کد خبر:۱۸۷۵۰۴
گزارش كامل نخستین کنگره‌ بین‌المللی‌ علوم ‌انسانی‌ اسلامی؛

علوم انساني هيجاني ترين روزش را پشت سر گذاشت

نخستین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی با هدف نقد و بررسي عالمانه مسير تحول رشته هاي علوم انساني و با همكاري 30 مركز پژوهشي در سالن همایش های صدا و سیما برگزار شد.
 گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ نخستین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی از شنبه 30 اردیبهشت ماه در سالن همایش های صدا و سیما آغاز به کار كرد و در اين روز عنوان مقالات و معارفه كلي كنگره انجام شد و ديروز يكشنبه 31 ارديبهشت نيز اين كنگره با سخنراني آیت الله صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه و در مراسم اختتامیه آیت الله محمدتقی مصباح یزدی، رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه يافت.
 
 
 
 
نکته قابل توجه در اولين روز نخستين كنگره بين‌المللي علوم انسانی اسلامی، تاکید همه حاضران، صاحب‌نظران و اندیشمندان بر لزوم ایجاد و تمایز بین معرفت شناسی غربی و معرفت شناسی اسلامی و علوم غربي و علوم اسلامي بود.
 
غلامي: كنگره علوم انسانی اسلامی مهمترین رویداد علمی دهه‌های اخیر است
 
در مراسم افتتاحيه اين كنگره كه روز شنبه 30 ارديبهشت در سالن همايش هاي صدا و سيما برگزار شد، حجت الاسلام و المسلمین رضا غلامی، رئیس شورای سیاست گذاری کنگره علوم انسانی اسلامی اين کنگره را مهمترین رویداد علمی دهه های اخیر در جهان دانست و گفت: علوم انسانی فعلی قادر به درک باورهای مسلمانان نيست، سکولار است و با ارزش های اسلامی ما همخوانی ندارد.
 
وی با تاکید بر اینکه علوم انسانی سکولار برای انسان و جامعه سکولار نیز کارآمدی نداشته است، افزود: از میان دانشمندان برجسته غربی عده ای هستند که منتقد علوم انسانی سکولار هستند، یعنی ناکارآمدی علوم انسانی سکولار را مورد تایید نمی دانند.
 
حجت الاسلام غلامی پشتوانه علوم انسانی سکولار طی قرون اخیر را نظام سرمایه داری برشمرد و خاطر نشان کرد: غرب برای این علم همواره تئوری سازی و نظام سازی کرده است یا اقدامات آن را توجیه و تطهیر نموده است.
 
وی علوم انسانی اسلامی را تولید کننده عدالت، اخلاق و صلح در جهان خواند و بیان کرد: علوم انسانی سکولار نه تنها به سوالات اساسی بشر درباره هستی، انسان و فرجام آن پاسخ نداده است، بلکه تلاش کرده تا صورت مسأله را در ذهن بشر پاک کند.
 
رئیس شورای سیاست گذاری کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی عنوان کرد: به دنبال تولید علوم انسانی که انسان را از دوران کودکی خارج و زندگی این جهان و جهان بعد از مرگ را برای او معنادار و هدفمند کند، هستیم.
 
وی با تاکید بر اینکه تولید علوم انسانی اسلامی به معنی نبود نقطه قوت در علوم انسانی سکولار نیست، تصریح کرد: علوم انسانی اسلامی به تجربه و دستاوردهای تجربی احترام می گذارد و زیر چتر جهان بینی اسلامی از آن استفاده می کند.
 
حجت الاسلام غلامی کنگره علوم انسانی اسلامی را مهمترین رویداد علمی دهه های اخیر در جهان دانست و ادامه داد: در سال های گذشته به همت متفکران مسلمان به ویژه در ایران، کارهای مهمی صورت گرفته است که به طور مثال تاسیس بانک های موفق اسلامی در کشورهای اسلامی از ثمرات آنهاست.
 
وی ادامه داد: مهم ترین گام برای شکل گیری علوم انسانی اسلامی، سرمایه گذاری برای تولید فکر و اندیشه است و در این جهت، دست یابی به فلسفه علوم انسانی اسلامی بر کارهای دیگر تقدم دارد. روز اول اين كنگره، بيشتر به معرفي برنامه ها گذشت و ادامه سخنراني ها در روز دوم انجام شد.
 
غلامي: تحول علوم انساني پس از انقلاب با فراز و فرود برخي مسئولان وقت روبه‌رو بوده است
 
در ادامه اين كنگره در روز يكشنبه 31 ارديبهشت نيز غلامي رئيس شوراي سياست‌گذاري كنگره علوم انساني در سخنراني خود با بيان اينكه موضوع تحول در علوم انساني موضوع تازه‌اي نيست، گفت: تحول در علوم انساني پس از پيروزي انقلاب با فراز و فرود برخي مسئولان وقت روبه‌رو بوده است ولي هيچ‌گاه اين دغدغه از بين نرفته و ما در نقطه صفر قرار نداريم.
 
وي ادامه داد: تحول در علوم انساني پس از پيروزي انقلاب با فراز و فرود برخي مسئولان وقت روبه‌رو بوده است ولي هيچ‌گاه اين دغدغه از بين نرفته و ما در نقطه صفر قرار نداريم به نظر مي‌رسد امروز ناكارآمدي علوم سكولار باب تازه‌اي را براي گفت‌وگو باز كرده است و در حال حاضر خود متفكرين غربي بر اين ناكارآمدي دامن زده‌اند.
 
وي افزود: تعاليم ناب اسلامي با محوريت قرآن مجيد و با مدد اجتهاد شيعه همواره بالقوه يا بالفعل از پويايي برخوردار بوده است از اين جهت توانسته در مقابل تمامي سوالات بشر جوابگو باشد، جولان علوم انساني سكولار در ايران در حال پيشرفت نمي‌تواند عاقلانه به حساب بيايد.
 
 
 
 
غلامي با بيان اينكه اين كنگره به صورت سالانه يا دو سالانه ادامه خواهد يافت، اظهار داشت: مهم‌ترين هدف اين كنگره عبور از بحث ضرورت و امكان و ايجاد نقشه و راه متقن و منسجم علمي مي‌باشد.
 
وي افزود: در اين كنگره 181 مقاله از ميان 406 مقاله انتخاب شده است كه بيشترين اين مقالات در زمينه فلسفه و روش‌شناسي اسلامي است كه حاكي از تلاش پژوهشگران در اين عرصه مي‌باشد.
 
رئيس شوراي سياست‌گذاري كنگره علوم انساني گفت: افتتاح جايزه جهاني علوم انساني اسلامي به عنوان جايزه علمي غيردولتي در قلمرو علوم انساني براي تشويق پژوهشگران از مهم ترين برنامه‌هاي اين كنگره مي‌باشد.
 
آيت الله آملي لاريجاني: در بحث تحول در علوم انساني نبايد عجله كرد
 
سپس آيت الله آملي لاريجاني رييس قوه قضاييه حذف علوم انساني فعلي را اشتباه عنوان كرد و گفت: در بحث تحول در علوم انساني نبايد عجله كرد زيرا علوم انساني مغرب زمين كه هم اكنون در دنيا استفاده مي‌شود قرن‌هاست برپايه‌هاي غربي رشد كرده كه اين پايه‌ها را نمي توان يكباره متحول كرد.
 
وي با بيان اينكه تغيير در علوم انساني نيازمند تلاش است، افزود: اگر ما داعيه تحول در علوم انساني را داريم بايد متناسب با اين داعيه سرمايه گذاري كنيم و براين اساس بسيج عمومي از علما و فضلا و همه كساني كه دغدغه علوم انساني دارند، ايجاد شود.
 
رئيس قوه قضائيه با اشاره به اينكه بحث تحول در علوم انساني بحثي كوتاه مدت نيست، خاطرنشان كرد: بايد براساس مباني اسلامي و قرآني به سراغ علوم انساني برويم و اين فعاليت كار جمعي بزرگي را مي‌طلبد كه من پيشنهاد مي‌كنم در اين زمينه عجله نشود.
 
 
 
 
آملي لاريجاني اضافه كرد: موضوع تعطيلي علوم انساني در دانشگاه‌ها اشتباه است بلكه بايد در اين زمينه ايجابي عمل شود تا بتوان به جايگزيني مطلوبي دست يابيم.
 
وي با بيان اينكه علوم انساني ما اعم از جامعه‌شناسي، حقوق، روانشناسي و غيره به جلوه‌اي از حيات انساني مي‌پردازند، تصريح كرد: نگاه دين به انسان در علوم انساني بسيار مهم است و افرادي كه بعد از طرح موضوع تحول در علوم انساني ادعاي سياسي‌ بازي كردند به بيراهه رفته‌اند.
 
رئيس قوه قضائيه بيان داشت: در ايران برحسب كتاب و سنت نگاه خاصي به انسان وجود دارد كه براين اساس تمامي علوم حتي علوم غيرانساني مانند فيزيك و غيره مي‌توانند به نحوي از مجاري كه علوم انساني از آن متاثر است، متاثر شوند؛ چرا كه نگاه ما به انسان مي‌تواند در تحول علوم انساني موثر باشد.
 
آملي لاريجاني بيان داشت: در صورتي كه ادعاهاي مربوط به ساحت علوم انساني بررسي شود ما را به اين نتيجه مي رساند كه اين ادعاها براساس پيش فرض‌هاي غلط است.
 
وي تصريح كرد: ورود انسان به مسير لقاء الله براي غرب قابل پذيرش نيست البته اين نكته در تضاد با مباني تفكر غرب است. مباني فكري غرب در تمام تار و پود حيات علمي علوم انساني وارد شده است.
 
رئيس قوه قضائيه خاطرنشان كرد: متاسفانه مباني فكري غرب در تمام نظام و تار و پود حيات علمي در علوم انساني وارد شده اين در حالي است كه ما نمي‌خواهيم از تجارب عالم محروم بمانيم.
 
آملي لاريجاني گفت: در حوزه و دانشگاه هاي ما به آثار جهاني اعتناي زيادي مي‌شود اين در حالي است كه غربي‌ها سيطره فرهنگي ايجاد كرده‌اند و اين بسيار قويتر از سيطره نظامي است؛ چرا كه بنيان فكري را مي‌سازد و غربي‌ها تفكر خود را در تار و پود همه كشورها وارد مي‌كنند.
 
وي با بيان اينكه توصيه‌هاي غرب برخاسته از علم محض نيست؛ بلكه از علوم با پيش فرض‌هايي كه با دين ما سنخيت ندارند ناشي مي‌شود، اضافه كرد: ما درصدد حذف علوم انساني فعلي نيستيم بلكه براي بازنگري در علوم انساني به همين علوم غربي نياز داريم.
 
 
 
 
 
رئيس قوه قضائيه افزود: بايد به معارف و منابع ديني براي اكتشاف نگاه به انسان و عالم رجوع كنيم و تصويري از اسلام راجع به انسان و عالم پيدا نماييم و براين اساس بايد به تطبيق اين دو با يكديگر بپردازيم.
 
لاريجاني با بيان اينكه بايد آنچه را اسلام در مورد علوم مطرح كرده است را بررسي كنيم، بيان داشت: بايد مشخص شود كه اسلام در خصوص علوم چه تاثيري در پيش شرط‌هاي ما دارد.
 
وي گفت: برخي از روشنفكران ما مدعي هستند كه تمام معارفي كه از فهم متون ديني به دست مي‌آيد برخاسته از علوم ديگري است كه براي فهم متون به آنها نياز داريم اما اين صحيح نيست و ما معارفي را از بطن قرآن به دست مي‌آوريم كه منبعث از علوم ديگر نيست، قرآن و منابع ديني مملو از گوهرهايي است كه به بشر عرضه شده است.
 
 بررسي محورهاي 9 گانه كنگره در كميسيون هاي تخصصي
 
پس از سخنراني آيت الله آملي لاريجاني، كميسيون هاي تخصصي اين كنگره در خصوص محورهاي 9 گانه مورد بررسي كنگره برگزار شد.
 
در اين كنگره 9 محور فلسفه و روش شناسی علوم انسانی اسلامی، نقد علوم انسانی متعارف و متداول، رویکرد رایج به علوم انسانی اسلامی، جمع بندی تضارب در قالب کمیسیون خاص، نظریات مطرح در قلمرو علوم انسانی اسلامی، کاربردی سازی علوم انسانی اسلامی، آسیب شناسی علوم انسانی اسلامی، دانشگاه مطلوب علوم انسانی اسلامی، علوم انسانی و پیشرفت اسلامی و طبقه بندی علوم انسانی و اسلامی بررسي شدند.
 
رفيعي: 62 مقاله داخلی و خارجی در نخستین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی ارائه شد
 
پس از برگزاري كميسيون هاي تخصصي، عطاالله رفیعی آتانی دبير علمي كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي گفت: 62 مقاله داخلی و خارجی حائز امتیاز ارائه به صورت سخنرانی در نخستین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی شد.
 
وی افزود: در سال نخست پس از پیروزی انقلاب، نظام جمهوری اسلامی، ساز و کار سخت‌افزاری خود را در قالب قانون اساسی بنا نهاد اما آنگاه که قرار شد در فرایند تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها، استدلالات و عقلانیت اسلامی را به جریان بیاندازد به یک باره با خلاء تئوریکِ بس عظیم روبرو شد.
 
رفیعی آتانی با اشاره به سخن برخی در روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی که با وجود قرآن کریم حتی به قانون اساسی نیاز نداریم، خاطرنشان کرد: بسیاری دیگر هم بودند که عنوان می کردند علوم انسانی تجربه شده در غرب برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی و مدیریت کشور، کفایت می‌کند.
 
وی اضافه کرد: در چالش بین این دو دیدگاه که البته نخست از صفا و زلالی معتقدان برمی‌خاست و دومی یا از خودباختگی، یا عدم باور به اسلام اجتماعی، یا از سر اضطرار و اجبار روزگار برآمده بود، نظام اسلامی در عمل راه دیگری را برگزید.
 
 
 
 
دبیر علمی کنگره ادامه داد: نظام اسلامی هر دو رویکرد را در عرصه عمل به چالشی عظیم واداشت و دیری نپائید که باورمندان به ایده نخست در معرکه تفصیل عرصه‌های تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری چاره‌ای جز عبور از جمود بر دیدگاه خویش نیافتند و البته برخی از طرفداران ایده دوم نیز در مسیری که نظام اسلامی گشود همراه شدند.
 
وی با بیان اینکه نظام اسلامی با اتکا بر مبانی و معارف گرانسنگ اسلامی راه نظریه‌پردازی و نوآوری در علوم انسانی را گشود، تصریح کرد: این رویکرد نظام، در عرصه نهادسازی به تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، دانشگاه امام صادق(ع)، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و مراکز آموزشی و پژوهشی متعدد دیگر منتهی شد.
 
رفیعی آتانی افزود: ایده‌ها و آرمان‌هایی نظیر انقلاب فرهنگی، اسلامی‌سازی علوم، علم دینی و جنبش نرم‌افزاری ظرف‌های نظری مناسبی بودند که زمینه و بستر لازم فرهنگی و سیاسی را برای خلق نهادها، افکار و آدم‌های جدید، فراهم آوردند.
 
وی عرصه جهاد علمی را پر اهمیت و قلمرو دانش‌های فنی را جلوه‌های درخشانی عنوان و بیان داشت: دانش هسته‌ای، دانش سلول‌های بنیادی و دانش فضائی از دستاوردها به شمار می رود اما چرا از موفقیت‌هائی با همین سطح و درجه در عرصه‌های علوم انسانی خبری جدی نیست؟
 
رفيعي اضافه کرد: نظریه‌پردازی و نوآوری در قلمرو فلسفه علوم انسانی و علوم انسانی کاری است بسیار صعب و سخت‌تر از نوآوری در عرصه‌های علوم طبیعی. این در حالی است که پیداست که نیاز نظام اسلامی به تولید علوم انسانی اسلامی برای بهره‌برداری در نظامات تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری بسیار شدیدتر از نیاز به دانش‌های ولو پر ارج در قلمرو علوم طبیعی است.
 
وی همچنین به دیدگاههای مختلف ملاک اسلامیت علوم انسانی اشاره و گفت: به نظر می رسدرویکردهای ممکن در مورد اسلامیت علوم انسانی را می توان بر اساس ملاک های چهارگانه اسلامیت موضوع، غایت ، پژوهشگر و منبع شناخت دسته بندی کرد.
 
