فاطمه آلیا در گفتوگوی تفصیلی با «خبرگزاری دانشجو»:
هنوز براي گفتن از خانه نشيني احمدي نژاد زود است/ از پاسخهاي رئيس جمهور قانع نشدم/ آقاي احمدينژاد! بايد مشايي را رها كرده و به ملت بچسبيد
نماینده مجلس هشتم مطالبی را در خصوص گروهبندی اصولگرایان در انتخابات، جریان انحرافی و مطالبي از خانهنشینی 11 روزه رئیسجمهور بیان کرد.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ فاطمه آليا، نماينده مردم تهران در مجالس هفتم و هشتم، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس است و رياست كميته زنان و خانواده مجلس هفتم را در سابقه خود دارد.
وي داراي تحصيلات كارشناسي ارشد در رشته علوم سياسي است و در سال 88 پيشنهاد رئیس جمهور در خصوص معرفي به مجلس به عنوان وزير آموزش و پرورش دولت دهم را رد كرد و در حال حاضر کاندیدای مجلس نهم و عضو جبهه پایداری است.
آلیا در گفتوگو با «خبرگزاری دانشجو»، مطالبی را در خصوص گروه بندی اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم، جریان انحرافی حاشیه دولت و ناگفته های خود از خانه نشینی 11 روزه رئیس جمهور بیان کرد.
دو لیسته شدن اصولگرایان نشانه پویایی انقلاب اسلامی است
«خبرگزاري دانشجو» - ارزيابي شما از دور اول انتخابات مجلس نهم و حضور اصولگرايان در دو گروه جدا به طور جدي در انتخابات چيست؟
آليا: البته اين جدايي ميان اصولگرايان نيست؛ به نظر من روند تكاملي انقلاب اسلامي اقتضا ميكند كه بخصوص در حوزه سياسي به اين جا برسيم كه مردم به لحاظ بصيرت و شم سياسي تلاش كنند حتي ميان اصولگرايان، اصلح را انتخاب كنند.
در فرايند انقلاب يك زماني ما نيروهاي مخالف يا حتي اصلاح طلبان را داشتيم. مردم ميخواستند بين دو جريان كاملاً متفاوت انتخاب كنند، ولي الان به جايي رسيده ايم كه در حوزه اصولگرايي، با توجه به سلايق، خط فكري و گفتمان، مردم اصلح را انتخاب مي كنند.
با توجه به اينكه نظام ما ولايي است، يعني در اصول كلي ثابت است. چشم انداز 1404، قانون برنامه پنجم و قانون اساسي ما مشخص است، بنابراين اين سليقه يا روشها و تعهدهاست كه متفاوت مي باشد و ما در عمل هم ديدهايم در همين مجموعه اصولگرايان نوع دغدغه ها متفاوت است؛ يعني يك جمع دغدغهشان اين است كه ما بايد اولويت اولمان تحقق فرمايشات آقا باشد، چون ايشان در راس قله هستند و جامعه را هدايت ميكنند و اينكه ولايت فقيه استمرار حركت انبياست، پس ما اولويت اولمان بايد اين باشد، با توجه به اينكه سياست كلي هم مشخص است.
يك عده ديگر از همين اصولگرايان اعتقاد دارند اگر قرار باشد ما منويات ولي فقيه را پيگيري كنيم، پس عقلمان كجا رفته؛ اين تفاوتها بالاخره شايد حركت انقلاب اسلامي است كه امروز به اين جا رسيده و در آينده به جاهاي ديگر ميرسد؛ اينها باعث ميشود كه گفتمانهاي مختلف مطرح شود و مردم انتخاب كنند.
لذا به نظر من بايد مراقبت كنيم كه خداي نكرده از خط قرمزها و اصول اساسي نظام جمهوري اسلامي عدول نكنيم، اما در همان دايره، با توجه به تفاوت سلايق، اين گفتمان را عرضه كنيم تا مردم هر يك را كه پسنديدند با توجه به شاخص هايي كه رهبري ميدهند يا در قانون اساسيها هست يا همان اعتقاداتي كه به اسلام و معارف اسلامي دارند، انتخاب كنند.
اين موضوع ميتواند پديده بابركتي براي پويايي انقلاب اسلامي باشد.
انتخابات رقابتی و سالم، هم سیاسی و هم اعتقادی است
«خبرگزاري دانشجو» - پيش از انتخابات يكسري اتفاقات افتاد، مخصوصاً در دو سه ماه پاياني و آن اين كه اصولگرايان از مرحله تبيين فكري گذشته و به سمت عنوان مطالب در سلب طرف مخالف پيش رفتند. نظرتان در مورد تأثير اين مطالب بر مردم چيست؟
آليا: ببينيد، ما يك اصلي داريم كه بايد آن را قبول كنيم، اينكه نظام ما يك نظام ولايي است و بنابراين حتماً با نظامهاي غربي متفاوت است. در اين نظامها در اصل فرهنگ چيز ديگري است و اعتقاد اين است كه هدف، وسيله را توجيه ميكند و ادبيات يا معارفي به نام تقواي سياسي اسلامي و اخلاق انتخاباتي را آنجا نميبينيم.
پس اگر ما ادبيات سياسي خودمان را قبول داشته باشيم و يك تدبر عميق روي تفاوت مردم سالاري ديني با ادعاي دمكراسي غربي داشته باشيم، رفتار ما كاملاً تعريف شده خواهد شد.
