کد خبر:۱۹۳۵۳۰
فضلي نژاد در گفتوگوي تفصيلي با «خبرگزاري دانشجو»؛
خداي خاتمي در آلمان هايدگر بود! /پشت پرده ارتباط خاتمي با خانه سينما و مافياي نشر / خاتمي مي گفت؛ شمس الواعظين ديوانه است/ وقتي عملكرد خاتمي فرهنگ را امنيتي كرد
پيام فضلي نژاد در گفت و گوي تفصيلي از روزهاي كمتر ديده شده سيدمحمد خاتمي و رفتارشناسي وي پيش از رياست جمهوري سخن گفت.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ با نزديك شدن به ايام انتخابات رياست جمهوري يازدهم زمزمه هايي از سوي برخي اصلاح طلبان براي شركت در انتخابات آغاز شده است.
در اين ميان شخصيت شناسي و پيشينه يابي يكي از شاخص ترين افراد جريان اصلاحات يعني سيد محمد خاتمي مي تواند تا حد زيادي پشت پرده جرياني را كه به اصلاح طلبان معروف شدند، يافت.
بدون شك يكي از افرادي كه به خوبي مي تواند محمد خاتمي را آناليز كند پيام فضلي نژاد است، كسي كه به واسطه ارتباط نزديك خانواده اش با سيد محمد، حرف هاي نگفته زيادي از وي دارد؛ چه از دوران پيش از انقلاب خاتمي و چه در دوراني كه همراه با وي بوده است.
اما امروز پيام فضلي نژاد به يكي از عناصر مهم در روزنامه كيهان تبديل شده و به نوعي مي توان از او به عنوان جعبه سياه جريان روشنفكري نام برد، كسي كه خيلي چيزها از دوران روشنفكري جديد در ايران مي داند.
در اين ميان شخصيت شناسي و پيشينه يابي يكي از شاخص ترين افراد جريان اصلاحات يعني سيد محمد خاتمي مي تواند تا حد زيادي پشت پرده جرياني را كه به اصلاح طلبان معروف شدند، يافت.
بدون شك يكي از افرادي كه به خوبي مي تواند محمد خاتمي را آناليز كند پيام فضلي نژاد است، كسي كه به واسطه ارتباط نزديك خانواده اش با سيد محمد، حرف هاي نگفته زيادي از وي دارد؛ چه از دوران پيش از انقلاب خاتمي و چه در دوراني كه همراه با وي بوده است.
اما امروز پيام فضلي نژاد به يكي از عناصر مهم در روزنامه كيهان تبديل شده و به نوعي مي توان از او به عنوان جعبه سياه جريان روشنفكري نام برد، كسي كه خيلي چيزها از دوران روشنفكري جديد در ايران مي داند.
در ادامه گفت و گوي تفصيلي «خبرگزاري دانشجو» با پيام فضلي نژاد را مي خوانيد:
«خبرگزاری دانشجو» - می خواهیم در ابتدای بحث یک شخصیت شناسی خاص از خاتمی داشته باشیم؛ شخصیت شناسی از زندگینامه و سابقه ای کمتر دیده شده از خاتمی! از آلمان گرفته تا مجمع روحانیون و ...
فضلی نژاد: يك بحث پايه در شخصيتشناسي سياسي و روان شناسي و معرفتشناسي چهرههاي اصلاحطلب همين مباني فكري بيمار و مسموم آنها است.
اگر ما قائل باشيم به اينكه نظريه (تئوري) كنش (رفتار سياسي) و شخص به روايت بسياري از متفكران به هزار شكل در هم آميخته ميشوند و خروجي آن يك منش سياسي و يك رويكرد سياسي ميشود بايد در واقع اين حوزه ها را در شخصيتشناسي خاتمي از هم تفكيك كنيم.
اول اینکه وی قائل به چند نوع مبناي معرفتي بوده و دوم اینکه روانشناسي خاتمي كه از دل آن كنش سياسي خاتمي استخراج ميشود اصلا چه بوده است.
اين بحث مغفول است و ما در كشورمان اصلا بحث روانشناسي سياسي نداريم؛ در صورتي كه روانشناسي سياسي يكي از رشته هاي مطرح در آكادميهای دنياست.
تا جايي كه من ميدانم بسياري از دانشگاههاي معروف به طور مثال دانشگاه وسمینستر انگلستان كه از دانشگاههاي باليني در حوزه روانشناسي سياسي است بر روي شخصيت آقاي خاتمي كار كرده و يا دپارتمان ايرانشناسي دانشگاه استنفرد در همين حوزه كار كرده ولي متاسفانه ما هيچ كاري در اين حوزه انجام ندادهايم و امروز اين سوالات مطرح است.
اگر اين نوع تحليل و نگاه به موضوع پيش از اين به بحث گذاشته ميشد و نتايج عینی داشت الان ما شاهد تکرار این نوع رفتار نبوديم و ذهن جامعه روشن شده و كار به اينجا كشيده نميشد كه امروز بخواهیم بين رفتار يك رئيس جمهور اصولگرا و اصلاحطلب كه از سردمداران فتنه هم هست شبيهيابي كنيم.
پدر خاتمی از همان ابتدا برای سرنوشت پسرش در آلمان نگران بود
به نظر من شخصيت آقاي خاتمي را بايد از دهه 1340 بررسي كرد؛ شما ميدانيد كه اين روايات درستي است كه حضرت امام خميني (ره)، آقاي سيد روح الله خاتمي پدر آقاي محمد خاتمي را نمونه ناب روشنفكر مسلمان دانسته است.
وی از ابتدا نسبت به سرنوشت آقاي محمد خاتمي در آلمان هم حساس بود. بنده بارها از شخصيتهاي مهم سياسي شنيدهام كه ايشان سفارش كرده بود به دليل اينكه نوعي غربزدگي در وجود پسرش ميبيند آن را از برخي ارتباطات و مشاغل بر حذر دارند؛ يعني در نقطه اول روانشناسي سياسي آقاي محمد خاتمي وقتي به دوران نوجواني و جواني وی رجوع ميكنيم اين نوع غربزدگي باعث نگراني خانواده او بوده است.
اين نكات را براي اولين بار در خصوص آقاي خاتمي ميگويم؛ چرا كه تا به حال حرفي در اين باره بيان نكرده بودم.
خانوادهام با خانواده خاتمی ارتباط نزدیکی داشتند
پدر و مادر من عضو انجمن اسلامي دانشجويان مقيم اروپا و آلمان بودند و از سال 1348 و 1349 در آلمان زندگي مي كردند، در زمان انقلاب به ايران آمده و بعد از آن زمان هم داراي مسئوليت بودهاند كه كاملا مشخص است.
در اين دوره 10 ساله خانواده ما با خانواده آقاي خاتمي كه ساکن هامبورگ بودند، ارتباط نزديكي داشتند.
اطرافيان آن دوره آقاي خاتمي بعد از اينكه ايشان به ايران ميآيند و جبهه مشاركت را تاسيس ميكنند؛ افرادی مانند حسين كاشفي كه دورهاي قائم مقام وزير نفت و رئيس ستاد انتخابات جبهه مشاركت و چهره كاملا كليدي بوده كه در عين حال داراي مواضع سكولار بود.
خاتمی در تیم کیارستمی و کاشفی بود
بين اعضاي تيمي كه در آلمان بودند، آقاي حسين كاشفي از آقاي كيارستمي كه سالها بعد در آلمان سفير شد و در بلژيك و كشورهاي حوزه اروپا رايزن بود، جدا شد البته آقاي كيارستمي بسيار انسان ولايي، مومن و درجه يك است.
همانطور كه ميدانيد آقاي خاتمي در انجمن اسلامي آلمان كار ميكردند كه به دو دسته ولايي و غيرولايي تقسيم شدند و به نوعي كاملا از هم پاشيده شد.
آقاي حسين كاشفي و امثال ايشان رفتند يك قطبي را تشكيل دادند در برابر آنها آقاي كيارستمي و دوستانشان قطبي ديگري مقابل آنها تشكيل دادند.
در همان دوره آلمان مركز بود البته آقاي صادق طباطبايي هم در آلمان بودند.
خاتمی را به عنوان یک شخصیت انقلابی نمی شناختند
هيچوقت آقاي خاتمي را به عنوان يك شخصيت انقلابي نميشناختند، حتي زماني كه آلمان بودند. خود وی هم در آن زماني كه در آلمان زندگي ميكرد هيچ گاه ادعاي انقلابي بودن را نداشت، در حد يك فعالي كه در ايران فلسفه خوانده و آمده مسئوليت يك جايي را در خارج از كشور قبول كرده، محسوب می شد.
اول اینکه وی قائل به چند نوع مبناي معرفتي بوده و دوم اینکه روانشناسي خاتمي كه از دل آن كنش سياسي خاتمي استخراج ميشود اصلا چه بوده است.
اين بحث مغفول است و ما در كشورمان اصلا بحث روانشناسي سياسي نداريم؛ در صورتي كه روانشناسي سياسي يكي از رشته هاي مطرح در آكادميهای دنياست.
تا جايي كه من ميدانم بسياري از دانشگاههاي معروف به طور مثال دانشگاه وسمینستر انگلستان كه از دانشگاههاي باليني در حوزه روانشناسي سياسي است بر روي شخصيت آقاي خاتمي كار كرده و يا دپارتمان ايرانشناسي دانشگاه استنفرد در همين حوزه كار كرده ولي متاسفانه ما هيچ كاري در اين حوزه انجام ندادهايم و امروز اين سوالات مطرح است.
اگر اين نوع تحليل و نگاه به موضوع پيش از اين به بحث گذاشته ميشد و نتايج عینی داشت الان ما شاهد تکرار این نوع رفتار نبوديم و ذهن جامعه روشن شده و كار به اينجا كشيده نميشد كه امروز بخواهیم بين رفتار يك رئيس جمهور اصولگرا و اصلاحطلب كه از سردمداران فتنه هم هست شبيهيابي كنيم.
پدر خاتمی از همان ابتدا برای سرنوشت پسرش در آلمان نگران بود
به نظر من شخصيت آقاي خاتمي را بايد از دهه 1340 بررسي كرد؛ شما ميدانيد كه اين روايات درستي است كه حضرت امام خميني (ره)، آقاي سيد روح الله خاتمي پدر آقاي محمد خاتمي را نمونه ناب روشنفكر مسلمان دانسته است.
وی از ابتدا نسبت به سرنوشت آقاي محمد خاتمي در آلمان هم حساس بود. بنده بارها از شخصيتهاي مهم سياسي شنيدهام كه ايشان سفارش كرده بود به دليل اينكه نوعي غربزدگي در وجود پسرش ميبيند آن را از برخي ارتباطات و مشاغل بر حذر دارند؛ يعني در نقطه اول روانشناسي سياسي آقاي محمد خاتمي وقتي به دوران نوجواني و جواني وی رجوع ميكنيم اين نوع غربزدگي باعث نگراني خانواده او بوده است.
اين نكات را براي اولين بار در خصوص آقاي خاتمي ميگويم؛ چرا كه تا به حال حرفي در اين باره بيان نكرده بودم.
خانوادهام با خانواده خاتمی ارتباط نزدیکی داشتند
پدر و مادر من عضو انجمن اسلامي دانشجويان مقيم اروپا و آلمان بودند و از سال 1348 و 1349 در آلمان زندگي مي كردند، در زمان انقلاب به ايران آمده و بعد از آن زمان هم داراي مسئوليت بودهاند كه كاملا مشخص است.
در اين دوره 10 ساله خانواده ما با خانواده آقاي خاتمي كه ساکن هامبورگ بودند، ارتباط نزديكي داشتند.
اطرافيان آن دوره آقاي خاتمي بعد از اينكه ايشان به ايران ميآيند و جبهه مشاركت را تاسيس ميكنند؛ افرادی مانند حسين كاشفي كه دورهاي قائم مقام وزير نفت و رئيس ستاد انتخابات جبهه مشاركت و چهره كاملا كليدي بوده كه در عين حال داراي مواضع سكولار بود.
خاتمی در تیم کیارستمی و کاشفی بود
بين اعضاي تيمي كه در آلمان بودند، آقاي حسين كاشفي از آقاي كيارستمي كه سالها بعد در آلمان سفير شد و در بلژيك و كشورهاي حوزه اروپا رايزن بود، جدا شد البته آقاي كيارستمي بسيار انسان ولايي، مومن و درجه يك است.
همانطور كه ميدانيد آقاي خاتمي در انجمن اسلامي آلمان كار ميكردند كه به دو دسته ولايي و غيرولايي تقسيم شدند و به نوعي كاملا از هم پاشيده شد.
آقاي حسين كاشفي و امثال ايشان رفتند يك قطبي را تشكيل دادند در برابر آنها آقاي كيارستمي و دوستانشان قطبي ديگري مقابل آنها تشكيل دادند.
در همان دوره آلمان مركز بود البته آقاي صادق طباطبايي هم در آلمان بودند.
خاتمی را به عنوان یک شخصیت انقلابی نمی شناختند
هيچوقت آقاي خاتمي را به عنوان يك شخصيت انقلابي نميشناختند، حتي زماني كه آلمان بودند. خود وی هم در آن زماني كه در آلمان زندگي ميكرد هيچ گاه ادعاي انقلابي بودن را نداشت، در حد يك فعالي كه در ايران فلسفه خوانده و آمده مسئوليت يك جايي را در خارج از كشور قبول كرده، محسوب می شد.

آلمان در دوره مديريت ايشان از عجيبترين دورههاي انجمن اسلاميهاي خارج از كشور بود، غلبه طيف سكولار و ملي مذهبي با حمايت آقاي خاتمي در آن دوره كاملا مشهود بود، در اين كه اصلا مناسبات بچهها انجمن اسلامي با آقاي خاتمي چگونه بود، مشخص می شود که آقاي خاتمي در انجمن اسلامي اروپا يك عنواني را به عنوان مبارزه به دوش مي كشید، اما بايد رزومه فعاليتهاي ايشان در بيايد؛ مثلا تور ميگذاشتند دختر و پسر ميرفتند دور آلمان را ميگشتند يا واقعا مينشستند كارهاي فكري و ايدئولوژيك ميكردند.
آنچه كه من از پدر و مادرم بدون واسطه به صورت مستقيم شنيدهام به عنوان كساني كه از قبل از انقلاب با آقاي خاتمي همسايه و دوست بودند اين است كه وي از حيث روانشناسي بسيار محافظهكار بودند، كما اينكه شما ميبينيد كه آقاي خاتمي در سالهاي آخر انقلاب آرامآرام تيپی آلماني پیدا کرده که این را از نوع پوشش و رفتار وی ميتوان دید؛ اين چيزي است كه بايد در بحث روانشناسي به آن توجه كرد.
«خبرگزاری دانشجو» - حضور آقای خاتمی در روزنامه کیهان چطور بود؟
فضلی نژاد: من برخي از پروندههاي آقاي خاتمي را در موسسه كيهان خواندهام موقعي كه ايشان به ايران باز ميگردند و بعد مسئوليت نمايندگي امام را در موسسه كيهان ميگيرند، يكي از كارهاي ايشان اين بوده كه دائماً نامه مينوشتند...
مقطعي كه آقاي خاتمي وارد ايران ميشود؛ یعنی از حدود سال 1358 يك محلی به نام حوزه فرهنگ و انديشه اسلامي تشكيل ميشود که تشکیل آن قبل از تشکیل حوزه هنري است و مسئولان آينده روزنامههاي زنجيرهاي، ماهنامهها، ژورنالهاي معرفتي كه از آخه دهه 60 شروع به فعاليت كردند در همين حوزه فرهنگ و انديشه اسلامي بودند از جمله آقاي رخصفت كه از سال 1358 صاحب امتياز ماهنامه كيان بودهاند.
وی در حوزه فرهنگ و انديشه اسلامي به معرفتي كردن تئوري انقلاب مي پردازد و از طرفي ديگر در همين لانه جاسوسي كلاسهايي با بحث انديشه اسلامي و انقلاب تشكيل می شد كه سروش در آنجا تدريس می کرد.
تقريباً ارديبهشت 1358 سروش به ايران آمد و آقاي خاتمي هم بعد آن آمد؛ ارتباط اين دو نفر به طور دائم برقرار بوده يعني حتی در دوراني كه آقاي خاتمي سرپرستي موسسه كيهان را برعهده داشته، ارتباط خود را با جمعي از روشنفكران ديني سكولار داشت.
خاتمی از جایی زمین خورد که اطرافیانش در کیهان دیگر نماز نمی خواندند
آقاي اميرحسين فردي كه الان مدير مركز آفرينشهاي حوزه هنري است به قول از نزديكان آقاي خاتمي در زمان حضور آقاي خاتمي در كيهان ميگفتند: خاتمي از جايي زمين خورد كه اطرافيانش در روزنامه كيهان ديگر نماز نمی خواندند، كساني دور خاتمي را گرفته بودند كه به هيچ فرائض و شرائع ديني پايبند نبودند اين را من نميگويم امير حسين فردي ميگويد كه حداقل چندين سال آقاي خاتمي را ميشناسد و از نزديكان آقاي خاتمي بوده و در كنار آقاي خاتمي كار كرده است.
وقتي ماجراي فتنه اتفاق افتاد، فردي كه خواست آن را تحليل كند، به عقب برگشته و ريشههای فكری و مناسبات سياسي خاتمي درون روزنامه كيهان را بررسي کرد.
«خبرگزاری دانشجو»- اطرافیان خاتمی در آن زمان در روزنامه کیهان چه کسانی بودند؟
فضلی نژاد: اطرافيان خاتمي در روزنامه كيهان در آن زمان به طور مثال شمسالواعظين بوده كه البته آقاي خاتمي از نظر سياسي و فكري به دليل اينكه انساني سختگير و گاه عصبي مزاج بوده گاهي با اينها وارد بحث هم ميشده است.
خاتمی می گفت « شمس الواعظین دیوانه است!»
خود آقاي شمسالواعظين به من در آن سالها می گفتند كه آقاي خاتمي آن زمان كه در روزنامه كيهان با ما اختلاف نظر پيدا ميكرد، به من ميگفت «اين ديوانه شمسالواعظين»؛ يعني در جلسات و بحثها كمي كه اختلاف نظر پيدا ميكرد به اين شكل ديگران را خطاب قرار ميداد، اما در نهايت همينها هستند كه خاتمي را از ابتداي دهه 60 وقتي به ايران ميآيد آرامآرام مديريت ميكنند.
«خبرگزاری دانشجو» - حضور آقای خاتمی در روزنامه کیهان چطور بود؟
فضلی نژاد: من برخي از پروندههاي آقاي خاتمي را در موسسه كيهان خواندهام موقعي كه ايشان به ايران باز ميگردند و بعد مسئوليت نمايندگي امام را در موسسه كيهان ميگيرند، يكي از كارهاي ايشان اين بوده كه دائماً نامه مينوشتند...
مقطعي كه آقاي خاتمي وارد ايران ميشود؛ یعنی از حدود سال 1358 يك محلی به نام حوزه فرهنگ و انديشه اسلامي تشكيل ميشود که تشکیل آن قبل از تشکیل حوزه هنري است و مسئولان آينده روزنامههاي زنجيرهاي، ماهنامهها، ژورنالهاي معرفتي كه از آخه دهه 60 شروع به فعاليت كردند در همين حوزه فرهنگ و انديشه اسلامي بودند از جمله آقاي رخصفت كه از سال 1358 صاحب امتياز ماهنامه كيان بودهاند.
وی در حوزه فرهنگ و انديشه اسلامي به معرفتي كردن تئوري انقلاب مي پردازد و از طرفي ديگر در همين لانه جاسوسي كلاسهايي با بحث انديشه اسلامي و انقلاب تشكيل می شد كه سروش در آنجا تدريس می کرد.
تقريباً ارديبهشت 1358 سروش به ايران آمد و آقاي خاتمي هم بعد آن آمد؛ ارتباط اين دو نفر به طور دائم برقرار بوده يعني حتی در دوراني كه آقاي خاتمي سرپرستي موسسه كيهان را برعهده داشته، ارتباط خود را با جمعي از روشنفكران ديني سكولار داشت.
خاتمی از جایی زمین خورد که اطرافیانش در کیهان دیگر نماز نمی خواندند
آقاي اميرحسين فردي كه الان مدير مركز آفرينشهاي حوزه هنري است به قول از نزديكان آقاي خاتمي در زمان حضور آقاي خاتمي در كيهان ميگفتند: خاتمي از جايي زمين خورد كه اطرافيانش در روزنامه كيهان ديگر نماز نمی خواندند، كساني دور خاتمي را گرفته بودند كه به هيچ فرائض و شرائع ديني پايبند نبودند اين را من نميگويم امير حسين فردي ميگويد كه حداقل چندين سال آقاي خاتمي را ميشناسد و از نزديكان آقاي خاتمي بوده و در كنار آقاي خاتمي كار كرده است.
وقتي ماجراي فتنه اتفاق افتاد، فردي كه خواست آن را تحليل كند، به عقب برگشته و ريشههای فكری و مناسبات سياسي خاتمي درون روزنامه كيهان را بررسي کرد.
«خبرگزاری دانشجو»- اطرافیان خاتمی در آن زمان در روزنامه کیهان چه کسانی بودند؟
فضلی نژاد: اطرافيان خاتمي در روزنامه كيهان در آن زمان به طور مثال شمسالواعظين بوده كه البته آقاي خاتمي از نظر سياسي و فكري به دليل اينكه انساني سختگير و گاه عصبي مزاج بوده گاهي با اينها وارد بحث هم ميشده است.
خاتمی می گفت « شمس الواعظین دیوانه است!»
خود آقاي شمسالواعظين به من در آن سالها می گفتند كه آقاي خاتمي آن زمان كه در روزنامه كيهان با ما اختلاف نظر پيدا ميكرد، به من ميگفت «اين ديوانه شمسالواعظين»؛ يعني در جلسات و بحثها كمي كه اختلاف نظر پيدا ميكرد به اين شكل ديگران را خطاب قرار ميداد، اما در نهايت همينها هستند كه خاتمي را از ابتداي دهه 60 وقتي به ايران ميآيد آرامآرام مديريت ميكنند.

ارتباط با روشنفکران سکولار...
«خبرگزاری دانشجو»- البته نقش اطرافیان خاتمی هم مهم به نظر می رسد. اطرافیان وی چقدر در آسیب هایی که متوجه وی شد نقش داشتند؟
فضلی نژاد: به نظر بنده نقطه آسيب آقاي خاتمي آن جايي بود که عليرغم اينكه روحاني و حوزوي بود متوجه نشد كه تمام آنچه آموزههاي انقلابي و ديني و تمام آنچه كرامت انساني ناميده ميشود در فلسفه غرب نیست بلکه در متن دين است.
از دهه 60 وقتي آقاي خاتمي در كنار سروش و شمسالواعظين قرار ميگيرد به تدريج ارتباطاتشان با روشنفكران سكولار نزديك ميشود.
آقاي سيدجواد طباطبايي که چند جلد كتاب در حوزه سياست و تحليل گر مسائل انقلاب دارد و در انقلاب آمريكا، فرانسه و انگليس تئوريسين است و در دورهاي بسيار شيفته مدرنيته فرانسوي بوده و از ابتدا يك تئوري معروف داشته مبنی بر اینکه كه من انقلاب اسلامي ايران را انقلاب نميدانم و صرفا انقلاب مشروطه را انقلاب ميدانم.
اين فرد كه تمام الگو و تمام فكرش محقق شدن مدرنيته به سبك فرانسوي است از پايان دهه 60 با آقاي خاتمي پيوند ميخورد و اينكه ما ميگوييم سيد جواد طباطبايي استاد آقاي خاتمي بوده اين در مقام مبالغه نيست اين را خود خاتمي هم اذعان كرده است.
در مقدمه كتاب آقاي خاتمي به اسم «از دنياي شعر تا شعر دنيا» كه نشر ني چاپ كرده وی بسيار به سيد جواد طباطبايي رجوع مي كند و ميگويد كه اين كتاب ماحصل بحثها و راهنماييهاي ايشان است؛ اين كتاب در خصوص سيري در فلسفه معاصر غرب است.
به تدريج آقاي خاتمي از سال 1360 و در حالی كه بعضيها فكر ميكنند آقاي خاتمي زماني كه در آلمان بوده مطالعه ميكرده و مباحث معرفتي را دنبال ميكرده است، شروع به مطالعه ميكند.
در آلمان خدای خاتمی هایدگر بود، ولی در ایران از جناح مخالف آن حمایت میکرد
در آلمان آقاي خاتمي با نظریه های فكري هايدگر آشنا ميشود؛ هايدگر يكي از قطبهاي فلسفي آلمان است كه به دليل آراء و به دليل نوع نگاه و اعتقادش به جنس مابعدالطبيعه، بعضي از متفكرين مسلمان مانند دكتر رضا داوري اردكاني با هايدگر احساس نزديكي کرده و اين تفكر را در ايران گسترش دادند.
جالب اين است كه آقاي خاتمي در آلمان جذب هايدگر ميشود، ولي در ايران از جناح مخالف آنها حمايت ميكند يعني تزلزل ايشان از آنجايي شروع ميشود كه در آلمان خداي ايشان هايدگر می شود و در ايران هم به طور ديگر عمل می کند.
سروش ميگويد كه خاتمي دچار تزلزل در نظر و تزلزل در عمل بود، اما چون سروش ميگويد دليل ما نيست، ما خود به اين نتيجه رسيدهايم.
تقابل سازی بین سروش و خاتمی از اساس کذب است
سروش ميگويد كه «خاتمي وقتي در جلسات مي آمد و بحث ميكرد من ميديدم كه شيفته هايدگر و فرديد است» و چون شيفته هايدگر و دكتر سيد احمد فرديد است پس فاشيست است حال كسي كه شيفه هايدگر است و از آلمان آمده در حلقهاي قرار ميگيرد كه كاملا پوپريست هستند و قرار است قرائت ليبرالي براساس آزادی پوپر را ارائه بدهد.
در بعضي از خاطراتي كه نقل ميشود بين خاتمي و سروش تقابل سازي ميكنند، در حالی که اين تقابل سازي از اساس كذب است.
تشکیل حلقه مباحثهای بین خاتمی، سروش، تهرانی، بخشی، رخ صفت و گنجی
در پنج سال اول دهه 60 بين سروش، خاتمي، رخصفت، رضا تهراني و بخشي از نيروهاي اصلاح طلبي كه بعدها شناخته شدند و يكي از آنها اكبر گنجي بود که شاگرد و پادوي اين جلسات بوده و براي حاضرين چاي ميآورد، حلقه مباحثهاي تشکیل می شود.
اين حلقه آرام آرام خاتمي را به اين نتيجه ميرساند كه بايد از همين تفكر پوپریستی براي پيش برد اهدافش استفاده كند، البته آقاي خاتمي در ابتداي دهه 70 كه اوج روابطش با پوپریست هاست بعيد است برنامه اي سياسي داشته چون من قائل هستم به اینکه خاتمی را از سال 75 هل دادند به داخل فضای انتخابات در حالی که خود وی اصلا تمايلي براي حضور نداشت و اصلا از ابتدا نميخواست وارد اين عرصه شود حال اينكه چرا و چگونه خاتمي را وارد انتخابات كردند که آقای حجاریان هم این مسئله را تایید می کند خود بحث مفصلي دارد.
جالب اين است كه آقاي خاتمي در آلمان جذب هايدگر ميشود، ولي در ايران از جناح مخالف آنها حمايت ميكند يعني تزلزل ايشان از آنجايي شروع ميشود كه در آلمان خداي ايشان هايدگر می شود و در ايران هم به طور ديگر عمل می کند.
سروش ميگويد كه خاتمي دچار تزلزل در نظر و تزلزل در عمل بود، اما چون سروش ميگويد دليل ما نيست، ما خود به اين نتيجه رسيدهايم.
تقابل سازی بین سروش و خاتمی از اساس کذب است
سروش ميگويد كه «خاتمي وقتي در جلسات مي آمد و بحث ميكرد من ميديدم كه شيفته هايدگر و فرديد است» و چون شيفته هايدگر و دكتر سيد احمد فرديد است پس فاشيست است حال كسي كه شيفه هايدگر است و از آلمان آمده در حلقهاي قرار ميگيرد كه كاملا پوپريست هستند و قرار است قرائت ليبرالي براساس آزادی پوپر را ارائه بدهد.
در بعضي از خاطراتي كه نقل ميشود بين خاتمي و سروش تقابل سازي ميكنند، در حالی که اين تقابل سازي از اساس كذب است.
تشکیل حلقه مباحثهای بین خاتمی، سروش، تهرانی، بخشی، رخ صفت و گنجی
در پنج سال اول دهه 60 بين سروش، خاتمي، رخصفت، رضا تهراني و بخشي از نيروهاي اصلاح طلبي كه بعدها شناخته شدند و يكي از آنها اكبر گنجي بود که شاگرد و پادوي اين جلسات بوده و براي حاضرين چاي ميآورد، حلقه مباحثهاي تشکیل می شود.
اين حلقه آرام آرام خاتمي را به اين نتيجه ميرساند كه بايد از همين تفكر پوپریستی براي پيش برد اهدافش استفاده كند، البته آقاي خاتمي در ابتداي دهه 70 كه اوج روابطش با پوپریست هاست بعيد است برنامه اي سياسي داشته چون من قائل هستم به اینکه خاتمی را از سال 75 هل دادند به داخل فضای انتخابات در حالی که خود وی اصلا تمايلي براي حضور نداشت و اصلا از ابتدا نميخواست وارد اين عرصه شود حال اينكه چرا و چگونه خاتمي را وارد انتخابات كردند که آقای حجاریان هم این مسئله را تایید می کند خود بحث مفصلي دارد.
«خبرگزاری دانشجو» - در چنین شرایطی دیگر چهره های نزدیک به خاتمی چگونه با وی ارتباط برقرار کردند؟
فضلی نژاد: آقاي خاتمي در نيمه اول دهه 60 حلقه مباحثاتي را شكل مي دهد و در همین دوره كيهان فرهنگي هم توسط آقاي خاتمي در اختيار تیم رخصفت، شمس الواعضین، مجتهد شبستري و كديور گذاشته ميشود.
در کنار آن هم خاتمي زن روز را در اختيار شهلا شركت قرار داد و از این رو در حقیقت وي یکی از ماردان جريان فمنيسم خاتمي است.
شهلا شركت، مدير مسئول ماهنامه زنان شد و برای اولين بار در جمهوري اسلامي در هفته نامه زن روز كه خانم شهلا شركت آن را در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 اداره مي کرد براي يك فراماسون بزرگداشت گرفتند.
شهلا از اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 در كنار شخصي به نام محبوبه امي كه نام اصليش محبوبه عباس قلي زاده است و تا به حال تحليلهاي بسيار در اين خصوصي صورت گرفته ولی با این وجود نقطه بررسي نشده هفته نامه زن روز محسوب می شود، با علاقه شخصي آقاي خاتمي به زنان شروع به فعاليت ميكند.
در اين هفته نامه كساني مانند نوش آفرين انصاري، شادي صدرا، دانشجوي رشته حقوق که در دانشگاه رشت شاگرد دكتر اصلاني بود و دختر بسيار معقول بود كه به دام چند شركت و تيمي كه عملا دست پرورده آقاي خاتمي بودند، افتاد فعاليت مي كردند.
رهبر انقلاب اولین کسی بود که در برابر افکار سروش ایستاد
«خبرگزاری دانشجو»- لطفا برگردیم به دوران مدیریت آقای خاتمی در روزنامه کیهان.
فضلی نژاد: بله، به اوائل دهه 60 و مدیریت خاتمی در کیهان بر می گردیم! و نيروهايی كه آقاي خاتمي وارد موسسه كيهان كرد و اختيارات كامل برخي حوزه های معرفتي و فلسفي که به آنها داد را بررسی کنیم.

وقتی كيهان را از سال 58 تا 63 ورق ميزنيم مي بينيم كه سروش يكي از چهرههاي ثابت كيهان است.
به طور مثال هر وقت ميخواستند در مورد هنر مطالبي چاپ كنند، با عبدالكريم سروش مصاحبه ميكردند و به همين ترتيب شروع به چهره سازي از برخي نيروها ميكردند.
در سال 62 در شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه عبدالكريم سروش بعد از تغيير نام آن در جلسه اول شركت کرد و استعفاي خودش را از حكم امام (ره) داد؛ بسياري از بزرگان نظام از همان روز نسبت به سروش حساسيت بيشتري پيدا كردند و اولين شخصي كه مقابل جريان سروش كه محصول شخصي آقاي خاتمي است ايستاد و سال 73 ميگويد كه قرآن به اين حرفا تو دهني ميزند، شخص مقام معظم رهبري است كه اشاره غير مستقيم به مقاله هويت و روحانيت سروش مي كند.
دوراني كه خاتمي به وزارت ارشاد ميروند، زمان جنگ است و وي تقريبا سه سال جاي كار براي معرفي خودش داشته؛ یعنی از سال 68 تا 71 و اين دقيقا همان زماني است كه جنگ تمام و قطعنامه پذيرفته شده است.
دست پرورده خاتمی در اولین کتاب خود به جریان ولایی هتاکی کرد/ خاتمی را خائن بالفطره نمی دانم
دست پرودههاي خاتمي اولين كاري كه در كيهان انجام می دهند، زمانی است که هنوز جنگ تمام نشده و در همین راستا ارديبهشت 1367 قبض و بست را منتشر کرده و در كنار آن بيشترين هتاكيها را به جريان ولايي ميكنند که این روند از سال 68 تا 71 در كيهان فرهنگي رخ داد.
البته من آقاي خاتمي را خائن بالفطره نميدانم، بلكه خاتمي به دليل ضعف معرفت و غرب زدگي مضاعف و حضور در آلمان كه اين دو را به التقاط ميكشاند.
التقاط فقط سازمان مجاهدین خلق نیست که ماركسيس را با اسلام پیوند بزند، التقاط که فقط تحجر نیست که خود را در چهره دین عرضه کند، بلكه التقاط خاتمي از آلمان و با گردش فكري 180 درجه شروع شد؛ يعني از هایدیگریست ها به سمت طرفدار از پوپریست ها حرکت کند و همين پوپریست ها هم در نهايت او را برساند به جايگاه سران فتنه، در حالی که خود خاتمي نفهميد كه چه بلايي بر سر او ميآورند.
به نظر من اگر كسي بخواهد خاتمي را تحليل كند باید بداند که در بازه زماني بين سال هاي 1368 تا 1371 كه دوران 3 سال پاياني وزارت ارشاد آقاي خاتمي و همزمان با رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني است، چه اتفاقي افتاد؛ زیرا اين 3 سال بسيار مهم است.
در زمان حضور خاتمی در وزارت ارشاد 100 رمان جنسی مجوز گرفت!
«خبرگزاری دانشجو»- به دوران حضور خاتمی در وزارت ارشاد بپردازید و شرایط آن دوره را تحلیل بفرمایید.
فضلی نژاد: تحقيقي بر روي كتابهايی كه آقاي خاتمي مجوز چاپ آنها را داده است شكل گرفته و بيش از 100 رمان اروتیک با موضوع هاي جنسي و عاشقانه از وزارت ارشاد آقاي خاتمي در آن دوران مجوز گرفته اند.
يكي از كساني كه آن زمان منتقد آقاي خاتمي بود و امروز دم از سمات و سنت گرايي ميزند، مهدي نصيري بود كه وي بعدها سردبير كيهان ميشود و امروز در خدمت جرياني است كه ضد فلسفه است.
مهدي نصيري آن زمان تحقيقات گستردهاي بر روی كتابهايی كه خاتمي به آنها مجوز داده بود، انجام داد كه اين تحقيقات موجود است و جا دارد كه آقای نصيري بيايد و آن تحقيقات را به صورت كامل منتشر كند.
پیوند اعضای خانه سینما با خاتمی
فکر می کنم بخشي از این تحقیقات، طبقه بندي باشد، اين تحقيقات و كتابهاي منتشر شده در حوزه نشر در 3 سال آخر وزارت ارشاد خاتمي توسط تيمي مجرب به صورت مداوم رصد می شد و در نهایت وضعيت به جاي رسيد كه جريان فاسدي كه امروز خودش به عنوان خانه سينما معرفي ميكند، در كنار خاتمي قرار گرفتند.
فخرالدين انوار كه اساسنامه خانه سينما را نوشته و ابلاغ كرده، به عنوان معاون وزير ارشاد در ثبت شرکت ها، در دوره آقاي خاتمي يكي از تئوريسينهاي پنهان آن جريان بوده است.
حسين وخشوري که امروز بچه های سینمای ما اسم حسین وخشوری را به خاطر ندارند، دبير اولين جشنواره فيلم فجر است؛ كسي كه جيراني را به سينما آورده و در حال حاضر مدير مسئول هفته نامه سينما است.
سيدغلامرضا موسوي، رئيس اتحاديه تهيهكنندگان و توزيع فيلم ايران در دوران آقاي خاتمي دبير سرويس سياسي روزنامه كيهان بود که به عنوان یکی از نيروهای آقاي خاتمي وارد سينما ميشود.
حسين وخشوري كه دبير اولين جشنواره بين المللي فجر در سال 1361 است كه بعدها جريان ارتباط وي با باند سيامك پورزند و باند جاسوسي آمريكا در حوزه هنر در ايران مشخص مي شود و در سال 1380 با آن برخورد می شود كه من اعتقاد دارم هنوز متلاشي نشده است.
غلامرضا موسوي كه الان تهيه كننده سينما است، يكي از سياسي ترين افراد آنها بود. در چنین شرایطی جالب است که همین افراد امروز ميخواهند به جوانان ما بگويند كه سينما سرگرمي است.
این آقا دبير سرويس سياسي روزنامه كيهان بوده و از محصولات آقاي خاتمي در عرصه مطبوعات به شمار می رفته که امروز پشت جريان خانه سيما و جريان مافيايي تهيه كنندگي در سينما ايران است.
شکل گیری مافیای سینمایی با حمایت خاتمی
همين آقاي وخشوري و جيراني در اول دهه 70 با هم شريك ميشوند كه يك شركتي راهاندازي كنند كه هفت نفر داخل آن است و در این شرکت حسين وخشوري، غلامرضا موسوي، فريدون جيراني، مهدي فخيمزاده، بيژن امكانيان و حبيب اسماعيلي با حمايت مديران سينمايي آقاي خاتمي يكي از بزرگترين مافيايي سينماي ايران را تشكيل ميدهند.
مديران سينماي وقت فخرالدين انواري و مهندس سيدمحمد بهشتي که در آن موقع مدير عامل بنياد سينمايي فارابي بود، در عكسهاي خاتمي هميشه حضور دارد.
«خبرگزاری دانشجو»- فعالیت های فرهنگی خاتمی به طور کلی چقدر قابل دفاع است؟
فضلی نژاد: خاتمي ادعا دارد كه من فرهنگي بودم و راست گفته چون علاقه اش در حوزه فرهنگ بیشتر بود و پایه فاسدترين فعاليتهاي فرهنگي كه امروز ما سر آن هزینه می دهیم از جمله شهر کتاب توسط آقای خاتمی ایجاد شد؛ در سایت شهر کتاب هم نوشته شده که شهر کتاب با حمایت های آقای خاتمی تاسیس شد و از همان دوران گسترش یافته است.

