تجارتي به نفع ساكنان فراموش شده
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ ايستاده بود درست وسط بازارچه. جاي نه چندان دنجي، كنار گل هاي شمعداني و بگونيا و بنجامين. موهاي سفيدش را زير روسري سفيدي پنهان كرده بود و خنده مهمان لب هاي چروكيده و پيرش بود. گل مي فروخت نه براي كسب درآمد شخصي، بلكه براي كمك به كساني كه ما آنها را ساكنان فراموش شده شهر مي دانيم؛ مردم خوب آسايشگاه خيريه كهريزك.
سهيلا عباسپور يكي از صدها زني است كه به طور داوطلبانه با دفتر بانوان نيكوكار آسايشگاه خيريه كهريزك همكاري مي كند. گل هاي سهيلا خانم حال و هواي پاييزي بازارچه خيريه كهريزك را بهاري كرده بود اين را از شادي نگاه بازديدكنندگاني فهميدم كه مدت ها كنار گلدان هاي كوچك بنجامين و گندمي و كاكتوس مي ايستادند و بعد از دقايقي گلدان كوچكي مهمان دست هايشان مي شد.
امسال سي و نهمين سالي است كه بانوان نيكوكار تهراني بازارچه خيريه خود را برپا كرده اند تا از محل فروش اجناس اين بازارچه بخشي از مشكلات سالمندان و معلولان آسايشگاه حل شود؛ تمام بانوان نيكوكاري كه در 57 غرفه بازارچه فعاليت مي كنند يك هدف دارند؛ نيكوكاري.
سهيلا عباسپور 20 سال از عمرش را صرف كمك به سالمندان و معلولان آسايشگاه كرده و هشت سالي هم مي شود كه با ساخت گلخانه در آسايشگاه مي خواهد طراوت بهاري گل هايش را به ساكنان مهربان كهريزك هديه كند.
حالا هر كهريزكي پشت پنجره اتاقش يك گلدان دارد كه مي گويد تا شقايق هست زندگي بايد كرد.
سهيلاخانم ميگفت: از وقتي اين گلخانه را در آسايشگاه برپا كرديم، روحيه سالمندان و معلولان خيلي بهتر شده؛ آنها به من مي گويند كه شما بهشت را به اينجا آورده اي.
برپايي 39 بازار در 39 سال گذشته
بازارچه خيريه كهريزك چندان هم دور نيست. لازم نيست براي خريد كالا از اين بازاچه تا آسايشگاه كهريزك بروي. شلوغي هاي تجريش را كه رد كردي دلت را كه سپردي به آرامش فيروزه اي گنبد امامزاده صالح، چند قدم آن طرفتر توي يكي از كوچه هاي باغ فردوس جايي مي بيني براي فعاليت زنان نيكوكار و بازارچه كوچكي كه 39 سال است سالي سه بار ميهمان شهروندان تهراني مي شود.
زهره مسگرها، مدير اين بازارچه مي گويد: تمام بانواني كه در غرفه هاي بازارچه ما فعاليت مي كنند هدفشان نيكوكاري است. اينجا هيچ كس به سود مادي براي خودش فكر نمي كند، بلكه تمام درآمد بازار صرف بهبود وضعيت زندگي معلولان و سالمندان آسايشگاه كهريزك مي شود.
شايد كسي باور نكند كه زني زيبا ،فعال و پرانرژي 14 سال از زيباترين سال هاي عمرش را صرف آموزش خياطي به معلولان كند و حالا شاداب و پرانرژي كنارت بايستد و برايت از چشم هاي بي خواب و فراغت هاي بي تفريحي بگويد كه صرف خدمت به معلولان شد.
اسمش افسانه اسلامي بود. خانم اسلامي را وقتي ديدم كه داشت با افتخار توليدات و كاردستي هاي معلولان آسايشگاه را به بازديدكنندگان معرفي مي كرد.
غرفه افسانه اسلامي پر بود از كارت پستال هاي تزئين شده با گل خشك، كيف هاي كوچك و بزرگ زنانه و لباس هاي دوخته شده نخي.
خودش مي گفت: تمام اين كارها را بچه هاي معلول آسايشگاه درست كرده اند؛ البته كارهاي خياطي را معلولان ما نمي توانند به تنهايي انجام دهند، به خاطر همين من و دوستانم در كارگاه خياطي آسايشگاه پارچه ها را برش مي زنيم و مددجويان معلول كه پشت چرخ خياطي نشسته اند برش ها را مي دوزند.
نمايش كاردست معلولان آسايشگاه كهريزك
به گفته افسانه اسلامي معلولان بعد از ورود به آسايشگاه و گذراندن دوره قرنطينه به بخش هاي مورد علاقه شان معرفي مي شوند تا زندگي پر بار و سالمي داشته باشند.
او مي گفت: مددجويان به دلخواه خودشان مي توانند در كلاس قالي بافي، گليم بافي، خياطي، موسيقي، آموزش قرآن و بسياري كلاس هاي ديگر شركت كنند.
اين روزها كه حدود 40 سال از بازگشايي اولين بازارچه خيريه مي گذرد، حاصل دسترنج و هنر اين مددجويان به فروش گذاشته مي شود. معلولان خوشحالند به خاطر سهم اندكي كه در درآمدزايي براي آسايشگاه كهريزك دارند.
درست روبروي رستوران بازارچه غرفه كوچكي مي بيني پر از سبزي و كاهو و ذرت تازه. اينحا حتي زالزالك كوهي و كلم بروكلي و فلفل دلمه هاي زرد و قرمز هم مي تواني پيدا كني.
مريم بازلي، انباردار دفتر بانوان نيكوكار آسايشگاه خيريه كهريزك كنار بساط سبزي ايستاده و مشتري ها را دست پر راهي خانه مي كند.
سمنوي عمه ليلا اينجا هم هست، درست كنار سبزي و كاهو. دختر عمه ليلا مشغول كشيدن سمنو است كه پيدايش كردم، مي گفت: عمه ليلا چهار سال پيش فوت كرده، حالا شوهر من كارخانه سمنو زده و هر سال يك ديگ سمنو براي فروش در بازارچه به آسايشگاه هديه مي كنم.
يك كاسه آش داغ به نفع مردم مهربان كهريزك
رستوران كوچك و پررونق بازارچه هوس خوردن يك كاسه آش رشته داغ در هواي سرد پاييزي را به دلت مي اندازد.
بانوان نيكوكار با روپوش هاي سفيد و سربندهاي قرمز مشغول پختن غذا هستند. حليم، لوبياپلو، آش رشته، كوكو، كيك و كوفته دقايقي ميهمان سفره مردم مي شود.
غرفه مادر و كودك را بانويي نيكوكار به نام شفيعي اداره مي كند. غرفه اش پر است از پارچه هاي هويه كاري و مانتوهاي سنتي زيبا و كار دست بانوان بمي و رودباري.
خانم شفيعي مي گفت كه بعد از زلزله بم بود كه به فكر حمايت كودكان بي سرپرست جامانده از زلزله شديم. كودكان جامانده از زلزله به شيوه مادرياري حمايت مي شوند؛ يعني كودك در كنار مادر خود مي ماند، ولي هزينه هاي بزرگ كردن كودك توسط اين نهاد مردمي پرداخت مي شود.
تصاوير كودكان بمي و شركت آنها در كلاس هاي علمي-آموزشي موسسه در اين غرفه به نمايش گذاشته شده؛ مسئول غرفه مادر و كودك مي گفت: تمام درآمد ما از اين بازاچه صرف بهبود زندگي كودكان بمي مي شود.
بازارچه خيريه آسايشگاه كهريزك تا 12 آبان ماه براي بازديد بانوان برپاست و علاقه مندان پنجشنبه مي توانند به صورت خانوادگي از اين بازارچه ديدن كنند.