«دست کسی را توی حنا گذاشتن» از کجا شکل گرفت
به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، «حنا» گیاهی است از ردهٔ دولپهایهای جدا گلبرگ که به صورت درختچه در شمال و مشرق افریقا، عربستان سعودی و ایران (در نواحی جنوبی مانند بم) کاشته
میشود. در ایران برگهای درخت حنا را بیشتر به کرمان و یزد میبرند و در آسیابهای مخصوصی میسایند و از آن پودر رنگ حنا میسازند.
در گذشته که وسایل آرایش و زیبایی به فراوانی امروز نبود، مردان و زنان دست و پا و سر و موی و گیسو و ریش و سبیل خود را حنا میبستند و از آن برای زیبایی و پاکیزگی وگاه برای جلوگیری از سردرد استفاده میکردند.
برای این کار، مردان و زنان به گرمابه میرفتند و در شاه نشین آن، یعنی جایی که پس از خزینه گرفتن در آنجا دور هم مینشستند، میرفتند. حنا را آب میکردند و در یکی از گوشههای شاه نشین مینشستند و دلاک حمام نخست موی سر و ریش و سبیل و گیسوی آنان را حنا میبست و سپس «دست و پایشان را توی حنا میگذاشت.»
شخص حنا بسته ناگزیر بود که ساعتها در آن گوشهٔ حمام از جای خود تکان نخورد تا رنگ، خودش را بگیرد و دست و پایشان خوب حنایی شود. در این چند ساعت آنان برای آنکه حوصلهشان سر نرود با کسانی که مانند خودشان دست و پایشان توی حنا بود باب گفتوگو را باز میکردند و از هر دری سخن میگفتند. حمامی هم در این مدت از آنان با نوشیدنیهای خنک کننده (که به آنها «تبرید» میگفتند) مانند آب هندوانه و انواع شربت پذیرایی میکرد و چون آنان قادر به انجام هیچ کاری نبودند خود حمامی این نوشیدنیها را بر دهان آنان میگذاشت تا بنوشند و کمبود آب بدنشان را که در این مدت بر اثر شدت حرارت حمام به صورت عرق بر سر و صورتشان جاری بود جبران کنند.
این حالت که در آن شحص حنا بسته قادر به انجام هیچ کاری نبوده است بعدها رفته رفته از چهاردیواری حمام بیرون آمد و در دهان مردم به صورت ضرب المثل در آمد.
منبع: باشگاه خبرنگاران