امروز؛ نوبت ماست
آخرین اخبار:
کد خبر:۵۷۵۵۶
جامعه شناسي حوادث بعد از انتخابات در گفت‌وگو با پناهيان؛

امروز؛ نوبت ماست

علیرضا پناهیان اگرچه اعتقاد دارد وقایع پس از انتخابات از جنبه طبقاتي برخوردارند، اما عافيت طلبي اشراف به عنوان صحنه گردانان اين اتفاقات را بيش از آن مي‌داند كه به طور مستقيم خود را درگير ماجرا سازند، حال آن كه گروهي را تحريك، و تحت تأثير خود راهي ميدان اغتشاشگري ساخته‌اند.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، هفته نامه پنجره در شماره اخير خود در گفت و گويي مشروح با حجت الاسلام پناهیان به بررسي جامعه شناختي حوادث پس از انتخابات پرداخته است.

هر چند كه حماسه نهم دي ماه تكليف بسياري از عناصر اغتشاشگر را روشن ساخت و به روشني، حكايت از انزجار قاطبه مردم از چنين حركت هايي داشت، اما با اين حال پيامدهاي حوادث و رخدادهاي پس از انتخابات دهم رياست جمهوري، همچنان جاي بررسي و توجه دارد تا با آسيب شناسي و دريافت درست آن از منظرهاي گوناگون از تكرار چنين اتفاقاتي جلوگيري به عمل آيد.

به همين منظور، پاي صحبت هاي حجت الاسلام پناهيان نشستيم. ايشان اگرچه اعتقاد دارد اين اتفاقات از جنبه طبقاتي برخوردارند، اما عافيت طلبي اشراف به عنوان صحنه گردانان اين اتفاقات را بيش از آن مي داند كه به طور مستقيم خود را درگير ماجرا سازند؛ حال آن كه گروهي را تحريك، و تحت تأثير خود راهي ميدان اغتشاشگري ساخته اند.

تا به حال، هر وقت تنش و برخوردي در جامعه به وجود مي آمد، افراد طبقه فرودست جامعه بيشتر در آن دخالت داشتند، اما بخش جدي از ماجراهايي كه در ماه هاي گذشته اتفاق افتاده، از طراحي بگيريم تا بخش هاي جدي در اجراي آن، پايگاه خود را در ميان اشراف جستجو مي كند.

از سويي كساني كه از سابقه دارهاي انقلاب به حساب مي آيند، با چه مكانيزمي در فاصله 30 سال از انقلاب و 20 سال از درگذشت امام، در نقطه اي قرار مي گيرند و حرف هايي مي زنند و كارهايي مي كنند كه با بدنه اصلي جامعه كه بالاخره آدم هاي دينداري به حساب مي آيند، نسبت معكوس پيدا مي كند. به نظر شما به لحاظ اجتماعي و تربيتي چه اتفاقي افتاده است؟

سوال شما به فضاي نخبگاني جامعه مربوط مي شود. درباره اينكه كساني همراه امام و انقلاب بوده اند، چه اتفاقي برايشان افتاده كه بعد از اين مدت، زاويه هايي پيدا مي كنند و اين زاويه با بدنه عمومي دينداران جامعه هم داراي فاصله است، دو پاسخ ساده و روشن وجود دارد؛ يكي اينكه رشد فرهنگي - ديني و به تبع آن رشد سياسي در ميان عموم جامعه رخ داده است. اين رشد موجب مي شود مردم در مسير خود كساني را كه كاستي هايي پيدا كرده اند، كنار بزنند و جلو بروند.

در مسير حركت جامعه ديني، كساني كه مانع مي شوند، سستي مي كنند و عقب مي مانند، كنار زده مي شوند. اگر نپذيريم جامعه رشد كرده، پاسخ سوال دشوار خواهد شد و بايد اول اثبات كرد كه جامعه رشد كرده است. اما رشد جامعه يك امر قطعي است؛ همان جامعه اي كه امام آن را بنيان گذاشت، تربيت كرد، آموزش داد و ساختارهاي كلان آن را طراحي كرد.

حالا قسمت دوم پاسخ روشن مي شود. بسياري از كساني كه زماني همراهي بيشتري با مسير حضرت امام داشتند و الان همراهي كمتري دارند و گاهي از آنها معارضه هم ديده مي شود، ريشه هاي معارضه امروزشان در قديم هم وجود داشته و اصلا نبايد تعجب كنيد.

كساني كه از اوضاع و احوال نخبگان در سال هاي قبل باخبرند، از هيچ يك از اتفاق هاي امروز تعجب نمي كنند. فرض كنيد كسي زمان دفاع مقدس مردم را خوب نشناسد، به امام بگويد «مردم ديگر حاضر نيستند در دفاع شركت كنند.» اين فرض درست نبوده و نگاه دوستان با واقعيت جامعه تفاوت داشته است. اين نگاه همچنان هم ادامه دارد. براساس همين نگاه به جامعه، به نتيجه هاي غلط ديگري هم مي رسند. بعد هم به اشتباه هاي بزرگ ديگري هم دچار خواهند شد.

هميشه وقتي كسي زاويه اي پيدا مي كند، فاصله اوليه كمتر است و در طول مسير، كمكم فاصله بيشتر مي شود و اين يك مسئله طبيعي است، بخصوص در دوره حضرت امام، دشمنان حضور پررنگتري لب مرزهاي جغرافيايي و سياسي انقلاب داشتند و اتحاد راحت تر شكل مي گرفت. در اين اتحاد كه با محور حضرت امام شكل مي گرفت، مي شد جريان هايي را ديد كه متحد شده اند و به امام متصل مي شوند كه از نظر فكري با ايشان فاصله داشتند و اين فاصله را همان زمان هم مي شد ديد.

طبيعي است وقتي خطر دشمنان - درست يا غلط - كمتر حس مي شود، اين فاصله ها خودشان را بيشتر نشان مي دهند و آن وقت است كه بدنه رشد كرده جامعه در معارضه با جريان زاويه دار قرار خواهد گرفت.

به نظر مي آيد كه يك درگيري طبقاتي هم در اين ماجرا هست. يك جور اشرافيگري در حوزه عمل، نگاه و سبك زندگي، يك طرف اتفاق هايي است كه افتاده؛ با اين فرض موافقيد؟

كاملا همينطور است.

چطور اشراف با اينكه معمولا جماعت عافيت طلبي هستند، حاضر شده اند در يك معارضه جدي درگير شوند؟

اولا طبقه اشراف از عافيت طلبي خودشان فاصله نگرفته اند. آنها وقتي مي خواهند با چيزي و جرياني مقابله كنند، به صورت سياسي، تبليغاتي و با استفاده از ابزارهاي جنگ رواني اين كار را انجام مي دهند و اگر مقابله كنندگان خياباني به اين موضوع اضافه مي شوند، كساني هستند كه تحت تأثير اشراف هستند.

خود اشراف به اين شكل به صحنه نمي آيند. گاهي دروغي به جمعي از مردم گفته مي شود و چون آنها اين دروغ را باور مي كنند، بدون آن كه بدانند چه كساني را نمايندگي مي كنند، يك درگيري راه مي اندازند و آنها كه در اين ميان آسيب هم مي بينند، طبقه اشراف نيستند.

اگر در اين نزاع، اشرافيتي در يك سوي جبهه ديده مي شود، دست از عافيت طلبي برنداشته و سعي مي كند كساني را به نفع خود در اين ماجرا وارد كند؛ اما نتوانسته توده مردم را به نفع خود به حركت درآورد.

به نظر شما بهتر بود محرومان و مستضعفان عليه حاكميت باشند، يا اشراف در نارضايتي و اعتراض بسر ببرند؟ حتما شرايط فعلي بهتر از آن است كه به قول امام، صاحبان انقلاب با حكومت درگير باشند.

چرا هميشه يك جريان اشرافي، مقابل حركت انقلابي و جامعه اي كه شما مي گوييد به لحاظ فهم، روش برخورد و حركت اجتماعي رشد كرده، مي ايستد؟

البته مخالفم كه همه برخورداران جامعه يا همه كساني كه تمكن مالي بيشتري دارند را در يك جبهه فرض كنيم.

غرض ما هم از «اشرافيگري» كسي نيست كه پول بيشتري دارد. كسي است كه روش زندگي و نگاه اشراف را دوست دارد يا منش زندگي اشراف را قبول دارد.

بله، مي شود اين طور گفت كه كساني در جامعه روش زندگي اشرافي و طاغوتي را مي پسندند كه عموما تغذيه شده از تمدن موجود غرب هستند. لازم هم نيست بحث هاي نظري را طول و دراز كنيم. الان در كنار جامعه ما و مسلط بر آنچه در جهان مي گذرد، تمدن غرب هست و اين مدل براي خود انديشمنداني دارد كه اين تمدن را با همه دارايي ها و كاستي هايش، تئوريزه و تبليغ مي كنند، بنابراني طبيعي است كه كساني هم تحت تأثير قرار بگيرند؛ كساني كه به هر دليل خود را با تمدن غرب نزديك بدانند، به سهولت براي آنها سربازي خواهند كرد. چه ارتباطي ميان آنها و غرب باشد، چه نباشد. اگر جامعه اي بخواهد با خاستگاه ديني حركت كند و در مسيري كه دين برايش ترسيم مي كند، جلو برود، طبيعتا با تمدن غرب برخورد خواهد داشت و با كساني كه به آن جبهه نزديك هستند، دائم مشكل پيدا مي كند. البته او از عهده اين مشكل برمي آيد، ولي اين مشكل وجود دارد و يك روز با مسالمت يا با خشونت اين نزاع به پايان خواهد رسيد.

از سويي طبقه اشراف، به سبب بهره مندي از منابع مالي، هوس كسب قدرت سياسي مي كنند، مي توانند رسانه داشته باشند، روزنامه راه بيندازند و اگر در قانون اساسي ممنوع نبود، لابد تلويزيون تأسيس مي كردند. پز نخبگاني مي دهند و... و از سوي ديگر، مردمي كه اگرچه بيشترند و ايمان دارند، اما دستشان به جايي نمي رسد و رسانه اي ندارند؛ در اين شرايط چه اتفاقي خواهد افتاد؟

ما هرچه از آغاز تاريخ شكل گيري و قدرت پيدا كردن رسانه ها فاصله مي گيريم، مي بينيم رسانه ها ضعيف مي شوند و تأثيرشان كاهش پيدا مي كند. در جامعه ما هم همينطور بوده است. يك زمان روزنامه ها خيلي تأثيرگذار بودند، اما الان قدرت آن دوره را از دست داده اند. اگر روزنامه ها بخواهند از روش هايي استفاده كنند كه آن روش ها بر حقيقت غلبه داشته باشد، تأثير خود را از دست مي دهند.

ماهواره ها و شبكه ها و خبرگزاري ها هم همينطور. اگر بخواهند بيشتر به روش هايشان متكي باشند تا به حقيقت، تأثير خود را به مرور از دست مي دهند. اگر كساني كه رسانه دارند، به دليل اتصال به واقعيت برنده مي شوند، چه عيبي دارد؟ اگر حق با جمعي است، خب به ميزان نسبت با حقيقت برنده خواهند بود. به تعبير قرآن، هر كس حق با اوست و ضعيف شده، مستضعف است و آينده تمكن در زمين، از آن اوست.

واقعا رسانه ها تأثير خود را از دست مي دهند؟

بله، به دليل اينكه بيشتر به روش ها اتكا دارند. هركس روزنامه اي را مي بيند، مي گويد «اين روزنامه مال كيست؟» اين سوال اساسي است. چون مي داند هيچ خبري بدون جهت گيري منتشر نشده است و هر روزنامه اي را مي خوانيد، جهت گيري هاي آن را هم در نظر مي گيريد، فارغ از اينكه به چه موضوعي پرداخته باشد و اين مسئله، نرخ شاه عباسي رسانه هاست.

اين سوال هم پيش مي آيد كه اگر رسانه ها با وضعيت فعلي، اعتماد مخاطب را از دست بدهند، براي اطلاع رساني چه بايد كرد كه بايد به آن پاسخ داد. مردم، از ميان آنچه در رسانه هاي مختلف مي بينند، برداشت خود را پيدا مي كنند و ديگر تسليم رسانه ها نيستند. حتي رسانه هاي منتسب به جمهوري اسلامي هم اگر گاهي موفقيتي دارند، به دليل روش هايشان نيست؛ چون در روش ها بي مهارتي بيشتر هست تا توانمندي و اين به دليل حقيقتي است كه ممكن است باشد و مردم آن را مي فهمند.

در جامعه غربي، رسانه ها نسبت به گذشته ضعيفتر شده اند، چرا؟ چون وقتي مي خواهند يك خبر مهم توليد كنند كه بر مبناي آن جنگ راه بيندازند، بايد دو برج مهم اقتصادي را هم منفجر كنند. خبرسازي صرف ديگر مخاطب آنها را هم متأثر نمي كند. نمي توانند از موقعيت هاي مختلف موجود دور دنيا استفاده كنند و خبر مورد نيازشان را بسازند و كارشان را انجام دهند و افكار عمومي را نسبت به آنچه مي خواهند، تحريك كنند. بايد اصل موضوع را هم توليد كنند. يك صدام آن طرف بايد باشد، يك بن لادن مي سازند تا بتوانند تأثير بگذارند. همه به اين دليل است كه ضعيف شده اند و ديگر اينكه بايد فرصت هاي خبري زيادي براي تغيير افكار عمومي به نفع خودشان داشته باشند.

در جامعه ما هم خيلي نگران بودند كه ماهواره ها چه خواهند كرد؟ الان ماهواره ها هستند و فعاليت مي كنند و كار زيادي از آنها برنمي آيد.

اگر بخواهيم مثال بزنيم، درباره مسائلي كه همين الان با تأثير شبكه هاي ماهوارهاي اتفاق مي افتد، چه مي گوييد؟

بخش عمده اتفاق ها به بهانه شبكه هاي ماهواره اي است.

يعني چه؟

يعني مشكل و مسئله اي در جامعه وجود دارد، حركتي هم شكل مي گيرد كه زمينه هاي ديگري هم دارد. آن‎ها بهانه ماجرا مي‎شوند. اگر زمينه‎هاي ديگر وجود نداشته باشد، رسانه‎ها نمي‎توانند كاري انجام دهند. شبكه‎هاي ماهواره‎اي، خالص، اتفاق‎هاي داخل ايران را منعكس نمي‎كنند كه از آن سود ببرند. آن‎ها وسط تظاهرات موجود، كسي را مي‎كشند كه بتوانند از نظر خبري درباره‎اش كاري انجام بدهند. رسانه‎ها واقعا ضعيف شده‎اند و نمي‎توانند با انتشار اتفاق‎ها كاري انجام دهند، اتفاق‎هايي را مي‎سازند كه بتوانند آن را منعكس كنند. حركتي كه رسانه‎هاي غربي كرده‎اند، بر مبناي انتظاري خيلي بيش از اين بوده كه اتفاق افتاده است.

انسان ايراني هوشمند اگر بخواهد كاري انجام دهد، ممكن است فعل رسانه‎اي را بهانه قرار دهد. جايي هم كه عده‎اي با آن رسانه‎ها همراهي مي‎كنند، آن‎ها نبايد خوشحال شوند. رسانه‎هاي غربي روي موج نارضايتي سوار مي‎شوند و بهره زيادي هم از آن نمي‎برند. همين موج نارضايتي هر وقت بخواهد، آن‎ها را پياده مي‎كند و حرفشان را گوش نمي‎كند.

اين اتفاق چطور مي‎افتد؟

از مسير واقعيت‎هايي كه وجود دارد. رسانه غربي، رسانه‎اي است كه ارتباطش با حقيقت خيلي كم است و به روش‎ها متكي است.

مخاطبي كه امروز با رسانه مثلا فارسي‎زبان نظام سرمايه‎داري همراه است، چطور از آن صرف‎نظر مي‎كند؟

وقتي فاصله را با حقيقت بفهمد. وقتي ببيند نارضايتي خود را از اين مسير نمي‎تواند حل و فصل كند.

فكر مي‎كنيد اين اتفاق مي‎افتد؟

بله. همين الان هم در سطح زيادي افتاده است. وقتي ببيند نمي‎تواند هدايتش كند. چون اكثر نارضايتي اي كه در كشور وجود دارد، عمدتا به‎دليل ديگري است و غرض رسانه غربي مثلا سقوط نظام و تضعيف جايگاه بين‎المللي كشور است، اما ناراضي داخلي، به شكوفايي فكر مي‎كند و از بعضي آدم‎ها ناراحت است. اين تفاوت آشكاري است كه موجب جدايي خواهد شد. نمي‎شود گفت رسانه‎ها چون بيشتر در اختيار يك عده است، ابتكار عمل هم در دست آن‎هاست.

به اين هم توجه كنيد كه جريان عمومي جامعه كه در مسير ديني و انقلابي رشد كرده، اندك اندك سربازان و افسراني در حوزه رسانه پيدا مي‎كند و كسي نمي‎تواند به اين سادگي از پس سربازان و افسران اين جبهه بربيايد و اين معادله به هم خورده است. هر چه پيش‎تر هم برويم، خواهيد ديد موفقيت با جريان عمومي مردم خواهد بود. روي اين نكته خيلي حساب كنيد.

از كجا مي‎گوييد و چه دليلي براي اين پيش‎بيني داريد؟

چون عقبه فكري و فرهنگي جريان معارض نظام، تمدن غرب است و تمدن غرب، در مهد تشكيل و رشد خودش ديگر حرفي براي گفتن ندارد. در جامعه ما هم به‎طور خاص حرفي براي گفتن ندارد. فكر مي‎كنيد، اگر بهترين بهره‎برداري از ابزار رسانه‎اي توسط غربي‎ها صورت بگيرد- مثلا از روش‎هايي كه به مسائل اخلاقي آلوده است، شديدا استفاده كنند- چه بازخوردي بين مردم ما خواهد داشت؟

اگر اين كار را نكنند و به آن آموزه‎هاي ديني و اخلاقي مردم هم توجه كنند چطور؟ آن‎وقت در بازي ما وارد شده‎اند. ما بازي خودمان را بهتر بلديم. اگر از اسلام و خدا و پيغمبر و روايت و مقدسات استفاده كنند، در زمين ما بازي كرده‎اند و ما در اين زمينه دستمان پر است.

گاهي همين‎طور هم مي‎شود. امسال به عزاداري امام حسين(ع) بي‎حرمتي كرده‎اند. اگر بتوانند جان بگيرند، اين‎كار را در قالب يك دسته عزا پيگيري خواهند كرد و اگر اين كار را كنند، آن‎وقت گفت‎وگو راحت‎تر است. با عزاي امام حسين(ع) كه نمي‎شود جلو يك نهضت حسيني ايستاد. نتيجه نخواهند گرفت، اما راهي جز اين ندارند، اين راه را خواهند رفت، آن‎وقت هم مشكلات ويژه‎اي خواهيم داشت و وقتي از دور نگاه مي‎كنيم، درباره شكافي كه در ميان جامعه متدين ايجاد خواهند كرد، نگران مي‎شويم.

زمينه‎هايي از اين روش در فتنه‎هاي اخير بود، اما موفق نشدند. ولي دفعه بعد قوي‎تر عمل خواهند كرد. دفعه بعد هم دست از عاشورا برنخواهند داشت، ولي طوري كه كسي نتواند به آن‎ها بگويد شما احترام عاشورا را شكسته‎ايد. چون مي‎دانند اين‎جا قدرت در دل عاشوراست.

در ماجراهاي مشروطه و 28 مرداد هم، طرف حساب مردم، نظام غربي بوده و مقابلش جامعه متدين و مردم دين‎دار و.... اما غربي‎ها برنده شدند.

اين به دو دليل بود؛ يكي اين‎كه عموم مردم آگاهي امروز ما را نداشتند. آگاهي و هوشياري مردم را حتي با 20-30 سال پيش‎ هم نمي‎توانيد مقايسه كنيد، حتي نسبت به 10سال پيش. منازعات سياسي با همه آثار سويي كه دارد، بركت‎هايي در زمينه رشد مردم هم داشته است. مثل دفاع مقدس كه نتيجه‎هاي پر بركتي براي جامعه ما داشت، در كنار همه ضرر و زياني كه ايجاد كرد. بالاخره جنگ چيز خوبي نيست. منازعات سياسي مردم را هوشيار كرده است و اين جامعه را تضمين مي‎كند. دوم اين‎كه شرايط آن زمان هم قابل مقايسه با الآن نيست؛ به دليل حاكميت ولايي كه در جامعه هست.

امكانات و توانايي غربي‎ها هم افزايش پيدا كرده و روش‎هاي جديدي را در پيش گرفته اند، نه؟

نه، ديگر چيزي ندارند. درباره طرف مقابل نظام، معتقدم ابزارها و روش‎هايشان به آخر رسيده. سال‎هاست ديگر حرف جديدي از اين‎ها نمي‎شنويم. «دموكراسي» كه انديشمندان غربي هم به آن سوءظن دارند و اميدي به آن نمي‎بندند و به‎عنوان آرمان به آن نگاه نمي‎كنند، آخرين حرفي است كه از غربي‎ها صادر شده و سال‎هاست حرف جديدي نزده‎اند. حالا نوبت ماست كه حرف‎هايمان را بزنيم و آن‎ها بايد مقاومت كنند. فقط مي‎توانند تهمت بزنند، تخريب كنند، موجش هم از قبل كمتر است. جامعه جهاني واقعا به دين گرايش پيدا كرده و پيروزي ايده‎هاي انقلاب اسلامي، نشانه‎هاي خود را كم‎كم نشان مي‎دهد.

وقتي جهان به سوي معنويت و انسانيت حركت مي‎كند، ما بهتر مي‎توانيم در اين ميدان وارد شويم. آن‎ها فقط در صورتي امكان موفقيت داشتند كه مثلا از جدايي حيات بشر، از علم و از دين سخن مي‎گفتند و همه اين را به‎عنوان يك پيام فرح‎بخش تحويل مي‎گرفتند. مثل بعد از قرون وسطي كه اين اتفاق در غرب افتاد. فقط در چنين فضايي مي‎توانند پيروز شوند. اما ديگر براي گفتن اين حرف‎ها كسي به آن‎ها اعتماد نمي‎كند.

تفاوت سوم شرايط فعلي با دوره مشروطه 28 مرداد اين است كه خواص و نخبگان جامعه تعدادشان بيشتر است و جهت‎گيري‎هاي بهتري دارند و امكان كنترل رفتار آ‎ن‎ها از سوي مردم بالاتر رفته است.

تهران 30 سال قبل را تصور كنيد. اصلا كسي نمي‎دانست در شهر چه اتفاقي مي‎افتد. در همان تهران 30 سال پيش كه انقلاب در آن اتفاق افتاد، از كار نخبگان جامعه انقلابي كسي سر در نمي‎آورد. ولي الان همه نخبگان پرونده سي ساله پيش مردم دارند و همه مي‎توانند به پرونده‎هاي اين‎ها مراجعه كنند و اين كار خيلي راحت است.

مثلا مي‎گوييم بين مسئولان كشور و بين اهالي سياست، اولين كسي كه در تاريخ انقلاب احتمال تخلف در انتخابات را داد، چه كسي بود و در چه سالي؟ مردم مي‎دانند و به حافظه تاريخي‎شان مراجعه مي‎كنند. بيش از يك دهه قبل بود. رهبر انقلاب برآشفتند و در نماز جمعه حرف كسي را كه اين ترديد را اعلام كرده بود، برطرف كردند و گفتند به هيچ‎وجه چنين چيزي امكان ندارد. وقتي مردم اين‎ها را كنار هم بگذارند، نسبت به نوع جهت‎گيري‎هاي افراد و نوع موضع و حساسيت‎ها مي‎توانند خيلي چيزها را درك كنند، سابقه سي ساله تجربه انقلاب از اين جهت خيلي ارزشمند است.

در شرايط اجتماعي داخل سرزمين ايران هم معتقديد جامعه در حال ديني شدن است؟

بله، همين‎طور است.

با اين‎كه مظاهر اجتماعي گاهي چيز ديگري نشان مي‎دهد؟

نمي‎دانم شما كدام مظاهر را با هم مقايسه مي‎كنيد. اگر مثلا بخشي از بي‎حجابي‎ها يا فاصله گرفتن دل‎هاي مردم از هم كه مردم الان كمتر همديگر را كمك مي‎كنند و در دوره انقلاب و جنگ بيشتر به فكر هم بودند - و بعضي مظاهر ديگر را مي‎بينيد- به اين هم توجه كنيد كه شرايط و فضاي آن زمان اقتضا مي‎كرده و نيازي نبوده مردم عميقا با يك شخصيت ديني به صحنه بيايند و اين فضيلت‎ها را خلق كنند. بالاخره فضا اقتضا مي‎كرد. دشمن داخل مرزهاي ما بود و از اوج مظلوميت تازه بيرون آمده بوديم. مردم از طاغوت تنفر داشتند و آن را شهود كرده بودند. اگر الان كسي بخواهد از طاغوت تنفر داشته باشد، جز با كمك معرفت نمي‎تواند. ارزش فضيلت‎هاي اين دوره خيلي بالاتر است و ضمنا درباره فضيلت‎هاي آن دوره كمي هم مبالغه مي‎شود.

تصور مي‎كنيد تا شيپور جنگ نواخته مي‎شد، همه مي‎رفتند جبهه؟

نه، يادم هست كه اين‎طور هم نبود...

خب، آن كساني كه نمي‎رفتند و هيچ‎وقت كسي از آن‎ها سوال نكرد كه شما چرا نمي‎رويد؟ البته استعداد بيش از اين هم بود. نمي‎خواهم از آن طرف مبالغه كنم و حرف نادرست آن آقا را تأييد كنم كه به امام نامه نوشت كسي به جبهه نمي‎رود. آن‎طور هم نبود. نكته بعدي اين‎كه اگر آن‎زمان، اول انقلاب و در دوره جنگ آن‎همه هوادار داشتيم، هنوز كاستي‎هاي خودمان را نشان نداده بوديم. ولي دولت‎هاي بعد از انقلاب ضعف‎ها و كاستي‎هايي هم از خودشان نشان دادند و خيلي از اميدهاي مردم هنوز برآورده نشده است. بنابراين اعتماد الان آن‎ها، ارزش بيشتري دارد تا اعتماد اول انقلاب.

به‎لحاظ معرفتي و تربيتي در فضاي عمومي مردم، آن‎جا كه اصلا با حوزه‎هاي سياسي مربوط نيست، مي‎گوييد آن‎جا هم همين‎طور است؟

آمار نمازخوان‎ها در دانشگاه‎ها و در بسياري محيط‎هاي ديگر، نسبت به آن زمان را بسنجيد و با نسبت جمعيت مقايسه كنيد. بالاتر نيست؟ خودم به‎عنوان كسي كه زمان جنگ سخنراني مي‎كردم؛ پدرم در تهران از قبل از انقلاب سخنران بود و بالاخره در ميان جامعه ديني حضور داشتم. در جبهه هم سخنراني مي‎كردم و منبر مي‎رفتم. هميشه در اين فضاها بوده‎ام. در دانشگاه‎ها و دبيرستان‎هاي زمان جنگ، الان هم اين كار را انجام مي‎دهم. تعداد زيادي از مخاطب عميق و فرهيخته را مي‎بينم كه حتي بسيار عميق‎تر از رزمندگان دوران جنگ با مفاهيم ديني مأنوسند و رشد كرده‎اند.

شايد شما اقبال بلندي داريد كه با اين جنس از مخاطب روبه‎رو مي‎شويد...

نه، به دليل هوشمندي و فهمي است كه جامعه پيدا كرده؛ سطح قابل اعتنايي از جامعه، متعهدانه‎تر، هوشمندانه‎تر و عميق‎تر برخورد مي‎كند. تحليل عميق و دقيق از هركس بشنود، تحويل مي‎گيرد. صنعت‎هاي آدم‎ها، فرع قصه است. اگر كسي را با منطق و عقلانيت از دين آگاه كنيد، تأثير عميقي روي او خواهد گذاشت.

در روايت داريم كه قلب انسان رهين و در گرو استدلال است. اگر خواستيد دل كسي را به دست بياوريد، بايد برايش دليل بياوريد. مردم در طيف بسيار گسترده‎اي، بسيار گسترده‎تر از گذشته اهل عقلانيت و گرايش عقلاني به معنويت هستند و اين چيزي است كه راحت مي‎شود ديد.

اگر الان شرايطي مثل دفاع مقدس پيش بيايد، به مراتب بيشتر از قبل استقبال خواهد شد. به‎دليل مواجهه و سر و كار داشتن با جوان‎ها مي‎توانم در اين‎باره تحليل جدي بدهم. حتما رشد معنوي در جامعه پديد آمده است. حجابي كه الان در جامعه هست، قيمتش خيلي از حجاب اول انقلاب بيشتر است. چون كار اساسي و درست و حسابي براي حجاب انجام نداده‎ايم. خيلي كارهاي منفي انجام شده كه مي‎توانسته لااقل عده‎اي را از اين‎چيزها بيزار كند. تبليغات دشمن براي توزيع بي‎حجابي خيلي سنگين‎تر شده است. اين مقدار كه هست، آن نيمه پر ليوان ارزشش خيلي زياد است و نشان مي‎دهد جامعه رو به ‎رشد بوده و در شرايط صعودي قرار گرفته است./انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار