کد خبر:۲۷۹۹۵۵
یادداشت/

نقش جنبش دانشجویی در انقلاب و جنگ

دانشجو می‏خواهد بینش و فهم سیاسی داشته باشد تا سیاست بازان و سیاست کاران او را فریب ندهند، و دانشگاه را میدان تاخت و تاز خود نسازند.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ علی جاوید صباغیان، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی- سابقه و قدمت جنبش دانشجویی در ایران اسلامی، به اولین دهه ‏های حضور دانشگاه در این کشور باز می‏گردد. جوانان مسلمان ایرانی که دانشگاه را منشأ تحولات می‏دانستند، از این سنگر علم جهل سیاسی و جهل مذهبی را نشانه رفتند و به دلیل روحیه آزادی خواهانه و حق طلبانه خود، به مبارزه با زر و زور و تزویر شتافتند.
  
این پیکار که در آغاز حکومت پهلوی دوم با افت و خیزهایی همراه بود، سرانجام در شانزدهم آذر سال 1332 به اوج خود رسید؛ آن‏گاه که جوان برومند ایرانی که زخم یک کودتای ننگین آمریکایی را بر تن رنجور کشورش شاهد بود، مستعمره بودن را برنتافت و استقلال از شرق و غرب را فریاد زد.
 
اگرچه در آن روزگار خفقان زده، آن فریاد با شهادت سه دانشجوی آزاده به خون نشست و آن شاه اجنبی پرست به استکبار خود ادامه داد، اما بی‏خبر بود که ققنوس دوباره سر از خاکستر برخواهد آورد و خون شهیدان پایمال نخواهد شد؛ و چنین زمانه خرداد آمد در سال 1342. در آن سال، مردی از سلاله ابراهیم(ع) بر نمرود بانگ زد و خوابش را پریشان نمود؛ که ای خواب زده، ایران به اسلام و ایرانی به تشیع سرخ علوی و حسینی زنده و پاینده است. این‏چنین، جوانان و دانشجویانی که آرزوهای خود را در کلام و عمل حضرت امام خمینی(ره) می‏دیدند به خیل سربازان او پیوستند و نهضتش را تا بهمن 1357 با جان و دل همراهی نمودند؛ و در این راه از زندان رفتن، شکنجه شدن و حتی شهادت چه باک؛ که «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد».
 
با پیروزی انقلاب اسلامی، جنبش دانشجویی که حیاتی تازه یافته بود به زودی دست به کاری کارستان زد و با اشغال لانه شیطان، انقلاب دوم را رقم زد.
 
تأیید رهبر و معمار انقلاب و فریادهای «دانشجوی مسلمان افشا کن، افشا کن» مردم، پشتوانه‏ای شد برای حرکتی که در آغاز دوران اضمحلال شیطان سرخ، انگشت اتهام خود را به سوی شیطان اکبر نشانه گرفته بود و او را مشکل اصلی ملت‏های مستضعف جهان می‏دانست.
 
در آخرین روزهای شهریور 1359، جنگی ناخواسته بر ملتی بزرگ تحمیل شد؛ با این امید واهی که مرزهای حق خواهی و حق طلبی او را محدود و صدایش را در گوش مردم تشنة حقیقت در سرتاسر جهان نارسا سازد. در آن زمانه آتش و خون، دانشگاه و دانشگاهیان از اولین گروه‏هایی بودند که دربرابر خصم زبون سینه ستبر کردند و در این مسیر، سید حسین علم الهدی کاروان سالار و سید شهیدان شد برای دانشجویانی که کربلای جبهه ‏های ایران را ادامه کربلای حسینی(ع) و نهضت عاشورای او می‏دانستند؛ جبهه ‏ای که هم شبهه حسین داشت و هم، شبهه یزید.
 
حضور دانشجویان در هشت سال دفاع مقدس، حضوری جانانه بود؛ و از جنس تعهد، شور و شعور. از بیش از 155000 شهیدی که در جبهه ‏ها به شهادت رسیدند، 2608 دانشجوی دانشگاه‏های ایران مدال ابدی و پرافتخار شهادت بر سینه زدند.
 
پایان جنگ شد و پس از مدتی، امامی رفت و مقتدایی آمد؛ و دانشجویان را با ولایت بیعتی ناگسستنی بود. دهه هفتاد و دهه هشتاد، رسالت جنبش دانشجویی به راهنمایی رهبر فرزانه جمهوری اسلامی، حضرت آیت‏ا..‏خامنه‏ای(مدظله العالی)، رسالتی از جنس مطالبه بود؛ که «دانشجو مؤذن جامعه است، اگر خواب بماند، نماز همه قضا می‏شود». این مطالبه که به منظور سنجش رفتار مسوولان با شعارها و اهداف انقلاب صورت می‏گرفت، در راستای مراقبت و پاسداشت از اصول انقلاب بود و در راستای عدالت و رفع فساد؛ چون دانشجو اصولی تفکر می‏کند و به اصول معتقد و ملتزم است.
 
 هرچند این مطالبه در برهه‏هایی و توسط احزاب خارج از دانشگاه سیاسی و گاه حتی افراطی شد، اما جنبش دانشجویی با نوسازی‏های پیوسته خود و با بلوغی که یافته بود، سعی در کاهش آفات و فاصله گرفتن از آزمون و خطا داشت؛ البته باید باور داشت که با وجودی که جنبش از جوان سالی خود عبور کرده بود، اما مخاطبان آن که دانشجویان هستند جوانند.
 
دانشجو و تشکل‏های دانشجویی را اعتقاد بر این است که باید محیط دانشگاه، محیط شادابی، نوگرایی، نوآوری، و نوزایی باشد، و محیط بالیدن شخصیت‏ها، و جوشیدن استعدادها؛ و دین محوری و ارزش‏های اسلامی اساس و پایه آن باشد. به اعتقاد جنبش دانشجویی، دانشگاهی زیبنده جمهوری اسلامی است که فعال در علم جویی باشد و پرنشاط در فکر کردن؛ و اعتماد به نفس ویژگی مهم آن باشد.
 
باید محصول این دانشگاه، جوانی عالم، انقلابی، آرمان‏گرا، فعال، متعهد، خودباور و امیدوار باشد. دانشجوی دانشگاه ایران اسلامی ضدیت با نظام را شایسته خود، دانشگاه و کشور نمی‏داند. او با نظام است نه بر نظام؛ اما چشمان هوشیار خود را برای حراست از انقلاب و دستاوردهای گران‏بهای آن کاملاً باز نگاه داشته است؛ هم در برابر تهدیدهای خارجی و هم دربرابر آفت‏های داخلی. انتقاد او انتقاد دل‏سوزانه است، نه خصمانه.
 
 دانشجو می‏خواهد بینش و فهم سیاسی داشته باشد تا سیاست بازان و سیاست کاران او را فریب ندهند، و دانشگاه را میدان تاخت و تاز خود نسازند. او اسلامی شدن دانشگاه را بسیار عمیق‏تر از نوع پوشش دانشجویان می‏بیند و می‏داند. اسلامی شدن از نظر او یعنی ایستادگی بر روی اصول و پایه‏های مستحکمی که بر اندیشه و تفکر انسان بنا شده‏اند و پیش رفتن، جوشیدن و زاییدن ویژگی‏های آن است. در چنین دانشگاهی علم عزیز است، معلمی کرامت دارد، دانشجویی عبادت است و تدین در آن وجه غالب است.
 
به اعتقاد دانشجو، در دانشگاه اسلامی دین و دانش باید هم‏پای هم حرکت کنند، و سبقت هر یک بر دیگری، آفتی خواهد شد برای هم دین و هم دانش. در این دانشگاه، دانشجو ناظر به آینده است و آینده متعلق به او؛ و روزمرگی او را به خود غافل نمی‏کند.
 
هر چند در کشور بزرگ و دانش پرور ایران اسلامی، جنبش دانشجویی وارد هفتمین دهه از عمر با برکت خود شده است، اما هنوز در حال آموختن است و کامل شدن؛ که این ویژگی جوانان است و تشکل‏هایشان. باید این جنبش را باور، و همانند رهبر فرزانه و حکیم جمهوری اسلامی به آن اعتماد داشت. باید باور داشت که دانشجو و تشکل‏های دانشجویی یک جریان سیال و نیروی تمام ناشدنی هستند که اگر این نیرو آزاد شود و هدایت شود، می‏تواند کشور را به‏طور کامل آباد نماید.
 
باید مسوولان کشور و هر دولتی، از جمله دولت تدبیر و امید، برای امکان رشد و کمال بیش از پیش این جنبش بسترسازی کنند؛ و البته از ورود به آن پرهیز نمایند. مهم‏ترین ویژگی جنبش دانشجویی حریت و استقلال فکری آن است، که باید محترم شمرده شود و محترم بماند.
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار