مصاحبه تفصيلي دهقان با «خبرگزاري دانشجو» - بخش اول
شكست ناطق نشان دهنده ناكارآمدي ساز و كار اصولگرايان سنتي/ خروجي 5+6 در مجلس هشتم، اكثريت سنتي بود/ پيوند موقت احمدي نژاد و لاريجاني
عضو هيئت رئيسه مجلس شكل گيري موج جديد اصولگرايي، نحوه بازآرايي نيروهاي اصولگرا در انتخابات مجلس هشتم و ... را تشريح كرد.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ عضو هيئت رئيسه مجلس هشتم شوراي اسلامي با حضور در اين خبرگزاري چگونگي وحدت نيروهاي اصولگرا در انتخابات مجلس هشتم، ارزيابي عملكرد ساز و كار وحدت، چگونگي رياست لاريجاني در مجلس و عملكرد فراكسيون اصولگرايان را تشريح كرد.
بخش اول اين مصاحبه تفصيلي را در زير مي خوانيد:
«خبرگزاري دانشجو» - جايگاه انتخابات در نظام جمهوري اسلامي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
دهقان: اتكاي نظام جمهوري اسلامي ايران از اول انقلاب تا الان به آراي مردم بوده و اين مردم بودند كه انقلاب اسلامي را در همه عرصه ها جلو برده اند.
يكي از مظاهر حضور مردم انتخابات بوده كه در انتخابات هم در واقع نقش مردم در سرنوشتشان رقم مي خورد و هم نخبگان از سراسر كشور شناسايي مي شوند و مورد راي مردم قرار مي گيرند و بخشي از آنها به درون حكومت راه پيدا مي كنند.
پايه هاي نظام اسلامي با برگزاري اين انتخابات ها، هر روز محكمتر مي شود و در كنار آن، زمينه بصيرت و آگاهي بيشتر مردم در انتخابات فراهم شده است.
از آغاز انقلاب هميشه انتخابات هاي ما يك حساسيت ويژه اي داشته است، علت حساسيت ويژه نسبت به انتخابات ما انتخاب خط مستقيم انقلاب مي باشد و به همين دليل، اين تحول سياسي هميشه مورد توجه ولي فقيه زمان بوده و همواره دلسوزان انقلاب به دنبال اين بودند كه در انتخابات افرادي را برگزينند تا خط مستقيم انقلاب در معرض خطر و تهديد قرار نگيرد.
به همين دليل در انتخابات اول انقلاب و در آغاز پيروزي انقلاب و در انتخابات مجلس اول، اين شبكه روحانيت بودند که خط سير انقلاب توسط آنها پايه گذاري شد؛ بعد از چند سال روحانيت به دليل تفاوت ديدگاه با هم اختلاف پيدا كردند و به دو گروه اصلي تقسيم شدند و اين اتفاق منجر شد که مردم كمي در مورد خط اصيل انقلاب دچار ابهام شوند.
در ابتداي انقلاب رقابتي بين موافقان و مخالفان حضرت امام وجود داشت
در ابتداي انقلاب رقابتي بين موافقان امام و مخالفان امام خميني وجود داشت؛ مخالفان امام به همان عنوان مخالف امام ليست مي دادند. درابتداي انقلاب بيش از 80 حزب و گروه سياسي بودند كه خيلي از آنها امام را قبول نداشتند و پنهان كاري هم نمي كردند. سازمان مجاهدين و حزب توده در آن موقع ليست مي دادند و خط اصلي انقلاب در آنجا راحت تر شناخته مي شد.
شکست ناطق در سال 76 نشان داد سازوکار جريان سنتي اصولگرا ديگر جوابگو نيست
هر قدر كه جلوتر آمديم، شناسايي خط اصلي انقلاب سخت تر شد؛ زيرا كم كم اختلافات بين نيروهاي انقلابي بالا گرفت.
بعد از اينكه جريان روحانيت دو شقه شد و اختلاف نظر بين آنها هم به وجود آمد جرياني كه امروز به آنها «جريان سنتي اصولگرايان» مي گوييم، محور شد و هر خطي كه آنها مي رفتند و هر آنچه كه مي گفتند، به عنوان خط اصلي انقلاب تلقي مي شد.
جبهه پيروان و حزب موتلفه هر ليستي كه مي دادند، نيروهاي مذهبي آن را به عنوان خط اصلي انقلاب مي پذيرفتند.
در انتخابات رياست جمهوري سال 76 خط اصلي انقلاب آقاي ناطق نوري را معرفي كرد
در همان زمان يك خط ديگري نيز به نام جمعيت دفاع از ارزش ها شكل گرفت؛ آنها آقاي ري شهري را انتخاب كردند، البته آنها هم نيروي انقلابي بودند، اما در آن زمان به نظر من معلوم بود كه کانديداي خط اصلي انقلاب کيست؛ اين به معني اين نبود كه ناطق نوري ايراد ندارد، ولي شما بين آقاي خاتمي و آقاي ناطق نوري و آقاي ري شهري طبيعي بود كه اگر بخواهيد از خط اصلي انقلاب دفاع كنيد بايد از آقاي ناطق نوري دفاع مي كرديد. آن زمان نيروي اصلي انقلاب و خط اصلي انقلاب به سمت آقاي ناطق نوري رفت، البته آن يك شكست هشدار دهنده بود و معلوم بود ساز و كارهاي نيروهاي سنتي انقلاب براي تاكيد بر خط اصلي انقلاب ديگر جواب نمي دهد.
بازآرايي نيروهاي اصولگرا در شوراي شهر دوم صورت گرفت و در مجلس هفتم به کمال رسيد
جريان دوم خرداد با يك شتاب عجيبي آمده بود و وارد صحنه شده بود، قدرت سياسي برتري داشت و مردم را هم به دور خودش جمع كرده بود، كار تشكيلاتي عميق مي كرد و با آن ساز و كار سنتي نيروهاي اصولگرا نمي توانستند با جريان دوم خرداد رقابت كنند.
خود به خود جريان دوم خرداد نيروهاي سنتي را به حاشيه برده بود و مدتي تشخيص اينکه در واقع چه كسي پرچمدار خط اصيل انقلاب است، سخت بود؛ چون آنهايي كه به عنوان خط اصلي انقلاب بودند، به حاشيه رفته و مدت ها بعد از جريان دوم خرداد خبري از آنها نبود. حتي ما از آنها دعوت مي كرديم تا بيايند در دانشگاه ها صحبت کنند ولي آنها مي گفتند دانشگاه جاي ما نيست.
آنها از آن فضاي موجود يك هراسي پيدا كرده بودند و جرات صحبت در دانشگاه را نداشتند، بنابراين طبيعي بود كه ديگر آن سازوكار جواب نمي داد؛ اين بدان معنا بود كه تاكتيك و حركت و نوع سازوكار آنها ديگر جوابگو نبود تا اينكه بتدريج تشكل هاي ديگري شكل گرفتند، نيروهاي بسيجي و حزب اللهي آمدند و نقش ايفا كردند و گروه هاي جديدي شكل گرفت.
مظهر و طليعه اصلي شكل گيري گروه هاي جديد، در انتخابات شوراي دوم بود؛ در اين انتخابات نيروهاي جديد اصولگرايان آمدند و بتدريج به نام اصولگرايي و گفتمان اصولگرايي در انتخابات شوراها كم کم جان گرفتند و در نهايت توانستند مجلس هفتم را به دست بگيرند.
در آنجا جريان اصلي انقلاب معلوم بود، در مجلس هفتم گروه هايي به نام اصولگرايي آمده بودند و خط اصلي انقلاب طوري طراحي شده بود كه جريان سنتي هم اگر چه نقش مهمي را داشت، اما نيروهاي انقلاب صرفا در آن جبهه خلاصه نمي شد.
در تهران و شهرستان ها اسامي مختلفي مطرح بود، اما معلوم بود كه كار تشكيلاتي خوبي شده و مشخص بود كه خط اصلي انقلاب كجاست و از كدام طرف بايد رفت؛ البته در آن دوران در كنار نيروهاي سنتي اصولگرايان نقش تشكل هاي جديد اصولگرايان بارز شده بود.
در انتخابات سال 84 خط اصيل انقلاب در اثر اختلاف بين جريانات اصولگرا به راحتي شناخته نمي شد.
در مجلس هفتم نيروهاي سنتي نقش داشتند، اما ديگر نقش اول و آخر، آنها نبودند. بقيه گروههاي اصولگراي نوظهور نيز آمدند و وارد صحنه شدند و نقش ايفا كردند.
در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم اصولگرايان متفرق شدند و همه با همديگر به اختلاف افتادند و به نظرم مردم به راحتي نمي توانستند خط اصلي انقلاب را بشناسند، بنابراين براي اينكه اين اشكال پيش نيايد در انتخابات مجلس هشتم جمعي تشکيل شد که برآيند نيروهاي انقلاب در آن حضور داشته باشد.
«خبرگزاري دانشجو» - منظورتان از اينکه در رياست جمهوري نهم خط اصيل انقلاب به راحتي شناخته نمي شد چيست؟
دهقان: نميخواهم دوباره به تلخي هاي رياست جمهوري نهم پرداخته شود. وقتي كه ميگوييم جبهه انقلاب و خط اصلي انقلاب منظورمان آن خطي است كه نمادش، مظهرش و كانديدايش نزديكترين نگاه را به نگاه ولي فقيه داشته باشد. ما منظورمان از خط اصلي انقلاب اين است.هر چند ممكن است نسبت به همان كانديداها هم انتقاداتي داشته باشيم كما اينكه در انتخابات سال 76 هم انتقاداتي به كانديداي اصلي نيروهاي انقلاب وارد بود.
«خبرگزاري دانشجو» - از نظر شما نزديکترين شعارها به خط اصيل انقلاب صحبت هاي آقاي احمدي نژاد نبود؟
شايد نزديكترين شعار همين بود، اما درباره اينكه واقعا خط اصلي انقلاب هم اين بود، بحث دارم.
خود من برداشت ديگري از اين موضوع داشتم. بعضي از خواص متوجه شدند، ولي بعضي از خواص متوجه نشدند و طبيعتا در بدنه هم مسئله روشن نشد و نتوانستند روشن كنند. لذا اين خط به دليل اختلافات به نظر من پنهان ماند و نگذاشتند آن خط اصلي انقلاب شناخته شود.
مسائل بازخواني انتخابات رياست جمهوري نهم بايد بعد از دوره احمدي نژاد بررسي شود و آن موقع شايد بعضي از حقايق آن زمان را بازگو كنيم.
اگر انتخابات مجلس هشتم، به شكل انتخابات رياست جمهوري نهم اتفاق مي افتاد، ممکن بود اصولگرايان و خط اصلي انقلاب شكست بخورد.
جريان جديد اصولگرا مشمول انگهايي که به سنتيها ميزدند، نميشد
در انتخابات شوراي شهر دوم نيروهاي جديد اصولگرا با نام آبادگران وارد ميدان شدند. رقبا نمي توانستند به اين گروه، اتهام «ملاحظه كاري» كه در گذشته به جريان راست سنتي وارد مي کردند، بزنند؛ چون اينها افراد منتقد و شفافي بودند و انگ هايي که به گذشتگان مي زدند به اين گروه ديگر نمي چسبيد.
«خبرگزاري دانشجو» - خوب بازگرديم به انتخابات مجلس هشتم، نحوه به اجماع رسيدن در آن برهه به چه شکل انجام شد؟
دهقان: در آستانه انتخابات مجلس هشتم گروه 6+5 براي رسيدن به اجماع تشکيل شد. در 6+5 سه ضلع جريان اصولگرايي براي دستيابي به وحدت دور يک ميز نشستند. يك مجموعه از اصولگرايان سنتي، يك مجموعه از طرفداران آقاي احمدي نژاد، يك مجموعه هم اصولگرايان تحول خواه و همان جمعيت ايثارگران و جمعيت رهپويان بودند.
اين سه ضلع آمدند وارد صحنه انتخابات شدند. آن موقع بحثي مطرح شد مبني بر اينکه اگر در بين اين شش نفر اختلاف بوجود آمد، چگونه آن را حل کنند؛ جمع بندي اين شد که اگر اختلاف كرديم، پنج داور مي آوريم تا نظر نهايي را بدهند.
«خبرگزاري دانشجو» - آيا نمايندگاني که از خروجي6+5 بيرون آمدند، به طيف خاصي از جريان اصولگرا نزديک بودند؟
دهقان: عمدتاً نمايندگان اصولگراي مجلس هشتم از نيروهاي جبهه پيروان خط امام و رهبري بودند، جريان سنتي اصولگرايان چون در طول ساليان گذشته در شهرستان ها به صورت سنتي كانديدا داشت و در انجام كار تشكيلاتي هم از بقيه اصولگرايان سابقه دارتر است لذا از ساز و كار وحدت اصولگرايان بيشترين بهره برداري كرد.
لذا در 6+5 اگر چه همه اصولگرايان از همه طيفهاي اصولگرايي آمدند، اما در مجلس بيشترين كساني كه وارد شدند منتسب به جبهه پيروان خط امام و رهبري بودند و مجلس هم تقريباً به دست همان جريان افتاد و رئيس و نايب رئيس چهرههاي اصلي جبهه پيروان بودند كه توانستند مجلس هشتم را در دست بگيرند و شايد به همين دليل بود كه آقاي حدادعادل ديگر نتوانست به صندلي رياست مجلس تکيه بزند.جريان سنتي اصولگرايان وقتي توانست از ساز و كار وحدت حداكثر بهره برداري را ببرد با شروع مجلس هشتم ديگر تداوم آن وحدت را به صلاح نديد و براي اداره مجلس مسير خود را طي كرد.
واقعيت اين است در آغاز مجلس هشتم اولاً اكثريت مجلس از طيف جبهه پيروان خط امام و رهبري بودند، چهرههاي شاخصي از جريان سنتي اصولگرايان در مجلس حضور داشتند و طبيعي بود كه اينها به دنبال اين بودند كه افرادي كه انتخاب مي شوند از طيف خودشان باشد.
ثانيا آقاي احمدي نژاد نامه نگاريهايي با حدادعادل كرده بود. آقاي احمدي نژاد بعضي از قوانين را اجرا نمي كرد، اما دكتر حدادعادل بدون اينكه اختلافات را به صحن مجلس بكشاند به عنوان وظيفه رئيس يك قوه، پيگيري مي كرد كه وي قانون را اجرا كند. يكبار وقتي آقاي احمدي نژاد قانون را اجرا نمي كرد، دكتر حدادعادل موضوع را به رهبر انقلاب ارجاع داد و عنوان كرد كه احمدي نژاد صريحا گفته است كه من قانون را اجرا نمي كنم.
يكي از قوانيني كه احمدي نژاد اجرا نمي كرد، قانون اختصاص 950 ميليارد تومان به گاز رساني روستايي بود كه تصويب شده بود.
آن موضوع به مقام معظم رهبري ارجاع شد و مقام معظم رهبري دستور دادند كه وقتي يك طرح يا لايحه اي، سير طبيعي خودش را طي كرد و قانون شد، دولت موظف است آن را اجرا كند، اين مسئله منجر به نامه نگاري و علني شدن موضوع گرديد.
آقاي احمدي نژاد هم نامههاي تندي به آقاي حدادعادل مي نوشت ، منتها وي به خاطر اينكه سفارش شده بود كه بين مجلس و دولت تعامل باشد و براي اينكه اختلاف ايجاد نشود و اين اختلاف به بيرون نفوذ نكند و آرامش جامعه را به هم نريزد، تحمل مي كرد.
در ابتداي مجلس هشتم پيوند موقتي بين طرفداران احمدي نژاد و سنتي ها برقرار شد
اطرافيان آقاي احمدي نژاد با يك مقدار تدبر و تامل مي توانستند متوجه شوند كه حضور آقاي حدادعادل در مقام رياست مجلس هشتم براي آرامش جامعه و براي خود دولت بهتر و آرام بخش تر است، ولي آقاي احمدي نژاد تصميم گرفته بود كه حدادعادل نباشد و به دوستانش كه به عنوان جريان آقاي احمدي نژاد آمده بودند، گفته بود كه ايشان نباشد، لذا يك پيوندي البته به صورت موقت بين احمدي نژاد و لاريجاني به وجود آمد.
البته اين را هم بگويم كه حدادعادل در آن زمان طرفدار زيادي نداشت؛ حتي ممكن بود اگر طرفداران احمدي نژاد هم نمي خواستند آقاي حدادعادل را حذف كنند، بقيه نمايندگان مجلس به خاطر ايراداتي كه به حدادعادل وارد مي شد و به جهت مماشات با دولت زمينه حذفش را فراهم مي آوردند؛ يعني نه تنها جبهه پيروان مايل به رياست حدادعادل نبود، بلكه نيروهاي دوم خرداد نيز بين حدادعادل و لاريجاني، آقاي حدادعادل را انتخاب نمي كردند.
«خبرگزاري دانشجو» - با اين جمع بندي مي توان گفت كه مجلس هشتم خوي تندتري نسبت به مجلس هفتم در قبال دولت داشت؟
دهقان: من معتقدم چه مجلس هفتم و چه مجلس هشتم مشي تندي نسبت به آقاي احمدي نژاد نداشت، اين آقاي احمدي نژاد بود كه مشي تندي نسبت به همه داشت. مجلس چه تندي نسبت به آقاي احمدي نژاد كرد؟ مجلس هفتم و هشتم در برابر آقاي احمدي نژاد كوتاه آمد.
آقاي احمدي نژاد با نظارت مجلس بر دولت موافق نبود. اين مشكلي است كه در دورههاي قبلي هم وجود داشت، در دولت خاتمي لوايح دو قلو براي افزايش اختيارات رئيس جمهور مطرح شد.
اينجا آقاي احمدي نژاد بدون اينكه لايحه دو قلو بياورد، عملاً به رئيس مجلس، به دبير شوراي نگهبان و غيره تذكر مي داد و معتقد بود كه بقيه بايد با او هماهنگ باشند. توصيه مقام معظم رهبري هم اين بود كه به رئيس جمهور كمك شود، لذا اين مسائل موجب شد كه تنديهاي آقاي احمدي نژاد به هر دو مجلس بيشتر شود؛ نمايندگان مجلس هم بعضاً ممكن بود كوتاه بيايند و بعضي اوقات هم كوتاه نمي آمدند .
«خبرگزاري دانشجو» - با توجه به حمايت هايي که رهبري از دولت مي کردند، آيا مي توان گفت که حداد با سرعت رهبري حرکت مي کرد، اما لاريجاني سرعتش از رهبري بيشتر بود؟
دهقان: من خيلي نمي توانم در اين مورد بحث كنم و شايد هم اين تشبيه خوبي نباشد كه آقاي لاريجاني را متهم كنيم كه جلوتر از رهبري حركت كرده، اما انسانها تفاوتهايي با هم دارند؛ بعضي افراد روحيات جنگندگي و مبارزه جويي دارند و بعضيها هم نرم و لطيف و صبورند، لذا شايد بتوان اين طور گفت كه آقاي حداد يك روحيه نرم و لطيف و حليم داشت كه اين روحيه را واقعاً نمايندگان مجلس نمي پذيرفتند به همين خاطر به آقاي حداد كم راي مي دادند.
بهر حال بعد از آن مسائلي كه اول مجلس هشتم پيش آمد و آقاي لاريجاني سكان مجلس را بدست گرفتند به نظر اينجانب نيروهاي انقلاب بايد براي كارآمدي مجلس و حل مشكلات مردم رويكرد مجلس را به سمت خدمت طراحي مي كردند و اختلافات سياسي را كنار مي گذاشتند و نسبت به خواسته هاي خود هم تنزل مي كردند . مجلس متعلق به نظام است و مجلس متعلق به اشخاص نيست؛ برخي طرحها كه از مجلس هفتم مانده بود،در همين مجلس هشتم رسيدگي كرديم؛ مانند طرح رسيدگي به اموال مسئولان كه آقاي لاريجاني هم در اين طرح به ما كمك كردند و توانستيم اين طرح را به نتيجه برسانيم.
در طرح نظارت بر نمايندگان نيز اگر مي خواستيم بدون پشتيباني آقاي لاريجاني جلو برويم اين طرح به نتيجه نمي رسيد، بنابراين لازم بود كه از پشتيباني آقاي لاريجاني در هماهنگ کردن گروههاي مختلف مجلس استفاده ببريم. لايحه تجارت و بخشي ديگر از طرح ها و لوايح مستلزم همكاري جمعي بود و اين همكاري بدون مشاركت آقاي لاريجاني سخت بود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