کد خبر:۱۷۹۷۳۱
نخير! میتوانيم
ثابت كردند جوانهاي ما و كارمندهاي ما و همه اشخاصي كه در اين امور مربوط هستند، به اينكه نه، آن كارهايي كه آنها ممتنع ميدانند، اينجا ممكن است و ما بايد راهي باز كنيم براي كارهاي بزرگتر، نترسيم از مطلب كه ما نميتوانيم بكنيم. نخير، مي توانيم بكنيم ...
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو» - محمد ذوقي؛ يك ملت زماني شكست ميخورد و در سراشيبي سقوط ميافتد كه هويتش را از ياد ببرد.
زماني، ديگر نميتواند روي پاي خود بايستد كه به داشتههاي خود اعتماد نكند و اگر اعتمادش را از دست داد و خودش را نشناخت نابوديش حتمي است!
آن زمان است كه فرهنگش، اقتصادش، سياستش، تمامي ساختارها و سيستمهاي حاكم بر او ميشود وارداتي! ديگر هيچ نشاني از هويت و اصالتش را نميتواند پيدا كند و در بستر زمان ميشود مردهاي متحرك كه لباس بيگانه بر تن دارد و براي اهداف او نفس ميكشد و حركت ميكند!
اگر يك ملت به خود اعتماد نداشته باشد، آنگاه نتوانستن در تمام وجودش رسوخ ميكند. چنين ملتي ميشود عروسكي در دست قدرتمندان!
اين درد نتوانستن را امام راحل(ره) فهميد: «عمده اين است كه ما باور كنيم كه خودمان ميتوانيم. اول هر چيزي اين باور است كه ميتوانيم اين كار را انجام بدهيم. وقتي اين باور آمد، اراده ميكنيم. وقتي اين اراده در يك ملتي پيدا شد، همه به كار ميايستند، دنبال كار ميروند.» (صحيفه امام، ج 14، ص: 117)
امام (ره) فهميد ريشه اين درد از كجاست. چه كسي اين زهر را به جامعه ايراني تزريق كرد، پس به مداوا برخاست: «اگر ما دست اينها را كوتاه كنيم و ان شاء الله كوتاه ميكنيم و ملت ان شاء الله قيام كرده است و كوتاه خواهد كرد. اصلش بيرونشان خواهيم كرد ان شاء الله، اگر ما يك همچو چيزي موفق بشويم، هم نفتمان به اندازه كفايت است، هم خودمان ميتوانيم اداره بكنيم مملكت خودمان را. كي گفت كه تو بيايي اداره كني مملكت ما را، يا عمال تو بيايند اداره كنند؟» (صحيفه امام، ج 3، ص: 496)
«اصلش تزش اين است كه ايران به هم بخورد، ايران آرام نباشد، تا اينكه بگويند نتوانستند خودش را اداره بكنند، ديگران براي ما سرپرست بفرستند، اين نبايد باشد، بايد جلويش را گرفت. ما خودمان ميتوانيم؛ بهتر از ديگران هم ميتوانيم، چرا نميتوانيم؟» (صحيفه امام، ج 7، ص: 382)
«يك روز آمدند اين سم را ساختند در آب فرهنگي اين ملت تزريق كردند.
يك روز آمدند صريحاً گفتند ما نميتوانيم ... اين حرف جزو حرفهاي رايج بود كه ايراني حتي نميتواند لولهنگ بسازد! شايد شماها ندانيد لولهنگ چيست. لولهنگ يعني آفتابه. آن هم آفتابهاي گلي. اين نگاه سياستمداران و سررشته داران امور دانشگاهي آن روز بود.» (مقام معظم رهبري 30/1/1384)
آنچه بر سر ايراني آورده بودند اين بود كه «نمي تواند»؛ نخست وزير ميآمد در مجلس و مي گفت ما حتي نميتوانيم آفتابه گلي بسازيم! نتيجه اين تلقين به ايراني، تبديل شدن ايران به كشوري مصرف كننده و پيرو قدرتهاي جهاني بود؛ دردي كه از دوران قاجار به جان جامعه ايراني افتاده بود. يك روز دستش پيش انگليسيها دراز بود، يك روز شوروي، يك روز آلمان و در اواخر پهلوي هم آمريكا!
امام درد را فهميد!
انقلاب اسلامي پاياني بود بر اين درد! اما خيليها هنوز باور نداشتند كه ميتوانيم! پيشرفت كشور را در گرو وابستگي به يكي از دو ابرقدرت جهاني ميدانستند يك طرف مي شدند ليبرالهاي طرفدار آمريكا و يك طرف چپها و تودهاي وابسته به شوروي.
وقتي رابطه كشور با آمريكا قطع شد ترسيدند كه چه بايد بكنيم. وقتي تحريمها شروع شد وحشت كردند.
جنگ كه آغاز شد كار ايران را تمام شده ميدانستند!
ولي باز امام بود كه راه را نشان ميداد: «دست به آن نزنيد كه نخواهد شد، غير از آمريكا اين كار نميتواند بكند، غير از فرانسه و نميدانم چي نمي توانند بكنند. در صورتي كه ثابت كردند جوانهاي ما و كارمندهاي ما و همه اشخاصي كه در اين امور مربوط هستند، به اينكه نه، آن كارهايي كه آنها ممتنع ميدانند، اينجا ممكن است و ما بايد راهي باز كنيم براي كارهاي بزرگتر، نترسيم از مطلب كه ما نميتوانيم بكنيم. نخير، مي توانيم بكنيم...» (صحيفه امام، ج 18 صفحه 139)
جنگ كه آغاز شد كار ايران را تمام شده ميدانستند!
ولي باز امام بود كه راه را نشان ميداد: «دست به آن نزنيد كه نخواهد شد، غير از آمريكا اين كار نميتواند بكند، غير از فرانسه و نميدانم چي نمي توانند بكنند. در صورتي كه ثابت كردند جوانهاي ما و كارمندهاي ما و همه اشخاصي كه در اين امور مربوط هستند، به اينكه نه، آن كارهايي كه آنها ممتنع ميدانند، اينجا ممكن است و ما بايد راهي باز كنيم براي كارهاي بزرگتر، نترسيم از مطلب كه ما نميتوانيم بكنيم. نخير، مي توانيم بكنيم...» (صحيفه امام، ج 18 صفحه 139)
«در اثر محاصره اقتصادي و جنگ تحميلي، خود جوانان عزيز ما قطعات محل احتياج را ساخته و با قيمتهاي ارزان تر عرضه كرده و رفع احتياج نمودند و ثابت كردند كه اگر بخواهيم ميتوانيم. بايد هوشيار و بيدار و مراقب باشيد كه سياست بازان پيوسته به غرب و شرق با وسوسههاي شيطاني شما را به سوي اين چپاولگران بين المللي نكشند و با اراده مصمم و فعاليت و پشتكار خود به رفع وابستگيها قيام كنيد.»(صحيفه امام، ج 21، ص: 417، وصيت نامه)
ايراني نشان داد ميتواند، در همان جنگي كه از سوي ابرقدرتها در تحريم بوديم و نه با عراق كه با همان ابرقدرتهاي نظامي مي جنگيديم، نشان داديم كه ميتوانيم. هر كشوري به غير از ايران بود مطمئناً كمر خم ميكرد و ميشكست و تسليم ميشد.
نيروهاي جهاد سازندگي در زمينههاي فني و مهندسي به شكوفايي رسيدند كه امروز ثمرات آن را در پروژههاي مختلفي همچون سدسازي ميبينيم.
ايران الگويي را به دنيا معرفي كرد كه دنيا سعي داشت كارآمدي آن را نفي كند.
الگوي پيشرفت براساس عقلانيت و معنويت. ميشود رفاه اجتماعي را فراهم كرد، ولي كانون خانواده از هم نپاشد! به كشورهاي ديگر لشكركشي نكرد!
«ما ميتوانيم خودمان را اداره كنيم و بهتر هم ميتوانيم.
شما خيال نكنيد كه غرب خبري هست. در آنجا خبري نيست ما نميگوييم كه آنها كارخانجات ندارند، آنها درست كردند همه اينها را، اما اساس انسانيت در آنجا نيست، اينها هر چه درست كردند يعني هر چه نه، بسياري از چيزهايي كه درست كردهاند بر ضد انسانيت درست كردهاند. اين غرب است كه دارد اساس اخلاق انساني را از بين ميبرد، اين غرب است كه دارد شخصيت انسانيت را از بين ميبرد.»(صحيفه امام، ج 8، ص: 80)
«يك توهم خطرناكي در ذهنها وجود داشت، تزريق شده بود، شايد در بعضي از ذهنها هنوز هم اين توهم وجود داشته باشد و آن عبارت بود از توهم تقابل و تضاد ميان عقلاني زيستن و توسعه يافتگي از يك طرف و معنوي زيستن و اخلاقي زيستن از طرفي ديگر ... آنچه كه ما مي خواهيم بر آن پا بفشاريم، اين است كه جمهوري اسلامي و حاكميت دين و اسلام اين توهم را ابطال كرده ما ميخواهيم و ميتوانيم هم عقلاني و منطقي و علمي و پيشرفته زندگي كنيم، هم در عين حال متمسك به ارزشهاي اخلاقي خودمان و پايبند به ايمان ديني خودمان و عامل به فرايض و لوازم زندگي مذهبي خودمان باقي بمانيم، بلكه در اين جهت هم پيشتر برويم.» (مقام معظم رهبري 9/1/1389)
جمهوري اسلامي در همين دوراني كه در تحريم بود توانست در زمينه تسليحات نظامي روي پاي خود بايستد. ناوشكن جماران، دنيا را در بهت و حيرت فرو برد و آن همه دروغپراكني و شايعهسازي در مورد آن، برخوردي انفعالي بود از سوي غرب!
خيلي از خودباختهها باور نميكردند كه جمهوري اسلامي بتواند ماهواره به فضا بفرستد و موشك ماهوارهبر بسازد. علي رغم فشارهاي بسيار خارجي بر كشور و ترس و بزدلي عدهاي در داخل در زمينه انرژي هستهاي به مرحله اي رسيديم كه خود غربي ها اعتراف كردند ايران به مرحله بي بازگشتي رسيده است.
روزي در اين مملكت براي سدسازي و سيلوسازي مستشار خارجي به كشور رفت و آمد ميكرد و الان به بركت انقلاب و روحيه خودباوري و اعتمادي كه امام در روح جوانان اين كشور دميد، نه تنها مستقل شديم، بلكه به صادرات خدمات فني و مهندسي هم دست ميزنيم.
در زمينه پزشكي مخصوصاً در پيوندهاي قلب و كليه، امروزه ايران به قطب منطقه تبديل شده است و سلولهاي بنيادي به عنوان يكي از علوم روز دنيا در ايران جايگاهي ويژه پيدا كرده است.
هوش ايراني در جهان زبانزد است و زماني كه اين هوش و استعداد در كنار مكتبي انسانساز قرار بگيرد، مانعي نخواهد توانست آن را از حركت بازدارد. با همه اين استعدادها و منابع عظيم انساني كه داريم، ولي بايد هر لحظه حركت خود را آسيبشناسي كنيم كه چرا در برههاي سريعتر حركت كرديم و در برهه اي ديگر كندتر؟!
«ما كشورهايي را سراغ داريم كه بعد از ما وارد اين ميدان شدهاند. الان جلوتر از ما هستند! به خاطر پيگيري، به خاطر خسته نشدن از كار و اينكه مديران ارشد، همت خودشان را مصروف اين كردهاند كه كار را رها نكنند. يكي از نقيصههاي عمدهاي كه بنده در بعضي از دولتهايمان در طول اين سالها مشاهده كردهام، پيگيري نكردن و دنبال نكردن كارهاست.» (مقام معظم رهبري 9/1/1389)
رهبر معظم انقلاب پي به اين استعداد و توان بالقوه نيروي انساني كشور برده است و از اين رو با آسيبشناسي روند رشد و توسعه كشور نام سال جديد را سال «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» نامگذاري كرده اند.
ايران اسلامي سرمايه عظيمي دارد كه بسيار بسيار با ارزشتر از منابع زير زميني نفت و گاز است و آن جوانان با استعدادي است كه عقلانيت و معنويت را در كنار هم به كار ميگيرند براي رشد و توسعه اين سرزمين؛ به تعبير امام راحل (ره) «نترسيم از اين مطلب كه ما نميتوانيم بكنيم. نخير، ميتوانيم.»
رهبر معظم انقلاب پي به اين استعداد و توان بالقوه نيروي انساني كشور برده است و از اين رو با آسيبشناسي روند رشد و توسعه كشور نام سال جديد را سال «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» نامگذاري كرده اند.
ايران اسلامي سرمايه عظيمي دارد كه بسيار بسيار با ارزشتر از منابع زير زميني نفت و گاز است و آن جوانان با استعدادي است كه عقلانيت و معنويت را در كنار هم به كار ميگيرند براي رشد و توسعه اين سرزمين؛ به تعبير امام راحل (ره) «نترسيم از اين مطلب كه ما نميتوانيم بكنيم. نخير، ميتوانيم.»
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