کد خبر:۱۵۴۸۳۱
از استکبار بر ایران تا استکبار در ایران
ستیز با استکبار، یا کسان و دولت هایی که در مقابل بارگاه کبریا از حریم خویش تجاوز نموده اند و می خواهند ندای توحید را گوشه گیر و سکولار کنند، تا ابد ادامه خواهد داشت، مبارزه ای که مصداق یاری دادن خداوند است.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو» - سجاد نجفي؛ در نزدیکی روزهای سالگرد انقلاب دوم در ایران اسلامی، واژه استکبار و ستیز با آن، بخش عمده ای از مباحث ژورنال ها، همایش ها و گعده های دانشجویی را فرا می گیرد.
سوالی که پس از شنیدن این ستیز دائمی برایم مطرح می شود آن است که اگر در 13 آبان 58، دانشجویان سفارت آمریکا را تسخیر نمی کردند، آیا ستیز ما با آمریکا و یا استکبار، امروز تا به اینجا کشیده می شد؟ آیا تحریم ها، جنگ تحمیلی، فشارهای داخلی و خارجی و ... نیز پدید می آمد یا خیر؟
اگر استکبار را تنها به معنای امپریالیسم و توسعه طلبی صنعتی کشورهای غربی در خارج از مرزهای خودشان بنامیم، در این صورت با ادبیاتی شبیه نگاه مارکسیست ها به توسعه و اقتصاد آزاد مواجه خواهیم شد که نگاهش به استکبار نگاهی تک بعدی با زیربنایی اقتصادی است.
فتح سفارت آمریکا با چنین نگاهی، اساسا هیچ نیازی به تعبیر انقلاب دوم را ندارد، بسیاری از اعضای پشیمان فاتح سفارت آمریکا، آنروز با همین نگاه به سراغ فتح سفارت رفتند، آنان گمان می کردند، هم اکنون خاک ابر امپریالیسم و جهانخوار را فتح نموده اند و از این پس نظام سرمایه داری را در تنگنا قرار خواهند داد، به خاطر همین بود که پس از فروپاشی شوروی و کم رنگ شدن نگاه مارکسیستی در مسائل علمی و سیاسی و اجتماعی، فاتحان پشیمان به تغییر نگاه روی آوردند و هرکدام به سمت و سوی تفکر لیبرال در گرایش خویش رفتند.
شعار مرگ بر روسیه هوادارن فتنه گذشته، که به درخواست ایدئولوگ های لس آنجلس نشین بیان شده بود، به وضوح نشان می دهد که فاتحان پشیمان، در گیر و دار جو مبارزاتی مارکسیستی پس از جنگ جهانی دوم، در پی فتح خاک امپریالیسم اقتصادی بوده اند، هر چند باید به نادم و غیر نادمشان دست مریزاد گفت که خوب جایی را فتح کرده اید.
اما استکبار در تعبیر دینی و روایی ما که ما در حال مبارزه با آن هستیم، محدود به یک کشور و یک دولت نیست.
استکبار در نگاه ما، در نگاهی که آنرا انقلاب دوم نامیدیم، هر شخص، تمدن، فرد و دولتی است که می خواهد ندای توحید را به استضعاف بکشد. بله درست است، در عصر ما سرمایه سالاران وال استریت، که تحت لوای پرچم سرخ آبی یانکی ها گرد هم آمده اند، مظهر و نماد این استکباری هستند که در پی به استضعاف کشیدن ندای توحید است، استکبار در این نگاه همان دجال، یک چشم ادبیات دینی ماست.
استکبار در این نگاه محدود به دولت آمریکا نیست، استکبار در این نگاه، در شهر ما، در خانه ما، در درون ما حضور دارد، ستیز دائمی انقلاب اسلامی با استکبار، تنها ستیز با آمریکا نیست، ستیز با هر پرچمی است که در مخالفت با توحید و ندای لمن الملک الهی بلند شده است، این ستیز دائمی، ستیز سپاه یزید و امام است، ستیز خیر و شر تاریخی است که شواهدش نشان می دهد به انتهای خویش نزدیک شده است، به همان انتهایی که سپاه دجال به لشکر کشی علیه منادیان توحید خواهد پرداخت.
با ذکر این مقدمه به سوال اول باز گردیم، آیا اساسا اگر سفارت آمریکا توسط دانشجویان تسخیر نمی شد، ستیز ما و استکبار آغاز می گردید، آیا دامنه پیدا می نمود؟
جواب سوال آری استف اساسا حرکت انقلاب اسلامی به معنای روشن شدن چراغ خانه ای است که سال ها مستکبرین تاریخ آنرا خاموش نگه داشته بودند و یا تنها کورسویی از آن را نشانمان می دادند، این چراغ نباید در خانه های دیگر روشن شود، اگر شهر تاریک ما را چراغ ها روشن کند، اگر این چراغ دهکده جهانی را روشن کند، آنان که به درگاه الهی کبر ورزیده اند، قدرت و تمدن و ثروتشان را از دست خواهند داد.
به نظر شما چنین افرادی حاضرند به مصالحه با حرکتی بپردازند که خود را مقدمه نابودی آنان می داند؟ به نظر شما مذاکره با چنین افرادی، دست به دامن شدن چنین افرادی، در راستای منافع ملی ایران است؟ اگر باور داشته باشیم که حرکت انقلاب اسلامی در راستای پایان تاریخ با تفکر شیعی ماست، پایانی که در آن زمین از آن مصلحین و یاران امام زمان (عج) است، باید بپذیریم ستیز با استکبار، یا کسان و دولت هایی که در مقابل بارگاه کبریا از حریم خویش تجاوز نموده اند و می خواهند ندای توحید را گوشه گیر و سکولار کنند، تا ابد ادامه خواهد داشت، مبارزه ای که مصداق یاری دادن خداوند است.
که اگر خدا را یاری دهید شما را یاری خواهد داد و خداوند برای شما کافی است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