متن كامل بيانات منتشرنشده رهبر انقلاب در جمع فراكسيون انقلاب اسلامي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۲۴۹۲
«خبرگزاري دانشجو» در پي مجادله رسايي و زاكاني منتشر كرد؛

متن كامل بيانات منتشرنشده رهبر انقلاب در جمع فراكسيون انقلاب اسلامي

«خبرگزاري دانشجو» در پي مجادله رسانه اي زاكاني و رسايي، متن كامل بيانات منتشرنشده رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس را منتشر كرد.

 

به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، بعد از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس كه 21 دي ماه 88 انجام شد، مجادله رسانه اي بين زاكاني و رسايي در هفته نامه هاي «پنجره» و «9 دي» صورت گرفت و برداشت هاي مختلفي از اين ديدار و بيانات رهبر انقلاب از سوي اين دو نماينده مجلس انجام شد.

 

«خبرگزاري دانشجو» با توجه به رسالتي كه دارد، متن كامل بيانات منتشرنشده حضرت آيت الله خامنه اي در جمع فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس را براي تنوير افكار عمومي و شفاف سازي موضوع منتشر كرده است كه در ادامه مي آيد:

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

خيلي خوشحاليم از اينكه شما دوستان عزيز اين جور صريح و بي ابهام مسائلي را كه مورد نظرتان بود در اين نوشته اي كه آقاي دكتر زارعي خواندند، بيان كرديد.

 

البته من تا آن حدودي كه با مجلس و گذران امور در مجلس آشنا هستم، همين مواضع را، شبيه همين مواضع را مي شنوم، مي بينم، در نطق هايي كه مي شود، در اظهاراتي كه در روزنامه ها منعكس مي شود، از بعضي از دوستاني كه حالا در ذهنم اسم شريفشان مشخص و بارز هست.

 

خب اينجا هم كه به طور كامل عدالت را هم رعايت كردند آقايان، هم به قوه مقننه و هم به قوه مجريه علي السواء اعتراض كردند كه هيچ گونه بي عدالتي اي در اين زمينه از اين جهت نشود. خيلي متشكريم.

 

من يك جمله اول در باب مجلس عرض بكنم. اين منشي كه شما داريد يعني احساس تكليف، شناخت تكليف و بعد پاي فشردن بر آنچه كه احساس شده لازم است و وظيفه شماست و ملاحظه چيزي را نكردن، اين آن جوهر نمايندگي است؛ اين خيلي چيز باارزشي است.

 

البته اين كار در يك شرايطي آسان است، در يك شرايطي هم سخت خواهد بود. خب امروز اين مواضعي كه شما ابراز مي كنيد كه همين پاي فشاري بر مباني انقلاب و اصول انقلاب و ارزش هاي انقلاب و اينهاست اين كه اكثريت عظيمي از مردم طرفدار اين هستند.

 

حالا ممكن است سلايقي مخالف باشند، لكن حرف دل عامه مردم، توده مردم و بسياري از خواص همين هاست، همين مباني اصولي و ارزش هاي اصولي است؛ گفتن اينها آن چنان پرهزينه نيست، خب گاهي چرا، به قول شما وكيل الدوله، چه چه چه، از اين حرف ها ممكن است بزنند؛ اين ها خيلي چيزهاي مهمي نيست و هزينه زيادي ندارد.

 

يك وقت همين موضع هزينه هاي زيادي را بر انسان تحميل مي كند، بايد براي آن شرايط هم آماده بود. من نمي گويم، آينده نگري نمي كنم من. نمي خواهم هم بكنم. نمي توانم هم آينده نگري بكنم. اما شما بايد براي همه شرايط آماده باشيد و بيمناك از اين نباشيد كه حالا اگر ما احساس تكليفي كرديم و عملي انجام داديم يا حرفي زديم، اين موجب مي شود كه فلان هزينه بر ما تحميل بشود. خيلي خوب بشود، ديگر زندگي همين است. زندگي مجاهدانه همين است. اهميت مجلس هم به خاطر همين است كه مي تواند تعيين كننده باشد. تاثيرگذار باشد در امروز و فرداي كشور.

 

من يادم است در آن وقتي كه بنا بود انتخابات رياست جمهوري انجام بگيرد، انتخابات رياست جمهوري اول انقلاب، خب قبل از انتخابات مجلس شد ديگر، يادتان است. يعني اواخر سال،‌ در زمستان سال 58، انتخابات رياست جمهوري شد. بعد در بهار بعدش انتخابات مجلس انجام گرفت. اوقاتي كه انتخابات رياست جمهوري بود بنده و يكي دو نفر ديگر از دوستان رفتيم قم خدمت امام. غرضمان اين بود كه از ايشان درخواست كنيم از نامزدي كه مورد نظر ما بود ايشان حمايت كنند. يا كمك كنند. يا راهنمايي كنند. بالاخره مي خواستيم با ايشان مطرح كنيم. آن نامزد هم آقاي بهشتي بود. گفتيم آقاي بهشتي را ما به عنوان نامزد معرفي كنيم به امام.

 

نشستيم يك جلسه كوچكي همين چهار پنج نفري با خود امام و حاج احمد آقا، مرحوم حاج احمد آقا هم بود. نشستيم در آن راهروي بين اتاق بيروني و اندروني و ايشان خيلي همچين جمع و جور، يك مقداري صحبت كرديم. صحبت هاي خوبي آنجا شد. حالا تفاسيرش مورد نياز اين جلسه نيست.

 

آن بخشي كه مورد نياز بود ايشان گفتند كه برويد شما سراغ مجلس. مهم مجلس است. برويد مجلس را بگيريد. خب آن وقت دوره انقلاب بود. اول انقلاب بود. همه كشور انقلاب بود. ايشان به ماها كه يك مجموعه اي بوديم، كه مثلا فرض كنيد كساني بوديم كه احساس مي شد نزديك‌تريم با ايشان، ايشان به ما توصيه مي كردند برويد مجلس را بگيريد. پيش بيني مي كردند كه ممكن است اوضاع و احوال جوري بشود كه نياز به چالش و درگيري و اينها پيش بيايد. يك سنگر مهم لازم است، آن را به ما توصيه مي كردند مي گفتند شما برويد سراغ مجلس، مجلس اينقدر مهم است. يعني واقعا در همه اوضاع و احوال پايگاه مجلس را بايد حفظ كرد.

 

من خب سال ها در قوه مجريه بودم قبلش در قوه مقننه بودم، با ارتباط با اين قواي گوناگون اوضاع و احوال را مي دانم چيه. دست قوه مجريه باز هست. چه جوري باز هست. خب پول در اختيارش هست. امكانات در اختيارش هست. با توجه به همه اينها من عرض مي كنم قوه مقننه يك نقش بسيار مهم و تاثيرگذاري دارد و اگر چنانچه قوه مقننه و مجلس شوراي اسلامي بتواند آن چنان كه شايسته انقلاب هست به وظايفش عمل بكند، مطمئن باشيد كه همه چيزها ولو بتدريج، ولو با كندي به سمت درستي خواهد رفت.

 

خب، در مجلس آدم هاي جور واجوري هستند. هر دوره اي هم كه پيش مي آيد وضع خاصي پيدا مي كند لكن وقتي كه هسته اي مثل شماها، يك مجموعه اي مثل شماها در مجلس وجود دارد اين پايداري، اين ايستادگي، اين پافشاري بر مبناي اين خيلي چيز خوبي است.

 

اينها به عنوان يك سنت هايي در مجلس مي ماند، در مجلس ها مي ماند. كمك مي كند به پيشرفت مجلس. بنابراين از اصرار بر امر صحيح و حق ولو با يك هزينه هايي هم همراه باشد شما هرگز نبايستي پشيمان باشيد كه نيستيد البته، مي دانم هم كه پشيمان هم نيستيد.

 

 همين است. بحث، بحث اثبات و تثبيت آن حقي است كه اين كشور و اين ملت براي او قيام كرده. خب، قبل از انقلاب در دوران مبارزه و نهضت هم همين جور بود. يك عده اي بودند حرف را قبول نداشتند. يك عده اي هم داشتند يا اجمالاً يا تفصيلاً، لكن آماده نبودند بيايند در ميدان. انسان آن وقت خون دل مي خورد به خاطر اينها كه اينها كساني بودند، مي فهميدند هم كه دستگاه، دستگاه ظالمي است و بايد در مقابل او ايستاد و بايد مبارزه كرد اما نمي آمدند ديگر. حاضر نبودند دردسرهايش را قبول كنند. امروز هم همين جور است. خيلي ها هستند حرف ها را قبول دارند منتها خب حاضر نيستند بيايند توي ميدان دردسرهايش را قبول بكنند. تحمل كنند.

