کد خبر:۶۳۰۳۱۷
یادداشت/ دکتر شعبانعلی رمضانیان:

ضرورت بروز بودن آموزش وپرورش

آموزش و پرورش بعنوان بخشی از نظام تعلیم و تربیت جامعه محسوب می‌شود و وظیفه دارد نسل آینده کشور را پرورش دهد و افراد را به گونه‌ای بار آورد که بتوانند ضمن گذران زندگی، مسیر رشد و تکامل را طی کنند و به سعادت نایل آیند.
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو،یادداشت/ دکتر شعبانعلی رمضانیان: همه می‌دانیم که آموزش و پرورش بعنوان بخشی از نظام تعلیم و تربیت جامعه محسوب می‌شود و وظیفه دارد نسل آینده کشور را پرورش دهد و افراد را به گونه‌ای بار آورد که بتوانند ضمن گذران زندگی، مسیر رشد و تکامل را طی کنند و به سعادت نایل آیند.
این مسئولیت به خودی خود، ناظر به آینده است و باید نیازهای آینده، مبنای دانش و پرورش آن‌ها باشد و افراد باید برای مواجهه با آنچه که به نظر میرسد در آینده بدان احتیاج پیدا می‌کنند، مهارت بیاموزند و توانمندی حاصل نمایند.
بسته به اینکه چه درکی از آینده داشته باشیم و چه زمانی را آینده بدانیم و اینکه آیا کار برای آینده بی نیاز از حال حاضر و درک درست زمان و شرایط است و یا اینکه آیا عوامل و عناصر امروز، اعم از عوامل انسانی و غیر انسانی در درون سیستم آموزش و پرورش و محیط اطراف آن، در کار ما در آینده تاثیر دارد یا خیر؟ و یا اینکه آیا آموزش و پرورش مجاز است با در نظر داشتن مسئولیت پرورش نسل آینده اکنون به حوادث و اتفاقات و فعل و انفعالات بی تفاوت باشد یا باید فعال و پاسخگو باشد و ...؟ وضع و عملکرد این دستگاه عظیم فرق خواهد داشت.
درست است که آموزش و پرورش مسئولیتش متوجه آینده است و او آینده ساز این کشور است، اما این آینده از همین فردا و یک ساعت دیگر آغاز می‌شود و نباید تصور از آینده ذهن‌ها را خیلی به زمانهای دور که حالا حالا‌ها به آن نمی‌رسیم متوجه کند. از آن گذشته، فردا و ساعت‌های آینده حتماً تحت تاثیر امروز و دیروز است. آینده نه آنطور که بعضاً به تصور می‌آید، چندان دور است و نه بی تاثیر از گذشته و فعل و انفعالات آن. غالب آینده در دیروز و امروز ساخته می‌شود و بخش ناچیزی از آن به شرایط و اتفاقات پیش آمده در فردا بستگی پیدا می‌کند. فردا و فردا‌ها هم شباهت زیادی با گذشته دارند و هم تا حد زیادی تحت تاثیر آن هستند. آینده تداوم حال و گذشته است (با اندکی تغییرات) و بسته به اینکه نسل مورد نظر اکنون در چه وضع و حالی باشند، آینده آن‌ها رغم می‌خورد.
هر قدر تعلیم و تربیت را مدیریت شده و بسته فرض کنیم و هر قدر بتوانیم از دخالت عوامل بیرونی جلوگیری کنیم، باز فراوانند عواملی که در درون آموزش و پروش و محیط آن، بر تربیت اثر می‌گذارند و بعضی در حکم مانع و بعضی در حکم رافع، آموزش و پرورش را متاثر می‌کنند.
خیلی از حوادث و اتفاقات و خیلی از فعل و انفعالات (درحکم مانع و رافع) اگر درست شناخته نشوند و اگر برخورد درستی با آن صورت نگیرد، می‌توانند اهداف تعلیم و تربیت را دستخوش تغییر و تحول نمایند.
شناخت محیط، شناخت عوامل اثر گذار، شناخت نوع تاثیر هر یک از عوامل و مهتر از آن پیش بینی و برنامه ریزی مناسب و عکس العمل و ارائه واکنش مقتضی، این‌ها لازمه اثر گذاری بر محیط و پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت است و درک درست آن و عمل به موقع و متناسب با آن می‌تواند آینده را، آینده دلخواه قرار دهد و لذا؛ باید گفت: تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش بعنوان بخش قابل توجه آن، باید نسبت به محیط و آنچه در آن می‌گذرد حساس باشد، دائم محیط را رصد کند، عوامل و عناصر محیطی وتاثیر و تأثر آن‌ها را بررسی کند و حاصل این بررسی‌ها را به برنامه، محتوی، شیوه و روش کار و ارائه مطلب به نسل آینده تبدیل کند.
متأسفانه بنا به نظرات خیلی از کارشناسان و دغدغه‌مندان این عرصه و همچنین شواهد و قرائن موجود در نحوه عملکرد و خروجی (برونداد) این دستگاه عظیم (جدای از زحمات فردی خیلی از انسانهای مومن و دلسوز) اکنون نه سازوکاری برای این منظور تعبیه شده است و نه اهتمامی مشاهده می‌شود.
آموزش پرورش سالهاست با نظامی کهنه و وارداتی عمل می‌کند. بسیار‌ی از آئین نامه‌ها و ضوابط آن هنوز همان آئین نامه‌ها و ضوابطی است که همراه با اصل نظام تعلیم وتربیت از بیرون دیکته شده و کسی جرأت تغییر و یا تعطیلی آنرا ندارد و در این نظام وارداتی جایی برای نیاز‌های روز حوادث، اتفاقات و فعل و انفعالات محیط و نحوه بروز شدن سیستم برحسب نیاز‌ها دیده نشده، اکثر ضوابط و قواعد از قبل شکل گرفته و تغییرات پیرامون در آن جایی ندارد. آموزش وپرورش هم در مباحث آموزشی و هم در مسائل پرورشی بسیار صلب عمل می‌کند.
به عبارت دیگر نظام آموزش پرورش زنده عمل نمی‌کند که بخواهد محیط را در نظر بگیرد و به آن واکنش نشان دهد. چون از قبل برای او پیش فرضهایی تعریف شده، همان پیش فرض‌ها هر ساله مبنای برنامه ها، و اقداماتش قرار می‌گیرد و کار چندانی با تعییرات محیط و تعییر شرایط ندارد. درصورتیکه محیط سیال است و نیاز‌ها بعضأ صد در صد تغییر کرده و سلایق و علائق نیز بسیار با گذشته متفاوت شده است.
شما به مشاغل مورد نیاز جامعه نگاه کنید، نوع و مهارت و دانش لازم برای هرشغل را در نظر بگیرید، خروجی‌های آموزش پرورش را با سطح دانش و مهارت شغل‌ها بسنجید. 
این ابتدایی‌ترین سطح انتظار از آموزش وپرورش رسمی است که باید آنرا تأمین کند والان نمی‌کند. اما سطوح بالا‌تر انتظار، توجه داشتن به مسائل انسانی، اخلاقی، دینی و اعتقادی است و وقتی در جامعه، محیط متغیر می‌شود و نیاز‌ها جدید می‌شود و یا کسانی به عمد شروع به دست کاری و مدیریت نیاز‌ها می‌کنند و آن‌ها را به سمت اهدافی غیر از اهداف تعریف شده جامعه می‌کشانند (شرایط جنگ نرم و هجمه فرهنگی، اخلاقی)، سطح انتظار از دستگاه تعلیم و تربیت نیز افزایش پیدا می‌کند. با تأسف آموزش وپرورش فعلی در جاهایی با محیط پیوند برقرار نمی‌کند و بسیار منتزع از محیط و منتزع از نیاز‌ها و انتظار ات عمل می‌کند و حتی اشراف چندانی بر پیرامون خود ندارد. گاهی تحولات و تغییرات رانمی بینند و گاهی آمادگی و اراده برای نشان دادن واکنش نسبت به آن ندارد. هم در مسائل مهارتی و آموزشی و هم در مسائل پرورش و تربیتی، در حوزه‌های مختلف وضع آموزش وپرورش این است و این سال‌ها در مسائل اعتقادی و دینی وضع آن بدتر شده است.
مجموعه آموزش وپرورش (نظام مدیریتی. معلمان، محتواها، آئین نامه‌ها، ضوابط، مقررات، برنامه‌ها و فعالیت‌ها و اقدامات) از حساسیت لازم نسبت به محیط پیرامون و تغییرات و تحولات آن برخوردار نیست و واکنش لازم و به موقع نشان نمی‌دهد.
بخشی از این بی تفاوتی به بروز نبودن نظام آموزش وپرورش و قدیمی و کهنه بودن آن برمی گردد و بخشی دیگر به نگاههای سیاسی و جهت گیریهای گروه‌ها و جریان‌ها مربوط می‌شودکه متاسفانه دخالت آن‌ها در آموزش وپرورش کم نیست. برای نمونه پذیرش سند آموزش ۲۰۳۰ در این وزارتخانه و اجرایی نمودن آن با کمترین مخالفت و ممانعت تا پائین‌ترین سطح و آموزش ضمن خدمت برای بعضی از مباحث آن است که حکایت از همین بی تفاوتی و نبود عکس العمل لازم در اجزا و سطوح مختلف دارد. در صورتی که مسائل فراون داخلی و خارجی، علمی وغیرعلمی، اقتصادی و اجتماعی، اخلاقی و اعتقادی و... وجود دارد که انتظار واکنش از آموزش و پرورش است مثل؛ سطح علمی و اخلاقی دانش آموزان، نیازهای شغلی و مهارت‌های زندگی، طرز مواجهه دانش آموزان با مسائل و مشکلات، ارتباطات و تعاملات، حرمت و احترام، روابط کوچک و بزرگ، مسائل دینی، اعتقادات، ارزشها، توجه و اهتمام به نماز، پوشش و آرایش، ارتباط با جنس مخالف، فضای مجازی، دوست شناسی و دشمن شناسی، کار، تولید، مصرف، سبک زندگی و ...
اگر آموزش و پرورش نخواهد و یا نتواند محیط و تغییرات آن را به موقع و درست ببیند و اگر عکس العمل متناسب به آن نشان ندهد، رفته رفته تربیت نسل از دست او خارج و به فعالین این عرصه سپرده خواهد شد. نه یک نسل منتظر می‌ماند تا نظامات خودشان را با او همراه کنند و نه محیط بی رغیب و بی مخالف است.
دستهای فراوانی در محیط فعالند و می‌خواهند نسل را مطابق میل خود تربیت کنند. حداقل نظام اسلامی اکنون یک دشمن و رغیب جدی و فعال به نام استکبار دارد که نسبت به تعلیم و تربیت نسل آن، طمع و چشم داشت دارد و خلاء کارکردی در عرصه آموزش و تربیتی هم، از جمله خلاء هایی نیست که جامعه از کنار آن به راحتی بگذرد لذا در صورت بی تفاوتی و تداوم همین وضع، تعلیم و تربیت به دست کسانی خواهد افتادکه یا صلاحیت ندارد یا از آن‌ها و اهداف آن‌ها اطلاعی در درست نیست.
این خطر، خطر بزرگی است. تعلیم و تربیت جامعه اسلامی نمی‌تواند تا ابد نسبت به نیاز‌ها و تغییرات بی تفاوت بماند. در تعلیم و تربیت اسلامی، اساس تربیت، تربیت دینی است و باید نظام آموزش و پرورش آن افراد را با دین آشنا کند و آن‌ها را دین دار و عامل به دین بار بیاورد. اکنون علاوه بر نارسائی‌های فراوان در این زمینه و وجود نابهنجاری ها، هر روز هجمه جدیدی علیه فرهنگ اسلامی و ارزشهای ملی و اخلاقی صورت میگیرد و همه این‌ها درحکم مانع برای تربیت عمل می‌کند و همه می‌تواند آینده این نسل را با مشکل مواجه نماید.
همانطور که گفته شد، کهنگی نظام تعلیم و تربیت و تعبیه نشدن خیلی از ساز و کار‌ها (مکانیزم) برای آن با گرایشات و تعلقات سیاسی گره خورده و آموزش و پرورش را از آموزش و پرورش فعال و پویا به آموزش پرورش منفعل، بی تفاوت و بی اطلاع تبدیل کرده است.
این مسئله و مسائل دیگر مربوط به آن ایجاب می‌کند ملاحظات سیاسی و حزبی کنار گذاشته شود و توجهات بیشتری در سطوح مختلف مسئولان به این مجموعه عظیم صورت گیرد. تقویت انگیزه و نشاط کارکنان، تقویت تعهد و تخصص، تقویت امکانات و تجهیزات و تقویت عملکرد و همه و همه به اصلاح نگاه و جایگاه این دستگاه در نظر مسئولین اجرایی و قانون گذاری بر می‌گردد.
آموزش و پرورش بیش از خیلی از دستگاه ها، نیاز به رصدگری مداوم محیط، رصد گری فعالیت ها، ارزیابی اقدامات و تجزیه و تحلیل آن دارد. او باید بتواند بر محیط و بر نیاز‌ها اشراف کامل داشته باشد و برای رفع آن‌ها گزینه و چاره تولید کند. اکنون نه این ساز و کار فراهم است و نه عزم و اراده‌ای برای پرداختن به آن وجود دارد. این اکنون یک گام مبنایی برای شروع تحول و برای پاسخ گویی بهتر و بیشتر آموزش و پرورش است که امید است مورد توجه مسئولان و گردانندگان این دستگاه قرارگیرد.

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار