به احمدی نژاد پیغام دادند مراقب خودت باش
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۹۵۷۵
یک روزنامه نگار خبر داد:

به احمدی نژاد پیغام دادند مراقب خودت باش

سرمقاله نویس روزنامه کیهان در شماره امروز این روزنامه نوشت: خيلي  سربسته و تلگرافي به احمدی نژاد گفته اند مراقب خودت باش.

به گزارش خبرنگار سیاسی «شبکه خبر دانشجو» محمد ايماني در مطلبي با عنوان «SMS داريد» نوشته است:

اگر قرار بود شما درباره انتخابات روز جمعه رياست جمهوري تلگراف بزنيد يا پيام کوتاه (SMS) بنويسيد و بفرستيد، کدام مضامين و گزاره ها را برمي گزيديد؟ اين روزها بازار پيام کوتاه داغ است، عباراتي نظير: «... ديشب همگي به پاي روشنگري ات- جز چيز جواب ديگري نشنيدند»،  «... طالب سبزم، نه اين سبز ريا...»، «اتوبان شهيد احمدي نژاد به زودي... افتتاح مي شود»، «دولت احتمالي چيز:آقاي...»، «20 ميليون صلوات براي  زنده ماندن راه امام و شهدا با رأي 20 ميليوني به... در انتخابات (سهم شما: يک رأي، يک صلوات+ارسال پيام)»، «برنامه شما چيه؟ اصلاً براي چي نامزد شديد؟... بذاريد اينها را کارشناس هاي من جواب بدهند... حميد!» اما غير از اين مضامين، مي توان گزاره هاي کوتاه خبري و تحليلي را درباره انتخابات 22 خرداد 88 فهرست کرد. نوشتار حاضر مي کوشد با اجمال تمام به برخي از اين گزاره ها بپردازد.

1- اين معجزه و هنر جمهوري اسلامي است که مي تواند مخالفان معاند خود را مسحور خويش کند. امروز طيف گسترده اپوزيسيون چنان منفعل و  خلع سلاح شده اند که به اعتبار حضور گسترده مردم پاي صندوق هاي رأي نه جرئت تحريم انتخابات را دارند و نه روي شرکت در آن و ريختن رأي در سبد و صندوق نظام. چند سال منفي مي بافند و سياه مي نمايانند و ادعاي انتصابات و تقلب مي کنند اما وقتي مي بينند کسي از ملت گوشش بدهکار اين حرف ها نيست، با سرافکندگي مي گويند شايد ما هم شرکت کرديم البته براي انتخاب از ميان بد و بدتر! پاسخ آنها اين ضرب المثل خواهد بود که تو بدم، بمير و بدم! مهم اين است که جمهوري اسلامي آنها را خلع سلاح نموده و  مدني تر و اجتماعي ترشان کرده است. البته دست ملت  در اين عرصه تربيتي درد نکند که در صحنه هاي انتخابات آمدند تا به اپوزيسيون پرفيس و افاده اما عقب افتاده، آداب مدنيت و سياست ورزي را بياموزند.
2- کارناوال و پايکوبي، و فيلم تبليغاتي و گريه جاي خود، اما اين مناظره هاي رو در رو و مستقيم انصافاً تکليف مردم  را  با نامزدها معلوم کرد. مردم بي واسطه ديدند که نامزدها، عيارشان کدام است و غير از نق و نوق، چقدر حرف حساب دارند و برنامه شان چيست يا نيست! البته برخي مناظره ها، تبديل به مغازله يا مشاعره شد تا مردم بفهمند اس ام اس هاي  ارسالي که اسامي برخي نامزدها را تلفيق شده منتشر مي کردند بي دليل نبوده و طرفين ميز، يکي بيشتر نيستند و فقط چند نفره آمده اند تا وقت بيشتري را از رقيب دريغ کنند و بيشتر بتوانند به او بتازند در حالي که او يک سهم بيشتر براي پاسخ گفتن نخواهد داشت! اما با همه اين شعبده بازي ها- که هيچ کدام را نبايد به حساب دروغ و تزوير و فريب مردم گذاشت!- مناظره ها براي مردم بسيار با برکت بود از آن جهت که نشان داد هر کدام نامزدها، صرف نظر از احزاب و گروه ها و ستاد حامي، خود چه کاره اند، چقدر شجاعت و اعتماد به نفس و آرامش دارند يا ندارند، مرد عمل و تغيير مثبت مي توانند باشند يا نمي توانند، و آنها قرار است رئيس جمهور شوند يا قرار است  مرئوس  باشند و کساني آنان را اداره کنند. مردم بدون واسطه نامزدها را ديدند، بدون گريم. تا کسي نتواند در بازار سياست، گنجشک را رنگ کند و جاي قناري بفروشد يا به جاي نوکر ملت، تدارکاتچي باندها و حلقه هاي ذي نفوذ باشد.

3- شعار «تغيير»، هم سمت و سو مي خواهد و هم ظرفيت و شجاعت. به رخ کشيدن صرف کاستي ها و ضعف ها يا حتي منفي و سياه نشان دادن نقاط قوت کشور و دولت، و ادعاي اينکه «تغيير بايد»، نه تنها هنر نيست که گنگ و نارساست. به انحطاط افتادن و عقبگرد زدن و ارتجاع هم نوعي تغيير است اما از چه جنسي؟ نوعي دگرگوني (و انقلاب) است اما از کدام نوع، دگرگوني به عقب يا پيش رو؟ حتماً دولت دهم بايد بهتر از دولت نهم باشد. اين قانون جامعه رو به پيشرفت و مؤمن است. اما اگر قرار باشد به نام تغيير، از دولت نهم  به ناکارآمدي هاي آشکار و آشفتگي هاي گفتماني و رفتاري دولت هاي پنجم تا هشتم سقوط کنيم، اين خسراني آشکار خواهد بود. بايد ديد و سنجيد کدام يک از نامزدها کفايت و ظرفيت و اقتدار حرکت رو به جلو را در دهه چهارم انقلاب (دهه پيشرفت و عدالت) دارند و کدام ها، پايشان از هم اکنون در گذشته و گذشتگان و درس پس دادگان گير است.
بايد ديد آيا نامزدي که به اذعان رسانه رسمي اش، 1490 نفر مقام دولتي سابق (معاون رئيس جمهور، وزير و معاون و مدير کل و استاندار و فرماندار و شهردار) ستادش را قرق کرده اند- و به عنوان مثال وزير نفتي در ستاد وي حضور دارد که قرارداد خائنانه کرسنت را به ثمن بخس (5/17 دلار به  جاي حداقل 230 دلار) براي 25 سال به امارات فروخت و چندين دلال،  رشوه هاي کلان به خاطر همين ماجرا گرفتند- ديگر جايي براي نخبگان و اصلاح طلبان واقعي هم خواهد داشت؟ لابد 1500 نفر ديگر از مقام هاي سابق هم در ستاد آن يکي نامزد همسو حضور دارند. طبق قرار قبلي هم گفته شده که هر يک رئيس جمهور شد از ظرفيت ستاد ديگري استفاده کند. خب! اين 3 هزار مقام سابق که في سبيل الله! به ستادها پيوسته اند، جايي براي تنفس و تغيير هم باقي مي گذارند؟

زمين بازي نبايد گم شود. کسي حق ندارد تقلب کند و پيراهن حريف را بپوشد و وارد رقابت شود. 22خرداد 88 دور پيچيده تري از ماراتن سنگين 27 خرداد و سوم تير 84 است. يک جبهه با پيچيدگي تمام - اما ظاهراً با تکثر- مثل 4 سال پيش نمونه واقعي محافظه کاري و تصلب و تغييرناپذيري در پوشش شعار تغيير و اصلاح است و جبهه ديگر، اراده تغييرات و اصلاحات همطراز  انقلاب اسلامي و مطالبات مشروع ملت را دارد. حريفان به جاي يکي، چند جبهه گشوده و مي کوشند داوران و ناظران و تماشاگران را به اشتباه اندازند. آنها ادعاي تغيير و تحول مي کنند حال آن که زانوانشان چيز ديگري را نشان  مي دهد. کافي است مرور کنيد سخنان دبيرکل متخلف يکي از همين احزاب را که چون يک قلم از تخلفاتش در مناظره تلويزيوني عنوان  شده، با گستاخي مي گويد «اينها انتشار اسرار نظام است و رئيس جمهور به خاطر همان مناظره بايد رد صلاحيت و  برکنار شود»!

4- صداي آقاي خاتمي در گوش ملت همچنان طنين انداز است که در سال آخر رياستش گفت «صداي دشمن از اردوگاه اصلاح طلبان به گوش مي رسد» و هشدار وزير اطلاعات او همچنان جاي تأمل دارد که «بارها به برخي احزاب دولتي در دولت اصلاحات گفتم نمي شود شما هم در دولت و حکومت باشيد و هم مانند اپوزيسيون رفتار کنيد». در گوش ما آشناست بانگ  آقاي محتشمي پور رئيس فراکسيون دوم خرداد که از پشت تريبون مجلس مديريت وزارت نفت را «فاجعه» و قراردادهاي نفتي از جمله قراردادهاي شرکت پتروپارس را آميخته با تخلفات و ابهامات مي خواند. حالا همين آقا با همان آقاي وزير نفت مشترکاً در يک ستاد دنبال القاي نگراني درباره سلامت انتخابات و صيانت از آرا هستند! يعني دوباره گرگ و ميش با هم رفيق شده اند و ديگر کسي نه صداي دشمن را مي شنود، نه احزاب تبديل شده به گروهک ها را که در ستادهاي انتخاباتي تصميم سازي مي کنند و نامزدها را تاتي تاتي راه مي برند، مي بيند و نه کسي مي پرسد پول نفت کجا رفت و حق مردم چه شد.آيا جبهه اي چنين متزلزل و پراگماتيست و بي آرمان که به اندازه يک آب کش بزرگ مي توان در او منفذ و رخنه يافت- حتي اگر بخواهد- مي تواند حقي را براي مردم مطالبه کند يا مرزهاي منافع ملي را مصون دارد يا طمع کردگان را براند؟! طايفه اي را که بتوان به غنيمتي در حد آب نبات فريفت و گوهر به امانت سپرده شده نزد وي را گرفت و گريخت، چگونه مي توان اعتماد کرد و امين قرار  داد.

5- نقد  و انتقادهاي فراواني را مي شود به عملکرد رجالي چون خاتمي، هاشمي، کروبي و موسوي وارد کرد. همه آن نقدها جاي خود محفوظ! اما خطاي استراتژيک است اگر تصور کنيم  چالش و معضل اصلي  منحصراً  آنها هستند. پول گرفتن آقاي کروبي و امثال وي از شهرام جزايري فاجعه است اما فاجعه بارتر آن روندي است که باعث مي شود جوانکي سمبوسه فروش و 25 ساله بتواند مجلس و دولتي را يکجا در کمتر از 5 سال اصلاحات کذايي رام کند و 150 ميليارد تومان از بيت المال غارت کند و تازه او بشود انگشت کوچک مفسدان اقتصادي آن روزگار.

توقف در چند چهره خاص که متاسفانه پلي هموار براي عبور دشمنان و شبيخون زدن به جبهه خودي مي شوند، نبايد ما را از جبهه و صف به هم پيوسته مفسدان اقتصادي، فرهنگي و سياسي غافل کند يا جنگ اصلي  با اين جبهه فساد را تبديل به منازعه اي صرف در درون خانواده کند. بله  اعضاي خطاکار را در خانواده بايد سرزنش و توبيخ کرد اما نبايد از دشمنان اصلي و گروهک هاي طمع کرده و در رأس همه دشمنان، شيطان بزرگ غافل ماند.

6- رئيس جمهور آمريکا مي گويد «پرونده هسته اي ايران به نقطه اي سرنوشت ساز رسيده است». محافل بسياري در آمريکا همانند روزنامه بوستون گلوب- به خاطر سياست خارجي مقتدرانه و عزتمندانه ايران طي سال هاي اخير- به اين باور رسيده اند که «رفتار آمريکا از اين کشور در بين ايراني ها يک شيطان بزرگ ساخته بنابراين اوباما دليلي ندارد به اين رفتار غيرمتمدنانه ادامه دهد بلکه رفتار آمريکا بايد اصلاح شود». آنها هستند که بايد تغيير کنند و از تفرعن خويش دست بردارند و بيش از اين سرافکندگي به جان نخرند. اما ما که بر حق مشروع خويش ايستاده ايم، چرا بايد تغيير کنيم؟ انتخابات نقطه اي سرنوشت ساز براي سياست خارجي، و منافع و امنيت ملي ماست. بايد مردي را انتخاب کرد تا آمريکايي  که مجبور به عقب نشيني شده را مجدداً جسور نسازد و خوي تهاجمي و طمع ورزي را  دوباره در آنان احيا نکند.

7- پنج شنبه گذشته (فرداي مناظره سرنوشت) در مسجد جامع يکي از شهرها و با حضور مردم مشغول گفت وگو درباره پيدا و پنهان انتخابات بوديم که يکي از حضار اس ام اسي را قرائت کرد: «اتوبان شهيد احمدي نژاد بزودي... افتتاح مي شود». چون نام شخص ديگري هم مطرح شده بود، تصريح کردم طرح چنين مباحثي ولو به طنز پسنديده نيست. اما يک هفته پس از آن ماجرا  نه اس ام اس هاي طنز بلکه خبرهاي واقعي به تواتر از زبان سردمداران برخي از همين احزاب گردن کلفت منتشر مي شود که آشکارا مي گويند احمدي نژاد بايد به خاطر مناظره هايش، محاکمه شود، تحت تعقيب قرار گيرد، عدم کفايتش اعلام شود، رد صلاحيت  و برکنار شود و...!چرا؟ چون 4 سال مورد اتهام و تخريب و ترور شخصيت  و فحاشي قرار گرفته و حالا به طور مستند گفته «خودتان هستيد»؟! خب، تعارف چرا؟ بفرماييد بايد او را سينه ديوار گذاشت و تيربارانش  کرد. يا بمب در دفترش گذاشت و کارش را ساخت، درست مثل محمدعلي رجايي که بلد نبود با اهل فساد و نفاق کنار بيايد. احمدي نژاد گويا همين چهار سال را هم زيادي زنده بوده و  رئيس جمهور مانده است. آخر او هم باور دارد «روا بود که حق برملا شود، اگرچه در رهش جان فدا شود». خيلي  سربسته و تلگرافي به او گفته اند مراقب خودت باش!/انتهای پیام/

محمد ايماني

پربازدیدترین آخرین اخبار