گفتمان آقاي موسوي؛ گفتمان امام(ره)نبود
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» محبيان صبح امروز و در جلسه هفتگي جامعه انجمنهاي اسلامي اصناف و بازار ضمن تبريک اعياد شعبانيه گفت: رسم بر اين است که وقتي يک واقعه سياسي رخ ميدهد؛ متوليان شروع به بررسي ميکنند تا بتوانند با توجه به تمامي موارد اشکالات را برطرف نمايند. اکنون موقعي است که ميتوان اين بررسي را انجام داد و ديد که چرا جريان موسوم به اصلاحات نتوانست مسير را آنطور که ميخواست پيش ببرد و باعث از دست رفتن اعتماد مردم گرديد که جهت بازگرداندن اين اعتماد بايد هزينه گزافي بپردازد. بنده 14 مورد از اشکالات اين جريان را قبل و بعد از انتخابات بيان خواهم نمود.
وي در ادامه افزود: اولين مورد اشتباهي که اصلاحات و در صدر آن آقاي موسوي انجام دادند توجه نداشتن به زمان جهت ابلاغ پيام بود بطوريکه در عرف سياسي معمول است که پس از يک انتخابات حزبي که ميخواهد در انتخابات بعدي شرکت کند بايد تا 4 سال آينده را برنامه ريزي و زمانبندي نمايد و نبايد به اينگونه باشد که 1 ماه مانده به انتخابات تازه به اجماع نظر در مورد فرد پيشنهادي برسند که در اين زمان نميتوان به مردم پيام درستي را ابلاغ نمود.بايد توجه داشت سياست مانند اقتصاد است بطوريکه يک فرد تاجر با بوجود آوردن يکسري مسائل مانند بسته بندي زيبا و... اقدام به فروش جنس خود مي نمايد يک فرد سياسي نيز بايد زمان داشته باشد تا بتواند طرز تفکر خود را در جامعه جاي بياندازد که اين مورد را جريان اصلاحات به هيچ وجه رعايت نکرد.
محبيان درباره دومين مورد گفت: اساسا وقتي مردم ميخواهند تمرکز کنند نبايد ترديدي وجود داشته باشد بطوريکه اثبات شده مردم يک نيمه مطلوب ثابت را به مطلوب متزلزل ترجيح ميدهند و اين بدان معناست که جريان اصلاحات در هر بازه زماني يک نفر را جهت شرکت در انتخابات معرفي مينمود که اين مورد باعث ترديد و دودلي مردم گرديد.
وي سومين مورد را استفاده از راي سلبي و منفي مردم بر عليه رقيب دانست و گفت: در انتخابات سال 84 شاهد بوديم که چه درست و چه غلط يک جريان راي منفي نسبت به آقاي هاشمي شکل گرفت و با استفاده از اين مورد آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور شد ؛جريان اصلاحات نيز بجاي ارائه برنامه ميخواست دقيقا از چنين مسئله اي و با حمله به آقاي احمدي نژاد استفاده کند که دقيقا اين مورد نتيجه عکس داد بطوريکه همان تخريب بر عليه ايشان باعث تبليغات مثبت گرديد.
محبيان دو قطبي شدن فضا را چهارمين مورد دانست و گفت: بحث ديگر بوجود آوردن فضاي دوقطبي انتخابات بود که اين مسئله نيز به نفع آقاي احمدي نژاد گرديد زيرا ايشان بازي آنها را خوانده و همانطور که در مناظره ها شاهد بوديم افکار را بسوي خود برگرداندند بطوريکه در يکي از مناظره ها عنوان شد که شما همان نيروهاي فرد مورد نظر سال 84 هستيد.
وي درباره پنجمين مورد گفت: در بحثي که ايجانب در بهمن ماه با آقاي موسوي داشتم ايشان انتقاداتي را نسبت به آقاي معين جهت رفتن ايشان به سمت گفتمان ليبرالي در انتخابات سال 84 وارد نمودند و عنوان کردند که من فقط از گفتمان امام پيروي ميکنم ولي عملا شاهد بوديم که ايشان از گفتمان امام دور شدند و به سمت ديگري رفتند.
محبيان پيرامون مورد ششم اظهار داشت: از ابتدا تمام افراد صاحب فن به آقاي موسوي متذکر شدند که در مورد انتخاب افراد پيرامونش اشتباه نکند و ياد آور شدند که دليل شکست آقاي خاتمي انتخاب افراد تندرو بود.ايشان اذعان داشتند که هسته مرکزي ما افرادي معتقد و معقول هستند بطوريکه اينگونه هم بود ولي ايشان توجه به اين مسئله نداشتند که وقتي جريان تند شد راديکالها به هر نحوي ميايند و در نتيجه ديديم که اينگونه نيز شد.
وي گفت: مورد هفتم اينست که هر سياستمدار جهت پيش برد کارها و عقايد خود بايد بتواند وقايع را پيش بيني کند و چند قدم جلوتر را ببيند و حداقل بايد بتواند 2 يا 3 حرکت رقيب خود را پيش بيني نمايد.براي هر سياستمداري سه سناريو وجود دارد که بترتيب عبارتند از: بدترين حالت-حالت مياني و بهترين حالت که بايد هر سه مورد را در نظر بگيرد در صورتيکه آقاي موسوي فقط مورد اول يعني بدترين حالت را در نظر گرفت و ايشان خود را فقط براي جريانها و آشوبهاي بعد از انتخابات آماده نمودند.
هشتمين استفاده از رسانه هاي خارجي جهت پيش برد اهداف بود و بين خود فکر ميکردند که با استفاده از شبکه هايي مانند BBCميتوانند افکار خود را به مردم القا کنند در صورتيکه به اين مورد توجه نکردند که اگر هم مردم به اين رسانه ها گوش دهند باز هم در فکر خود تحليل خواهند کرد که چرا يک رسانه غربي از يک فرد خاص حمايت ميکند و اين مورد هم باعث راي منفي آقايان گرديد.
محبيان نهمين مورد را تحليل شدن و نه هدايت شدن افکار عمومي در جريان انتخابات دانست و گفت: هر فردي در جامعه داراي فکر و ايده متفاوتي است که در جريان انتخابات بايد اين افکار کاناليزه شوند و بعد هدايت شوند.اگر نتوانيد افکار را اداره کنيد و فقط آنها را تحريک کنيد وقايعي مانند وقايع بعد از انتخابات پيش خواهد آمد.اولين خصوصيت يک رهبر ايجاد نشاط و انرژي در جامعه و بعد هدايت آن است.آقاي موسوي بجاي اين که مردم را تحريک کنند که به خيابانها بريزند بايد مردم را آماده انتخابات بعدي مينمودند.
وي درباره دهمين مورد تصريح کرد: آقاي موسوي از ابتدا اعلام کردند که وارد ميشوند در چهاچوب قانون و تاکيد نمودند که اختلافات گذشته را با رهبري حل کرده اند و در جائي نيز اعلام نمودند که هر کس جايگاه رهبري را نداند نميتواند بعنوان رئيس جمهور به کشور خدمت نمايد.ولي ايشان درعمل عکس اين مورد را انجام دادند بطوريکه بعد از انتخابات و در حاليکه هنوز راي قطعي شوراي نگهبان اعلام نشده بود ؛شروع به ايجاد تنش نمودند و گفتند که انتخابات بايد ابطال گرددو مردم را به خيابانها هدايت نمودند در صورتيکه يک سياستمدار وظيفه دارد که آستانه تحمل مردم را بالا ببرد .
محبيان در تشريح دهيمن مورد گفت: يک حکومت زماني سرنگون ميشود که مردم نخواهند مانند قبل زندگي کنند و حکومت نيز نتواند مانند قبل حاکميت داشته باشد.آقايان به اين نتيجه رسيدند که ميتوانند با بوجود آوردن يک موج اجتماعي به نظام ضربه بزنند ولي به اين مورد توجه نکردند که اگر در جايي انقلابي بوجود آيد حداقل تا 50 سال امکان انقلاب ديگري وجود ندارد.و توجه به اين مسئله ننمودند که اگر 100 نفر را به خيابانها بياورند نظام 1000 نفر را در مقابل آنها قرار ميدهد و بجز ايجاد هزينه کار ديگري نميکنند.
وي تفکر کوتاه آمدن نظام در برابر فشارها را مورد دوازدهم دانست و گفت: آقايان با اين تفکر ميخواستند که نظام را تضعيف کنند و به سخنان رهبري دقت نکرده بودند که ما در نظام اسلامي شاه سلطان حسيني رفتار نخواهيم کرد.
محبيان در توضيح مورد سيزدهم گفت: يک سياستمدار بايد مانور سياسي را بداند يعني بتواند در مواقعي که اشتباه ميکند به اشتباه خود اعتراف کند و در مسير صحيح قرار بگيرد و واکنش صحيح انجام دهد .آقاي موسوي ميتوانست بعد از انتخابات با تشکيل يک حزب يا جبهه طرفداران خود را سازماندهي کند و براي انتخابات آينده آماده نمايد نه اينکه با رفتار عصبي باعث شود مردم به خيابانها بيايند.
وي در پايان و در تشريح چهاردهمين مورد اظهار داشت: مورد آخر درس گرفتن افراد از تاريخ است؛يک سياستمدار خوب بايد تاريخ را خوب بداند زيرا وقايع تکرار ميشوند.در کل تاريخ هرگاه جرياني به سمت راديکاليسم رفت جوابي نگرفت؛هر کس ميخواست با رايش نظام را به چالش بکشد شکست خورد و بايد توجه داشته باشند که هر گاه اين مسير غلط را پيش گرفتند به سر منزل مقصود نخواهند رسيد مانند جريان اصلاحات که وقتي به سمت تندروها رفتند در عمل چيزي جز شکست بدست نياوردند./انتهاي پيام/