 

اگر چنانچه كسي احساس مي كند كه واقعا توي ميدان است و دارد مي جنگد و دارد مبارزه مي كند بايد عرض كنم كه آن جبهه اي كه به نظر او جبهه ناحق و باطل است بايد افتخار كند، خدا را شكر كند، اين توفيق را مغتنم بشمارد و نگه دارد. اين مطلب اول.

 

عرض مي كنم خدمتتان كه خب اشكالاتي كه اينجا ذكر شد چه به رئيس اين قوه چه به رئيس آن قوه، خب درد دل هايي است كه ممكن است بعضي هايش مورد تاييد بنده هم باشد، بعضي هايش هم نباشد. بعضي هايش را ندانم. بعضي را بدانم. لكن بايد ديد خب حالا در مقابل اينها چه بايد كرد؟ چگونه بايد عمل كرد؟ چه بايد كرد؟ علاج چيست؟

 

يك مطلب كلي را ما هميشه بايد در نظر داشته باشيم و آن، اين است كه توقع كم گذاشتن در به اصطلاح كاسه و وزنه، كفه حق را از همه كس بايد داشت. يعني بي توقعي اش نبايد بشود. انسان كامل و بي عيب و نقض كه انسان هيچ راهي براي اشكال بر او نداشته باشد پيدا نمي كنيم، بجز معصومين.

 

بايد يك مقداري آماده بود. براي حالا آنچه كه انسان آن را كوتاهي بنامد، جفا بنامد، بي وفايي بنامد، نمي دانم هر چه كه اسمش را مي گذاريد. بايد آماده بود بالاخره واقعيت عالم اين است. حتي نزديكان به اميرالمومنين عليه الصلاة و السلام، آن كساني كه نزديك بودند، يك مواردي دارد ديگر در روايات بعد از رحلت پيغمبر درباره بعضي از بزرگان، «حاث حيثة ثم رجع» يعني يك تكاني خوردند. خيلي ها از آن خوب خوب ها، خب بعد البته گذر زمان و عرض كنم كه هدايت هاي نفس گرمي مثل اميرالمومنين اينها را برگرداند به راه. والا اين جور نبود كه انسان خيال كند حالا همه آن اصحابي كه از نظر ما اينها ستاره هاي درخشاني هستند و هستند هم واقعا، اينها همچنين بي عيب و نقض بودند. نه بالاخره از اين جور اشكالات را بايد انتظار داشت، توقع داشت، پيش مي آيد. يك مقداري بايست تحمل كرد.

 

من حاصل عرضم اين است. يك مقداري بايد تحمل كرد، يك مقداري بايستي پذيرفت و الا انسان اگر چنانچه با ديدن يك ناهنجاري اي در يك عملكردي، در يك شخصي، آن چنان به هم بريزد كه دچار ياس بشود، دچار آشفتگي بشود، دچار مثلا افسردگي بشود، اينكه خب كار نمي گذرد كه. بايستي انسان نگاه كند، خب بله، اين اشكال وجود دارد اگر نداشت بهتر بود. حالا كه اشكال وجود دارد ما چه كار بايد بكنيم؟ اين جوري بايستي، يعني اين مبناي عملكرد بايد اين باشد.

 

آرمان گرايي بايد ما را به سمت بالا بكشاند. جوري نباشد كه به خاطر ديدن برخي از ناهنجاري ها كه با آرمان گرايي ما مخالف است حركت ما دچار توقف بشود يا دچار اشتباه و انحراف بشود يا از آن مسيري كه دارد به جاي ديگري سرش گرم بشود و مشغول بشود. با اين نگاه، نگاه كنيم. يعني حالا من چه كار مي توانم بكنم با اين دو بزرگواري كه اسم آورديد. نصيحت كنم، سفارش كنم، مثلا حالا يك بابي از اين قبيل هست.

