عشق به امام را بايد در حفظ و تداوم ارزش ها و نظام جمهوري اسلامي مجسم كرد
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۴۸۷۵
بازخواني// بيانات رهبر معظم انقلاب در 17 خرداد 1368:

عشق به امام را بايد در حفظ و تداوم ارزش ها و نظام جمهوري اسلامي مجسم كرد

هر كدام از ما در هر مسؤوليتى كه هستيم، عشق و محبت وافرمان را به آن عزيز، بايد در حفظ و تداوم ارزش ها و نظام جمهورى اسلامى مجسم كنيم.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 17 خرداد 1368 در مراسم بيعت گروه كثيرى از فرماندهان و اعضاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و وزارت سپاه‏ ايراد فرمودند، به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

ما در مقابل اراده‏ى الهى و قضاى حتمى پروردگار تسليم هستيم؛ اما حقيقت اين است كه همه يتيم شديم. البته اين موضوع اختصاص به ملت ايران هم ندارد. خدا مى‏داند كه در اين چند روز در سراسر جهان اسلام، تا چه اندازه روحهاى اميدوار و دلهاى مشتاق و چشمهاى منتظر، ناليدند و خون گريستند.

شخصيت عظيم رهبر كبير و امام عزيز ما، حقاً و انصافاً پس از پيامبران خدا و اولياى معصومين، با هيچ شخصيت ديگرى قابل مقايسه نبود. او وديعه‏ى خدا در دست ما، حجت خدا بر ما، و نشانه‏ى عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مى‏ديد، عظمت بزرگان دين را باور مى‏كرد. ما نمى‏توانيم عظمت پيامبر(ص)، اميرالمؤمنين(ع)، سيّدالشّهداء(ع)، امام صادق(ع) و بقيه‏ى اوليا را حتّى درست تصور كنيم؛ ذهن ما كوچكتر از آن است كه بتواند عظمت شخصيت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور كند؛ اما وقتى انسان مى‏ديد شخصيتى با عظمت امام عزيزمان و با آن همه ابعاد گوناگون: ايمان قوى، عقل كامل، داراى حكمت، هوشمندى، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بى‏اعتنايى به زخارف دنيا، تقوا و ورع و خداترسى و عبوديت مخلصانه براى خدا، دست‏نيافتنى است، و مشاهده مى‏كرد كه همين شخصيت عظيم، چگونه در برابر آن خورشيدهاى فروزان آسمان ولايت، اظهار كوچكى و تواضع و خاكسارى مى‏كند و خودش را در مقابل آنها ذره‏يى به حساب مى‏آورد، آن‏وقت انسان مى‏فهميد كه پيامبران و اولياى معصومين(ع) چه‏قدر بزرگ بودند.

به‏هرحال، اين ده سال گذشت و ما ديگر اين عزيز را در كنار خود نداريم. خدا مى‏داند كه در طول اين ده سال، فكر چنين روزى، هميشه دل ما را لرزانده بود. نمى‏دانستيم دنياى بدون «خمينى» چگونه قابل تحمل است. به همين خاطر، چندين بار به ايشان عرض كردم: دعاى بزرگ من در پيشگاه خدا اين است كه من قبل از شما بميرم.

در همان روز تلخ كه حال امام مساعد نبود، من جمعى از اعضاى شوراى بازنگرى قانون اساسى را دعوت كردم و به آنها گفتم كه حال امام خوب نيست؛ كار بازنگرى را قدرى تسريع كنيم و مژده‏ى اتمام آن را به ايشان در بيمارستان بدهيم، تا دل امام شاد شود. واقعاً از تصور آن چيزى كه ممكن بود پيش آيد، قلب من مى‏لرزيد؛ صدايم شكست و نتوانستم حرفم را تمام كنم. شايد چند ساعت بعد از آن بود كه اطلاع پيدا كرديم اين وديعه‏ى الهى و اين گوهر ارزنده را از دست داده‏ايم.

همه‏ى پيامبران و اوليا رفتند؛ چاره‏يى هم جز اين نيست. حالا كه مقدر بود ما زنده بمانيم، بايد طاقت برخورد با اين حادثه‏ى بسيار تلخ را هم در خودمان ايجاد كنيم. خداوند به پيامبرش فرمود: «انّك ميّت و انّهم ميّتون»(1). گزيرى از اين‏گونه حوادث تلخ نيست؛ اما خرسنديم كه ميراث او در دست ماست و آن، «جمهورى اسلامى» توأم با ارزشهايى است كه او در اين جمهورى به وجود آورد؛ يا بهتر است بگوييم با ارزشهايى كه او جمهورى اسلامى را با آنها ساخت. ما مس بوديم، او ما را طلا كرد. او كيميا بود، او اكسير بود. ما زندگى معمولى‏يى داشتيم، او خمودگيها را تبديل به تحرك و تپش كرد و انسان ساخت.

