نگاهي به تجمل گرايي رسانه ملي؛
تاکسی دربست...
تاکسی دربست تلنگري براي آنهايي كه در رسانه ملي براي مردم فرهنگ سازي مي كنند؛ شايد زاويه ديدشان را گسترش دهند و همه مردم ايران را ببيند نه فقط عده معدودي مرفه را
گروه اجتماعي «خبرگزاری دانشجو»؛ در شرایطی که بر اثر علل مختلفی همچون تحریم ها و عوامل ریز و درشت دیگر، کشور ما از لحاظ اقتصادی حداقل در عمل حال و روز خوشی ندارد و صعود پلکانی نرخ تورم شریان معیشتی قشر بزرگی از جامعه ما را تحت شعاع خود قرار داده، در شرایطی که عده ای نه چندان کم در پرداخت اجاره بهای مسکن خود انگشت چاره را بر بیچارگی شان اضافه کردند و شاید اگر بخواهیم ریز تر به قضیه نگاه کنیم در شرایطي که حتی برخی برای تهیه نان شبشان از صبح تا شب در تلاشند، مسائلی در جلوی چشمانمان رخ می دهد که نپرداختن به آنها خیانت به قشر ضعیفی ست که تمام امیدشان بعد از خدا، به کسانی است که هنوز این مسائل برایشان غیر عادی محسوب می شود و کاری هر چند کم در جهت بهبود اوضاع از دستشان بر می آید.
در این میان صدا و سیما می تواند نقش موثری را در اثر گذاری این مسائل که شاید در شرایط حاضر کمی غیر عرف به نظر برسد، بازی کند. نقشی که اگر خوب بازی شود، می تواند آب سردی بر دل گر گرفته اقشار مستضعف جامعه باشد و اگر بد بازی شود...
...زیاد دور نرویم یکی از این دسته مسائل غیر عرف، برنامه های تلویزیونی هستند که برای پذیرایی از مهمانان برنامه، هر آنچه که از دستشان بر می آید با فخر تمام بروی میزی ارائه می کنند که میلیون ها نفر شاهد آن هستند ولی فقط چند نفر حق استفاده از آنها را دارند، انواع میوه های دستچین شده که در بازار عادی حتی اگر وسع خرید آنها را داشته باشی، به راحتی پیدا نمی کنی، تزئینات سبد میوه که بطور خاصی توسط طراح دکور برنامه که تخصص این کار را دارد، انجام شده، هندوانه های قرمز که با دستور کارگردان محترم برنامه بروی آنها بقول خوشان کلوز آپ می دهند و آب میوه های رنگارنگ با یخ های غوطهور بروی آن که دل هر بیننده شکم سیری را در این گرمای تابستان به آب می اندازد چه برسد به آنهایی که سهمشان در جامعه فراموشی است و شاید وسع تهیه این خوراکی ها را برای فرزندان خود که با دقت تمام نظاره گر این صحنه های دلربا هستند، ندارند.
صحنه هایی که بیش از این که مخاطب را جذب محتوای برنامه کند، جذب افسون گری های خود در شب های گرم تابستان می کند.
حرف من این نیست که از مهمان پذیرایی نشود، بلکه می توان این پذیرایی را در خارج از کادر دوربین انجام داد که در غیر اینصورت هدف دیگر پذیرایی نیست و شايد به نوعی فخر فروشی کارگردان محترم برای برنامه خود باشد.
و کلام آخر این که یادمان باشد این شیوه، دنباله رو عدالتی نیست که مولایمان امام علی (ع) خود را بواسطه آن در حد پایین ترین قشر جامعه اش نگه داشته بود تا یادش نرود که هنوز هم کسانی هستند که دلشان با ضربه ای هرچند کوچک می شکند.
دسته دیگر از مسائلی که میتوان به آن پرداخت، سریال ها و یا فیلم های سینمایی است که همیشه در بیان جزئیات و واقعیات، دچار تناقض گوییهای ریزی میشوند که شاید به علت همین ریز بودنشان است که کسی به بود و نبود آن ها اهمیت نمیدهد ولی غافل از اینکه همین مسائل ریز گاهی نکات مهمی را در دل خود دارند که به اندازه یک کتاب جای بحث دارد.
در این تیپ فیلمها و سریالها، شاید یکی از مسائلی که بیش از هرچیزی به چشم مي خورد، نوع پوشش های انتخاب شده برای بازیگران فیلم است که بجای اینکه نشان دهنده واقعیت داستان باشد، بیش از آن این رنگ و لعاب است که در آن ها به چشم می خورد.
پوشش هایی که همیشه برخی مخاطبان را به این دو راهی شک می برد که آیا این نوع مدل لباس پوشیدن درست است و یا آن مدلی که در عالم واقعیت در کوچه و خیابان از طرف نیروی انتظامی به آن توصیه می شود.
به عنوان یک نمونه کوچک می توان از نوع پوشش انتخاب شده برای بازیگرانی نام برد که در نقش انسان های نیکو صفت و بهشتی که غالبا برای خانم ها مانتو و شلوار سفید است، نام برد. پوششی که با آن شمایل مخصوص به خودش قرار است شخصیت فوق العاده و نیک خصلت بازیگر را برای ما برجسته تر کند و شاید به نوعی نماد پاکی باشد.
اما جالب این است که همین نوع پوشش که در اینجا برازنده یک انسان نیک خصلت است، در دنیای واقعی خودمان، همیشه به بهانه نامناسب بودن، مورد عتاب و پیگرد مامورین نیروی انتظامی قرار می گیرد.
از سوی دیگر می توان از تظاهر به داشته هایی گفت که حتی در بدترین شرایط اقتصادی و مالی نقش مورد نظر در فیلم، همراه بازیگر است. تظاهر هایی که میانگین سطح معیشتی موجود در واقعیت داستان و به تبع آن واقعیت موجود در جامعه را چندین پله بالاتر از حد خود نشان می دهد.
اگر بخواهیم مسئله را ریزتر موشکافی کنیم، به سریال هایی که در چندین ماه اخیر دیده ایم رجوع میکنیم. در اکثر آنها، هیچ بازیگری تحت هیچ شرایطی از اتوبوس یا مترو برای سکانس های مورد نظر استفاده نمیکند. تنها وسیله موجود تاکسیست آنهم از نوع دربست !!!! این ماجرا در حالی هر روز در سریال های ما تکرار میشود که اغلب مردم برای جابجایی های خود از اتوبوس و مترو آنهم با آن وضع سختی که خود می دانید، استفاده می کنند.
سریال پرطرفدار «تا ثریا» را اگر خاطرتان باشد، بازیگران نقش اول فیلم با آن شرایط بحرانی و وخیم مالی خود همیشه از تاکسی دربست استفاده می کردند!!!
چقدر جای سریال هایی مثل «وضعیت سفید» خالی است که بی ادعا تمام واقعیت ها موجود را هرچند به مذاق بیننده خوش نمی آمد، با صبر و حوصله و بدون کم کاری بیان می کرد. سریال هایی که سعی نکردند خود را از مردم و واقعیت جدا نشان دهند.
این فقط نمونه کوچکی از واقعیت های پنهانی بود که شب و روز درگیر آن هستیم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