مقاله تند يک روزنامه نگار دوم خردادي در مذمت ميرحسين
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» متن کامل اين مقاله به شرح زير است:
اگر برخي خلف وعده کردند و علي رغم آنکه به سيد محمد خاتمي گفته بودند، در انتخابات شرکت کني ما نميآييم ، براي حضور درانتخابات اعلام کانديداتوري کردند، خاتمي اما وفادار به وعده در آستانه انصراف از حضور در انتخابات است.با کنارهگيري سيد محمد خاتمي از انتخابات رياست جمهوري مي توان گفت که رسما اصلاح طلبان در انتخابات خرداد 88 کانديدا ندارند.
در حال حاضر دو کانديدا (ميرحسين موسوي و مهدي کروبي) منتسب به اصلاح طلبان هستند که براي حضور در انتخابات اعلام آمادگي کرده اند.
مير حسين موسوي پس از آنکه چندين دوره اصلاح طلبان به او التماس کردند به صحنه بيايد وبه قول موسوي خوينيها «بزرگان اصلاحات عباهاي خود را بر درخانه مير حسين گره زدند تا در انتخابات رياست جمهوري شرکت کند» در خواست ها رانپذيرفت اما در اين دوره به يک باره پس از اعلام حضور خاتمي تصميم گرفت در انتخابات شرکت کند.
کاش ميرحسين پاسخ ميداد علت آن ناز و کرشمه ها چه بود و امروز به ميدان آمدن چه دليلي دارد و چه تفاوتي با دوره هاي گذشته؟ کاش سياستمدار 20 سال پيش و کانديداي امروز بگويد آيا اجازه تاسيس شبکه تلويزيوني را گرفته يا اختيار نيروهاي انتظامي(درخواست هاي موسوي براي شرکت در انتخابات سال 84)... به اعتقاد من اما هيچ چيز تفاوت نکرده جز اين جمله اصولگرايان که حضور مير حسين و احتمال پيروزي او، بازي برد _برد براي جناح راست است.
حضور مير حسين بازي طراحي شده اصولگرايان براي حذف خاتمي بود که آخرين نخست وزير ايران دانسته يا ندانسته اين بازي را به پيش برد.ميرحسين کانديداي اصلاح طلبان نيست که خود گفته است«نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا» اصلاح طلبان کانديدايي ميخواهند که به اصلاح طلب بودن خود افتخار کند،کانديدايي که بخواهد اصلاحات را نمايندگي کند و در راستاي آن قدم بردارد.
مير حسين،مير حسين است با همان ادبيات دهه شصت با همان دلمشغولي ها ،ميرحسين آمد تا خيال اصولگرايان از نيامدن خاتمي راحت شود.
اما مهدي کروبي ديگر کانديداي منتسب به جبهه اصلاحات نيز به اعتقاد من خيلي وقت است که راه خود را از اصلاحات جدا کرده است.کروبي از روزهاي پاياني مجلس ششم از زماني که بارها و بارها نه به انتقاد که به اتهام و محاکمه ،برخي اصلاح طلبان را تندرو خواند، راه خود را جدا کرد.کروبي راه خود را جدا کرد تا در انتخابات مجلس هشتم بتواند براي نيروهاي خود تاييد صلاحيت بخرد.کروبي زمانيکه به هيچ صراطي براي اجماع اصلاح طلبان تن نداد راه خود را جدا کرد.بنابراين حضور کروبي را نيز نميتوان نمايندهاي براي جريان اصلاحات دانست.
در چنين شرايطي خاتمي به نفع اصلاحات و براي پيشبرد اهداف اصلاحي در کشور کنار کشيده است.کاش خاتمي به خيل عظيمي از حاميان خود که از مدتها قبل به دعوت از او برخواستند و به اصرار او را براي حضور فراخواندند پاسخ صريح ميداد که امروز جريان اصلاحات را به چه کانديدايي سپرده است.به نظر ميرسد نگراني از ادامه حضور احمدي نژاد در پاستور دغدغه بزرگتري براي برخي اصلاح طلبان و از جمله خاتمي است.
نظر خاتمي و بزرگواري او براي کنارهگيري به نفع اصلاحات و تلاش براي اجماع ميان کروبي و موسوي قابل تقدير است اما حاميان ايشان تضمين ندادهاند که در صورت نبود خاتمي آرا خود را به سبد کانديداهاي ديگر بريزند.
حضور خاتمي مي توانست به سازماندهي آرا ،به صحنه آوردن آراي خاموش، ،ايجاد فضاي انتخابات دوم خرداد 76 و پيروزي اصلاح طلبان بر اصولگرايان کمک کند و امروز با کنارهگيري خاتمي گرچه او براي خدمت به اصلاحات کانديدا نميشود اما نيامدن او بيشترين ضربه را به ادامه روند اصلاحات خواهد زد. کنارهگيري خاتمي به معناي حذف تنها کانديداي جريان اصلاحات از عرصه انتخابات و افزايش شانس محمود احمدينژاد براي ادامه حضور در پاستور است.