از آن گذشته، ما يك معيار به روز هم داشتيم؛ آقا فرمودند «انتخابات رقابتي و سالم». اين يك معيار است و به نظرم علاوه بر يكسري برداشتهاي سياسي، اينجا برداشت ما اعتقادي نيز هست.
در تمام معيارها، ويژگيها و شاخصهاي نامزدها و رياست جمهوري و حتي گزينشهاي ادارات، بندي داريم به نام «التزام عملي به ولايت فقيه»، اين خيلي مهم است، بعضي اوقات آن قدر اين را تكرار كردهايم كه فلسفه و تاثيرش در انتخابات و گزينشها فراموش شده است، در حالي كه التزام عملي به ولايت فقيه خيلي بايد مورد توجه قرار گيرد.
برخي فكر مي كنند اين يعني اعتقاد به ولايت فقيه يا فقط پيروي از ولايت فقيه؛ البته اينها هم هست، اما التزام به ولايت فقيه يعني مراقبت كنيم تا حرف ولي فقيه بر زمين نماند.
وقتي آقا فرمودند، «انتخابات رقابتي و سالم»، معنايش اين است كه ما يكديگر را تخريب نكنيم، هدف وسيله را توجيه نكند و همه اينها.
بعد يك نقض غرضي ميشود، يعني كسي آمده و اين ويژگيها را قبول كرده و مدعي شده كه ملتزم به ولايت فقيه است، بعد در عمل ميبينيد در تبليغات انتخاباتي وارد حوزه تخريب ميشود.
اكنون اين چه اثري بر مردم دارد؟ اين خيلي مهم است؛ چون نظام ما مشروعيت خود را از مردم دارد؛ يك نظام شايد كمنظير در دنيا كه مشروعيت و پشتوانه مردمي دارد.
ممكن است برخي از مردم خداي ناكرده دلسرد شوند و مشاركت سياسي كاهش پيدا كند؛ برداشت منفي اين است كه بعضي اقشار كه شايد پايبنديشان خيلي محكم نباشد، كاهش مشاركت داشته باشند، اما اكثريت و صاحبان اصلي انقلاب، اينها را كنار ميزنند.
در هر دورهاي اين اتفاق ميافتد و اگر ما به طور ويژه راجع به مجلس صحبت كنيم، در مجلس هفتم كه ما آمديم، تقريباً دو سوم مجلس عوض شد، يعني مردم مجلس ششم را ارزيابي كردند و آن تفكر و مشي را كنار زدند.
در مجلس هشتم نيز همينطور و الان هم مجلس نهم پوست انداخته است؛ اين مردم هستند كه تصميم ميگيرند؛ چون ولايت فقيه، اسلام، آرمانهاي شهدا و وصاياي امام سرجايشان هستند، مردم هم مردم خوبي هستند، پس چه اتفاقي خواهد افتاد؟ نتيجه اين ميشود كه مردم يك عده را كنار خواهند زد و به ديگران رأي خواهند داد و اين همين طور ادامه دارد.

«خبرگزاري دانشجو» - اين دو جريان اصولگرايي مطرح (جبهه پايداري و جبهه متحد) كه در انتخابات حضور داشتند، 60 نفر هستند كه حيات سياسي اصولگرايي داشته و شاخص هستند. در ميان برخي از آنها در مناظرات پيش از انتخابات گاهي مسائلي مطرح شد كه شايد براي بعدهاي اصولگرايي مشكل ايجاد كند. به نظر شما تاثير برخي از اين حرفها در انتخابات رياست جمهوري چيست؟
مثلاً در سال 88 شايد نظر اصولگرايان، اجماع بر احمدي نژاد بود، ولي الان به نظر شما اجماع اصولگرايي با اين شرايط انتخابات مجلس روي خواهد داد؟
آليا: اين نياز به يك پيش توضيح دارد، بعضي افراد از احزاب و گروهها و تشكلها با سوابق كم و زياد هستند، از حزب باسابقه 40، 50 ساله داريم تا احزابي با سابقه كمتر.
اما جبهه اصولگرايي، آن طور كه در اعلام موجوديت تبيين كرد، يك گفتمان است نه حزب و جريان و تشكل.
از طرفي، نگاه هر يك از اين مجموعهها به قدرت است و اصلاً قدرت يك عنصر بسيار مهم در علم سياست مي باشد،
اصولاً به قدرت رسيدن براي چيست؟ آيا اين رفتار سياسي و تبليغاتي، در جهت قدرت طلبي به معني غيراسلامي است؟ اگر اسلامي باشد ما نبايد رقيبمان را نفي كنيم، بلكه بايد رفتار انتخاباتي ايجابي داشته باشيم و محسنات و ويژگيهاي خود را بگوييم و به ديگران كاري نداشته باشيم. بايد به شعور سياسي مردم احترام بگذاريم؛ چرا كه مردم ميشنوند و بهترين را انتخاب ميكنند.
جبهه پايداري، از ابتدا گفت، هدف ما انتخابات نيست، انتخابات يك رويداد مهم سياسي در جريان حركت جبهه پايداري است.
انحراف یک معنای خاص و یک معنای عام دارد
خاستگاه و فلسفه ايجاد جبهه پايداري این بود که پرچمي را عليه انحراف بلند كند، حالا ما يك برداشت كلي از انحراف داريم، انحرافي كه ممكن است در روند انقلاب اسلامي به وجود آمده باشد كه تا الان هم آمده است، اتفاقاتي مثل بنيصدر و گروههاي ديگر كه در روند انقلاب پيش آمدهاند.
