حاشیهنشینی تبریز؛ چالش ۴۲۰۰ هکتاری بافتهای فرسوده و سکونتگاههای غیررسمی
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، محمد مهدی اکبرزاده؛ تبریز، شهر اولینها، در کنار توسعه صنعتی و اقتصادی خود طی چند دهه گذشته با پدیدهای روبهرو شده که امروز دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک مسئله حاشیهای دانست. سکونتگاههای غیررسمی و بافتهای کمبرخوردار در بخشهایی از شمال، جنوب و جنوبغرب شهر گسترش یافتهاند و هزاران خانوار را درگیر مشکلاتی مانند فرسودگی ساختمان، کمبود خدمات، مشکلات مالکیت و در برخی مناطق، خطرات ناشی از شیب و ناپایداری زمین کردهاند.
آمارهای مختلفی درباره تعداد ساکنان حاشیهنشین تبریز منتشر شده است؛ از بیش از ۲۰۰ هزار نفر در برخی اظهارنظرهای رسمی اخیر تا حدود ۴۰۰ هزار نفر و حتی بیش از ۵۰۰ هزار نفر در برخی مطالعات و گزارشهای پیشین. تفاوت این اعداد به تعریفهای متفاوت از «حاشیهنشینی»، «سکونتگاه غیررسمی» و «بافت ناکارآمد» و همچنین تفاوت سالهای آماری بازمیگردد. با این حال، در یک نکته اختلاف چندانی وجود ندارد و آن، گستردگی مسئله حاشیهنشینی در این کلانشهر است.

حاشیه تبریز چگونه شکل گرفت؟
حاشیهنشینی تبریز محصول یک اتفاق مقطعی نیست و ریشههای آن به چند دهه گذشته بازمیگردد. رشد صنعتی شهر و تمرکز فرصتهای اقتصادی در تبریز، مهاجرت جمعیت از روستاها و شهرهای کوچک اطراف و افزایش قیمت زمین و مسکن باعث شد بخشی از خانوارهای کمدرآمد نتوانند وارد بازار رسمی مسکن شوند.
در نتیجه، زمینهای ارزانتر در اطراف شهر به مقصد بخشی از این خانوارها تبدیل شد و ساختوسازهایی شکل گرفت که در مواردی خارج از ضوابط رسمی شهرسازی بود.
شمال تبریز؛ کانون مهم سکونتگاههای غیررسمی
بخش قابل توجهی از سکونتگاههای غیررسمی تبریز در شمال شهر و دامنههای پیرامون عونبنعلی قرار گرفته است. محلههایی مانند سیلاب، ملازینال، احمدآباد، ایدهلو و عباسی در مطالعات مربوط به سکونتگاههای غیررسمی شمال تبریز مورد بررسی قرار گرفتهاند.
قرار گرفتن بخشی از این مناطق در زمینهای شیبدار، موضوع ایمنی را به یکی از مهمترین نگرانیهای مدیریت شهری تبدیل کرده است. ساختمانهای کمدوام، معابر باریک، دشواری دسترسی خودروهای امدادی و قرارگیری برخی واحدها در پهنههای پرخطر میتواند در زمان وقوع حوادثی مانند زلزله یا رانش زمین، میزان خسارت را افزایش دهد.
اختلاف آمار؛ ۲۰۰ هزار یا ۵۰۰ هزار نفر؟
یکی از چالشهای بررسی وضعیت حاشیهنشینی تبریز، نبود یک رقم واحد و بهروز برای جمعیت این مناطق است.
در خرداد ۱۴۰۵، مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران جمعیت ساکن در مناطق حاشیهای و ناکارآمد تبریز را بیش از ۲۰۰ هزار نفر اعلام کرد. در مقابل، در برخی گزارشهای سالهای گذشته جمعیت سکونتگاههای غیررسمی حدود ۴۰۰ هزار نفر برآورد شده و یک مطالعه دانشگاهی جدیدتر نیز از جمعیتی بیش از ۵۰۰ هزار نفر سخن گفته است.
این تفاوت به معنای تغییر ناگهانی جمعیت نیست. تفاوت محدوده آماری و تعریف سکونتگاه غیررسمی، مهمترین دلیل اختلاف ارقام است. از همین رو، یکی از نیازهای اساسی مدیریت شهری، تهیه یک بانک اطلاعاتی جامع و بهروز از جمعیت، خانوار، وضعیت مالکیت و میزان خطرپذیری این مناطق است.

۴۲۰۰ هکتار بافت فرسوده و ناکارآمد
ابعاد کالبدی مسئله نیز قابل توجه است. در سال ۱۳۹۹ اعلام شد حدود چهار هزار و ۲۰۰ هکتار از وسعت شهر تبریز در محدوده بافت فرسوده و حاشیهنشین قرار دارد.
حادثه رانش زمین در ملازینال در سال ۱۴۰۵ بار دیگر مسئله ایمنی سکونتگاههای حاشیهای تبریز را برجسته کرد.
بر اساس گزارش ارائهشده در شورای شهر تبریز، در این حادثه ۵۹ ملک آسیب دید و ۱۴ ملک بهطور کامل تخریب شد.
ملازینال نشان داد که بخشی از مشکلاتی که سالها درباره آنها هشدار داده شده، میتواند در صورت تداوم بیاقدامی به بحران واقعی تبدیل شود. در چنین مناطقی، نوسازی ساختمان به تنهایی کافی نیست و وضعیت زمین، شیب، پایداری بستر و دسترسی امدادی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

شهرک جوانان؛ یکی از مهمترین طرحهای ساماندهی
در سالهای اخیر پروژه شهرک جوانان به یکی از طرحهای اصلی ساماندهی حاشیهنشینی تبریز تبدیل شده است. بر اساس اعلام شهرداری تبریز، در این پروژه مجموعاً هزار و ۲۰۰ واحد مسکونی در دو فاز پیشبینی شده است.
در دیماه ۱۴۰۴ اعلام شد اسکلتبندی ۸۰۰ واحد فاز نخست حدود ۸۰ درصد و فاز دوم شامل ۴۰۰ واحد حدود ۲۰ درصد پیشرفت داشته است.
هدف نهایی این طرح، بر اساس اعلام شهرداری، اسکان حدود پنج هزار خانوار از ساکنان مناطق حاشیهنشین عنوان شده است. به این ترتیب، شهرک جوانان را باید بخشی از برنامه گستردهتر جابهجایی و ساماندهی دانست، نه راهحل تمام حاشیهنشینی تبریز.
کمک بلاعوض و تسهیلات برای ساخت مسکن
تأمین منابع مالی یکی از چالشهای اصلی این پروژههاست. در خرداد ۱۴۰۵ اعلام شد برای هر واحد مسکونی شهرک جوانان حدود ۷۰۰ میلیون تومان کمک بلاعوض و ۵۰۰ میلیون تومان تسهیلات با نرخ سود پنج درصد در نظر گرفته شده است.
یی از مشکلات مهم در سکونتگاههای غیررسمی، وضعیت مالکیت زمین و ساختمان است. در بخشی از این مناطق، خانهها بدون سند رسمی یا در زمینهایی با وضعیت حقوقی پیچیده ساخته شدهاند.
نبود سند میتواند دسترسی خانوار به تسهیلات بانکی و امکان نوسازی رسمی را کاهش دهد و همزمان اجرای طرحهای عمرانی را نیز دشوار کند.
انتقال خانوارهای ساکن در مناطق پرخطر به واحدهای جدید میتواند خطرات جانی را کاهش دهد، اما ساخت مسکن به تنهایی به معنای حل مسئله نیست.
محله جدید باید مدرسه، درمانگاه، فضای سبز، حملونقل عمومی، خدمات شهری و دسترسی مناسب به مراکز اشتغال داشته باشد. در غیر این صورت، خانواری که از یک محله پرخطر به یک واحد جدید منتقل شده، ممکن است با مشکلات دیگری مانند افزایش هزینه رفتوآمد یا دسترسی دشوار به خدمات روبهرو شود. از این منظر، هدف اصلی باید بازآفرینی محله باشد، نه صرفاً ساخت ساختمان.
حاشیهای که دیگر حاشیه نیست
حاشیهنشینی تبریز امروز به یکی از مسائل اصلی آینده این کلانشهر تبدیل شده است. اختلاف آمار جمعیتی، گستردگی بافتهای فرسوده، وجود مناطق پرخطر، مشکلات مالکیت و نیاز به ساخت هزاران واحد مسکونی نشان میدهد که مسئله ابعادی فراتر از یک پروژه شهری دارد.
طرحهایی مانند شهرک جوانان، احداث واحدهای جدید و جابهجایی خانوارهای ساکن در مناطق پرخطر میتواند بخشی از مسیر ساماندهی باشد، اما حل پایدار مسئله نیازمند توجه همزمان به مسکن، زمین، مالکیت، ایمنی، زیرساخت، حملونقل و خدمات عمومی است.
در نهایت، مسئله حاشیهنشینی تبریز فقط این نیست که چند خانه در حاشیه شهر ساخته شده است؛ مسئله اصلی این است که چه تعداد از شهروندان به مسکن ایمن و خدمات مناسب شهری دسترسی ندارند. پاسخ به همین مسئله تعیین میکند که تبریز در سالهای آینده صرفاً بخشی از حاشیههای موجود را جابهجا خواهد کرد یا میتواند چرخه تولید حاشیهنشینی را نیز متوقف کند.
این روند نشان میدهد ساماندهی حاشیهنشینی بدون برنامهریزی، منابع پایدار و هماهنگی دستگاههای مسئول، نتیجهای نخواهد داشت؛ تداوم حمایتها نیز برای موفقیت آن ضروری است.