پشت پرده بذر فسادی که خاتمی در فرهنگ کاشت، آقای مسجد جامعهای بود
خاتمي آرام آرام در حوزه نشر از همان دوران بذر مافياي فاسد را ميكارد كه پشت صحنه آن آقای مسجد جامعهاي است و روي صحنه علی پايا و حسين پايا شاگردهاي جان كين در دانشگاه و وستمینستین انگليس كه جان كين به ايران آمد علي پايا با او بود.
علي پايا مدير انتشارات طرح نو بود که كتابهاي آقاي فاتحي، ابطحي توسط این انتشاراتی منتشر می شد و بيشترين حمايت ها در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي توسط آقاي مسجد جامعهاي از انتشارات طرح نو صورت مي گرفت؛ چه زماني كه آقاي مسجد جامعه قائم مقام وزير بود و چه در زماني كه معاون وزير بود.
در حوزه سينما محصول و خروجي عملکرد آقاي خاتمي بعدها خانه سينما شده و در حوزه نشر به طور نمونه انتشارات طرح نو و شهر كتاب بود.
امروز آقاي بهرام بيضايي هم تق بهایی بودنش در آمده است و از ایران فرار كرده و به فرانسه رفته است.
آقاي خاتمي امثال بیضایی، کیمیایی، مهرجویی و دگردیسی مخملباف که مقصر آن آقای خاتمی است را مورد حمایت خود قرار داده بود.
حمایتهای خاتمی از فیلم «نوبت عاشقی» مخملباف برای اکران در جشنواره
مخملباف با سروش همراه شد و فیلم «نوبت عاشقی» را نوشت که داستان زن شوهر داری بود که عاشق مرد دیگری می شد.
این فیلمنامه را سروش قبل از عملیاتی شدن نمایش خوانده و از آن بسیار تجلیل می کند که در پشت پرده این ماجرا دست آقای خاتمی برای اکران آن در جشنواره و حمایت مطبوعاتی و تبلیغاتی آن وجود دارد.
اتفاقات امروز در معاونت سینمایی محصول دوران خاتمی است
«خبرگزاری دانشجو»- آیا آقای خاتمی با هنرمندان قبل از انقلاب هم مراودت داشت؟
فضلی نژاد: آقای خاتمی بسياري از هنرمندان قبل از انقلاب و عصر طاغوت را در دوران حضورشان در وزارت فرهنگ، بویژه سه سال پایانی آن به عرصه هنر برگرداند و اصلا اعتقاد داشت كه اينها بايد بيايند؛ چرا كه ما هنرمندان خوب نداريم و بايد همین هنرمندان قبل از انقلاب بیایند و توليد محتوايي کنند.
تجلیل شمقدری از گلشیفته و مسعود کیمیایی حاصل سیاستهای خاتمی در وزارت فرهنگ است.
اگر امروز ما به آقاي شمقدري انتقاد داريم كه چرا شما كه به عنوان يك فيلمساز ارزشي شناخته ميشويد و امروز در دوران معاونت سينمايي هستي خودت ميگويی كه بازگشت گلشيفته فراهاني ايرادي ندارد و يا از مسعود كيميايي تجليل ميكني كه در کنار پرویز نوری ایستاده و برای وي بزرگداشت می گیری؛ اينها محصول سياستهاي آقای خاتمي در دوران حضورش در وزارت ارشاد است.
اصلا انگار آقاي خاتمي بويي از حرفهاي امام در حوزه مطبوعات و فرهنگ نبرده بود، حضرت امام (ره) مي فرمودند: «امروز قلمها تبديل به نیزه شده و در برابر ما ايستادهاند»، اما آقاي خاتمي تمام اين قلم هاي مسموم كه امام ميگويد «وظیفه شماست که آنها را از بين ببرید» را تقویت می کند و مثال عيني آن كانون نويسندگان است كه خاتمی در پشت صحنه با آنها ارتباط داشته و آنها را تقويت ميكند.
«خبرگزاری دانشجو»- اعضای کانون نویسندگان چگونه با آقای خاتمی در ارتباط بودند؟
فضلی نژاد: اعضای کانون نویسندگان خیلی راحت در دوران حضور وی در وزارت ارشاد برای ملاقات با وي وقت می گرفتند و در نهایت كار به جايي رسید كه در سال 1370 نوع مديريت فرهنگي آقاي خاتمي تبديل به يك مسئله امنيتي شد.
کمیسیون ویژه رسیدگی به بحران امنیتی ناشی از مدیریت فرهنگی خاتمی/ حسن روحانی، تاج زاده، حجاریان، خاتمی و شریعتمداری اعضای کمیسیون ویژه
اين پرونده به شوراي عالي امنيت ملي ارجاع شد به اين مضمون كه ما در حوزه فرهنگ با مفاسدي روبهرو هستيم كه نميتوانيم با آنها مقابله كنيم؛ یعنی جریانی وجود دارد كه ميتواند تبعات امنیتی داشته و جامعه را هم با بحران رواني و هم با بحران امنيتي رو به رو كند رقم خورد.
يك كميسيون تخصصي ويژه متشکل از حسن روحاني كه دبير شوراي عالي امنيت ملي بود و به عنوان دبیر این کمیسیون، حجاريان، تاجزاده که معاون امور بین الملل آقای خاتمی در وزارت ارشاد بود و از آنجا به وزارت کشور منتقل می شود، آقای خاتمی و حسين شريعتمداري تشكيل مي شود.
«خبرگزاري دانشجو»- ممنون از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