رفیعی آتانی اضافه کرد: اگر ملاک اسلامی دانستن علوم انسانی را منحصرا اسلامی بودن «انسان» و «جامعه» موضوع آن بدانیم، این ایده به معنای آن است که اسلام نمی تواند انسان و جامعه ی غیر اسلامی را بشناسد. در حالی که قرآن کریم و نصوص منقول از معصومان (ع) مملو از معارفی است که مقصود آن شناخت افراد و جامعه غیر اسلامی است. قرآن کریم هم رفتار فرعون، قارون و نمرود را می شناساند و هم رفتار اقوام و ملل پیش از اسلام را که غیر مسلمان بوده اند.
 
دبیر علمی کنگره به موضوع نظریه‌پردازی در علوم انسانی پرداخت و خاطرنشان کرد: هدف تأمین نیازهای زندگی فردی و اجتماعی در چارچوب نظام اسلامی به یک عزم فراگیر علمی نیازمند است. عزمی که سرمایه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را پر‌قدرت برای نظریه‌پردازی در این عرصه وارد نماید.
 
رفیعی آتانی تصریح کرد: فهم و کشف و فهرست‌برداری از مجموعه ناکارآمدی‌های علوم متعارف انسانی و نیز تجربه بیش از سی ساله کشور در مورد نظریه‌پردازی در قلمرو علوم انسانی در حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌هاست. واقعیت آن است که از یک سو علوم انسانی متعارف از آن جهت که بر مبانی و فلسفه غیر اسلامی زندگی استوار است در عمل نتوانسته از توصیه‌های سیاست‌گذارانه کارآمد در مدیریت زندگی فردی و اجتماعی برخوردار باشد.
 
وی به کشف نظام‌مند «مسائل» مورد نیاز جامعه اسلامی برای نظریه‌پردازی در چارچوب علوم انسانی اشاره و بیان کرد: زندگی فردی و اجتماعی در نظام اسلامی مسائلی را برای اداره متعالی فرد و جامعه به وجود می‌آورد که این مسائل هر چند می‌تواند هم در واقعیت خویش و هم در بیان آن با مسائل همه بشریت مشترکاتی داشته باشد اما همه مسائل زندگی همه جوامع با تفاوت‌های فلسفی و فرهنگی و اجتماعی متفاوت می‌شوند.
 
رفيعي همچنین به بازخوانی ذخائر علوم و معارف اسلامی به ویژه فلسفه اسلامی به هدف ابتناء علوم انسانی که یک ضرورت بنیادی و اساسی است اشاره و تصریح کرد: یک روایت جدید از فلسفه اسلامی و نیز سایر علوم اسلامی به هدف ارائه تفسیری بنیادی از انسان، گام اساسی و مهم و شاید مهم‌ترین گام در نظریه‌پردازی در چارچوب علوم انسانی با رویکرد اسلامی است. ذخائر عظیم فکری اسلامی از منظر مبانی علوم انسانی روح معرفت اسلامی را در جان و جوهر این علوم خواهد دمید.
 
وی با بیان اینکه هم‌اکنون «علم غیر نافع» یک انگشت اتهام اساسی است که به سوی علوم انسانی اسلامی نشانه می‌رود، اظهار داشت: همانگونه که بخش عمومی و دولت برای سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری به دانشی اسلامی نیازمند است، تمام متن مردم نیز برای استدلال های اسلامی در مورد تمام باورها و رفتارها و یک کلمه تمام انتخابهای خویش در زندگی به عقلانیت و دانشی اسلامی نیازمندند.
 
رفیعی آتانی ادامه داد: ایجاد مراکز تخصصی نظریه‌پردازی در کنار مراکز علمی حوزوی و دانشگاهی جامع یک ضرورت انکارناپذیر است. دانشگاه و پژوهشگاه جامع دارای منافع فراوانی از جمله ایجاد زمینه ارتباطات بین رشته‌ای است اما واقعیت آن است که ایجاد یک خلوت و عزلت علمی برای موضوعات و رشته‌های خاص علمی برای علوم انسانی اسلامی، نظیر «رویان» برای سلول‌های بنیادی ـ فرصت‌های زیادی را برای نوآوری‌های اثرگذار فراهم خواهد آورد.
 
وی به مسئولیت جریان‌سازی فکری و فرهنگی کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی اشاره و تصریح کرد: با جمع‌بندی تلاش‌های علمی گذشته، فتح باب نوآوری‌های جدید و اصلاح و ترمیم نهادها و مراکز علمی، طرح مسائل جدید، ارزیابی انتقادی وضعیت گذشته و حال، پیوند بین مراکز نیازمند به علوم انسانی و مراکز تولید آن و نقد علوم انسانی متعارف و پایه‌گذاری فلسفه اسلامی علوم انسانی بر عهده دارد.
 
دبير علمي كنگره علوم انساني اسلامي به شاخص های برگزاری کنگره های علمی جدی و غیر تشریفاتی اشاره و خاطرنشان کرد: ارزیابی وضعیت جاری آموزش و پژوهش در قلمرو علوم انسانی اسلامی، جمع‎یندی ادبیات علمی موجود در قلمرو علوم انسانی اسلامی، برداشتن یک گام جدید و جدی در روند رو به پیشرفت علوم انسانی اسلامی، جریان‌سازی علمی و فرهنگی برای ترقی فضای گفتمانی پیرامون علوم انسانی اسلامی و برقراری تعامل فرا ملی و بین‌المللی و استفاده متقابل از تجارب گوناگون به هدف پیشرفت علمی در قلمرو علوم انسانی اسلامی کمک می کند.
 
