دكتر عليمحمدي از نگاه دوستان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۶۴۲۷
به بهانه دومين سالگرد شهيد مسعود علي محمدي - 1

دكتر عليمحمدي از نگاه دوستان

همه اين سال‌ها مسعود در زندگي من منشا اثر بوده، گاهي كوچك و گاهي بزرگ ...  
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ در دومين سالگرد شهادت دكتر مسعود عليمحمدي بخشي از خاطرات دوستان نزديك آن بزرگوار را مرور مي كنيم.
 
دكتر امير آقامحمدي، استاد فيزيك دانشگاه الزهرا و مدير مسئول نشريه «گاما»ست. شهيد علي‌محمدي را از سال 56 مي‌شناسد و به اذعان بسياري از همكاران استاد، يكي از نزديك‌ترين دوستان صميمي دكتر علي‌محمدي بوده كه اكنون يك سال پس از شهادت او به درخواست ما اين چنين در توصيف رفيق ديرينه‌اش مي‌نويسد:
 
«بعضي از آنها كه مسعود را نمي‌شناختند، تصويرشان از او يك آدم جدي و تا حدي خشك بود. اما آنهايي كه او را از نزديك مي‌شناختند تصوير ديگري داشتند كه خيلي فرق مي‌كرد. در هر موضوعي كه وارد مي‌شد و در هر موردي كه صحبت مي‌كرد رنگ و طمعي از شوخ طبعي را مي‌شد، ديد و حس كرد. بعضي چيزها را دوست داشت. يكي از آنها فيزيك بود. او از همان اول هم فيزيك را دوست داشت و با علاقه اين رشته را انتخاب كرده بود. چندان اهل ورزش نبود، البته پينگ پنگ را خوب بازي مي‌كرد و طناب را حرفه‌اي مي‌زد.
 
همه اين سال‌ها مسعود در زندگي من منشا اثر بوده، گاهي كوچك و گاهي بزرگ. يكي از چيزهايي كه اوايل رفاقتمان براي من جالب و گاهي تكان‌دهنده بود اين اخلاقش بود كه هيچ چيز را بديهي نمي‌گرفت. تو همه چيز انقلت مي‌آورد. بعضي اوقات از اين گير دادن‌ها جا مي‌خوردم، اما خيلي وقت‌ها مي‌ديدم كه درست مي‌گويد و آنچه من يا ديگران بديهي گرفته بوديم چندان هم بديهي نبوده. فكر مي‌كنم يكي از دلايلي كه فيزيك پيشه‌ موفقي شد همين شك كردن و گير دادن به همه چيز بود.

فيزيك كه مي‌خواند تا چيزي را نمي‌فهميد جلو نمي‌رفت تا جايي كه گاهي ممكن بود به يك ضعف برايش تبديل شود و او را كند كند. هر چند بعدها مي‌گفت روش فيزيك خواندنش را كمي عوض كرده، گاهي به خودش اجازه مي‌دهد كمي هم جلوتر برود ببيند به چه نتيجه‌اي مي‌رسد. وقتي چيز نويي را ياد مي‌گرفت هيجان زده مي‌شد و با هيجان در مورد آن صحبت مي‌كرد.

استاد درس ترموديناميك‌مان استادي هندي بود. من آن موقع سر كلاس جزوه مي‌نوشتم. يك روز كه مسعود خواب مانده بود، جزوه‌ام را خواست تا ببيند درس آن روز در چه موردي بوده، چند تا سوال از من كرد كه اكثرشان را پرت و پلا گفتم. اين كار او باعث يك تحول بنيادي در من شد! از آن به بعد تقريبا ديگر سر هيچ كلاسي جزوه نمي‌نوشتم.

يادم نمي‌آيد هيچ وقت خودش را براي كسي گرفته باشد يا برعكس مرعوب كسي يا محيطي شده باشد اگر چيزي به نظرش مي‌رسيد و فكر مي‌كرد خوب است اين حرف گفته شود، خودسانسوري نمي‌كرد اعتماد به نفس بالايي داشت.»

دكتر عباسعلي صابري، محقق پسادكتراي پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي (IPM) كه در دوره فوق ليسانس خود دانشجوي شهيد عليمحمدي بوده‌، راجع به زندگي علمي استاد ديروز خود مي گويد:
 
«او تا لحظه شهادتش در نهايت خلوص، از آنچه در توان داشت در جهت پيشرفت روزافزون كشور در زمينه پژوهش، آموزش و مديريت علمي دريغ نورزيد.
 
پس از اتمام ارتباطش با IPM، تلاش‌هاي زيادي جهت راه اندازي پژوهشكده‌ فيزيك كاربردي در دانشگاه علم و صنعت ايران كرد كه به دلايلي اين تلاش‌ها به نتيجه مطلوبش نرسيد.
 
يكي از مهمترين دغدغه‌هاي مسعود همواره تعريف يك روند قانون‌مند مبني بر وجود ملاك‌ها و معيارهاي علمي براي انتخاب يك مدير علمي بود، از جمله سمت‌هاي مديريت علمي او رياست گروه فيزيك، معاونت پژوهشي پرديس علوم و عضويت در هيئت مميزه دانشگاه تهران بود.
 
در يكي از ديدارهايمان مي گفت هر چند كارهاي مديريتي روند كارهاي پژوهشي‌اش را كند مي‌كند، ولي ناگزير است تا بر كانال‌هاي حساس علمي نظارت داشته باشد.
 
مسعود با تمام فعاليت‌هايش، يكي از پژوهشگران تراز اول فيزيك ايران بود. او در سال 1386 يكي از برگزيدگان جشنواره بين المللي خوارزمي شد كه طرحش رتبه دوم پژوهش بنيادي را كسب كرد.
 
نمي‌دانم چه مدت زمان لازم است تا شاخصي چون مسعود بتواند در سيستم دانشگاهي كشور پرورش يافته و با چنين توانايي و برخورداري از كيفيت توامان علمي و اخلاقي موجب مباهات ايران زمين شود.
 
در آخرين ديدارمان قرار شد سه هفته بعد در اتاق كارش در دانشكده فيزيك همديگر را ملاقات كنيم. من سر قرار آمدم، بهت زده، خيره به شعله شمع‌هاي روشن جلوي درب اتاقش، خم شده روي زانوهايم و بغض متبلور در چشمانم، ناباورانه انتظار آمدنش را مي‌كشيدم.»
 
پربازدیدترین آخرین اخبار