هملت ايراني!
آخرین اخبار:
کد خبر:۶۲۴۴۱
نقد فيلم «ترديد» اثر واروژ كريم مسيحي

هملت ايراني!

ساخت «ترديد» به طور قطع پر زحمت و طاقت فرسا بوده و علاوه بر زحمات کار اجرايي و عملي در ساخت «ترديد»، بايد به دشواري هاي کارگردان نيز اشاره کرد در سوق دادن داستان از اقتباس صرف به روايتي نو و بومي از هملت.

گروه ادب و هنر-محمد آرمان؛ پس از هجده سال از ساخت فيلم خوش ساخت و محكم «پرده آخر»، واروژ كريم مسيحي با اثري اقتباسي آنهم از شاهكار ويليام شكسپير يعني «هملت» دوباره به جمع مخاطبان ايراني آمد.

«ترديد» ساخته «واروژ کريم مسيحي»، برنده جايزه بهترين فيلم از بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر، يکي از آثار ماندگار سينماي ايران است.

اين فيلم نوعي اقتباس بومي از تراژدي «هملت» شاهکار ماندگار «شکسپير» است. سياوش روزبهان، فرزند يک خانواده متمول، پس از اتفاقاتي متوجه شباهت زندگي خودش و نمايشنامه هملت مي شود. او متوجه مي شود که اتفاقات نمايشنامه هملت به ترتيب در زندگي او نيز رخ مي دهد و معادل تمام شخصيت هاي اين نمايشنامه در زندگي او نيز حضور دارند. نيمه اول فيلم «ترديد»، تقريبا به طور کامل اقتباس از هملت است.

اما در انتهاي فيلم داستان عوض مي شود. در واقع کريم مسيحي در روايت هملت دو تغيير ايجاد کرده است. تغيير نخست فضا و زمان و شکل شخصيت­هاي داستان است که نه در دانمارک قرون وسطي که در ايران و زمان حال مي گذرد و از اين رو شخصيت­هاي داستان با بديل ايراني خود عوض مي شوند.

تغيير ديگر در انتهاي داستان است. کريم مسيحي با ذهن خلاق خود انتهاي داستان را مطابق با فضاي ايراني داستان رقم مي زند. در واقع بايد گفت که «ترديد»، نه اقتباس کامل از هملت که اقتباس نيمي از داستان هملت است. چنانچه گارو، دوست سياوش روزبهان به طور نمادين شباهت هاي داستان زندگي او و هملت را برمي شمارد. اين شباهت ها نيمي از هملت را در برمي گيرد. اما نيمه ديگر داستان مطابق با فضاي بومي مورد اشاره تغيير ميابد.

البته در داستان «ترديد» شخصيت هاي قصه با آگاهي از داستان هملت، تلاش مي کنند تا پايان ديگري را براي قصه خود رقم بزنند. با اين حال در نيمه ديگر داستان نيز برخي از حوادث بر خلاف ميل شخصيت­هاي اصلي داستان مانند نمايشنامه هملت رقم مي خورد.

آنچه که در «ترديد» به طور شاخص نمايان است مدل زندگي اشرافي و ويژگي ها و حاشيه­هاي آن است. همچنين برخوردها و تعاملات خاندان­هاي اشرافي با يکديگر. اشرافيت در بسياري از داستان هاي ايراني، علي الخصوص اگر اشراف بي اندازه فرادست نشانه گرفته شده باشند، به نوعي همراه ثروت­اندوزي نامشروع است، به ويژه اگر اين داستان در سينما به شکل فيلم (يا در تلويزيون به شکل سريال) پياده شود.

مدل اشرافيت در «ترديد» نيز اينگونه پياده مي شود. به ويژه در سکانس گفت وگوي سياوش روزبهان با پيرمرد کارمند بايگاني اين ويژگي بارز مي شود.

فضاهاي مورد استفاده در فيلم «ترديد»، به طور کلي فضاهاي سنتي هستند. از خانه­هاي اشرافي خانواده روزبهان و صمصامي گرفته تا فضاهاي کاري و حتي فضاي کلانتري که سياوش روزبهان در آن مشغول پاسخگويي به پليس است. در همه جا از فضاي سنتي بهره گرفته شده است. اين فضاي سنتي اثربخشي خاصي به روند تاثيرگذاري قصه بر ذهنيت مخاطب دارد.

در سکانس­هايي از «ترديد» از گواتي­خواني بلوچي و عزاداري سنتي زنان جنوبي استفاده شده است. در واقع سازنده «ترديد»، با اضافه کردن اين سکانس ها، علاوه بر استفاده از آنها در جريان داستان، فضاي بومي و ايراني داستان را بيشتر به رخ مي کشد تا اقتباس از هملت باعث نشود تا جلوه­هاي اين نمايشنامه انگليسي در فضاي داستان بيش از پيش خودنمايي کند.

ساخت «ترديد» به طور قطع پر زحمت و طاقت فرسا بوده و کساني که از حواشي ساخت آن خبر دارند بيشتر به اين عمق اين موضوع واقفند. علاوه بر زحمات کار اجرايي و عملي در ساخت «ترديد»، بايد به دشواري هاي کارگردان نيز اشاره کرد در سوق دادن داستان از اقتباس صرف به روايتي نو و بومي از هملت؛ چرا که اگر کارگردان صرفا داستان هملت را در فضاي ايران تبديل به فيلم مي کرد و البته جزييات آن را مو به مو اجرا مي نمود احتمالا (و مي توان گفت قطعا) ماحصل کار، چندان جذاب از آب در نمي­آمد./انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار