کد خبر:۲۳۴۳۴۷
نگاهی کوتاه به کتاب «اندازه»؛
آیا تکنولوژی نوین و دانش پیشرفته کنونی محکوم است؟/ دعوت قرآن کریم به دانش در اندازههای طیّب
دانش در اندازه طیب و طلائی آن است که بدون عارضه باشد یعنی نقشه دانش به گونهای مهندسی شده که تقویت یک بعد به قیمت تضییع یا تضعیف بعد دیگر ...
گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»_ دکتر امیر محمود کاشفی؛ آیا تکنولوژی نوین و دانش پیشرفته کنونی محکوم و مردود است؟آیا باید حکم به ردّ تکنولوژی و خدمات برجسته آن کرد، و در چنین صورتی آیا انکار واقعیتی به بزرگی و وضوح آنچه رخ داده است قرین صواب است و آیا اگر کسی این همه تمکن، اصلاح، ترمیم، تقویت و تقویم را منکر شود به عقل سلیم منسوب است؟
در پاسخ به این سوال باید گفت:میزان در قبول یا رد الگوها حفظ مجموعه اندازههای مقرر و طیب در قرآن کریم است. محققا خلقت خداوند و الگوهای آن خلاق حکیم همانند یک صورت زیباست که این زیبایی شامل اندازه و تناسب اجزا، رنگ و درخشندگی، وجنه، خط و چین، لطافت بشره، لطائف نهفته در سرائر صورت اعم از خنده، غمزه و برافروختگی یا ناز و بیماری چشم، و بالاخره ملاحت، معنی، و آن است.
اینک اگر کسی بگوید که این مجموعه با همه هنجار و دلربایی آسیبپذیر است و لذا باید تکنولوژی را جایگزین آن نمود تا بتوان به صورتی جدید دست یافت که قدرت بازسازی دارد و در مقابل آسیبها و ضایعات از خود مقاومت نشان میدهد، در جواب باید گفت: اقتضای صورت لطیف و زیبای آسیبپذیر است و سر دلبری در آن آینه صنع الهی این است که از فرط لطافت تحمل یک آه هم ندارد و زود کدر میشود و الّا گیرم که صورتی به تکنولوژی دست یافت که حتی در مقابل تیر و تفنگ مقاومت مینماید.
اما آن، یک صورت سنگی یا شنی است که در قباحت، صخره نتراشیده را خجل میکند، اینک آیا این صورت مطلوب بشر است و آیا بر روی زمین کسی هست که آرزوی تبدیل صورت خود به چنین هیئت وحشتناکی را نماید؟
ما میگوییم: اگر مسیر تکنولوژی به سمتی میرود که به از دست دادن چهره دلربا و طیب حیات بشری منجر میشود قطعا مردود است و هرگز توجیهاتی از قبیل: مقاوم سازی، اصلاح نژاد، ترمیم ضایعات و شبیهسازی نمیتواند این مردود را در چارچوب حیات طیبه گنجانده به ابناء بشر بقبولاند و تازه این به شرطی است که صورتهای برآمده از تکنولوژی، خود، از آزمایش پایداری و دوام در چرخه موفق بیرون آمده باشند در حالی که مشاهده میکنیم هنوزطولی از ظهور این نو پدیدهها نگذشته که آهنگ رفتن کردهاند و عن قریب است که طومار هستی آنها به دست خودشان در هم پیچیده شود.
خشونت و خبث الگوهای جدید و مکر کبار شیاطین در معالجه آن
از آنجا که سازه الگوهای جدید بر بنیانهای غیرطیب و آمیخته به بأس و خشونت و به دور از جذابیتهای مطبوع بشری بنا شده است معماران این الگوها برای آنکه بتوانند این ضعف جدی را تا حدودی مرتفع نمایند دست به حیلهای بزرگ زدهاند و آن استفاده از زن در تلطیف و توجیه فضای الگوی آنها و جبران خشونتها و ناهنجاریهایی است که طبیعت انسان از آن تنفر داشته بدان اقبال نمیکند.
آن ها، زن، این مظهر جمال را از سراپرده جلال خویش و از جوار پرمهر همسرش بیرون کشیده به عرصه آوردند تا از ذخیره وجود لطیف و نفیسش بر خشونتها و ناهنجاریهای خود پرده بکشند و الگوهای خود را طیب و یا لااقل قابل تحمل نشان بدهند.
آن ها از جوار وجود زن بدون هیچ ملاحظهای برداشته کردهاند و حتی از اینکه این گنج پنهان را در ملأعام عریان کنند و الگوهای خود را به شفاهت و همجواری با تن عریان او جذاب جلوه دهند ابایی نداشتهاند.
و آنچه در اینجا قابل توجه و تامل است موفقیت آنها در بکارگیری این مکر بزرگ است زیرا زن عنصری است که توانایی او در دگرگونی محیط قطعی و محرز است و بسیار بعید است که پای زن به جایی گشوده شود و فضای آنجا مسخر او نگردد. حافظ –علیه الرحمه- با لطافت این معنی را اشاره فرموده است:
قوت بازوی پرهیز بخوبان مفروش که در این خیل حصاری بسواری گیرند
اما آنچه تاکنون ادامه حیات مجازی آن ها را موجب شده و تضمین نموده تنها زن و تغییر کاربری او نبوده زیرا گوهر وجود زن هر اندازه که انرژی در خود ذخیره داشته باشد به پایان خواهد رسید، بلکه سبب مهم و اساسی در ادامه حیات الگوهای غیرطیب و غیرفطری، فریفتگی و وادادگی ملتهای اصیل و مسلمان در مقابل فریب آن ها بوده است.
شیاطین با حیله و سحری که از طریق عرضه زن به کار بردهاند الگوهای خود را به خورد ملل اصیل دادهاند و آنها را از الگوهای خودی پشیمان و به سوی الگوهای سرابی مجذوب و شیفته نمودهاند و در نتیجه انواع ذخائر آنها اعم از انسانی و مادی را به سوی خود سرازیر کردهاند و اینک، دقیقا با این ذخائر است که بلاد فرنگ ادامه حیات میدهند و قطعا روزی اگر رودخانه عظیم ذخائر ملل اصیل بر روی آنها مسدود شود باغ سبز حیات آنان به برهوت وحشت تبدیل خواهد شد.
فصل الخطاب
فصل الخطاب این مقوله آنکه: اصلاح ابرو به شرطی موجه و قابل قبول است که به قیمت کوری چشم رخ نداده باشد. علمداران و توجیهگران الگوهای پیشرفته اگر راست میگویند و از کرده خود اطمینان دارند باید در کنار هر پدیده جدید همه عوارض و آسیبهایی که موجب خدشه به اندازههای طلائی خلقت شده از بدو تا ختم را ذکر کنند و هیچ مصنوعی بدون کاتالوگ مذکور نباشد آنگاه شیپورها و طبلها را بردارند و در آنها بدمند و بگویند و خلق را به استعجاب بشکند و ببینند کسی از دست و کار آنها هیچ تعجب میکند و به پشتیبانی آنها میآید؟
اما آنها هرگز این کار را نخواهند کرد و با شعبدهبازی و جادو، دست را بر روی چشم کور شده گذاشته و گوشه ابروی اصلاح شده را نمایش میدهند.
و باید گفت: تا زمانی که آنها بتوانند با تردستی بر چشم مردم پوشش بگذارند به حیات خود ادامه خواهند داد، مگر آنکه ظروف و شرایط زندگی وارد مرحلهای شود که اصلا ادامه حیات غیرممکن گردد و همه چیز افشا شود « الیس الصبح البقریب».
تمکن طلائی
حیات طیبه دارای مختصاتی ویژه است که ملتزمین به آن میتوانند به مرحلهای از تمکن دست یابند که در عین حفظ همه هنجارها و زیباییهای خلقت، به ترمیم، اصلاح و حتی خلق بپردازند.
اصحاب این تمکن، چیره دستی خود را از عالم امر به ارمغان میآورند، عالمی که فارغ از تعارض و تزاحم است و عبد الهی در مسیر عبودیت و توحید محض، به عنوان جانشین خداوند، قدرت تقدیر مییابد و خود اندازه سازی مینماید.
بر هم خوردن اندازهها در حوزه دانش نظری
بر هم خوردن هنجارها و اندازهها به الگوی معیشتی منحصر نشده است بلکه به حوزه دانش و اطلاعات همه سرایت کرده آنچنان که به دلیل عدم توازن در مجموعه دانستهها، در برخی ابعاد لاغری مفرط و در ابعادی دیگر تورم به وجود آمده و در نتیجه اصحاب علوم مبتلا به سو هاضمه علمی گشتهاند و ذائقه و گوارش آنان از اعتدال خارج شده است و لذا مشاهده میکنیم با به دست آوردن اندک اطلاعی از یک موضوع خود را ذوحق میبینند که نسبت به کل خلقت اظهارنظر نمایند و برای کلام وحی شاخ و شانه بشکند و حتی از تخطئه آن سخن به میان آورند در حالی که همه این مدعیان محکوم به این کلام قادر علی الطلاقاند که: «یَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا» و حیات دنیا نیز چیزی جز لهو و لعب نیست «وَ ما هذِهِ الحَیاهُ الدُّنیا الاَ لَهْوٌ و لعِبٌ» و بیش از این رزقی نصیبشان نشده و نخواهد شد.
سرم بدنیی و عقبا فرونمیآید تبارک الله از این فتنهها که در سرماست
آن ها چنین وانمود کردهاند که ذرهبین یا دوربین برای انسان شناخت به ارمغان آورده است در حالی که لنگی کمیت شناخت، اصلا ربطی به قدرت دید ندارد و الا چرا شناخت مدعیان در این همه مرئیات واضحات معکوس و منکوس است؟
ما میگوییم: حصول معرفت به حقایق عالم و پی بردن به ملکوت آنها و آگاهی از جایگاه و موقعیت و محل اعرابی آنها در نقشه جامع عالم، محتاج به آگاهی از کل نظام خلقت است و پیداست این مهم هرگز حاصل نمیشود و راه محدود و محصور است به آنچه خالق عالم خبر داده است «و لا ینبئک مثل خبیر».
قرآن کریم به دانش در اندازههای طیب دعوت میکند
اطلاع و علم هر چند پسندیده است و فطرت انسان طالب آن است اما کثرت دانستنیها به معنای کثرت خیر نیست، یعنی چنین نیست که هر که مبلغ دانشش بیشتر بود حکما به خیر و فلاح نزدیکتر است.
قرآن کریم در برخی مواقع امر به عدم سوال کرده و مردم را به ندانستن موظف فرموده است: «یا أَیُّهَا الّذینَ آمنُوا لاتَسْأَلُوا عَنْ أَشْیَاءَ اِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُوْکُمْ وَ اِنْ تَسأَلُوا عَنْها حِینَ یُنَزَّلُ الْقُرآنُ تُبْدَ لَکُمْ عَفَا اللهُ غَفُورٌ حلِیمٌ»
این آیه کریمه را از برخی پرسشها و دانشها به صراحت نهی فرموده به این دلیل که این دانستنیها موجب آزار و ناخوشایندی صاحب آن میشوند و فایده دیگری بر آنها مترتب نیست.
در سوره بقره نیز موافق مضمون فوقالذکر از برخی تعلمها نهی شده است آنجا که میفرماید: «وَ یَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ»
و این دو نمونه کافی است برای آنکه دلالت کافیه نماید بر اینکه تعلم و کسب دانش در پارهای از مواقع نه تنها موجب نفع نیست که قطعا ضرر در پی دارد و به همین دلیل است که اولیا خدا در ادعیه خود به خداوند پناه بردهاند از علمی که منفعت ندارد و چنین عرض کردهاند: (الهم انی اعوذ بک من علمٍ لا ینفع)
دانش در اندازه طیب و طلائی آن است که بدون عارضه باشد یعنی نقشه دانش به گونهای مهندسی شده که تقویت یک بعد به قیمت تضییع یا تضعیف بعد دیگر حاصل نشده باشد.
واقعیت آن است که علوم جدید با همه طول و عرضشان باعث شدهاند که اهل عالم فراوان دیگر محروم بمانند یعنی فتح باب علوم جدید به قیمت بستن ابواب علوم دیگر رخ داده است و تاسف عمده از آن است که ما در این باره مبتلا به جهل مرکب هستیم و نمیدانیم که نمیدانیم.
ما گمان میکنیم اگر توانستیم راهی به خارج از جو باز کنیم و در آنجا، مثلا کرویت زمین را بالعیان مشاهده کنیم و از آنجا تصاویری به زمین مخابره کنیم طومار دانش عالم را در هم پیچیدهایم و از سر خلقت رمزگشایی کردهایم.
در حالی که اولا: حصول این اطلاع گذشته از قلت میزان نفعش، به قیمت تخریب جو زمین و تهدید حیات ساکنان آن رخ داده است، به صورتی که کره زمین اینک به صورت یک بمب ساعتی بزرگ درآمده که در آستانه انفجار قرار گرفته است.
ثانیا: این علم به شرط غفلت از علوم دیگر به دست آمده است، علوم مغفولی که کسی اصلا از وجود آنها اطلاعی ندارد.
به همین دلیل یعنی به دلیل غیرجامع بودن برنامه علمی علوم و رشد نابههنجار آنها در یک بعد اینکه ملاحظه میکنیم که علوم در شکوفایی معرفت و استحصال میوه شناخت عقیم هستند و هر روز که بر میزان دانش افزود میشود بر مبلغ انحراف از دیدگاههای جهان شناختی نیز اضافه میگردد و بالاخره مشاهده میکنیم: اوج خدماترسانی علم و تکنولوژی محدود میشود به مبلغی از امکانات مجازی از قبیل مخابره صدا و تصویر و سرگرمی ساکنان زمین به این خدمات سرابی. خداوند حکیم فرموده است:«وَ الَّذِینَ کَفَرُوا اَعْمَالُهُمْ کَسَرَابٍ».
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.