سرمایه هایی که دیده نمی شوند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۰۸۲۶
دلنوشت های جوانفکر با پول بیت المال ادامه دارد؛

سرمایه هایی که دیده نمی شوند

 در این هفته پذیرای دوست عزیزی از روستای بسطام از توابع شاهرود بودم، او همسرش را برای مداوا نزد پزشک به تهران آورده بود، سر سفره شام متوجه شدم که همسر ایشان با تلفن همراه در حال دلجویی از دخترش در روستای بسطام است...  
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو، علی اکبر جوانفکر سرپرست 5 ماهه روزنامه ایران طبق سنت ماه های گذشته خود، مجددا دلنوشت های وبلاگی خود را در صفحه اول روزنامه دولتی ایران منتشر کرد.
 
متن این دلنوشت را با هم می خوانیم:
 
در این هفته پذیرای دوست عزیزی از روستای بسطام از توابع شاهرود بودم. او همسرش را برای مداوا نزد پزشک به تهران آورده بود. سر سفره شام متوجه شدم که همسر ایشان با تلفن همراه در حال دلجویی از دخترش در روستای بسطام است.

دخترش در آن سوی تلفن می‌گریست و به مادرش می‌گفت که چرا وقتی عازم تهران بودی مثل همیشه من را به آغوش نکشیدی و نبوسیدی!

با خود فکر کردم که شاید دختری خردسال است و از دوری مادر دلتنگ شده است اما وقتی شنیدم دخترش در حال گرفتن دیپلم است، متعجب شدم.
 
رابطه عاطفی عمیق میان این خانم روستانشین با فرزندانش، برای هر کسی جذاب و شنیدنی است.
 
او مشتی از یک خروار و نمونه‌ای از میلیون‌ها خانواده اصیل ایرانی است که در آن روابط عاطفی بسیار نزدیکی میان پدر و مادر با فرزندان وجود دارد.
 
البته این تعلقات و عواطف انسانی در میان خانواده‌های ایرانی، بسیار گسترده‌تر از مرکزیت یک خانواده است.
 
پدربزرگ و مادربزرگ، خاله، دایی، عمه، عمو و فرزندان آنها و حتی همسایگان و دوستان نیز در حوزه این مناسبات و عواطف قرار می‌گیرند.

در دنیای امروز، شاهد گرایش روزافزون جوامع بشری به سوی مادیات و به تبع آن، تخریب و اضمحلال عواطف، احساسات، علائق و مناسبات فردی و اجتماعی در جوامع مختلف انسانی هستیم و هر روز که می‌گذرد با جنبه‌های تازه‌ای از آسیب‌های وارده و خطرات منتج از آن آشنا می‌شویم.
 
آغوش پر مهر مادر برای فرزند، هیچ جایگزین دیگری ندارد و این در حالی است که با محروم شدن کودکان از آغوش مادر، فقدان دست نوازش او بر سر فرزندان و بزرگ شدن نوزادان و نونهالان در شیرخوارگاه‌ها و مهدهای کودک به یک امر عادی و معمول در دنیای غرب تبدیل شده است و تلخ‌تر آن‌که در این جهت گیری، جوامع شرقی از جمله کشورهای اسلامی سرگرم کپی‌برداری از غرب هستند.

سربازان و افسران امریکایی، انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی و دیگر کشورهای غربی عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که امروز خاک کشورهایی مانند عراق و افغانستان را به اشغال خود درآورده‌اند، دستپخت روابط خشک انسانی در چنین جوامعی هستند.
 
جنایات شرم‌آوری که نظامیان امریکایی و انگلیسی در زندان ابوغریب و سایر زندان‌های مخوف و مخفی مرتکب شده‌اند و رفتارهای غیر اخلاقی و تحقیرآمیزی که با دیگران دارند، ثمره ماشینی شدن انسان‌ها و نهادینه شدن بی‌عاطفگی در آنهاست.

دوران نوزادی و کودکی از بالاترین و بیشترین اهمیت برخوردار است زیرا در این دوره از زندگی است که فرزند باید در آغوش گرم مادر قرار بگیرد و از این طریق مهر، محبت و عواطف انسانی به روح و جانش دمیده شود و این مفاهیم پایه‌ای و اساسی در وجودش ریشه بدواند. به تجربه دریافته‌ایم، کودکانی که این فرصت از آنها دریغ شده است، به لحاظ روحی و روانی ناقص‌الخلقه‌هایی هستند که هرچه بزرگتر می‌شوند، وجودشان برای حیات و سلامت جوامع بشری، بسیار خطرآفرین خواهد بود.
 
زورگویی، تجاوز، بی‌عدالتی و تعدی به حقوق دیگران، چنگ و دندان نشان دادن، کشتار بی‌رحمانه انسان‌ها با استفاده از سلاح‌های کشتارجمعی، حمایت از جنایتکاران، سرکوب معترضان و پرکردن زندان‌ها از مخالفان، تهدید، توهین، تحقیر و تعرض به دیگران، امروز به شاخصه‌های بارز رفتاری کسانی تبدیل شده است که قلبشان خالی از نوعدوستی و عشق به انسان‌ها، محبت به نیازمندان و همدردی با دردمندان است.

تعامل قلدرمآبانه با سایر کشورهای جهان و نگاه آمیخته به تکبر، نخوت و خودبرتربینی سردمداران دولت انگلیس به دیگران، بازتابی از خصلت بیگانگی سران کشورهای امریکا و انگلیس با ارزش‌های اخلاقی مانند عشق به انسان‌هاست.
 
این خودخواهی و تکبر تا آنجاست که انگلیس، با مبنا قرار دادن برخی معیارهای اختصاصی در زندگی فردی و اجتماعی، نه تنها خود را از سایر نقاط جهان بلکه از کشورهای اروپایی نیز متمایز کرده است.
 
به تجربه اثبات شده است که فاصله گرفتن از ارزش‌های انسانی و اخلاقی، بشریت را در برابر شرایط سخت و شکننده‌ای قرار می‌دهد و امروز این حقیقت را به سهولت می‌توان در محیط زندگی مردم غرب رصد کرد.
 
آنجا که زنان و مردان با وجود قرار داشتن در کنار نزدیک‌ترین عزیزانشان، دیده نمی‌شوند و در غربت و تنهایی می‌میرند و ناقوس مرگشان وقتی به صدا در می‌آید که تعفن ناشی از متلاشی شدن پیکرشان، همسایگان را به تکاپو می‌اندازد.
 
روابط صمیمی و پر از عاطفه میان آن مادر روستانشین با فرزندانش، مرا به یاد داشته‌ها و سرمایه‌های بی‌بدیل فرهنگی، دینی و اخلاقی در درون جامعه اسلامی انداخت و این نکته را گوشزد کرد که اگر امروز به فکر پاسداری از داشته‌هایمان نباشیم، دیری نخواهد پایید که حسرت فرصت‌های جبران‌ناپذیر و سرمایه‌های بی‌بدیل از دست رفته را خواهیم خورد.
 
باشد که به خود آییم، خدای بزرگ را به سبب آنچه به ملت بزرگ و عزیز ایران ارزانی داشته شکر کنیم، دلهایمان را از کینه و بدخواهی نسبت به یکدیگر تهی کنیم و با استفاده از هر فرصتی، بر صفحه دل خویش، بذر عشق و محبت به همنوعان بپاشیم.
پربازدیدترین آخرین اخبار