حتي فاصلهاي كه آقاي هاشمي رفسنجاني از روند اصلي انقلاب گرفت، با تحليلهايي كه در فتنه 88 داد يا بخشي از خانواده نظام مثل كروبي و موسوي كه تعريف عمومي از انحراف هستند.
منظور ما ميتواند مصداق خاص از انحراف در دولت باشد؛ آقای مشايي با ايدههايي كه داد و بحثهاي جديدي که مطرح كرد، هزينههايي به وجود آمد، اگر چهها طبق رهنمود مقام معظم رهبري بايد فرعي- اصلي بكنيم كه اساس منافع نظام خدشهدار نشود.
خاستگاه و حركت و تلاش جبهه پايداري اين كه بين بدنه جامعه انسجام به وجود بياورد و با اعتقاد به وحدت پیش آمد.
جبهه متحد فقط به دنبال وحدت چند حزب بود
اما ديديم حركت جبهه مقابل (جبهه متحد)، با تاكيد بر اينكه در همه حركتها ممكن است رفتارهاي بعضاً خلاف حركت كلي به وجود بيايد، تلاش براي ايجاد وحدت بين چند حزب و كانون قدرت بود؛ كما اينكه مستندات آن موجود است.
شخصيتهاي محترم و بزرگواري كه در آن جبهه تلاش ميكردند، وقتي ميگفتند فلان كس چه ربطي به انتخابات و جبهه متحد دارد - با توجه به اينكه آقا فرمودند به كانونهاي قدرت و ثروت نزديك نشويد - ميگفتند، عِده دارد و عُده دارد و غيره.
بنابراين از اول، پيش بيني ميشد كه يك حركت گفتماني كه هدفش هم فقط انتخابات نيست و از اول هم گفت ما نيروهاي داراي اين ويژگيها، يعني شفاف در قبال فتنه 88 و انحراف چه عمومي و خاص، را به مردم معرفي ميكنيم و رسالت ما اين است و قصدي براي آمدن به مجلس نداريم، پيش آيد براي همين پيشنهاد شد افرادي كه داراي سابقه هستند، در معرض معرفي قرار بگيرند و اگر مردم خواستند راي بدهند.
بعضي از افتراها از همانجا شروع شد، يعني اگر بخواهيم به عقب برگرديم، هر دو تفكر از ابتدا منشور اصولگرايي را قبول كردند؛ جبهه پايداري هم بارها اعلام كرد ما خود را به منشور اصولگرايي كه آيتالله مهدوي و آيت الله يزدي زحمت آن را كشيدند، متعهد ميدانيم.
منتهي كار كه پيش رفت، ديديم در ميدان عمل و مصداقها بعضي احزاب، تشكلها يا افراد در جبهه متحد به منشور عمل نكردهاند و مصاديقي را جلو آوردند كه با روح منشور نميخواند.
بعد ما ديديم خود آيت الله مهدوي در شب 9 دي بيانيه خيلي مفصلي دادند و ديدگاهشان را گفتند كه ما هم ميخواهيم تكليف كساني كه در قضيه فتنه بودند، مشخص شود.
اين را خود مردم هم ميتوانستند، ارزيابي كنند، به اين ترتيب مباحث براي وحدت به نتيجه نرسيد كه اين يك حركت طبيعي در تكامل انقلاب است.
طبیعی است مردم از میان اصولگرایان بهترینها را انتخاب کنند
وقتي ما اصلاح طلبان را نداريم و دانه درشتهاي اصلاح طلب به تبعيت از تبليغات غربيها و فراريان، گفتند تحريم ميكنيم، خيلي طبيعي است كه مردم از ميان اصولگرايان افراد بهتري را انتخاب كنند.
در معناي كلي، كانون وحدت شخص مقام معظم رهبري هستند، اگر كساني تلاش كنند و معيارهاي ايشان را مورد توجه قرار دهند، خود به خود وحدت به وجود ميآيد.
اشكال اين است كه بعضي از ما چيزي ميگوييم و جور ديگري عمل ميكنيم، ان شاء الله اين كانون وحدت هست و در اصل اشكالي پيش نميآيد، اما در حركتهاي سياسي، فكر ميكنم در جريان انتخابات آينده رياست جمهوري مثل مجلس يك تجربه داريم.
بالاخره افراد مطرح ميشوند و اين گفتمانها يا جريانها را معرفي ميكنند و نظراتشان را ارائه ميدهند و مردم تصميم ميگيرند، من فكر نميكنم نگراني در اين جامعه ولايي وجود داشته باشد.

«خبرگزاري دانشجو» - اتفاقي كه در انتخابات سال 84 افتاد يك اتفاق ويژه بود، انتقال قدرت از اصلاح طلبان به اصولگرايان و انتخاب فردي ناشناخته از اصولگرايان. بعدها اتفاقاتي افتاد كه خيلي از دوستان قديم آقاي احمدي نژاد، از مسائل حاشيهاي در دولت ابراز برائت كردند و در جبهه پايداري جمع شدند و عدهاي هم در گروههاي ديگر اصولگرا جذب شدند.
آيا مي توان اتفاقات سال 84 را كه مردم با ديد خاصي به آقاي احمدي نژاد راي دادند و ايشان رئيس جمهور شدند، در سال 92 هم متصور بود، يعني فردي كه خود را از فتنه و انحراف جدا كرده بيايد و در جايگاه ثقل اصولگرايي قرار گيرد و اصولگرايان روي يك نفر اجماع كنند؟
آليا: شما اشاره كرديد، پديده سوم تير يك پديده خوشايند براي مردم بود كه از آن استقبال كردند. مردم مصداق آن پديده و شعارها را در آقاي احمدي نژاد ديدند؛ آدمي كه مشهور نبود و سوابق بعضي ديگر را نداشت، مشاركت در انقلاب و همراهي با امام را هم اصلاً سنشان ايجاب نميكرد، ولي بقيه نامزدها تقريباً سوابقي داشتند.
بقيه نامزدها يا در حزبي بودند يا به شكلي در جريانات دوم خرداد مطرح بودند، دليلش چه بود؟ مردم شعارهاي عدالت، محروميت زدايي كه مطابق با آرمانهاي نظام اسلامي بود، در وصيت شهدا ديده بودند.
و يك نكته را هم كه نبايد از آن غافل شويم بحث ايجاد تحول در شيوه اداره مملكت است كه به اسم آقاي احمدي نژاد ثبت شده و شامل سفرهاي استاني، بها دادن به نقاط محروم و محروميت زدايي كه اساساً جزو سياستهاي كلي نظام است، مي شود.
در بين نامزدهاي آن روز، شعارهاي انقلابي و آن چيزي كه جا افتاد، احياي گفتمان حضرت امام و در واقع پيروي از خط رهبري بود كه عملكرد آن در آقاي احمدي نژاد ديده شد؛ آقاي احمدي نژاد سابقه استانداري اردبيل و شهرداري تهران را داشت.
من ميان اصولگرا و تفكر اصولگرايي تفاوت قائلم، تفكر اصولگرايي يك جريان پوياي زاينده و رو به جلوست، اصولگرا ممكن است متفاوت باشد؛ يعني كسي كه امروز اصولگراست، با توجه به تمايلاتي كه دارد ممكن است روزي از تفكر اصولگرايي فاصله بگيرد و ديگر آن ويژگيهاي اصولگرايي به او اطلاق نشود.
ما بايد همه اين تفاوتها را قائل باشيم، چنين شرايطي پيش آمد، حالا شما ميفرماييد با توجه به اين تجربه سياسي- تاريخي كه داريم آيا ممكن است اين تكرار بشود؟ اين يك جواب آري و يك جواب خيردارد.
اقتضاي نظام پارلمانی، احزاب قدرتمند است
اگر ما كم كم به آن سمتي برويم كه آقا فقط اشاره كردند و متحمل دانستند، يعني زمينههاي برگزاري كرسيهاي آزادانديشي را در مجلس ايجاد و ساختارسازي كنيم، براي اينكه در يك روند، تغيير سياسي طبيعي نظام رياستي ما به پارلماني تبديل شود، خير.
وقتي نظام، پارلماني شود اقتضا ميكند احزاب را داشته باشيم و آنها كرسيهاي مجلس را بگيرند و بر اساس آن در نظام پارلماني رقابتي بشود و رئيس جمهور انتخاب گردد.
اين ساز و كار الان هم در بعضي كشورها تجربه ميشود و تجربهاش را داريم ميبينيم، البته روح حاكم بر آن قطعاً اسلامي ميشود و تفاوتهايي با آنها خواهد داشت.
اما اگر وضعيت فعلي باشد، بله احتمال دارد دوباره در بين افرادي كه در جامعه هستند، بعضي بيايند و شعارهايي را بدهند يا برخي در سوابق خدمتيشان چنين تحولاتي باشد كه خود را مطرح كنند و مردم هم اعتماد كنند.
البته اعتبار و تاييد اعتماد مردم از ولايت فقيه است، يعني مردم، فرد نامزد را غير از آن كه طبق قانون بايد مورد تاييد شوراي نگهبان قرار بگيرد، كنار معيارهاي رهبري ميگذارند و احتمال دارد مردم راي دهند و در عمل ببينند.
حتي شايد برخي اين احتمال را در افرادي كه در گذشته معرفي شدهاند، ببينند، نظام ما چنين نظامي است؛ چون اساس آن ولايت فقيه است، رقابتهاي آن رقابت حزبي نيست و احزاب آنچناني هم نداريم. گرايش هاي حزبي هم در جامعه ما جايگاهي ندارد و ما ميخواهيم اين هرم وارونه شود.
قانون احزاب ما در حال حاضر اين است، هر چند مجلس قصد اصلاح آن را دارد. چند نفر به عنوان موسس جمع ميشوند و يك اساسنامه و قرارداد تنظيم مي كنند و با عضوگيري، سعي ميكنند آموزش و مشاركت پذيري بگذارند و آدمهاي سياسي تربيت كنند و تحويل جامعه دهند كه البته استقبال زيادي هم نشده است.
يك حالت ديگر دارد كه اين تحول اتفاق بيفتد، يعني شايد اگر خدا توفيق دهد، جبهه پايداري در اين سمت حركت ميكند، يعني اين پشتوانه مردمي نظام را ساماندهي كنيم و همان بشود حزب الله با آن گفتمان و دغدغه و اولويت اصلياش، اطاعت از ولايت مطلقه فقيه باشد.
اين يك حزب ميشود كه البته حركت اول انقلاب اسلامي هم همين بود كه حزب جمهوري به وجود آمد يعني آن سيل مردمي حمايت از انقلاب به وجود آمد و افرادي مثل شهيد بهشتي، مقام معظم رهبري آمدند و آن را سامان دهي كرد و حزب جمهوري به وجود آمد.
اين محتمل است كه شكل به اين معنا نيز داشته باشيم، يعني نيروي حماسه 9 دي را سازماندهي كنيم و از اين ظرفيت استفاده كنيم، حضور در صحنهشان را هم در مقاطع انتخاباتي مختلف داشته باشيم.
«خبرگزاری دانشجو» - فكر مي كنيد مردم به كسي راي ميدهند كه يك بار احمدي نژاد را حمايت كرد و الان به احمدي نژاد انتقاد ميكند؟
آليا: اتفاقاً با فرض فرمايش شما جواب مثبت است، اولاً كساني كه در پديده سوم تير به آقاي احمدي نژاد راي دادند، با توجه به شكست دوم خرداديها و چراغ سبز آنها به آمريكاييها، تغيير قدرت را ميخواستند.
اين يك رويش و نشاط در فضاي سياسي كشور بود، كسي كه آن شعارها را قبول و گفتمان حضرت امام (ره) را مطرح كرد، آقاي احمدي نژاد بود.
طرفداران احمدی نژاد طرفدار گفتمان انقلاب اسلامی بودند
در واقع راي دهندگان به احمدي نژاد، طرفدار گفتمان سوم تير بودند و مصداق آن در آن زمان احمدي نژاد بود.
خيلي هم با فرمايشات آقا فاصله نداشت، كما اينكه بعد از اينكه احمدي نژاد به پيروزي رسيد و رئيس جمهور شد، مقام معظم رهبري اين روند و حركت را تاييد كردند.
پس آن كارنامه نمره قبولي گرفت، ملاك نمره قبولي فرمايشات بعدي آقاست و بعد از آن، عدهاي كه از اول مخالف شخص آقاي احمدي نژاد بودند و نميتوانستند مخالفت صريح و آشكار بكنند، آمدند مخالفتهاي ديگري كردند از جمله عدهاي كه در واقع پديده سوم تير را به وجود آوردند و حمايت كردند، سعي كردند غيرمنصفانه طرفداران آقاي احمدي نژاد را تنزل بدهند.
يعني اينها طرفدار آقاي احمدي نژاد بودند اما فقط طرفدار او نبودند بلكه طرفدار گفتمان انقلاب اسلامي، حضرت امام و مقام معظم رهبري بودند، جريان موسوم به انحرافي آمدند و اين ايثار و فداكاري را كوچك كردند، اما گذشت زمان اين بيانصافي را ثابت كرد؛ چرا كه آن افراد همچنان وفادار به گفتمان حضرت امام(ره) بودند.
بنابراين ادامه حركت سوم تيريها، الان جبهه پايداري است و اتفاقاً تبلور آن در همين نقد جبهه پايداري به آقاي احمدي نژاد بود و اين كه بگويند طرفداران احمدي نژاد، از سوي احزاب سياسي مطرح شد نه مردم.

«خبرگزاري دانشجو»- يعني شما خودتان را احمدي نژادی نميدانيد؟
آليا: من زماني به خود آقاي احمدي نژاد گفتم شما يك تفكر و برنامه را مطرح كرديد كه روح حاكم بر آن اطاعت از ولايت مطلقه فقيه بود و در ادبيات سياسي اين معروف شد به تفكر احمدي نژادي.
من در جلسهاي در فراكسيون انقلاب اسلامي، در حضور آقاي احمدي نژاد گفتم مردم به آن تفكر راي دادهاند و شما اين توفيق را داشتيد كه به نام شما ثبت شود، مبادا روزي مردم بگويند احمدي نژاد از تفكر احمدي نژادي فاصله گرفته است.
بنابراين گفتمان راه خود را ادامه داد و نقد خود را به دولت انجام داد، به خاطر همين جريان انحرافي آقاي مشايي، جبهه پايداري اعلام موجوديت كرد.
يك عالم عاليقدر با همان ويژگيهايي كه حضرت آقا به كار بردهاند، به نام آيت الله مصباح اين گفتمان را بررسي كردند، وارد ميدان شدند و حمايت كردند.
الان بروند رسانهها را رصد كنند ببينند در جريان فتنه چه كساني به ميدان آمدند و چه كساني سكوت يا مشاركت كردند.
مردم بسيار با بصيرتتر از اين شناختها هستند و شخص پرست نيستند، همچنين معيارشان ميزان وفاداري به ولايت فقيه است و اين برچسبها را رقبا و كساني زدند كه جايگاه قدرت را در فرهنگ اسلامي نميدانند.
فرایند طرح سوال از رئیس جمهور معیوب بود
«خبرگزاري دانشجو»- آن احمدي نژادي كه پرچم گفتمان سوم تير را بلند كرد همان احمدي نژادي بود كه روز سوال از رئيس جمهور در مجلس حاضر شد؟
آليا: سوال از رئيس جمهور را بايد در ظرف ديگري ببينيم، اصلاً فضا، فضاي طبيعي نبود نه مجلس در شان نظام رفتار كرد و نه رئيس جمهور، شب انتخابات گفتند سوال از رئيس جمهور.
همه ميدانند آقاي احمدينژاد در مجلس پاسخي ندادند و رفع و رجوع كردند و نه پاسخها ما را قانع كرد و نه سوالها، هدف اين بود كه رئيس جمهور به مجلس كشيده شود.
البته اين طور مباحث اگر خوب مديريت نشود و روند درست را طي نكند، هزينه مادي و معنوي دارد، مردم ما حاكميت را يكپارچه ميبينند و وقتي ميگويند دولت، منظورشان كل نظام است.
مردم مثل مقام معظم رهبري ميگويند اختلافاتتان را در ساختار ديگري حل كنيد و مسائل خوب را به مردم بروز دهيد.
يكي از مطالبات رهبري كه در اوايل مجلس هشتم به عنوان رهنمود مطرح شد اين بود كه طبيعي است اختلاف پيش بيايد بين دولت و مجلس شما بياييد كارگروه و كميتهاي براي تعامل ايجاد كنيد اما اين شكل نگرفت و در برخي ديد و بازديدها خلاصه شد.
«خبرگزاري دانشجو»- شما جزو معدود كساني هستيد كه در روزهاي ابتدايي خانهنشيني آقاي احمدينژاد با او ملاقات كرديد، شايد خيلي از مردم منتظر بودند در شرايط مختلف يك رمزگشايي از اين موضوع بشود، مثلا گفته ميشد آقاي احمدينژاد گفته است من راضي نيستم از كساني كه من را مقابل رهبري قلمداد كردهاند.
مردم ميخواهند اين را بدانند مثلا آقاي جوانفكر ميگويد آقاي احمدينژاد خسته بود و رفت استراحت كند يا ميگويند دفتر كاريشان را به منزل منتقل كرده بودند بالاخره اين موضوع كي قرار است براي مردم رمزگشايي شود؟ حرف خاصي مانده كه از اين ماجرا نگفته باشيد؟
برای گفتن از خانه نشینی رئیس جمهور، هنوز زود است
آليا: ببينيد يك مسئله بروز و ظهور بيروني اين حركت بود و يك مسئله تحليل و ريشهيابي قضيه، بروز و ظهور بيروني خيلي ساده مطرح شده من فكر ميكنم كساني كه آن روزها گفتند ايشان مريض يا خسته است نه از روي غرض بلكه به قصد اينكه فضاي ملتهب جامعه را تا حدي تسكين دهند، بوده است.
من فكر ميكنم آن زمان چون فضا خيلي ملتهب بود سعي ميشد گفته شود اتفاقي نيفتاده؛ نه اينكه مردم محرم نيستند بلكه براي جلوگيري از بهرهبرداري دشمن بود.
هدف دشمن از تضعيف و تخريب هر يك از مسئولان ما، بدون شك آن نفر يا شخص نيست بلكه هدف نظام و ولايتفقيه است چون از آن ضربه خوردهاند.
اما بعضي مسائل هم هنوز گفتنش زود است، به نظر من در آينده ميشود گفت يا نوشت كه مثلا ميشد بعضي از رفتارها، آقاي احمدينژاد را به اين جا سوق ندهد چون يكي از دلايل اين بود كه بعضي افراد كه در احزاب بودند و نامزد مورد نظرشان راي نياورده بود، كار را به اين جا كشاندند و زماني كه آقا فرمودند رقابت تمام شده و زمان رفاقت است، كساني كه طرفدار نامزدهاي ديگر بودند ادامه دادند و به دنبال فرصت بودند و اين بهانه را آقاي احمدينژاد به آنها داد و آن هم قضيه خانهنشيني بود.
من همان روزي كه رفتم به ايشان گفتم بيشترين سخنرانيها را در حمايت از ولايتفقيه شما كردهايد، اين قصه چيست؟ ايشان گفتند اصلا بحث خداي ناكرده عدم تمكين از ولايتفقيه نيست زمان ثابت ميكند چه كساني طرفدار وليفقيه هستند و چه كساني نيستند.
من گفتم پس چرا شما منزل هستيد؟ ميدانيد چه شايعاتي وجود دارد؟ عدهاي ميگويند شما اين جا را ترك كردهايد و به خانهتان در نارمك رفتهايد! از منزل شما تا دفتر كار رياست جمهوري يك كوچه راه است چرا اين جا و آن جا نه؟ مسائل ديگري هم مطرح شد.
البته آن ملاقاتها بسيار موثر بود؛ حالا جزئيات آن را بعدها ميشود گفت به هر حال شايد خود ايشان فكر كرد يا جلساتي كه با آقا داشتند، شايد يك درصدي هم ملاقاتهاي ما موثر بود كه 48 ساعت بعد ايشان به دفتر كارشان رفتند و بخشي از شايعاتي را كه ميرفت خداي ناكرده بحران ايجاد كند، خاتمه پيدا كرد اما اين نقطه در تاريخ ما ماند كه چرا و برخي جزئيات شايد در زمان مقتضي خودش گفته شود.
شما اخلاق خود آقاي مصلحي را ديديد؛ اگر حفظ نظام از اوجب واجبات است كه هست، اگر حفظ نظام با كوتاه آمدن يا بعضي حرفها را نزدن محقق ميشود ما بايد پايبند باشيم.
احمدی نژاد گفت مشکل داشتن مشایی برایم حجت نشده است!
«خبرگزاري دانشجو»- اين سوال را از خيليها ميپرسم، اين كه اگر يك بار ديگر آقاي احمدينژاد بتواند كانديدا شود با سابقهاي كه تا الان از ايشان داريد و رقباي ايشان هم شبيه سال 84 هستند، باز هم به او راي ميدهيد؟
آليا: در آن زمان، با آن وقايع و نامزدها و شعارها و ارتباط با ولايتفقيه، اصلا چارهاي جز اين نبود، عقل حكم ميكند موثرترين گزينه را انتخاب كنيد و آن زمان حجت بود.
اما وقتي مسائل را تحليل ميكنيم و ما ميدانيم كه مقام معظم رهبري هم راضي نبودند آقاي مشايي باشد، خود آقاي احمدينژاد بايد جواب بدهد كه يعني اين چه معادلهاي است و جواب آن چيست؟
چون يك بار از ايشان سوال كردند كه آقاي مشايي اين تفكرات را ارائه داده و رفتارش برگرفته از اين تفكر است، ايشان جواب دادند هنوز مشكل داشتن ايشان براي من حجت نشده است.
من فكر ميكنم با اين شاخصهايي كه آيتالله مصباح دادند كه رگههايي از فراماسونري ديده ميشود، نبايد اين مسئله را به شوخي بگيريم؛ چراكه عقل و اعتقادات اسلامي ايجاب ميكند اگر احتمال بدهيم پرهيز كنيم.
الان نظر آقا و آيتالله مصباح را ميدانيم، بنابراين ايشان اگر احتمال هم ميدادند بايد پرهيز ميكردند حالا من نميدانم شايد ايشان بگويد اگر هم مشكل دارد من ميخواهم هدايتش كنم ولي ما چنين تكليفي نداريم.
به هر حال احتمالا يك روز پاسخ اين سوال را ميدهند، ما ريشه را نمي دانيم اما همه بايد خود را تابع ولايتفقيه بدانيم، به جايگاه ولايتفقيه شك نكنيد كه كاملا مطابق با اعتقادات اسلام است.
الان چرا آقاي هاشمي از آن جايگاه تنزل پيدا كرد؟ چون يك حبي هست به بچه، پسرش، دخترش يا خداي ناكرده بعضي افكار است.
افراد و جريان هاي انحرافي ديگري مثل منتظري و ديگران در تاريخ انقلاب ما بودهاند، آقاي احمدينژاد هم خارج از اين قاعده نيست، اين يك قاعده است، در كشور ما نظام متكي به رهبري است نه رياست جمهوري در آن زمان بهترين گزينه آقاي احمدينژاد بود اما در زمان ديگري اگر چنين شرايطي نبود، خوب به شخص ديگري راي ميدهيم.
الان مردم، آقاي مشايي را قبول ندارند حالا برخي شوخي ميكردند و ميگفتند آقاي احمدينژاد اگر خيلي به آقاي مشايي علاقه مند است، آيا آقاي مشايي از خون ايشان بالاتر است؟ چون آقاي احمدينژاد بارها گفته است من خونم را براي انقلاب ميدهم خوب ايشان را ول كن و به ملت بچست!
منتهي الان چون مسائل مهمتري در سطح بينالملل داريم و موضوع بيداري اسلامي مطرح است، اين كه هم مراقبت كنيم و هم اصل نظام را حفظ كنيم و هم اينكه كساني كه شيطنت ميكنند و داخل نظام ما هستند مباحثي مثل مشايي را مستمسك نكنند، مهم است.
از اين دست انحرافها در دولتهاي گذشته و نمايندگان مجالس گذشته نيز بوده است و بعد از اين هم خواهد بود.
به هر حال من اميدوارم در مدت باقي مانده آقاي احمدينژاد راي ملت و ايثار آنها را پاس بدارد، در قم بعضي از خانم ها طلاهايشان را فروختند؛ يك طلبهاي را ما ميشناختيم كه مقداري پول قرضالحسنه گرفت و هنوز دارد قسط آن را ميدهد و با آن پول در ستاد آقاي احمدينژاد فعاليت ميكرد.
كسي كه در دولت نهم اين همه خدمت كرده است ميطلبد كه اين نقطه تاريك را روشن نمايد.
فضا برای خدمت بیرون از مجلس زیاد است
«خبرگزاري دانشجو»- اگر راي نياوريد كجا ميرويد؟ مثلا دولت؟
آليا: من اعتقاد دارم زمين خدا خيلي وسيع است هر كجا جايي براي خدمت باشد، ما در خدمتيم.
شما قصه پيشنهاد وزارت را ميدانيد، واقعا پيشنهاد شد و استدلالي كه آقاي احمدينژاد داشت، يعني اعتقاد به رويكرد تربيتي و اينكه جوهره تربيتي يا اين انگيزهها در خانمها بيشتر است و افرادي كه با آموزش پرورش سروكار دارند خانمها هستند، مطرح شد ولي من خودم براي انصراف از اين موضوع پيشقدم شدم.
گذشته من نشان ميدهد، من حدود 30 سال براي اين نظام كار كردم شايد به لحاظ سازوكار اداري در مرز بازنشستگي باشم اما به لحاظ ديني كه انقلاب به گردن ما دارد، زمين خدا براي خدمت كردن وسيع است و اتفاق هم نميافتد.
شايد از دوره سوم مجلس به من براي نمايندگي پيشنهاد ميشد، اما من اهم و مهم ميكردم كه تكليفم چيست، تكليف من زماني كه بچههايم كوچك بودند، قطعا اين بود كه هيچ كار اجتماعي را نپذيرم، من به محوريت و اولويت خانواده اعتقاد دارم آن روز گفتم تا آخر عمرم بايد به بچههايم خدمت كنم چون دو قلو بودند، ولي بعدا اقتضائات فرق كرد شناخت تكليف در هر زمان خيلي مهم است اگر كسي در هر زماني تكليف خود را به هر شكلي بشناسد و به آن عمل كند هرگز پشيمان نميشود.
امروز هم اگر من مورد اعتماد مردم قرار نگيرم و راي ندهند، آنقدر كار روي زمين مانده است كه انسان بتواند به اين مردم خدمت كند.

«خبرگزاري دانشجو»- آخرين باري كه آقاي مشايي را ديديد كي بود؟
آليا: من هرگز به دفتر آقاي مشايي مراجعهاي نداشتم و او هم هرگز مراجعهاي به ما نداشته است، البته در دوره نمايندگي مجلس.
زماني كه آقاي شيخالاسلامي و دكتر الهام رئيس دفتر بودند ما با آنها كار داشتيم من نه زمان دولت هفتم، نه هشتم و نه دولت آقاي احمدينژاد، نه با آقاي مشايي كار داشتهام و نه ايشان با من.
من ميتوانم به جرات بگويم كه مواضع من هميشه شفاف بوده، شايد در قصه تحقيق و تفحص از شوراي عالي ايرانيان بود يا در مجلس هفتم كه ايشان رئيس ميراث فرهنگي بود، مشايي به كميسيونها آمد.
در دوره هشتم هم كه عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي بودم به خاطر يك اظهارنظر كه كرده بود به كميسيون آمد و براي تحقيق و تفحص شوراي عالي ايرانيان هم چندبار ايشان به مجلس دعوت شد و دوبار هم ما اعضاي هيئت تحقيق و تفحص به شوراي عالي ايرانيان رفتيم و ايشان در آن جلسه براي توضيح حاضر شد.
در دورههاي قبل، نامهها و مشكلات مردم به دفتر رئيس جمهور ميرفت و ميآمد و ما تعامل زيادي داشتيم اما با آقاي مشايي اين گونه نبود و هيچ ارتباطي نداشتيم.
عملکرد مجلس هفتم بهتر از هشتم بود
«خبرگزاري دانشجو»- براي آخرين سوال به عنوان كسي كه نماينده دو دوره مجلس بودهايد كدام دوره مجلس را نابتر و حزب الهيتر ميدانيد؟
آلیا: هر دو مجلس نقاط قوت و ضعفي داشت، مجلس هشتم در موضع گيريهاي بين المللي و سياست خارجي، بحث هستهاي، محروميت زدايي، هدفمندي يارانهها، سياستهاي اصل 44 خوب كاركرد.
به دلايل مختلف مجلس هفتم بهتر بود، اكثر تيمش با اصولگرايان بود، بعد هم اينكه آقا عبارت بسيار قشنگي را به كاربردند و فرمودند مجلس هفتم كه به وجود آمد، انگار گل لطيفي در يك سنگزار روييد و اينكه هر وقت مذاكرات مجلس ششم را گوش ميكردند، تنش و دعوا بود.
نمايندگان هم اين امانت مردم را قدر ميدانستند و تقسيم كار منظمي بين نمايندگان شده بود.
در مجلس هشتم، اين كارها به نصف و يك سوم تقليل پيدا كرد، يعني برخي نمايندگان الان ملاقات مردمي ندارند و برخي در مناطق نميروند.
در تصميم گيريها، مديريت و تنش زدايي نيز مجلس هفتم تا حدودي موفقتر بود، در مجلس هفتم اين سعه صدر وجود داشت كه فراكسيون اصولگرايان كار خود را بكند، هيئت رئيسه خود را داشته باشد و به موقع به ميدان بيايد.
در مجلس هشتم، تنگ نظري و سياسي كاري بين نمايندگان بسيار بود، چرا بايد رئيس مجلس و رئيس فراكسيون يك شخص واحد باشد كه مجبور شود در فراكسيون يك سري ملاحظه كاري و احتياط بكند، اين مسئله در شان مجلس نيست.
«خبرگزاري دانشجو»- شيرينترين و تلخترين خاطره خود از دوران نمایندگی تان را بيان كنيد؟
آليا: شيرينترين اتفاق در مجلس، پيروزي در مباحث هستهاي بود كه هم خواسته رهبري و هم ملت بود و اين كه عقب نشيني نكرديم، پايداري و مقاومت كرديم و الان داريم طعمش را ميچشيم و البته مورد تاييد مقام معظم رهبري هم قرار گرفت.
اما خاطره تلخ، نقطه شروع موضعگيريهاي غلط بود، اوايل مجلس هشتم به عنوان اينكه سالگرد مجلس است، مجمع نمايندگان ادوار مجلس تشكيل و طرح دولت وحدت ملي مطرح شد كه بعدها معلوم شد پيشنهاد آقاي هاشمي و آقاي ناطق بوده است.
با اين عنوان، حتي رد صلاحيت شدگان مجلس ششم و كساني كه مردم قبولشان نداشتند، همه را در مجلس كنار هم نشاندند و آنها زمينهاي بود براي اينكه عدهاي باور كنند ميتوانند اين نظام را دور بزنند كه البته بعدها موسوي و كروبي جرات اين كار را پيدا كردند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