اینجا دیار کوخ هاست، کمی آنسوتر از کاخ ها!
ضرغام نصرتی - گروه اجتماعی؛ سومين اردوي جهادي اصحاب رسانه، روز پنجشنبه 21 آبان ماه 88 ساعت 30/8 صبح، پس از جلسه معارفه خبرنگاران و تصويرگران، از مجتمع فرهنگي دانشجويي 13 آبان به طرف يکي از شمالي ترين نقاط پايتخت، محله «پس قلعه» شميران آغاز مي شود.
اينجا لانه جاسوسي سابق آمريکا و مجتمع دانشجويي - فرهنگي 13 آبان است که درحال حاضر پاتوق بچه هاي دانشجو و تشکل هاي دانشجوئي است. تاريخ را ورق مي زنم، باغي وسيع و ساختمانهاي مقاوم را مي بينيم كه سه دهه پيش بزرگترين مركز جاسوسي خاورميانه و تكيه گاهي امن براي بزرگترين قدرت استكباری بود.
دو ميني بوس به طرف شمال تهران حركت مي كند، خيابانهاي شرقي- غربي را يكي يكي رد مي كنيم، ميدان سعدآباد را به طرف «سربند» و پس قلعه طي كرده و فاصله كاخ و كوخ را مي پيماييم.
در انتهاي جاده ماشين رو پياده مي شويم. اهالي پس قلعه منتظر ما هستند، به محض پياده شدن درددلها را با خبرنگاران آغاز مي كنند و از نبود جاده و امكانات شاكي هستند، گويا شهرداري منطقه 1 ناتمام ماندن جاده را به گردن فرمانداري شميرانات و فرمانداري شميرانات به گردن شهرداري منطقه 1 مي اندازد.
چند بار محله «پس قلعه» بين شهرداري و فرمانداري دست به دست مي شود و از يك سال و نيم پيش فرمانداري مي گويد پس قلعه در حوزه استحفاظي ماست و شهرداري هم اين محل را به حال خود رها كرده، ولي هنوز در كوچه ها پلاكهاي شهرداري نصب است و كارگران بلديه مشغول جمع آوري زبالههاي اين منطقه هستند.
اهالي حدود 50 نامه را به خبرنگاران نشان مي دهند و آن را دليل بر تعلق اين منطقه به شهرداري منطقه يك عنوان مي كنند و از پيگيريهاي خود از سال 72 تا به حال گزارش مي دهند و از كارشكنيهاي بعضي از صاحبان رستوران هاي محل سخن به ميان مي آورند و اختلاف زياد عوارض فرمانداري و شهرداري در مغازهها را يادآور مي شوند.
كمتر از يك كيلومتر تا نهايي شدن جاده و ارتباط محل با تهران نمانده و نبود خانه بهداشت، مدرسه و ساير امكانات به عدم وجود اين جاده ختم مي شود.
مسير را تا بالاي پس قلعه ادامه مي دهيم. در بين راه كوهنوردان را مي بينيم. روزهاي پنجشنبه و جمعه تردد كوهنوردان در اين محل بيشتر است، كوهنوردي كه خود را از اهالي قلهك معرفي مي كند خواستار جمع آوري دكههاي كنار رودخانه مي شود که موجب آلودگي رودخانه مي شوند. وي همچنين از نبود سرويسهاي بهداشتي شاكي است.
كوهنورد ديگري كه خود را ساكن ميرداماد مي خواند موافق احداث جاده است و مي گويد: احداث جاده به شرط آن كه به اكوسيستم دست نزنند، موجب فاصله اندك تهران با اين منطقه و جذب توريست مي شود.
يک کوهنورد ديگر از هزينه زياد امتداد جاده مي گويد و عنوان مي كند كه به جاي احداث جاده تا پس قلعه، اهالي را در جايي ديگري تجميع كنند.
مسير را در پس قلعه ادامه مي دهيم. راههاي صعب العبور را به سمت رشتهكوه البرز طي مي كنيم، از كسبهها مشكلات محل را مي پرسيم كه همهشان يكصدا جاده را اولويت اول مي دانند و از مردن زنان زائو و بيماران قلبي به خاطر نبود امكانات شاكي هستند و دليل قرباني شدن حدود 50 نفر را در 40، 50 سال اخير نداشتن راه قلمداد مي كنند.
به يكي از خانهها سرك مي كشيم، اتاقها نمور هستند و بوي نفت در فضاي اتاق پيچيده است و ساكنشان لوله كشي گاز را با حسرت آرزو مي كنند. در بساط همه مغازههاي سر راه، لواشك و آلوچه يافت مي شود كه به انتظار مشتري تا پاسي از شب چراغها را روشن مي گذارند.
در مسير برگشت نقشه بردارها را مي بينيم كه مشغول نقشه برداري جهت طرح هادي هستند. مسئول اين گروه مي گويد سه هفته است مشغولند و هفته ديگر كارشان به اتمام خواهد رسيد.
فاضلابها در مسير سرگرداني به طرف پايين در جريان هستند و از بام خانهها و كوچه و پس كوچهها مسير خود را ادامه مي دهند.
حدود نماز ظهر به حسينيه پس قلعه مي رسيم. چند نفر از اهالي هم در حسينيه جمع شدهاند. احمدي، مسئول كاروان جهادي اصحاب رسانه بسيج دانشجويي هدف اين حضور را پيگيري مطالبات اهالي پس قلعه عنوان مي كند و در پايان، از اصحاب رسانهها مي خواهد كه مطالبات را پيگيري كنند.
بعد از اين نشست گرم که با حضور برخي از اهالي برگزار شد، سفر چند ساعته گروه خبرنگاران و عکاسان هم به پایان رسید اما...
در طول مسیر بازگشت، با خودم فکر می کردم که چگونه محرومیت و تبعیض، حد و مرزی نمیشناسد و حتی تا کمی آنسوتر از محله های بالاشهری پایتخت نیز ردی از خود بجا گذاشته است. /انتهاي پيام/