دستگاه قضايي مهدي کروبي را احضار كند
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۶۷۳۶
حسين شريعتمداري:

دستگاه قضايي مهدي کروبي را احضار كند

حسين شريعتمداري در سرمقاله امروز روزنامه کيهان نوشت: وظيفه قطعي و غيرقابل ترديد دستگاه قضايي آن است که مهدي کروبي را احضار کرده و از او براي اتهامي که وارد کرده است دليل و سند بخواهد.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن کامل اين سرمقاله که با عنوان «چه ارزان خريدند؟!» منتشر شده به اين شرح است:

1- مي گويند پادشاهي با تعجب آميخته به تقدير، وزير خود را گفت؛ فلان صاحب منصب از اردوگاه دشمن، در ميان اهل ديار خود قدر و منزلت بالايي داشت و جز به مقام بلند در کشور خويش تن نمي داد، چه ارزان او را خريدي و به آستان بوسي ما آوردي؟ آنهم در جمع چاکران و غلامان، نه بزرگان و اميران؟! و زير زمين ادب بوسيد و گفت: او را هنگامي خريدم که قدر و قيمت پيشين بر باد داده و به غايت ارزان شده بود! هنر من آن نيست که متاع گران را ارزان خريده باشم، بلکه کالاي ارزان را به قيمت خريده ام!

2- شامگاه روز يکشنبه 18 مردادماه 88 سايت اينترنتي حزب اعتماد ملي نامه اي از مهدي کروبي خطاب به آقاي هاشمي رفسنجاني را منتشر کرد که بلافاصله با استقبال گسترده خبرگزاري هاي خارجي و سايت هاي خبري گروههاي ضد انقلاب روبرو شد. در اين نامه مهدي کروبي از رئيس مجلس خبرگان خواسته است «درباره شايعه تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها تحقيق کند»! اين نامه تاريخ 7 مرداد، يعني 14 روز پيش را دارد و پسر کروبي در توضيح آن مي گويد پدرش اين نامه را ده روز بعد از ارسال خصوصي براي آقاي هاشمي رفسنجاني و در حالي که جوابي از او نگرفته است براي عموم منتشر مي کند! در نامه کروبي آمده است «عده اي از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند که برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده اند(!) که منجر به ايجاد جراحات و... گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز کرده اند، به طوري که برخي دچار افسردگي و مشکلات جدي روحي و جسمي گرديده اند»! کروبي در اين نامه از منابع خبري خود نام نمي برد و تنها مي نويسد: «افرادي اين مطالب را به من گفته اند که داراي پست هاي حساس در اين کشور بوده اند»!

3- «منبع سياه» يکي از ترفندهاي شناخته شده و معروف در عمليات رواني است که بيشترين کاربرد آن در «شايعه پراکني» است. در اين ترفند، «شايعه» مورد نظر دشمن به نقل از يک منبع ناشناخته و نامعلوم، ساخته و منتشر مي شود که اصطلاحاً به «منبع سياه-Black Source» معروف است.

انتخاب منبع سياه با اين منظور صورت مي پذيرد که مخاطبان شايعه فقط شنونده باشند و مراجعه به منبع و کشف واقعيت براي آنان امکان پذير نباشد، چرا که اگر منبع ارائه شده از نوع «سفيد» -روشن و قابل دسترسي- و يا «خاکستري»- نيمه روشن و نهايتاً قابل کشف- باشد، علاوه بر رسوايي شايعه پردازان، کارآيي شايعه نيز از بين مي رود. کارشناسان و صاحب نظران برجسته عمليات رواني، تاکيد مي کنند که شايعات برخاسته از منبع سياه، دوام چنداني ندارد و در فاصله کوتاهي پس از انتشار، بي اثر مي شود. از اين روي معتقدند که از ترفند منبع سياه فقط بايد در فضاي غبارآلود و با اهداف کوتاه مدت استفاده کرد.

«منبع سياه» با واژه هايي نظير «گفته مي شود»! «شنيده شده است»! «افرادي که نمي خواهند نامشان فاش شود گفته اند»! و... ارائه مي شود و در برخي از موارد نيز براي اين که «شايعه» برخاسته از منبع سياه، واقعي جلوه داده شود، سازندگان شايعه، ضمن ارائه «منبع سياه» از مخاطبان مي خواهند که خود درباره صحت و سقم آن دست به تحقيق و بررسي بزنند!

در نامه کروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني، تمامي ويژگي هاي «شايعه سازي با استناد به منبع سياه» ديده مي شود. در اين نامه به جاي ارائه منابع قابل بررسي، از واژه هايي نظير «عده اي از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند»!، «از افرادي که در کشور پست هاي حساس داشته اند، شنيده ام»! و... استفاده شده که شامل افراد فراوان و بي شماري مي شود و هيچکدام از آنان نيز بدون اشاره به نام و نشان آنها قابل دسترسي نيستند. نکته درخور توجه اين که در ادامه نامه مهدي کروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني از دومين شگرد در «سازه شايعه با منبع سياه» نيز استفاده شده و خطاب به آقاي هاشمي از وي خواسته شده است «مسئوليت تحقيق و بررسي جهت تعيين صحت و سقم اين اخبار را برعهده بگيرد»!

همانگونه که ديده مي شود در نامه مهدي کروبي از يکسو شايعه اي خطرناک و مشمئز کننده ساخته مي شود و از سوي ديگر هيچ منبع قابل دسترسي براي تحقيق درباره آن ارائه نمي شود. يعني دقيقاً شايعه اي برخاسته از منبع سياه ساخته و منتشر شده است و با شناختي که از مهدي کروبي در دست است و مخصوصاً طي چند ماه اخير آشکارتر شده است به جرأت مي توان گفت وي در حد و اندازه اي نيست که خود اين شايعه را با رعايت تمامي ترفندها و ريزه کاري هاي فني تهيه کرده باشد. اما چه کساني آن را ساخته اند؟ کافي است به اطرافيان مهدي کروبي و سوابق شناخته شده آنها نظري افکنده شود!

4- در آموزه هاي عمليات رواني، شايعه برخاسته از منبع سياه در حد يک شبنامه ارزيابي مي شود که فاقد اثرگذاري مورد نظر شايعه سازان است، کارشناسان عمليات رواني براي جبران اين نقيصه توصيه مي کنند که ارائه «منبع سياه» را يک «شخص حقيقي» و شناخته شده برعهده بگيرد تا نگاه مخاطب قبل از «منبع» به شخص ارائه کننده «منبع سياه» جلب شود که اين وظيفه را مهدي کروبي برعهده گرفته است. اما، همين کارشناسان، از اين حالت با عنوان «ترفند کثيف DIRTY TRICK» ياد مي کنند و معتقدند شخصي که مأموريت ارائه منبع سياه را برعهده مي گيرد بايد از شخصيت خود عبور کرده باشد و يا به اندازه اي کم شعور باشد که قدرت درک پايان ماجرا را نداشته باشد، چرا که شايعه برخاسته از منبع سياه، بسيار کم دوام است و بي اساس بودن آن خيلي زود بر ملا شده و براي شخص مفروض رسوايي برانگيز خواهد بود. بايد توجه داشت که ميزان اين رسوايي با نوع شايعه ارتباط مستقيم دارد و هر چه شايعه مشمئز کننده تر، رسوايي حاصل از آن بيشتر...

و اما دشمن در مهدي کروبي کدام ويژگي مورد لزوم براي «ترفند کثيف» را کشف کرده که او را برگزيده است؟! آنچه به جرأت مي توان گفت اين که؛ کروبي طي چندماه اخير به يکي از سهل الوصول ترين شخصيت هاي مورد نياز براي دشمنان ايران اسلامي و مردم شريف آن تبديل شده و به قول وزير آن پادشاه، ارزان شده است که ارزان خريده مي شود!

5-چرا کروبي نامه مورد اشاره را خطاب به آقاي هاشمي نوشته است؟ اين نامه، مطابق معمول و به روش جاري و معقول بايد خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه نوشته مي شد. ولي تهيه کنندگان نامه کذايي مي دانسته اند که نامه نگاري به قوه قضائيه و درخواست بررسي از اين قوه الزاماً بايستي با ارائه سند، دليل و يا شواهد و قرائني همراه باشد و دست کروبي- بخوانيد تهيه کنندگان اصلي نامه- از اين اسناد و شواهد خالي است. و اساساً هدف از ارسال نامه ياد شده، شايعه پردازي و فضاسازي براي سوءاستفاده دشمنان بيروني بوده است و چنانچه کروبي اين نامه را براي آيت الله شاهرودي مي فرستاد، ايشان بلافاصله از وي درخواست سند و شاهد کرده و بررسي براي صحت و سقم اين شايعات را در دستور کار قرار مي داد. در اين حالت -مفروض- اولا؛ دست کروبي - بخوانيد دست هاي پنهان در پشت ماجرا- خيلي زود برملا مي شد. و ثانياً کروبي نمي توانست ادعا کند که نامه را ابتدا به طور خصوصي براي آقاي رفسنجاني فرستاده و بعد از آن که پاسخي نگرفته اقدام به انتشار عمومي آن کرده است! و حال آن که مقصود اصلي نامه، سياه نمايي عليه اسلام و انقلاب و مقصد اصلي آن، رسانه ها و محافل بيگانه بوده است و اگر نامه خطاب به آيت الله شاهرودي نوشته مي شد، اين مقصود و مقصد به دست نمي آمد، چرا که ارزشي بيشتر از يک ترفند نداشت.

دقيقاً مانند اين که، شخصي با ارسال نامه به يکي از مسئولان غيرقضايي و غيرامنيتي ادعا کند «برخي از افراد و کساني که قبلاً در کشور مسئوليت داشته اند، خبر داده اند که مهدي کروبي تعدادي از جوانان را به بهانه اشتغال به يک خانه تيمي متعلق به حزب اعتمادملي کشانده و سپس به طرز فجيعي آنها را به قتل رسانده است»! و از آن مسئول بخواهد که «صحت و سقم اين اخبار را بررسي کند»! و سپس اين نامه را براي راديوهاي بي بي سي، آمريکا، اسرائيل و سايت خبري بهايي ها و... بفرستد. اين حالت با آنچه مهدي کروبي نوشته است چه تفاوتي دارد؟! هيچ! و از نظر قضايي و حقوقي چه ارزشي دارد؟ باز هم؛ هيچ!!... پس «اي هيچ براي هيچ بيهوده مپيچ»!

6- اگرچه مهدي کروبي براي بسياري از اطرافيان خود نيز قدر و منزلتي ندارد تا آنجا که مسئول ستاد انتخاباتي وي، پاي صندوق راي، برگه راي خود را به همه نشان مي دهد تا بدانند او آنقدر کم هوش و کودن نيست که به کروبي راي بدهد! ولي مردم براي قدر و منزلت انقلاب و نظام اسلامي خود ارزش فراواني قائلند و اجازه نمي دهند افرادي مثل مهدي کروبي براي خوشامد عوامل سيا و موساد، با حيثيت آنها بازي کند! بنابراين وظيفه قطعي و غيرقابل ترديد دستگاه قضايي آن است که مهدي کروبي را احضار کرده و از او براي اتهامي که وارد کرده است دليل و سند بخواهد و اگر دليل و سندي ارائه داد که ماجرا با جديت و بدون اغماض پي گيري شود. و اگر دليل و سندي ارائه نکرد- که ندارد و نمي کند- او را بدون کمترين ملاحظه اي مجازات کنند. بديهي است که در اين زمينه بايد به قول حضرت امام(ره) نگاه حکومتي داشت و جرم انجام شده را عادي تلقي نکرد.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار