گلگون و دریایی
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۸۵۸۴
به مناسبت حماسه 16 مهر1366

گلگون و دریایی

اوایل جنگ حملات نیروی دریایی عراق با حملات گسترده و مقاومت جانانه نیروی دریایی سپاه و ارتش در نطفه خفه شد و دیگر توان مقاومت نداشت؛ در واقع شاهراه حیاتی نیروی دریایی عراق بسته شده بود...
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ وقتی با بیژن سال 1361 به لطف خدا وارد نیروی دریایی ارتش شدم و بعد از سپری کردن دو سال دوره مقدماتی و تخصصی در رسته کاربری رادار سطحی و هوایی، در سال 1363 به منطقه دوم دریایی بوشهر اعزام شدم. حدود سه سال و شش‌ماه در دفاع مقدس به عنوان کاربر رادار سطحی در واحدهای شناور سکوهای نفتی و جزایر خلیج فارس و بیش از 250 روز در منطقه جزیره فارسی حضور فعال داشتم.

اوایل جنگ حملات نیروی دریایی عراق با حملات گسترده و مقاومت جانانه نیروی دریایی سپاه و ارتش در نطفه خفه شد و دیگر توان مقاومت نداشت؛ در واقع شاهراه حیاتی نیروی دریایی عراق بسته شده بود. صدام بعد از این اتفاق دست به دامن کشورهای دیگر شده بود تا از او حمایت کنند و از طریق کشتی‌های تجاری خود با ارسال مهمات و تجهیزات جنگی به عراق کمک کنند و یکی از مناطقی که باید این کشتی‌ها از آن مسیر عبور می‌کردند جزیره فارسی بود.

سال‌های 64 و 65 تردد این کشتی‌ها با حمایت ناوهای جنگی آمریکا صورت می‌گرفت، اما حضور به موقع نیروهای ارتش و سپاه در این منطقه و شناسایی کردن این کشتی‌ها بسیار حائز اهمیت بود. در چنین شرایط زمانی به عنوان کاربر رادار در کنار برادران ارتشی و سپاهی در جزیره فارسی انجام وظیفه می‌کردم.

تنها خاطره‌ای که هیچ موقع از یادم نمی رود ایثار و رشادت مردی برادر شهید بیژن گرد بود. ایشان در یکی از بعدازظهر آن روزها وارد سنگر رادار شد و به بنده گفت: «برابر گزارش واصله قرار است یکی از کشتی‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس که حامل مهمات و تجهیزات به قصد بردن به عراق است از کنار جزیره فارسی عبور کند.» حدود ساعت پنج بعدازظهر کشتی مذکور را شناسایی کردم و بلافاصله به برادر شهید بیژن گرد خبر دادم و زمان نزدیک ترین عبور کشتی را از جزیره به عرض ایشان رساندم. ایشان یک بی‌سیم به من دادند و گفتند شما از اینجا با ما در تماس باشید و هرگونه تغییرات مسیر کشتی را به ما گزارش دهید.

نزدیک غروب بود به همراه تعدادی از برادران سپاه با قایق مسلح به مینی کاتیوشا عملیات را شروع کردیم. بنده آن لحظه شیفت نگهبانی‌ام تمام شده بود، خودم را بلافاصله به قسمت جنوبی جزیره که محل استقرار قایق‌های سپاه بود رساندم و از نزدیک مشاهده کردم که شهید گرد و همرزمانش با چه ذوق و رشادتی قایق‌ها را یکی بعد از دیگری روشن و به سوی هدف مورد نظر حرکت ‌کردند. یکی از برادران سپاه که در کنار اسکله بارج با قایق در حین حرکت بود، ناگهان طنابی به پروانه موتور قایقش گیر کرد و به پروانه موتور قایق او طناب گیر قایقش خاموش شد او با عجله‌ای از اینکه از دیگران عقب نماند به داخل آب پرید و با یک سرنیزه به زیر آب رفت و طناب را از پروانه قایق جدا کرد و با روشن کردن قایق، به دیگر برادران ملحق شد.

آن لحظه هدف مورد نظر که حامل تجهیزات برای رژیم صدام بود، حدوداً در سه مایلی جزیره بعد از اینکه متوجه حمله قایق‌های ما شد از پشت دستگاه مخابراتی به زبان لاتین، ناو جنگی امریکا را صدا ‌زد که «به کمک من بشتابید که قایق‌های ایرانی قصد حمله دارند.» شهید بیژن گرد و دیگر همرزمانش بدون هیچ واهمه‌ای به هدف مورد نظر نزدیک شدند و بعد از اینکه هدف مورد نظر را خوب شناسایی کردند به او اخطار دادند که موتور کشتی را خاموش کند و بایستد، ولی هدف مزبور تمرد کرد و به راه خود ادامه داد. در این لحظه قایق‌های برادران سپاهی هدف مزبور را محاصره کردند و بلافاصله با کاتیوشا هدف را مورد اصابت قرار دادند.

هنگام برگشت برادران به جزیره آنها با تعدادی از هلی کوپترهای آمریکایی مواجه شدند. صحنه بسیار عجیبی بود برای لشکر اسلام در برابر کفر؛ تعداد 4 فروند هلی کوپتر با شلیک موشک و راکت قصد انهدام قایق‌های سپاه را داشتند؛ اما برادران سپاه بدون هیچ گونه واهمه‌ای با حرکت ایضایی مسیر موشک‌ها را یکی پس از دیگری مهار کردند و با شلیک اسلحه دوشکا که در قسمت عقب قایق نصب شده بود هلی کوپترهای آمریکایی را از خود دور می‌کردند. هلی کوپترها با شلیک چندین فروند موشک نتوانستند قایق‌های ما را مورد اصابت قرار دهند.

جسارت هلی‌کوپترها طوری بود که به یک مایلی جزیره نزدیک شده بودند بعد از اینکه نتوانستند به اهداف خود برسند مسیر خودشان را تغییر دادند. شکر خدا آن روز قایق‌های سپاه از عملیات سالم به جزیره برگشتند و در اسکله پهلو گرفتند.

سرور و شادی و نور و معنویت در رخسار شهید بیژن گرد و دیگر همرزمانش آن لحظه برای ما بسیار خاطره‌انگیز بود و ما از اینکه در آن روز این برادران سالم با موفقیت به پایگاه خود بازگشتند بسیار خوشحال بودیم.

خاطره  ناخدا دایمی از کارکنان نیروی دریایی ارتش درباره شهید بیژن گرد از شهدا و حماسه سازان 16 مهر1366 / مصاحبه کننده: عبدالمجید قاسمی
 
پربازدیدترین آخرین اخبار