک مسیر گردشگری شهری باشد؛ مسیری که گردشگر را با تاریخ کرج آشنا کند، اما امروز بیشتر از هر چیز، نمادی از فاصله میان ظرفیت موجود و بهرهبرداری واقعی از آن است.

تپه ازبکی گنجی که هنوز در قاب گردشگری البرز جا نگرفته است
از کرج که فاصله بگیریم به شهرستان نظرآباد و تپه ازبکی میرسیم؛ محوطهای که اهمیت آن برای تاریخ و باستانشناسی ایران بر کسی پوشیده نیست. تپه ازبکی یکی از آن ظرفیتهایی است که اگر در بسیاری از کشورهای دیگر قرار داشت، احتمالاً امروز بخشی از یک بسته بزرگ گردشگری تاریخی بود و سالانه گردشگران زیادی برای دیدنش راهی منطقه میشدند.
اما در البرز هنوز این ظرفیت آنگونه که باید وارد زندگی فرهنگی و گردشگری استان نشده است. مسئله فقط حفاظت از یک محوطه باستانی نیست؛ مسئله این است که آیا برای معرفی آن به مردم و گردشگران برنامهای جامع وجود دارد؟ آیا این محوطه بخشی از یک مسیر گردشگری تعریف شده است؟ آیا امکانات لازم برای بازدیدکننده فراهم شده و آیا شهروندان البرزی به اندازه کافی درباره اهمیت این اثر میدانند؟
پاسخ به این پرسشها نشان میدهد که فاصله میان داشتن میراث و استفاده از میراث همچنان در البرز زیاد است.

ینگهامام کاروانسرایی که هر روز از دیروز فرسودهتر میشود
کاروانسرای ینگهامام نیز یکی دیگر از حلقههای این زنجیره است؛ بنایی تاریخی که روزگاری در مسیر تردد کاروانها قرار داشت و بخشی از نظام ارتباطی و اقتصادی ایران را شکل میداد، اما امروز با مشکلات حفاظتی و فرسودگی مواجه است.
نگرانی درباره وضعیت چنین بناهایی فقط از جنس نگرانی برای یک ساختمان قدیمی نیست؛ هر آجر و هر بخش از ساختار یک بنای تاریخی بخشی از یک روایت است که با تخریب آن ممکن است برای همیشه از بین برود.
یکی از مهمترین اصول حفاظت از میراث فرهنگی، جلوگیری از رسیدن بنا به مرحله بحران است، اما وقتی حفاظت به شکل مقطعی و پس از بروز مشکل انجام شود، هزینه مرمت افزایش پیدا میکند و امکان حفظ اصالت بنا نیز کاهش مییابد.

جاده چالوس جاذبهای که فقط مسیر عبور شده است
اما شاید مهمترین ظرفیت گردشگری البرز، چیزی باشد که مردم هر روز آن را میبینند و شاید به همین دلیل دیگر آن را نمیبینند؛ جاده چالوس. جادهای که نام آن برای میلیونها ایرانی یادآور سفر، طبیعت، کوهستان، رودخانه و خاطرات خانوادگی است، اما در سالهای اخیر بیش از هر چیز به یک مسیر پرتردد برای رسیدن به شمال تبدیل شده است.
جاده چالوس ذاتاً یک جاذبه گردشگری است، اما برای تبدیل شدن به یک مقصد گردشگری نیازمند برنامه است. وقتی بخش عمده توجه به این محور معطوف به مدیریت ترافیک و عبور خودروها باشد، ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری آن به حاشیه میرود.
در حالی که میتوان در طول این مسیر، نقاط توقف گردشگری، ایستگاههای معرفی میراث طبیعی و فرهنگی، بازارچههای صنایعدستی، معرفی غذاهای بومی و برنامههای گردشگری روستایی ایجاد کرد و مسافر را از یک رهگذر به یک گردشگر تبدیل کرد. امروز بسیاری از مسافران جاده چالوس فقط از البرز عبور میکنند؛ در حالی که میتوانستند چند ساعت یا حتی چند روز در استان بمانند و برای اقتصاد محلی درآمد ایجاد کنند.
از سوی دیگر افزایش تردد و شلوغی این محور ضرورت توجه همزمان به ایمنی، زیباسازی و ظرفیت محیطی را دوچندان کرده است. اگر قرار است جاده چالوس به یک محور گردشگری تبدیل شود، نمیتوان فقط به عبور خودروها فکر کرد باید برای تجربه مسافر نیز برنامه داشت.

کاروانسرای شاهعباسی تاریخی که در هیاهوی کرج گم شده است
در قلب کرج کاروانسرای شاهعباسی قرار دارد بنایی که یکی از مهمترین نشانههای تاریخی شهر محسوب میشود، اما در میان حجم بالای تردد و شلوغی شهری، کمتر از ظرفیت واقعی خود دیده میشود.
این بنا میتواند یکی از نقاط اتصال گردشگری تاریخی با زندگی شهری کرج باشد. اما مسئله این است که چقدر از شهروندان کرجی درباره تاریخ این بنا میدانند؟ چقدر از گردشگران برای بازدید از آن وارد کرج میشوند؟ و مهمتر از همه، چه میزان از اقتصاد گردشگری شهر به این اثر تاریخی متصل شده است؟
وقتی یک اثر تاریخی در میان شهر باشد، اما در زندگی روزمره شهروندان دیده نشود یعنی یک حلقه مهم از زنجیره گردشگری مفقود است.
مشکل فقط میراث فرهنگی نیست
شاید پاسخ دادن به این سؤال که چه کسی مقصر است؟ آسان باشد؛ اما مسئله میراث فرهنگی البرز پیچیدهتر از این حرفهاست. میراث فرهنگی یک دستگاه به تنهایی نیست. استانداری، شهرداریها، فرمانداریها، وزارت میراث فرهنگی، بخش خصوصی، دانشگاهها و رسانهها، همه در حفاظت و معرفی این میراث نقش دارند.
اما این تقسیم مسئولیت نباید به تقسیم تقصیر تبدیل شود. آنچه امروز البرز نیاز دارد، یک برنامه مشخص و قابل سنجش برای میراث فرهنگی است؛ برنامهای که در آن برای هر اثر تاریخی، وضعیت موجود، نیازهای حفاظتی، منابع مالی، زمانبندی مرمت، شیوه بهرهبرداری و مدل جذب گردشگر مشخص باشد.
میراث فرهنگی با وعده و مراسم زنده نمیماند
یکی از آسیبهای جدی در این حوزه، نگاه مقطعی به میراث فرهنگی است. یک اثر تاریخی ممکن است برای مدتی در مرکز توجه قرار گیرد، مسئولان از آن بازدید کنند، وعدههایی مطرح شود و حتی عملیات مرمتی آغاز شود، اما اگر پس از آن نگهداری مستمر صورت نگیرد، دوباره همان چرخه فرسودگی آغاز خواهد شد.
میراث فرهنگی با پروژههای کوتاهمدت زنده نمیماند. یک بنا پس از مرمت تازه وارد مرحله حساستری میشود؛ باید برای استفاده عمومی، نگهداری، امنیت، معرفی و تأمین هزینههای جاری آن نیز برنامه وجود داشته باشد. اگر چنین چرخهای طراحی نشود، مرمت به جای آنکه راهحل باشد، تبدیل به یک اقدام موقت خواهد شد
البرز از موقعیت جغرافیایی کمنظیری برخوردار است؛ در فاصله کوتاهی از تهران قرار گرفته، جاده چالوس از آن عبور میکند، به مناطق کوهستانی و طبیعی دسترسی دارد و مجموعهای از آثار تاریخی در شهرها و روستاهای آن پراکنده شده است.
اما همین موقعیت استثنایی هنوز به یک مزیت کامل گردشگری تبدیل نشده است. تهران میتواند بازار بزرگی برای گردشگری البرز باشد. مسافری که برای چند روز در پایتخت حضور دارد، میتواند یک روز خود را به بازدید از آثار تاریخی و طبیعی البرز اختصاص دهد؛ به شرط آنکه چنین بستهای برای او تعریف شده باشد.
میراث البرز اگر امروز حفظ نشود، فردا چیزی برای گردشگری باقی نمیماند.
تپه ازبکی، کاروانسرای ینگهامام، آثار تاریخی کرج، جاده چالوس و ظرفیتهای طبیعی و روستایی استان نباید جزیرههای جدا از هم باشند. اینها باید در یک نقشه واحد گردشگری قرار بگیرند.
پرسش اصلی اکنون این است که البرز میخواهد با میراث خود چه کند؟ آیا قرار است تپه ازبکی فقط یک نام در کتابهای تاریخی باشد؟ آیا حمام مصباح باید سالهای بیشتری پشت درهای بسته بماند؟ آیا کاخ مروارید باید همچنان در انتظار یک تصمیم جدی برای احیا باشد؟ آیا کاروانسرای ینگهامام باید هر روز بیشتر در معرض فرسودگی قرار بگیرد؟ آیا کاروانسرای شاهعباسی باید در میان شلوغی کرج گم شود؟ و آیا جاده چالوس باید همچنان تنها مسیری برای عبور از تهران به شمال باشد؟
پاسخ به این پرسشها فقط وظیفه یک اداره یا یک مدیر نیست؛ این پاسخ باید در سیاستگذاری کلان استان دیده شود. اگر قرار است البرز به مقصد گردشگری تبدیل شود، باید میراث فرهنگی از حاشیه تصمیمات توسعهای خارج شود و به یکی از محورهای اصلی برنامهریزی استان تبدیل شود.
اعتبار نیروی انسانی متخصص، سرمایهگذاری بخش خصوصی، برنامه تبلیغاتی و رسانهای و از همه مهمتر یک مدیریت یکپارچه برای این حوزه لازم است. در غیر این صورت، سالها بعد ممکن است دوباره همین گزارش را بنویسیم؛ با این تفاوت که شاید یکی از بناهایی که امروز دربارهاش مینویسیم، دیگر وجود نداشته باشد.
میراثی که اگر از دست برود بازنمیگردد
البرز چیزی کم ندارد؛ نه تاریخ، نه طبیعت و نه ظرفیت انسانی. آنچه کم است، شاید همان ارادهای باشد که این ظرفیتها را به یکدیگر متصل کند و از آنها یک مزیت واقعی برای استان بسازد.
ساختمان جدید را میتوان ساخت، خیابان جدید را میتوان احداث کرد و مرکز خرید جدید را میتوان افتتاح کرد؛ اما یک محوطه باستانی، یک کاروانسرای تاریخی یا یک بنای چندصدساله اگر از بین برود، دیگر نمیتوان آن را با همان اصالت بازسازی کرد.
امروز هنوز فرصت برای جبران وجود دارد. هنوز میتوان کاخ مروارید را نجات داد، حمام مصباح را دوباره به روی مردم باز کرد، برای تپه ازبکی برنامهای در شأن اهمیت تاریخی آن تعریف کرد، کاروانسرای ینگهامام را از خطر فرسودگی بیشتر دور کرد و کاروانسرای شاهعباسی را به بخشی از هویت شهری کرج تبدیل کرد. هنوز میتوان جاده چالوس را از یک مسیر صرفاً عبوری به یک تجربه گردشگری تبدیل کرد.
اما این فرصت همیشگی نیست. تاریخ منتظر تصمیمهای اداری نمیماند و فرسودگی نیز با وعده متوقف نمیشود. اگر امروز برای میراث فرهنگی البرز تصمیمی جدی گرفته نشود، شاید فردا دیگر چیزی برای احیا باقی نمانده باشد.
البرز نباید استانی باشد که گردشگران فقط از آن عبور میکنند؛ باید استانی باشد که گردشگران برای دیدنش توقف میکنند. این اتفاق، اما زمانی رخ میدهد که میراث فرهنگی از حاشیه خارج شود و به یکی از اولویتهای اصلی توسعه استان تبدیل شود.