وی به 12 محور ارائه مقالات در فراخوان عمومی کنگره با هدف دعوت از تمام پژوهشگران و اساتید حوزه و دانشگاه اشاره و اظهار داشت: نقد علوم انسانی متداول، معنا، ماهیت و شاخصه‌های علوم انسانی اسلامی، مبانی و فلسفه علوم انسانی اسلامی، روش شناسی علوم انسانی اسلامی، پیشینه علوم انسانی اسلامی و رویکردها، دیدگاه‌ها، ایده‌ها و نظریه‌های مطرح در علوم انسانی اسلامی از جمله موضوعات است.
 
 
 
 
 
وی افزود: زمینه‌ها و موانع کاربردی کردن علوم انسانی اسلامی، بررسی وضعیت کنونی علوم انسانی اسلامی (پیشرفت، رکورد یا انحطاط) در کشورهای مختلف اسلامی، نهادهای علمی متناسب با تولید و آموزش علوم انسانی اسلامی (دانشگاه اسلامی و غیره)، علوم انسانی اسلامی و دگرگونی در طبقه بندی علوم به‌طور عام و علوم انسانی به‌طور خاص، آسیب شناسی علوم انسانی اسلامی و نقش علوم انسانی اسلامی در پیشرفت اسلامی نیز از دیگر محورهای ارائه مقالات است.
 
دبیر علمی کنگره آخرین فرصت ارسال چکیده مقالات در نخستین اعلام را 31 شهریور 1390 اعلام و عنوان کرد: به دلیل استقبال کم‌نظیر پژوهشگران این فرصت در دو مرحله به 30 مهرماه و 30 آبان ماه تمدید گردید و سرانجام 632 چکیده مقاله و 406 مقاله به دبیرخانه کنگره واصل گردید که در نوع خود کم‌نظیر بوده است.
 
وی ادامه داد: در ارزیابی اولیه 181 مقاله مورد تایید داوران قرار گرفت که البته پس از تایید نهایی در مجموعه‌ی مقالات کنگره منتشر خواهد شد.
 
همچنین 62 مقاله از این مجموعه‌ی مقالات خارجی و داخلی حائز امتیاز ارائه به صورت سخنرانی در گنگره گردید.
 
رفیعی آتانی هدف اصلی از بعد بین المللی این کنگره را ایجاد ظرفیت مناسب برای تعامل علمی داخل کشور با خارج، به ویژه جهان اسلام دانست و خاطرنشان کرد: این وظیفه با مدیریت تحسین بر انگیز دکتر دوستدار به عنوان رئیس کمیته بین المللی کنگره در مرکز همکاری های علمی بین المللی وزارت علوم ونیز همکاری مراکزی که در کشور مسئولیت های بین المللی داشتند به ویژه دانشگاه بین المللی المصطفی(ص) انجام پذیرفت.
 
وی تصریح کرد: در بعد بین المللی کنگره علاوه بر وصول 14 چکیده مقاله و مقاله‌ی خارجی و حضور و ارائه مقالات 10 نفر آنها در کمیسیون های تخصصی کنگره ، 2 نشست تخصصی با حضور اندیشمندان داخلی و میهمانان خارجی پیش بینی گردید.
 
رفيعي به کمیسیون‌های تخصصی کمیته‌ علمی کنگره اشاره و بیان داشت: تشکیل 6 کمیسیون شامل فلسفه و روش شناسی علوم انسانی اسلامی، نقد علوم انسانی متداول، نظریه‌های ممتاز در علوم انسانی اسلامی، رویکردهای رایج به علوم انسانی اسلامی در جهان اسلام، کاربردی‌سازی علوم انسانی اسلامی و کمیسیون طبقه‌بندی علوم اشاره کرد.
 
دبیر علمی کنگره به جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی اشاره و افزود: در جلسات شورای سیاست‌گذاری مقرر گردید «جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی» هر ساله به برترین نظریه و نوآوری علمی از میان جدیدترین نظریات ارائه شده در جهان در قلمرو علوم انسانی اسلامی اعطاء گردد که تندیس آن امروز رونمائی خواهد شد.
 
وی به پنجمین جلسه شورای سیاست‌گذاری کنگره که در مشهد مقدس تشکیل شد اشاره و تصریح کرد: در این نشست ضمن تصویب تاسیس دبیرخانه دائمی کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی، مصوب شد تا به دلیل اهمیت و ضرورت بهره‌مندی این کنگره از تجربیات، مدیریت و ارتباطات جامع حجت الاسلام والمسلمین غلامی، ریاست شورای سیاست‌گذاری دبیرخانه دائمی را بر عهده گیرد و نیز مصوب گردید که محل دبیرخانه دائمی، مرکز پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی صدرا باشد.
 
پس از آن، بيانيه كنگره قرائت و در آن به تحول در علوم انسانی و اتكاي آن به اراده خودجوش عالمان مسلمان تاكيد شد.
 
علامه مصباح: بحث علوم انسانی اسلامی یک فعالیت آکادمیک است نه ایدئولوژیک
 
عصر يكشنبه 31 ارديبهشت در مراسم اختتامیه نخستین کنگره بین اللملی علوم انسانی اسلامی نيز آیت الله محمدتقی مصباح یزدی به ايراد سخنراني پرداخت كه متن آن به شرح زير است: خدا را شکر می کنم که توفیق حضور در جمع اساتید و علما و بردادران و خواهران از داخل و خارج کشور را به من داد.
 
در ابتدا خود را مدیون برگزار کنندگان این کنگره می دانم که با همتی بلند و قصدی خالص این زحمات را متحمل شدند و خشت اول را برای این گونه کارها در حوزه علوم انسانی اسلامی گذاشتند.
 
امیدوارم خداوند بر توفیقاتشان بیفزاید. چند مطلب را به طور فهرست وار اشاره می کنم. انقلاب اسلامی ایران، یکی از مهم ترین پدیده های تاریخ اسلام و نقطه ی عطفی در آن است و هنوز برای پیش بینی تاثیرات آن در جهان زود است.
 
انقلاب ابتدا یک حرکت سیاسی بود و حکومتی را بر اساس باورها و ارزش های اسلامی بنا نهاد. اما اسلام فقط سیاست نیست.
 
 
 
این انقلاب عنصر اصلی اش اسلامی بودنش بود. اگر این عنصر حذف شود، ماهیتش تغییر خواهد کرد؛ و اسلام از یک نظر مقوله ای فرهنگی است؛ زیرا بر سلسله ای از باورها و ارزش ها مبتنی است. برای این که تحولی همه جانبه برای جامعه ایرانی به وجود بیاید باید هویت اسلامی تمامی ابعاد آن را در بر بگیرد.
 
بخش مهمی هم تغییر در فرهنگ به معنای عام آن است، که از باورها و ارزش ها شروع می شود و هم چنین نهادهای دیگری را هم که بر اساس این باورها و ارزش ها شکل می گیرد، در بر می گرید.
 
نهادهایی که در فرهنگ سازی بیش از بقیه تاثیر دارند، حوزه و دانشگاه هستند. بنابراین از همان اوائل بحث انقلاب فرهنگی مطرح شد که بعدها به شورای عالی انقلاب فرهنگی تبدیل شد.
 
از همان آغاز، یکی از مسائلی که مطرح بود این بود که دانشگاه های ما باید اسلامی شود.
 
مدتی دانشگاه ها تعطیل شد و کسانی سعی کردند مقدماتی برای اسلامی کردن دانشگاه ها فراهم کنند. اما اسلامی کردن دانشگاه ها ابهام داشت.
 
کسانی با سادگی، چه غافلانه و چه متعمدانه گفتند اسلامی کردن دانشگاه به معنای ایجاد مسجد و نماز جماعت و دعا در دانشگاه است و گروهی هم مشغول چنین کاری شدند.
 
اما کسانی که به مسائل جامعه آگاه بودند، می دانستند این ها جنبه صوری دارد و هدف اصلی این است که آموزه های دانشگاه بر اساس آرمان ها و روش های اسلامی باشد. نهایتا بر اساس سیاست گذاری شورای انقلاب فرهنگی بنا شد تغییراتی در دانشگاه ها ایجاد شود که متاسفانه سرعت خوبی نداشت و بعضا شتاب منفی داشت.
 
سایه انداختن مسائل سیاسی بر امور فرهنگی، کارها را دشوار می کند باید آسیب شناسی کرد که چرا حرکت هایی که از اول انقلاب برای اسلامی کردن دانشگاه ها شروع شد به نتیجه نرسید؟ یکی از دلایلی که مورد قبول همه هست این است که کار بسیار سنگین است.
 
انقلاب فرهنگی از انقلاب سیاسی به مراتب سخت تر است و کار یکی دو روز و یک سال و دو سال نیست. علت دیگر مصادف شدن حرکت انقلاب اسلامی با 8 سال دفاع مقدس بود که تمام سرمایه های ما در آن حوزه بسیج شد.
 
در چنین شرایطی پیگیری پروژه ای که هزینه ها، نیروی انسانی و سرمایه های زیادی می خواهد، قابل پیگیری نبود و بحث علوم انسانی تقریبا رو به افول رفت.
 
علل دیگری هم وجود دارد که از طرح آن ها عبور می کنم. اجمالا بگویم که سایه انداختن مسائل سیاسی بر امور فرهنگی کارها را دشوار می کند.
 
بعد از سی و سه سال که وارد دهه چهارم انقلاب شده ایم، کسی که دلسوزانه در برهه های مختلف این مسئله را طرح کرده و هشدار داده مقام معظم رهبری است.
 
از طرفی به تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی هشدار داده اند، بر نهضت نرم افزاری و تولید علم تاکید کرده اند.
 
در بسیاری از موارد بر تولید علم به نحو مطلق و در بسیاری از موارد هم بر علوم انسانی به طور خاص تاکید کرده اند.
 
 
 
 
در شاخه های علوم طبیعی و تجربی و علومی که نتایج عینی عملی داشتند، پیشرفت های زیادی را شاهد بوده ایم که باعث افتخار کشور ما، بلکه جهان اسلام است.
 
امیدوارم خداوند آن ها را توفیق دهد. اما به دلایلی در علوم انسانی این حرکت بسیار با کندی صورت گرفته است. تا امروز که کسانی احساس مسئولیت کرده اند و به ندای مقام معظم رهبری که ده ها سال در این زمینه صحبت کرده اند، لبیک گفته اند و یک حرکت پربرکت خدا پسند سعادت آفرین را شروع کردند.
 
از روزی که مسأله اسلامی کردن دانشگاه ها و به دنبال آن اسلامی کردن علوم مطرح شد عده ای فکر کردند که منظور از اسلامی کردن علوم این است که روش تحقیق در علوم را تغییر دهیم.
 
مثلا روش تجربی را کنار بگذاریم و قرآن و حدیث بخوانیم که ببینیم راجع به مسائل طبیعی چه گفته اند. به خصوص در علوم انسانی که با مسائل دینی ارتباط و اصطکاک بیشتری دارد. تصور این بود که با روش نقلی و فقاهتی می خواهند به شناخت موضوعات علوم انسانی بپردازیم.
 
این تصور بسیار خام بود. در مقابل وقتی می دیدند این کار نامعقول است و بسیاری از علوم را نمی توان از آیات و روایات استخراج کرد، گفتند منظور از اسلامی کردن علوم این است که علوم به نحوی تبیین و تدریس شود که تضاد و تقابلی با اسلام نداشته باشد. نظریات مخالف اسلام را حذف کنیم و نظریات اسلامی را جایگزین کنیم.
 
این نظریه بین دانشگاهیان طرفدار بیشتری پیدا کرد. یکی از موسسات عهده دار این کار شدند که کتب دانشگاهی را مطالعه کنند و بخش هایی را که با نظریات اسلام تضاد دارد پیدا کرده و حذف یا اصلاح کنند.
 
سال ها هزینه های هنگفتی برای این کار صرف شد و تعداد زیادی از طلاب حوزوی هم به این کار مشغول شدند.
 
این کار هم روش معقولی نبود و به جایی نرسید. اشکال دیگری که به بحث اسلامی کردن علوم وارد می شد و ظاهر مطلوبی داشت این بود که علوم در اثر زحمات میلیون ها انسان در طول قرن ها شکل گرفته است و نتایج و دستاوردهای عظیمی داشته و تمدن های عظیمی را شکل داده. ما نمی توانیم روی این ها خط بطلان بکشیم و سراغ قرآن و احادیث برویم. این اشکال را نمی توانستند به سادگی پاسخ دهند و مقصود اصلی از بحث اسلامی کردن علوم را جا بیندازند.
 
در این میان کارشکنی هایی هم انجام می شد. هنوز هم برای عده ی زیادی از مردم دلسوز و بی غرض و حتی علاقه مند به اسلام مشخص نیست که معنای از اسلامی کردن علوم چیست و خیال شده که این یک شعار سیاسی است.
 
معنای اسلامی کردن علوم چیست؟
 
بخشی از علوم انسانی بر یک سلسله اصول موضوعه ای مبتنی است که مبتنی بر فلسفه های غیر اسلامی است. این که مقام معظم رهبری می فرمایند که علوم انسانی موجود مبتنی بر مبانی ماتریالیستی است باید باز شود.
 
آیا منظور این است که مدرسان این علوم منکر خدا هستند و ماتریالیست اند؟ در بسیاری علوم این بحث مصداق دارد. فرضا در روان شناسی، روان انسان را مساوی با فعل و انفعالات مغز می دانند.
 
چندی پیش برنامه ای در تلویزیون جمهوری اسلامی می دیدم که کسی در آن داشت تاکید می کرد که روان انسان چیزی جز تحولات مغز نیست.
 
این شخص تقصیری ندارد و منکر خدا هم نیست، این گونه یاد گرفته است. یکی از کارهایی که در اسلامی سازی علوم باید انجام شود یک نقد کلی بر مبانی علوم است.
 
وقتی استادی می گوید روح یعنی فعل و انفعالات مغز، دارد ادعایی می کند که باید به او گفت که بر اساس روش و متد خود شما قابل قبول نیست.
 
شما می گویید چیزی که قابل تجربه، سنجش در آزمایشگاه و قابل ارائه به دیگران باشد علمی و قابل پذیرش است. این که روح وجود ندارد را حس چگونه درک می کند؟
 
کدام آزمایش این را اثبات کرده است؟ این ادعا دلیلی ندارد. نهایتا می توانی بگویی که من نیافتم. مثال دیگر در مورد بحث پیدایش جهان است. در کتاب هایی که در دانشگاه های جمهوری اسلامی نوشته شد این بحث مطرح شد که نظریه علمی در مورد پیدایش جهان این است که توده ای ماده بود که انفجاری در آن رخ داد و کیهان و منظومه های مختلف به وجود آمد. سال های بسیاری گذشت تا این که بر حسب تصادف امکان پیدایش موجود زنده ایجاد شد.
 
بعد هم بر حسب تصادف از میمون انسان به وجود آمد. این نگاه، بحث علیت را زیر سوال می برد. آیا این را علم تجربه کرده است و در آزمایشگاه اثبات شده است. برخی که منصف ترند گفتند این یک فرض است. اما باز هم شما اصل پیدایش تصادفی بدون علت را پذیرفته اید. هیچ دلیلی برای این مطلب وجود ندارد، بلکه دلیل عقلی بر خلاف آن وجود دارد. اگر مخالفید بیایید بحث فلسفی راجع به علیت کنیم. بنابراین بینشی فرا علمی این جا وجود دارد. بنابراین پیش از علوم باید پیش فرض های آن اثبات شود یا بدیهی باشد.
 
بحث علوم انسانی اسلامی را به عنوان یک فعالیت کاملا آکادمیک می بینیم نه ایدئولوژیک، نه از روی تعصب دینی برخی که مواضع تندی دارند و به سکولاریسم در این حوزه قائل اند می گویند علم از ایدئولوژی جداست.
 
گزاره های دین علمی نیست، سلیقه ای است. بحث علمی فقط با تجربه قابل اثبات است و این گونه مسائل فلسفی فرا تجربی است. چرا که برخی جامعه شناسان دین را هم عرض سحر و جادو و مقدم بر فلسفه می دانند.
 
ما باید از مسائل معرفت شناسی آغاز کنیم. تا مباحث معرفت شناسی بحث نشود حتی به بحث راجع به اصول موضوعه هم نمی رسیم. ما بحث علوم انسانی اسلامی را به عنوان یک فعالیت کاملا آکادمیک می بینیم. نه ایدئولوژیک، نه از روی تعصب دینی و نه حتی به عنوان عرصه ای برای تحقق بخشیدن به اهداف انقلاب.
 
رویکرد ما کاملا علمی است. تا معرفت شناسی و هستی شناسی و انسان شناسی نداشته باشیم، نمی توان در حیطه علوم انسانی نظریه پردازی کرد ما ادعایمان این است که می توانیم منظومه ای از علوم و معارف را ارائه دهیم که منطقی ترین بحث ها در آن به اثبات رسیده باشد.
 
از بنیادین ترین نقطه های معرفت شناسی شروع شده باشد و به ترتیب به هستی شناسی، انسان شناسی و نهایتا علوم انسانی برسد. تا معرفت شناسی و هستی شناسی و انسان شناسی نداشته باشیم، نمی توان در حیطه علوم انسانی نظریه پردازی کرد و برای او نسخه پیچید.
 
باید منطقا از ریشه ای ترین مسائل شروع کرد و به شکل منطقی پیش رفت تا برسیم به این که مثلا روح در انسان چه موقعیتی دارد. بعد بفهمیم پدیده های روحی چگونه است و چگونه باید با مسائل مربوط به آن برخورد کرد. این که ما در حالات نفسانی می بینیم که عکس العمل هایی در مغز رخ می دهد که دلیل بر انکار روح نمی شود. شاید روح موثر بر مغز است و مغز منفعل و تابع تاثرات روحی است.
 
چه طور می شود به سادگی از همه این ها چشم پوشید؟ این مثل این است که صورت مساله را پاک کنیم. این علم نیست و روح کنجکاو و حقیقت طلب انسان را سیراب نمی کند. ما وقتی می گوییم اسلامی سازی علوم، منظور این است که مبانی علوم را اثبات کنید، بعد ارتباط مبانی با مسائل را مشخص کنید. مبانی صحیح از نظر عقل و نقل یکی است. جایگاه عقل در معرفت شناسی است که مشخص می شود و معلوم می شود همه چیز در تجربه خلاصه نمی شود.
 
وقتی وارد مسیر اثبات مبانی علوم شویم، نهایتا خواه ناخواه اسلامی خواهند بود. ما راه استدلال را رفته ایم و به این نتیجه رسیده ایم. اگر کسی هم شک دارد حاضریم اثبات کنیم. یعنی روحی که بعد از مرگ باقی خواهد ماند اثبات می شود.
 
این که به سادگی بگوییم روح وجود ندارد یعنی معاد، وحی، عالم برزخ و جبرئیل همه اش دروغ است. تقصیر اول از بنده است و بعد هم از امثال بنده.
 
بخش دیگر نقد این است که در خود غرب هم ده ها مکتب مخالف با مبانی ماتریالیستی ایجاد شده است. حتی اگر روی فروید کار کنید می بینید که برخی اصول موضوعه او با ماتریالیست سازگار نیست.
 
منظور از اسلامی کردن کاری تعبدی و تعصب آمیز نیست که هدف آن اثبات یک گرایش ایدئولوژیک یا یک حزب و حتی یک انقلاب نیست. یک فعالیت صد درصد علمی است که نهایتا باعث می شود که همه عالم ریزه خوار خان ما شوند.
 
سال ها پیش با یکی از اساتید راجع به جریانات سیاسی کشور بحث می کردیم که انقلابی هم بود. ایشان گفت غرب با سرعت نور در ساحت علم پیش می رود و ما سرعتمان نهایتا در حد یک ماشین است. ما همیشه ریزه خوار خان غرب خواهیم ماند.
 
ما چاره ای نداریم با امریکا بسازیم تا از تکنولوژی پیشرفته شان به ما بدهند. حالا جوانان ما که موفق به غنی سازی اورانیوم شدند. خدای جبهه با خدای دانشگاه یکی است ویژگی انقلاب ما این است که از روز اول خداوند به ما اثبات کرد که فوق اسباب عادی، نظام دیگری هست.
 
در جبهه ها به ما نشان داد که با دست خالی هم می شود با پیشرفته ترین تکنولوژی نظامی مبارزه کرد. ما خیال کردیم این مددها مختص جبهه است.
 
اما الان باید بفهمیم خدای جبهه با خدای دانشگاه یکی است. اگر روحیه جوانان رزمنده را پیدا کنیم در آزمایشگاه هم خداوند مددهای غیبی می رساند. خدای اقتصاد و بازار هم خدای جبهه است.
 
اگر با خدا آشتی کنیم و دست از ربا خواری برداریم، خداوندی که ما را در جبهه با دست خالی پیروز کرد، ما را در این عرصه هم پیروز می کند. ولی باورمان نیست.
 
جامعه ما باید باور کند که می تواند در عرصه علم و معرفت طرحی نو در افکند که هم خدا پسند باشد و هم عزت دنیا و هم عزت آخرت را داشته باشد. خداوند انشاءلله سایه مقام معظم رهبری را مستدام کند.
 
رونمايي از تنديس جهاني علوم انساني
 
در ادامه اين كنگره از تنديس جهاني علوم انساني اسلامي رونمايي شد.
 
 همچنين در نخستین نشست کنگره به برترین نوآوری در عرصه نظریه‌پردازی قلمرو علوم انسانی اسلامی جایزه داده می‌شود و هزینه آن بر عهده ۳۷ دستگاهی است که در برگزاری کنگره مشارکت داشته اند.
 
 
 
 
این جایزه در آینده، شاخصی برای ارزیابی متفکرانی است که در زمینه علوم انسانی اسلامی نظریه‌پردازی کردند.
 
امروز دوشنبه اول خرداد نيز مقالات برگزيده اين كنگره معرفي و از آن ها تقدير مي شود.
 
بخش اصلي ديگر اين كنگره 3 خردادماه در سالن همایش های صدا و سیما برگزار می شود.
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار