مولاوردی اهتمامی برای پیگیری مشکلات زنان نداشت/ دولتیها بیشتر از حل مسأله بهدنبال سیاسیکاری هستند
گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو-سارا عاقلی؛ مطالبات زنان بحثی جدی در جامعه مدنی ماست. و گروههای مختلف سیاسی داعیهدار آن هستند از مشکلات اقتصادی و اجتماعی گرفته تا کنشگری سیاسی در سطح کلان و تصاحب کرسیهای مجلس و وزارتخانهها. حالا هرچه به روزهای آخر دولت یازدهم نزدیک میشویم فرصت خوبی است تا نگاهی به کارنامه دولت در حوزه زنان و خانواده بیندازیم. به همین خاطر سراغ توران ولی مراد رفتیم که خود مدیر شورای همکاریهای زنان و مدیر شبکه ایران زنان است و بهعنوان فعال حوزه زنان میتواند تحلیل جامعتری را از وضعیت زنان در اختیارمان میگذارد.

اصلیترین مطالبات زنان چه از دستگاه اجرا و چه از دستگاه قانون و نظارت این است که به مطالبات آنها جامه عمل پوشانده شود در حال حاضر خواستههای مختلفی از قبیل تسهیل ازدواج جوانان و ارتباط سالم همسران در قالب ازدواج یا اشتغال زنان و زنان سرپرست خانوار و مطالبات اقتصادی ایشان وجود دارد اما مشکل اساسی عدم پاسخگویی عملی به مطالبات جامعه زنان است. کلاً اصلاحطلبان چه زمانی که منصب اجرایی دارند و چه زمانی که در پست اجرایی نیستند؛ همواره ژست اپوزیسیون و مطالبهگر میگیرند؛ درحالیکه کسی که در مقام اجراکننده است باید پاسخگو باشد نه مطالبه گر.

معاونت امور زنان و خانواده در این دولت در سالهای اول به برگزاری همایش و نشستهای مختلف پرداخت درحالیکه این در حیطه وظایف معاونت نیست و باید وارد فاز اجرایی شود. برگزاری این همایشها و نشستها بهمنظور ترتیب نیروهای اجتماعی برای بهرهبرداری در انتخابات مجلس بود که موفق هم شد.
اشکال دیگر که در کل دولتها وجود دارد این است که سیستم امور زنان و خانواده خود را اشتباه تعریف کردهاند. چون پستها از بالا به صاحبمنصبان میرسد ازجمله همین پست معاونت زنان. در نتیجه اهداف و خواستههای همان بالاییها اولویت پیدا میکند تا خواست و مطالبات مردم. جریانهای سیاسی پستها را در اختیار میگیرند و قسمتی از این پستها را به زنان میدهند و از ایشان توانافزایی سیاسی خود را طلب میکنند. مانند خانمی که در لیست مجلس قرار میگیرد اول امضا میدهد که ما هر چه شما بگویید انجام میدهیم. وقتی عقبه این خانم را نگاه میکنیم هیچ سابقهای در حوزه زنان چه در بخش نظری و چه در بخش عملی ندارد و فقط از طریق لینک پدرش که به فلان تشکل سیاسی وصل بوده وارد مجلس میشود. یعنی حضور زنان در پستهای سیاسی به واسطه لینکهای مردانه است. مردها بده بستانهای سیاسی خود را دارند یعنی به اسم زنان وارد میشوند ولی برای زنان کاری نمیکنند.
نداشتن سابقهی علمی در خصوص تعدادی از نمایندگان فعلی مجلس صدق میکند اما خانم مولاوردی عقبهی علمی در این خصوص دارند و مدت زیادی در مورد خشونت علیه زنان کار علمی انجام دادهاند.

کنش گری کلان سیاسی برای زنان لازم است اما موضوع اصلی نیست. چون تا زمانی که بهرهبرداری سیاسی میشود جامعه به سمتی که انقلاب میخواهد پیش نمیرود. برای مثال در کشورهای غربی حضور زنان مردواره است یعنی مرد و زن بودنشان تأثیری در آن چه اتفاق میافتد ندارد. ظاهر یک زن است ولی در کنش سیاسی و نظامی از زاویه نگاه یک زن حضور ندارد. درحالیکه ما حضور زنان را با بروزی زنانه و مادرانه میخواهیم نه با بروزی خشن و مردواره. چون قصد داریم نگاه اسلام را به جهان نشان دهیم یعنی همان هدفی که انقلاب اسلامی داشت.
اگر می خواهیم خواسته ی زنان وارد فاز اجرایی شود باید آن را از چنبره ی جریان های سیاسی خارج کنیم. تا نخبگان نظری به این موضوع فراجناحی و صنفی نگاه کنند. و کسی که در پست معاونت قرار می گیرد هدفش پاسخ به مطالبات زنان باشد نه پاسخ به مطالبات جریان های سیاسی و نه دنباله رو مطالبات غربی که آن هم یک خواسته سیاسی است به اسم مطالبات زنان. آن ها به اسم زنان تقابل و تعارض با نظام اسلامی را دنبال می کنند.