غرب در جستجوی میانجی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۸۶۲۰

غرب در جستجوی میانجی

مهمترین اتفاقی که در دهه آینده در ایران رخ خواهد داد، در ارتباط با تحول روحانیت و رابطه این نهاد با دولت است؛ به طوري كه گفتمان رابطه دین و دولت با این پیش زمینه معنی می‌یابد.
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ تقابل جریانات فکری لاییک و اصولگرایان دینی، حادثه مهمی است که عناصر و عوامل ضد انقلاب و وابستگان کانون های امپریالیستی به انتظار آن نشسته اند و برای ایجاد آن زمینه سازی می کنند.
 
جای پای این انتظار در سخنان و رفتار و مواضع بسیاری از سران جریان روشنفکری وابسته مشاهده می شود؛ اینان برای دستیابی به این هدف به افرادی چون عبدالکریم سروش دل بسته اند و با مطرح کردن و تقویت آنها و تبلیغ وسیع پیرامون جریانی که مطرح می سازند، سعی در دامن زدن و گسترش هر چه بیشتر تفکر جدایی دین از سیاست دارند.
 
به طور مشخص این گفتمان در واقع در میان روشنفکران مذهبی و بخشی از روحانیت درباره نقش دین در حکومت و امکان تحویل آن، که خود به خود به هر دو مربوط می شود، شکل گرفته است؛ عبدالکریم سروش از سخنگویان اصلی این جریان است که به طور منطقی با هر گونه تفسیر مطلق از دین مخالف است. این روشنفکر مدرن گرا بر این باور است که خردگرایی باید جلوی ایدئولوژی را بگیرد و اینکه حکومت دینی تنها و تنها در جامعه مدنی میسر است ...
 
این گوشه ای از سخنان یکی از شناخته ترین عوامل وابسته، یعنی هوشنگ امیراحمدی، دلال ایجاد رابطه مجدد آمریکا و ایران است. افزون بر این، یکی دیگر از وابستگان آژانس اطلاعاتی آمریکا به نام مجید تهرانیان که او هم در پوشش استاد دانشگاه به فعالیت مشغول است، در گفت و گویی با رادیو صدای آمریکا عبدالکریم سروش را پیشاهنگ تحولات عمده در ایران اسلامی می نامد و می گوید:
 
«... یک تحول بسیار مهمی که به عقیده من دارد صورت می گیرد، در زمینه های تفکر در ایران است. یکی از کسانی که شاید پیشاهنگ این تحولات باشد، آقای عبدالکریم سروش است که ... از منتقدین علی شریعتی و طرز تفکر امتزاج دین و سیاست است ... من فکر می کنم که اگر این طرز تفکر او گسترش بیابد، رفته رفته مسئله ولایت فقیه مورد دستورالعمل‌های جدیدتری قرار خواهد گرفت و نتایج سیاسی مهمی در پی خواهد داشت ...»
 
حمایت از عبدالکریم سروش و همچنین سرمایه گذاری کلان آمریکا برای انتشار کتاب های وی و تبلیغات وسیع و پردامنه رادیو و تلویزیون های غربی در اطراف نظراتش، خبر از وجود طرح و برنامه های دقیق و حساب شده کانون های امپریالیستی در این زمینه می دهد.
 
نظریه پردازان امپریالیستی در جستجوی راهکار‌هایی برای استحاله ایران اسلامی به این نتیجه رسیده اند که برای دستیابی به اهداف خود نیازمند افراد و گروه های واسط و میانجی هستند؛ افراد و گروه هایی که به اعتبار رفتارهای اجتماعی و سیاسی و شعارهایی که مطرح می سازند، دارای نام و آوازه باشند.
 
کارشناسان امپریالیستی در میان نیروهای بالقوه ای که در این حوزه مطرح هستند، بیش از همه به مهندس مهدی بازرگان و جریان متمایل به وی یعنی نهضت آزادی و عبدالکریم سروش و هوادارانش در نشریه کیان تکیه و تاکید داشتند.
 
مهندس بازرگان و نهضت آزادی به دلیل جریان اداره دولت موقت – در آغاز انقلاب اسلامی – رفتاری مغایر با آرمان ها و شعارهای مردم در آن برهه تاریخی داشت و موقعیت خود را از دست داد؛ البته بازرگان مدت ها قبل از مرگ، جایگاه خود را از نظر سیاسی در اذهان مردم از دست داده بود.
 
علیرضا نوری زاده، کارگزار مطبوعاتی وابسته به رژیم شاه و همکار و مفسر «صدای اسرائیل» در حمایت از خط رفرمیسم مذهبی این گونه تحلیل می کند:
 
« ... تکلیف خلقی ها که روشن است، آنها که سرخ بودند و با وارفتن حباب کفی کمونیسم یا ستایشگر اقتصاد آزاد و نظم نوین جهانی شدند و یا در خمار ایده آلی که دود شد و به آسمان رفت، کمونیسم را در صیغه مستقبل ابعث صرف می کنند و آنهایی که اسلام را لعاب سوسیالیستی زده بودند، مشغول مناکحت های ایدئولوژیکی در بغدادند. دکتر ابراهیم یزدی هنوز هم می تواند و رشته مهرش با واشنگتن هنوز برقرار است. الباقی سنگواره های ماقبل تاریخند. در فرنگ نیز اپوزیسیون اگر اسباب مزاح نباشد، شباهت آن را با انجمن «اختاپوس» هیچ کس انکار نمی کند ...»
 
امثال عبدالکریم سروش از نظر آنان فاقد بسیاری از این ضعف ها و عیوب بود. سروش و هوادارانش در مجله «کیان» به دلیل جوانگرایی و حرف و سخن هایی که پیرامون جدایی دین از سیاست و آرمان های امام و در یک کلام، حذف اصل «ولایت فقیه» مطرح می ساختند، مناسب‌ترین عامل برای اجرای برنامه استحاله بودند؛ چرا که حذف اصل ولایت فقیه از قانون، مهم ترین عامل برای تهی کردن انقلاب اسلامی از محتوای اصلی آن بود. برنامه ریزان امپریالیستی، عبدالکریم سروش و یارانش را صاحب این توانایی می‌دیدند که شکاف در صفوف متحد مردم مسلمان و معتقدان ولایت فقیه ایجاد كنند.
 
رامین احمدی، یکی از روشنفکران معاند در مقاله ای با عنوان «در جستجوی میانجی» که در ماهنامه «پر» – متعلق به «بنیاد پر» در آمریکا – به چاپ رسانده است، به این نیاز توجه ویژه کرده است و عبدالکریم سروش و همفکران او در مجله «کیان» را به عنوان نیروهای بالقوه ای که می توانند بالفعل در خدمت تحقق این اهداف باشند، مطرح می سازد و می نویسد:
 
«شاید کسی که در جستجوی میانجی به ساختار هیئت حاکمه جمهوری اسلامی ایران و گروه بندی های اجتماعی و سیاسی آن طیف می نگرد، حداقل بر روی دو گروه تامل می کند؛ گروه اول نهضت آزادی و بازرگان و گروه دوم، سروش و پیروانش در مجله کیان»
 
نویسنده سپس به بررسی نقش میانجی در برخی حوادث تاریخ معاصر اشاره کرده و از نقش کلیدی «میانجی» در مسائل مختلف یهود در مسئله صلح خاورمیانه – طرح ننگین سازش – به عنوان میانجی یاد کرده است؛ یهودیانی که ظاهراً خواستار صلح و مدافع نهایت، به افلاس و بی آبرویی یاسر عرفات منجر شد.
 
رسانه های امپریالیسم جهانی با تردستی فوق العاده ای نام عبدالکریم سروش را به عنوان یک متفکر معترض که ظاهراً در جهت انسانی کردن چهره نظام اسلامی تلاش می کند، مطرح ساخته، اما در حقیقت از او به عنوان یک «میانجی» در جهت مسخ هویت و ارزش های اسلامی بهره برداری می کنند و می کوشند تا از این رهگذر به اهداف شوم خود نایل آیند.
 
شکی نیست که جریان جهانی سلطه برای دستیابی به این اهداف از هیچ تلاشی روگردان نیست و از هر گونه سرمایه گذاری مالی و تبلیغاتی که لازم بداند، دریغ نخواهد کرد.
 
چندی پیش «شورای روابط خارجی آمریکا» با کمک «بنیاد فورد» کتابی را انتشار داده است که موضوع آن مشخصاً ارائه نظرات عبدالکریم سروش در زمینه تجدیدنظر در ایدئولوژی دینی و پایه های حکومت مذهبی است.
 
در کتاب منتشر شده از سوی این شورای رسمی که وظیفه تعیین مسیر سیاست خارجی دولت آمریکا در راستای منافع این کشور را از طریق مطالعات و تحقیقات بین المللی بر عهده دارد، با اشاره به تعرضات سروش نسبت به اصل قانونی «ولایت فقیه»، از وی و امثال او به عنوان جزئی از یک حرکت برای قطعه قطعه کردن اقتدار مذهبی نام برده شده و چنین آمده است:
 
«این نظریه سروش که ایدئولوژی به تحریف ارزش های مذهبی منتهی می شود، ساختار حاکم بر ایران را زیر سوال برده است ... »
 
این کتاب که «افکار سیاسی عبدالکریم سروش» نام دارد، از محل بودجه شش میلیون دلاری اداره مطالعات «شورای روابط خارجی آمریکا» و برای استفاده راهبردی در تصمیم گیری های سياست خارجی این کشور چاپ و منتشر شده است.
 
بدین ترتیب طرح ایجاد یک جریان رفرمیسم دینی، با استقبال بخشی از عناصر شکست خورده سیاسی در سال های 1360 که به خارج از کشور فرار کرده اند و برخی روشنفکران در داخل کشور مواجه می‌شود.
 
مهم ترین اقدام در جهت رفرم دینی، ترویج تز «اسلام منهای سیاست و روحانیت» است. ترویج تفکر رفرمیسم و تجددطلبی در برخی نشریات داخلی نمود بسیار محسوس یافت؛ به طوری که ماهنامه «کیان» علمداری این تفکر در داخل کشور را بر عهده گرفت و به اشاعه آن پرداخت.
 
نشریه انگلیسی زبان «اکونومیست» چاپ خارج از کشور نیز به کارگزاران نظام سلطه جهانی پیشنهاد کرد تا علاوه بر تلاش برای ایجاد اختلاف و تفرقه میان علما و روحانیون، روشنفکران و تجددطلبان اسلامی را تشویق کنند تا با بازنگری و رفرم در اندیشه های اصولی اسلام، سلاح دشمن شکار اجتهاد را از انحصار علما و مجتهدین خارج نمایند.
 
نشریه انگلیسی زبان «اکونومیست» در همگرایی با عناصر ضد انقلاب، بر لزوم حرکت تدریجی تجددطلبان برای از بین بردن قدرت علما و روحانیون تاکید کرده و می نویسد:
 
«... تحقق چنین امری زمان لازم دارد؛ زیرا هیچ تحولی یک شبه به وجود نیامده است، اما باید توجه داشت که هم اکنون نیز تعدادی از روشنفکران مسلمان و آینده نگر شروع به تجدید نظر در تفکرات اسلامی کرده اند ...»
 
پربازدیدترین آخرین اخبار