موسوي: من دلم براي مردم ميسوزد
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، ميرحسين موسوي در ادامه مناظره خود با دکتر احمدي نژاد گفت: صحبت از خط امام شد. من جا دارد كه يك خاطرهاي از حضرت امام در اينجا نقل بكنم. يك موقعي اسراييليها آمدند و حمله كردند به جنوب لبنان و در داخل كشور همه به اين اتفاق رسيدند كه ما بايد نيرو بفرستيم و به اصطلاح اسرائيلي ها را بيرون كنيم و كنار لبناني ها بجنگيم.
آن موقع شهيد همت هم قرارشد كه رئيس لشكرهايي باشد كه قراربود بفرستند.
نيروهايي را هم پيشاپيش اعزام كردند كه درلبنان بررسي كننند اين نيروها بايد دركجا مستقر بشوند.
آن شبي كه فردايش قرار بود نيروها فرستاده بشود. بياد دارم كه جلسه روساي سه قوه بود و شهيد هميت هم آمده بود. مرحوم حاج احمدآقا هم آمدند و گفتند كه خيراست اين بحث و بعد گفتند كه امام فرمودند راه قدس از كربلا مي گذرد يعني شما بپردازيد به جنگتان. چكار داريد به لبنان كه نيرو بفرستيد به آنجا . راه قدس ازكربلا بگذرد. حالا ما بحث مان برسراين قضيه است.
ما مي گوييم كه نظام تصميم گرفت كه بگويد. براي اينكه با هنجارهاي بينالمللي سازگار باشد ولي هدف خودش را دنبال كند درمورد اسراييل فقط اين حرف گفته بشود كه ما موافق اين هستيم كه همه مردم فلسطين جمع بشوند . حتي آناني كه بيرون از كشور مهاجرت كرده اند.
اينها هركس يك راي اعم ازيهودي، مسلمان و مسيحي راي بدهند و سرنوشت خودشان را خودشان تعيين بكنند. اين نيز بطور كامل با هنجارهاي بينالمللي سازگاراست. جاهاي ديگر هم عمل شد. بعد از جنگ هاي استعماري.
ما وقتي كه به اجتهاد خودمان و بنا به تندروي خودمان. افراط گري خودمان. درموقعيتي كه 20 سال است اين شعار به همين شكل داده ميشود . ما ميآييم از اين فراتر ميرويم خوب همينجاست كه مصيبت ايجاد ميشود.به عوض اينكه اسراييل را منزوي بكنيم آمدهايم او را بيشتر در معرض مظلوميت قرارمي دهيم.
در همين دوربان در سويس، مسالهاي كه ايجاد شد اروپاييان بعد ازكشتار غزه درمقابل اسراييل بودند داشتند قطعنامه صادر مي كردند و موضع داشتند.
آنهم بخاطر موضعگيري واشتباه ما و آن لطماتي كه حيثيت ما خورد . همه شان پشت اسراييل بازهم جمع شدند.
آيپك كه بزرگترين نهاد صهيونيستي درآمريكاست وجود اين سياست را براي خودش نعمت ميشمرد. ما حالا داريم همين را ميگوييم كه براساس همين چيزي كه مي گويند نبايد خيال بافي بكنيم درمورد مسايل جهاني . واقع بينانه بايد عمل بكنيم. با تدبير بايد عمل بكنيم. مشكلي كه بنده دارم برسر چيزهاي دراز مدت نيست بلكه برسر يك سري روشهاي اجرايي معمول است.
ببينيد آيا وزارت خارجه و مامورين حساس ما و آنهايي كه آگاه هستند ونيروهاي متفكر ما هستند چه در دانشگاه، چه در خود وزارت خارجه اين مساله را تاييد نميكنند و نظير اين را ما يكي دوتا نداريم.
ببينيد، بنده يك بحثي كردم، توي همين تبليغات انتخاباتي هم گفته ام در هرزمينهاي با هر روشي كه باشد اگر ما افراط داشته باشيم به دنبالش تفريط داريم.
براي مثال، ما ميآييم اين صحبت تند (هولوكاست ) را راجع به اسراييل مي كنيم يعني هولوكاست را مطرح ميكنيم بدون اينكه به فايده وهزينه آخرش فكري بكنيم مبني براينكه آيا اين ما را به نتايج خودمان ميتواند نزديك بكند يا نه.
نتيجهاش اين ميشود كه يك وقتي مشاهد ميشود اوضاع بد شد معاون ما مي آيد و ميگويد ما دوست مردم اسراييل هستيم. آن در مقابل اين است. يعني آن افراط اين تفريط را هم ميآورد كه او تصور بكند كه ما دوست هستيم.
ازاين موضع هم دست برنمي دارد ،مگراينكه يك تشري به او آمده باشد مبني براينكه ايشان عقب نشيني بكند. آنوقت چگونه مردمي كه غاصب هستند و تمام سرزمين هاي فلسطين را گرفتهاند و ما يكباره دوست آنها ميشويم . من مي گويم كه اين اظهارنظر در مقابل افراطي است كه ما درآنجا كرديم.
حالا شبيه اين را ما در مورد مسايل سياسي و اقتصادي هم داريم كه كم نيست و حالا من قصد ندارم كه راجع به خليج فارس يا به كشورهاي ديگر رفتن صحبت كنم كه هركدام براي ما هزينههاي سنگيني را به دنبال داشت.
موسوي گفت: صرف اينكه ما صحبت بكنيم و بگوييم كه اينها اثري نداشته مسايل را حل نميكند مردم ما اثرات اين سياستها را ميچشند.
عدم امنيت ذهني خودشان را در اقتصاد و صنعت ، در مبادلهاي كه با جهان دارند در بياعتبار شدن گذرنامه هايشان، در سطح بينالمللي تحقير شدن ايرانيها درسراسر دنيا درك ميكنند، ايا يك دولت درمقابل اين مسئله ايراني و ايرانيت براي خودش يك مسوليت دارد يا ندارد.
من ميگويم كه دولت بسيار بياعتنا به اين نوع مسايلي است كه مربوط به رنج و درد و مشكل مردم است واقعا من دلم براي مردم ميسوزد با اين سياست هايي كه ما داريم و اين بلاهايي كه سرشان مياوريم ازاين طريق اين افراط كاريهايي كه ما داريم و اينها را من بر ميگردم به آن ديد اول كه متاسفانه در سياست خارجي ماست.
بعد مسايل ديگري كه مطرح شد، اقاي هاشمي گفتم مرد بزرگي است امام هم راجع به ايشان صحبت كرده بود، نقاط ضعف وقدرتش را ايشان ميتواند صحبت بكند ولي نبايد ديگري، يك كمي سن من هم زياد است. تو عالم سياست قبل از انقلاب و بعد از انقلاب هم بودم مردم يك كمي فكر دارند ما براي اينكه بگوييم خيلي تنها مانديم سه تا دوره را بهم پيوند بدهند اين كه سه تا طرز فكر است.
براي اينكه ما درمقابل اين طرز فكر قرارداريم خوب مردم اين را نميپذيرد چرا اصلا ما اين بحث را ميكنيم خوب اقاي خاتمي كه آدم كمي هم نيست ، ادم سياسي مطرح در سطح كشور هست ، هشت سال هم رييس جمهوري بوده اقاي هاشمي هم همينطور ايشان مجال صحبت و گفت وگو با انها را دارند ميتوانند در راديو تلويزيون اين صحبتها را برقرار كنند ماشالله صدا و سيماهم كه در اخيتار دوستان هست بطور ظاهر ميتوانند دعوت كنند در يك ميز گردي با انها صحبت بكنند مسايل را حل كنند چه ربطي به عقايد بنده دارد بنده ميگويم اين سياست خارجي شما باعث شده كه كشور لطمه وحيثيت ما لطمه بييند و اين شير غران ايراني را در بند بكند هم سياست خارجي واقتصادي شما.
برمي گردم به يك مسئله ديگر در رابطه با همبستگي ملي ما چه كار داريم ميكنيم چه بلايي سردانشگاهايمان و محيطهاي جوانان و مردم اورديم كه بنده هرجا مي روم اعتراض است هرجا ميروم ميگويند به ما اهانت شده است.اين دانشجو را ستاره دار كرديم آنرا دستگير كرديم ان يكي را دستگير كرديم آنرا از دانشگاه بيرون كرديم.
بنده يك روشنفكر هم هستم، فردي ميايد پانزده بار كتابش چاپ شده، مجوز از همين دولت گرفته در چاپ شانزدهم جلويش را ميگيرند آخر دولت حيثيتي دارد، نظام ما حيثيتي دارد هر دولتي بايد مقيد باشد به آن امضاها وحرف هايي كه ميزند سر حرفش بايد بايستد الان شما خود مردم ، خود انتشاراتي ها ميدانند اين انتشاراتيها در اين چهار سال چند تا بودند به چند تا رسيدند و چند هزار تا كم شدند چه مشكلاتي دارند.
ببينيد يك كارهايي ميشود كه واقعا دردناك است و آدم را اذيت ميكند بالاخره همه ما يك هويت اسلامي ايراني داريم ، انساني هستيم، شما فكر كنيد يك كتاب فروش بدبخت و بيچارهاي كه با زور يك بيست جلد كتاب چاپ كرده كافي است كه وزارت ارشاد چهارتا از اين كتابها را درحبس نگه دارد درچاپ دوم و سومش ورشكست ميشود همينطور كه دارند ورشكست ميشوند خوب اين در مقابل نظام قرار ميگيرد.
علت اينكه اين همه هنرمند در مقابل دولت هستند براي چيست ، بنده اعتقاد دارم كه هنرمندان خيلي سياسي نيستند و در سياست روز اصلا وارد نميشوند اما به تنگ امده اند، مشكل پيدا كردهاند در سطح ملي به دليل همين سياستها وحالا خود روحانيت هم از يك طرف ديگر رابطه دولت با روحانيت را ما ميبينيم كه به چه شكل است، مرجعيت چگونه با دولت روبرو ميشود وتوهينهايي كه در اموزش و پرورش به پيامبر اسلام شد چه واكنش نشان داديم تمام اينها يك نوع بدبيني نسبت به دولت ايجاد كرده.
خوب من ميگويم آيا دولت نشسته و فكر كرده كه چرا رابطهاش با روحانيت خراب شده چرا رابطهاش با روشنفكران از بين رفته چرا با جوانان ارتباط خودش را ازدست داده ، بنده هرجا كه ميروم چندي نفري شعار ميدهند و جلسه را بهم مي زنند و سروكله ميزنند وتحريك ميكنند، بقيه شعار عليه اين نوع سياست ها ميدهند.
حالا در رابطه با سياست داخلي بنده اين را بازتر خواهم كرد كه يكي از كارهايي كه دولت ميكند بنظرم برخلاف نص صريح فرمان هشت مادهاي حضرت امام است. دولت مردم را خودي و غير خودي ميكند اين را بخودش جذب ميكند و آن يكي را خلاف سليقه خودش ميداند آنرا از اين جدا ميكند.
ادامه دارد ...