 

اگر چنانچه نسبت به من پيشنهادي وجود داشته باشد آقايان بگويند، ما استفاده مي كنيم. قبول مي كنيم كه ما چه كار كنيم. ما به اين آقا چه بگوييم. يا چه جوري با ايشان عمل كنيم. به آن آقا چه بگوييم، چه جوري با ايشان عمل كنيم. مي كنيم هم ديگر حالا تا آن حدي كه به ذهنمان مي رسد و مي فهميم كه مي شود كرد و بايد كرد مي كنيم هم برخي از كارها را. اگر آقايان هم پيشنهادي دارند به من پيشنهاد كنيد كه الان در اين نامه نبود بخصوص پيشنهادي به من.

 

اما اينكه شما چه كار كنيد؟ به نظر من دو بخش دارد اين قضيه، يكي نسبت به دولت، يكي نسبت به مجلس. در مورد دولت خب اين اشكالاتي كه شما گفتيد ممكن است وارد باشد. حالا با بعضي هايش يا مثلا؛ منتها جمع بندي بايد كرد.

 

من اين را بارها گفتم، ما اثبات و نفيمان نسبت به اشخاصي ناشي است از جمع بندي اي كه ما داريم. نسبت به اين آدم يا نسبت به دولت يا نسبت به اين جريان. به معناي اين نيست كه هيچ نقطه منفي اي در اين جايي كه ما داريم تاييدش مي كنيم نيست. خب چرا، نقطه منفي هم هست. منتها من وقتي مقايسه مي كنم بين آن نقطه منفي و آن نقاط مثبت مي بينم كه آن نقاط مثبت ترجيح پيدا مي كند. خب نتيجه اين جمع بندي مي شود اين. اين جوري بايد به نظر من عمل كرد. شما هم تذكراتتان را بدهيد. نهي از منكر اگر منكري مي بينيد بكنيد امر به معروف اگر چنانچه معروفي هست كه زمين مانده بكنيد. اما اين موجب نشود كه اين منكر را يا اين نقطه منفي را آدم بهانه قرار بدهد و راهش را جدا كند يا فرض كنيد كه فاصله ايجاد بشود يا تعارض كند يا تخريب كند كمااينكه بعضي ها هم همين جورند ديگر. بعضي ها هم آدم مي بيند.

 

به بنده خب خيلي مراجعات گوناگون از همه جا هست. مي آيند بعضي يك نقطه منفي را در يك شخصي، در يك دولتي، فرض كنيد كه مي گيرند، آن را مستمسك قرار مي دهند بنا مي كنند آن وقت اين را دليل قرار مي دهند براي اينكه بايد با او معارضه كرد، بايد با او مخالفت كرد، بايد با او دشمني كرد. بايد چه كرد. يعني اين، اين درست نيست. بايد جمع بندي كرد بله، اين اشكالات برخي هست، برخي كوچك هم نيست. ممكن است بزرگ هم باشد. منتها در عين حال بايد در جمع بندي ملاحظه كرد ديد كه اين جمع بندي نتيچه اش چه مي شود. بالاخره ما در اين جمع بندي آن نقاط مثبت غلبه دارد بر نقاط منفي، آني كه تا حالا ما فهميديم اين است.

 

خب دارد كار مي شود. دارد زحمت كشيده مي شود، دارد شعارهاي انقلاب گسترش پيدا مي كند. اينها چيزهاي خوبي است. اينها يك چيزهايي است كه كشور به اينها احتياج دارد. اگر چه چيز منفي اي هم ممكن است باشد و هست. در مورد داخل مجلس و رئيس و خودتان به نظر من اين اشكالات را خب تذكر بدهيد، مانعي ندارد، منتها اينجا هم شما سعي كنيد بيش از آن مقدري كه حد و حق اين اشكالات هست بيش از او برايش حساب باز نكنيد.

 

اولاً راه حمل بر صحت را نبنديد به كلي، در مواردي، چون آدم، خب ممكن است واقعا يك، برخي از اين چيزهايي كه آقايان گفتند ممكن است حمل بر صحت در آن وجود داشته باشد. راه هاي حمل بر صحت ممكن است در آن وجود داشته باشد. خيلي انسان غفلت هايي دارد كه كاري انجام مي دهد، ممكن است يك تحليلگري از دور بنشيند اين كار را تحليل كند، بگويد بله هدف اين بود. با اين نقشه انجام گرفت. در واقع نباشد اين. آدم مي بيند اين را در مورد خود ماها مي بينيم. يك چيزي آدم مي گويد، يك حركت كوچكي انجام مي دهد، آن تحليلگرها آن طرف دنيا نشستند كه بله اين هدف اين بود. مي بينيم كه نه اين نبوده، منتها خب تحليلگر، تحليل مي كند ديگر.

 

تحليل سياسي گاهي اين جوري است. يك چيزي است، يك حركتي است، يك حرفي است، كاري است، كسي انجام مي دهد و از روي غفلتي است. از روي يك اختلاف در ديدگاهي است كه اين انجام مي گيرد. نه اينكه از روي يك غرضي يا روي نقشه اي. پس اين راه حمل بر صحت را نبايد بست به نظر من. بايد اين راه را باز گذاشت.

 

ثانيا بايد توجه كرد كه اين مجموعه اصولگرا و انقلابي اي كه امروز در مجلس هستند بحمدالله در كشور هم اكثريت قاطعي دارند به دليل همين انتخابي كه انسان مي بيند انجام گرفته، خب اين نشانه اين است كه مردم دوست مي دارند اين جهت گيري و اين راه را. اين را حتي المقدور نگذاريد متشتت بشود. اين وحدت مهم است. حالا ما در سطح كشور هم معتقد به وحدتيم. در اين مجموعه معتقد به ارزش ها و اصول هم معتقد به وحدتيم. اين را بايد حفظ كرد. ولو با يك اغماض هايي. بعضي از اغماض ها ممكن است اعتراض برخي ديگر را متوجه انسان بكند ولي خب بكند آدم حق را بايد ببيند چيست. يك جاهايي بايد برخي از اغماض ها را انجام داد براي يك مصلحت بزرگتري كه حالا در اين مورد بحث ما مصلحت اتحاد و اتفاق و عرض كنم كه با هم بودن و يك حرف زدن و يكصدا داشتن و اينهاست.

 

در سايه همين يكصدا داشتن اي بسا بتوان همان كسي را كه شما مي گوييد اين مواضع را گرفته كه نبايد مي گرفت شايد بشود اين را نزديك كرد به مواضعي كه مورد نظر شماست. به نظر اين جوري است. اين هم راجع به اين قضيه البته ما هم يك مواردي كه به نظرمان رسيده سفارش مي كنيم من البته در مورد طرح ها و در مورد لوايح دولت كه مي آيد به مجلس يك اعتقاد اصولي دارم كه حالا هم نمي دانم اين اعتقاد اصولي چقدر با قوانين تطبيق مي كند اما عقيده من است و گفتم بارها اين را به بعضي از همين آقايان.

 

بنده معتقدم لايحه دولت را بايد گرفت اگر اشكالي دارد اشكال را به دولت گفت كه خود دولت برطرف كند مجدداً لايحه را بياورد و تصويب بشود، يعني اين جوري اين حرفي كه دولت مي زند كه لايحه‌ من را مي گيرند و تبديلش مي كنند به يك صد درصد را به پنجاه درصد شصت درصد اين اشكال واردي است. اين اشكال درستي است به اعتقاد ما. بايد بالاخره حتي من در مورد وزرا هم اعتقادم همين است.

 

يك وقتي هم اينجا گفتيم آقايان هم بودند روساي سه قوه همه شان بودند، جماعتي ديگري هم بودند، بعضي‌ها گفتند آقا شما دولت خودش ناسازگاري مي كند، شما هم يك حرفي مي زنيد، گفتيم خب اين يك اعتقاد من است واقعاً اگر چنانچه هيئت وزيران را بياورد دولت در مجلس، مجلس بگويد نه، من به خاطر اين يك نفر، هيئت وزيران را قبول نمي كنم، برگرداند، او تركيب را هر جور كه مي خواهد درست كند، مجدداً بياورد، اين اگر باشد، اين بهتر است براي دولت و براي مجلس، براي اينكه بگيرند وزرا را يكي يكي تيكه پاره كنند، يا لوايح را همين طور مثلاً فرض كنيد كه چه بكنند، به هر حال اين، حالا بايد طبق قانون عمل كرد.

 

شما نگاه كنيد ببينيد قوانين چه جوري است طبق قوانين بايد عمل كرد لكن اين اشكال در مواردي بر مجلس وارد است كه دولت را در كارش، يا مثلاً  فرض بفرماييد تحميل يك قانوني بر دولت، در حالي كه امكانات لازم براي اجراي آن قانون در اختيار دولت قرار داده نشده كه مواردي را مثال مي زنند آقايان دولتي‌ها، يا كشاندن وزرا بيش از اندازه‌ لازم به مجلس، به مناسبت‌هاي همين سوال‌ها و نمي دانم اين چيزهايي كه انجام مي گيرد، وقت‌ها را گذراندن به بحث‌هاي زيادي.

 

به نظر من از اين چيزها مي شود صرفنظر كرد، مي شود مجلس را كاري تر و ارتباط با دولت را كاري تر و نزديكتر و صميمانه تر كرد بايد هم همين جور ان شاء الله انجام بگيرد.

 

اين هست در اين مورد. منتها مجلس هم استقلالش بايد محفوظ باشد اين هم عقيده مان است بنده اعتقاد دارم مجلس در عين حال بايستي استقلال خودش را حفظ كند منتها با روشي كه به معناي دخالت كردن در كار قوه مجريه و معطل نگهداشتن قوه مجريه نباشد.

 

راجع به اين قضاياي اخير هم كه اشاره‌اي شد در اين نامه، كه خب درست هم هست اين قضاياي اخير يك امتحان بزرگي بود براي كشور، براي خود نظام امتحان بزرگي بود، يك رزمايش بود، اين در واقع مثل يك رزمايش بود واقعاً اين جوري است كه انسان گاهي تا وقتي اتفاقي نيفتد، انسان نقاط ضعف خودش را و نقاط توجه دشمن را متوجه نمي شود و نمي فهمد.

 

اين مغتنم بود تجربه بزرگي بود براي كشور پيش آمد عبور از اين جريان هم براي نظام كاملاً ممكن است يعني اين تصور كه حالا كسي خيال كند كه نظام جمهوري اسلامي گير افتاد، ابداً چنين چيزي نيست نظام الحمدالله خيلي ريشه دارتر، خيلي قويتر است، كه خب يك جلوه‌اش را شما ديديد در همين روز چهارشنبه نهم دي، واقعاً اين حالا سعي مي كنند هي كوچكش كنند، ناگفته بگذارند، مسكوتش بگذارند، اما خيلي حادثه بزرگي بود اين حادثه نهم دي. يعني اين جور مردم بيايند در صحنه، ‌اين جور دفاع كنند، همه جور آدم از همه قشرها، از خواص و عوام بيايند در صحنه و بگويند ما ايستاده‌ايم پاي انقلاب و پاي ارزش‌هاي انقلاب و شعارهاي انقلاب.

 

اين خيلي چيز مهمي است، من ديروز بود، ديروز ظاهراً صحبت داشتم اينجا. گفتم كه واقعاً هيچ جاي دنيا چنين چيزي امكان ندارد كه يك فراخوان اين جوري مختصري بشود و اين جمعيت عظيم بيايند در عرصه، در صحنه، هيچ دولتي در دنيا، هيچ حكومتي در دنيا چنين چيزي را ندارد.

 

كما اينكه اين اتكاي به مردم در جشن‌هاي انقلاب هم خودش را نشان مي دهد ما در دنيا نداريم انقلابي كه در سي سالگي مثلاً، يا بيست و پنج سالگي يا در سي سالگي، در سالگردش جشن سالگرد با حضور مردم در خيابان‌ها اتفاق بيفتد. در حالي كه انقلاب اولش با حضور مردم شده حالا آنجاهايي كه انقلاب است آنجاهايي كه كودتاست كه بحثي نداريم، اسمش را انقلاب مي گذارند، همان جايي كه واقعاً مردمي است و انقلاب است، بعد از گذشت يك سال دو سال، مراسم سالگرد انقلاب مي شود يك مراسم تشريفاتي، صوري، يك عده‌اي را دعوت كنند، عرض كنم كه خطابه‌اي بخوانند، سخنراني‌اي بكنند، چايي، شيريني به يك عده معدودي بدهند.

 

مردم اصلاً شايد گاهي نمي فهمند هم كه فرض كنيد كه اين تاريخ رسيده، يك رژه‌اي مثلاً فرض كنيد بگذارند الان در حالا كه نمي دانم، در شوروي در دوره شوروي اين جوري بود ديگر، يك رژه‌اي مي گذاشتند و مي ايستادند آنجا و سلام مي دادند و از مردم خبري نبود اين مخصوص انقلاب اسلامي است كه سالگرد انقلاب، جشن سالگرد انقلاب با حضور مردم است.

 

اين خيلي چيز عجيبي است، هيچ مراسم رسمي‌اي وجود ندارد مراسم مردمي عظيم، اينها يك نشانه‌هاي خيلي مهمي است نشانه‌هاي خيلي پرمعنايي است كه خب ريشه هم در همين اعتقاد و ايمان ديني مردم دارد، اينها را بايستي ديد، بايستي قدر شناخت، اينها را عده‌اي نمي فهمند اين چيزها را نمي بينند، نمي فهمند لذاست كه اين قضايا، قضاياي گذرايي است منتها گذرا بودن يك قضيه معنايش اين نيست كه براي عبور از اين، تدبير و تمهيد لازم نيست نه، تدبير لازم است.

 

بالاخره گردنه سختي است مي گوييد ما از اين گردنه بالاخره عبور خواهيم كرد قطعاً، اما اين عبور آن وقتي است كه با چشم باز، با توجه، با دقت، با هضم لازم اين كار انجام بگيرد، بايد با تدبير حركت كرد.

 

حالا تا آن حدي كه آدم مي فهمد، مي داند، مي بينيم مسئوليتي كه دارند، طراحي مي كنند صحنه‌ها را، در قوه مجريه، در قوه قضائيه، در جاهاي مختلف با هضم دارند حركت مي كنند، آدم مي فهمد درست دارند حركت مي كنند يعني حالا با قطع نظر از برخي از خطاهايي كه يك جاهايي اتفاق مي افتد كه قابل پيش بيني هم هست، اما مجموعاً حركت، حركت درستي است و اين كه فرمودند كه مثلاً اگر چنانچه سران فتنه چه نشوند، مردم به ترديد مي افتند، نه اين هم اين جوري نيست.

 

نگاه كه مي كند انسان به صحنه، بايستي ببيند كه الان اولويت چيست، اولويت را بايد رعايت كند؛ ما اگر در قضاياي 18 تير سال 78 اگر آنجا ما درست عمل كرده بوديم، دستگاه‌هاي ما درست عمل كرده بودند و قوه قضائيه آن كاري كه بايد مي كرد، كرده بود و اطلاعات، آن كاري كه بايد بكند كرده بود، مطمئناً امروز ما اين قضيه را نداشتيم.

 

آنجا كوتاهي شد، كوتاهي كردند، ما نگاه كنيم، ببينيم الان اولويت دستگاه چيه، اولويت آن مواجهه با آن جرياني است كه با سوءاستفاده از يك حرف به ظاهر مثلاً فرض كنيد كه قانوني كه مي خواستند، بگويند كه البته ضد قانون بود، اينها آمدند عليه نظام يك دعواي انتخاباتي را تبديل كردند به دعواي با نظام.

 

اين يك جريان خاصي است، جريان جديدي است اين را بايد شناخت اگر ما اين را مخلوط كنيم با جريان راهپيمايي‌اي كه روز بيست و پنجم خرداد مثلاً در خيابان اتفاق افتاد، اشتباه كرديم، آن يك جريان راهپيمايي آنها راه انداختند، روز بيست و پنجم خرداد بود، بيست و چهار خرداد بود، ‌اين جرياني كه روز عاشورا در خيابان مي آيد، يا در شانزده آذر در خيابان مي آيد،‌ اين آن جريان نيست، اگر ما اينها را با هم مخلوط كرديم، دچار اشتباه مي شويم.

 

آن جريان خيلي هايشان در راهپيمايي روز چهارشنبه 9 تير حضور داشتند، بنده اين كه عرض مي كنم به حدس نيست، اطلاع دارم؛ مواردي خبرهايي به من رسيده كه اطلاع دارم، مي دانم افرادي هستند، افراد شاخص كه حضور پيدا كردند. خب اين خيلي اهميت دارد ما اين را نبايد با آن مخلوط كنيم.

 

آن يك چيز ديگري بود يك تحليل ديگري دارد استنتاج ديگري بر آن بار هست، امروز ما بايست مواجه بشويم با اين چيزي كه در كف خيابان است ببينيم اين چيه؟ اينها از كجا دارند الهام مي گيرند؟ كي دارد اينها را هدايت مي كند؟ چه جوري دارند هدايت مي كنند؟ اين اولويت دستگاه هست خوشبختانه مي بينم كه هم دستگاه قضائيه، هم دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي، اينها دارند مي پردازند به اين، يعني متوجه اين هستند و دارند رويش مطالعه مي كنند.

 

آن جريان ديگر قابل دسترسي است هميشه، آن از دست نمي رود. چون بالاخره يك كسي يك جرمي مرتكب شده و حرفي زده، بايد مسئوليت حرفش را بپذيرد، يعني مي گويند معترض از حرف‌هايي كه مي زنند آقايان بين معترض و نمي دانم خرابكار، اغتشاشگر بايستي فاصله قايل شد. خب بله، معترض معنايش اين نيست كه معترض مسئول نيست.

 

معترض هم مسئول است، بالاخره حرفي زده، اعتراضي كرده بايد پايش بايستد، يعني آن اعتراض را، آن عملي كه انجام داده، بايد مسئوليت آن را قبول بكند اگر بر آن اعتراض او يك چيزي بار شده، كه آن چيز، مسئوليت قانوني دارد، آن را بايد متحمل بشود، نمي شود كه بگويد من همين طور يك سنگي انداختم. خب اين سنگ زد شيشه‌اي را شكست، اين شيشه را بايد شما جبران كنيد يعني اين هم وجود دارد كه بايد معترض را جدا مي كنند از اغتشاشگر، منتها اين معنايش سلامت معترض نيست. معترض هم بايد آن مسئوليت اعتراض خودش را تحمل كند، بپذيرد ديگر. 

 

اين بالاخره اينها، منتها تفكيك بايد كرد، جدا بايد كرد، اين جريان عامل مقابله‌ با نظام را با آن جرياني كه براي اين بستر ساخته، ولو ناخودآگاه، آن يك جريان ديگر است اين يك جريان ديگر است اينها را بايد از هم تفكيك كرد هر كدام را در زمان خودش، در ظرف خودش بايد به آنها رسيدگي كرد.

 

به هر حال دعا كنيد شما كه خداي متعال همه‌مان را بر آن صراطي كه انشاء الله صراط مستقيم است و اميدواريم كه خداي متعال دستگيري كند از ما، ما را حفظ كند، تثبيت كند در آن صراط، و خودتان هم مراقبت كنيد اين مسئله تبيين و بصيرت دهي هم خيلي مهم است اين را فراموش نكنيد به نظرم حضور شماها، حالا در حوزه‌هاي انتخابيه، در بخش‌هاي گوناگون، چه در دانشگاه‌ها، چه در محيط‌هاي جوان به هر شكلي، حضور شماها در آنجا و صحبت كردن و تبيين كردن و مسائل را منطقي، قانع كننده‌ براي ذهن مخاطب، بيان كردن، اين خيلي تاثير دارد. خيلي.

 

اين نورافكن انداختن در آن محيطي است كه سعي كرده شده تاريك باقي بماند، اين وقتي نورافكن مي اندازيم، اين همه توطئه‌ او را در واقع با همين كار، شما باطل مي كند، نورافكن بيندازيد، بصيرت بدهيد به مردم، انشاء الله خداوند كمك كند شما را، ما را، همه را، بتوانيم به آن وظايفمان عمل كنيم ان شاء الله.

 

والسلام عليكم و رحمت الله.

پربازدیدترین آخرین اخبار