در پيامى به مناسبت يكى از فتوحات ارزنده‏ى شما در جبهه فرمودند: فتح‏الفتوح، عبارت از ساختن اين‏گونه انسانها و جوانهاست. در حقيقت، فاتح اين فتح‏الفتوح، خود او بود. او بود كه اين انسانها را ساخت. او بود كه اين فضا را مهيا كرد. او بود كه مسير را به وجود آورد. او بود كه ارزشهاى اسلامى را بعد از انزوا و خمول، دوباره احيا كرد. ميراث او، همين ارزشها و همين جمهورى اسلامى است. هر كدام از ما در هر مسؤوليتى كه هستيم، عشق و محبت وافرمان را به آن عزيز، بايد در حفظ و تداوم ارزشها و نظام جمهورى اسلامى مجسم كنيم.

من از احساسات صادقانه و پاك شما برادران عزيز سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و اظهار وفاداريتان، صميمانه تشكر مى‏كنم. از شما كه در عمق وجود، به انقلاب و ارزشهاى آن ايمان آورديد، جز اين هم انتظارى نيست. ما سپاه را با همان چشمى نگاه مى‏كنيم كه امام عزيزمان نگاه مى‏كرد: به عنوان بازوى قدرتمند نظام و به عنوان گام استوار در مقابله با دشمنان انقلاب اسلامى. ما شما را به معناى حقيقى كلمه، پاسدار انقلاب اسلامى مى‏دانيم؛ هميشه هم اين‏گونه بوده است و من هم اين‏طور فكر مى‏كنم.

من معتقدم اگر ما امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامى را نمى‏داشتيم، بايد آن را به وجود مى‏آورديم. اين‏كه بعضيها پس از پذيرش قطعنامه، در گوشه و كنار - داخل و بيرون از سپاه - با زبانهاى مختلف، زمزمه‏هايى درست كردند كه سرنوشت سپاه چه خواهد شد، به اعتقاد من اين زمزمه‏ها يا ناآگاهانه و ناهوشيارانه بود، و يا بدخواهانه و مغرضانه. من به برادران عزيزمان در مسؤوليتهاى بالاى سپاه اين تعبير را مكرر گفته‏ام كه بسيار نابخردى است كه مسؤولان يك نظام، مطمئنترين بازوى قدرتمند را قدرناشناسى كنند، يا آن را از دست بدهند و يا تضعيف كنند.

سپاه امروز با سپاه ده سال پيش، از زمين تا آسمان فرق كرده است. امروز سپاه مجموعه‏يى از تجربه‏ها و آگاهيها و دانشهاى نظامى و دانشهاى جنبى مثل دانش تسليحات نظامى و نيز پيشرفتهاى گوناگون را باخود همراه دارد. سپاه را بايد همه‏ى مسؤولان كشور، همه‏ى آحاد مردم و همه‏ى آحاد سپاه، كاملاً جدى بگيرند. مبادا در بين برادران سپاه كسانى پيدا شوند كه در مأموريتهاى سپاه و يا در ضرورتهاى بى‏شمارى كه نسبت به اين نهاد انقلابى وجود دارد، اندكى شك كنند. ما بايد نيروهاى مسلح - هم ارتش و هم سپاه - را تقويت كنيم. اين دو نيرو، دو حقيقتند. اين حرفى است كه همواره امام عزيزمان تا آخر عمر بر آن تكيه مى‏كردند.

بعضى خيال مى‏كردند كه اگر من مى‏گويم هم سپاه باشد و هم ارتش، به خاطر اين است كه من خودم يك گرايش خاصى دارم! خير، اين ادعا اشتباه بود. لزومى نداشت كه ما هر حرفى را صريحاً در ملأ عام بگوييم. اين، حرف و خواست امام بود. ايشان مكرر اين مطلب را به من تأكيد كرده بودند و هر وقت صحبت مى‏شد، مى‏گفتند هم سپاه و هم ارتش بايد تقويت شوند؛ ارتش را حفظ كنيد، سپاه را هم حفظ كنيد. هر وقت هر كسى نظرى غير از اين داشت، ايشان قبول نكردند. اين، خط ايشان و فكر و تشخيص آن بزرگوار بود. البته تشخيص خود من هم همين بود. من با نگاه به صحنه‏ى نظامى كشور و نيازهايش و تحليل آن، مى‏فهميدم كه ما اين دو نيرو را لازم داريم.

هر كدام از اين دو سازمان، طبيعت خاص خودشان را دارند و يك نظام حكيم و كارآمد و بخرد، آن نظامى است كه از هر چيزى به قدر ظرفيت و صلاحيت او، در راه اهداف عالى استفاده كند و آن را در جاى خودش به كار ببرد. ما هميشه بر اين اساس حركت كرده‏ايم. نظر من سالهاست كه همين است و چنين نيست كه امروز به آن رسيده باشم.

من سپاه را همواره به عنوان نور چشم و عضو اصلى انقلاب و نهادى كه از خود اين سرزمين روييده و هسته‏ى آن در سرزمين انقلاب شكل گرفته و از جاى ديگر در اين سرزمين غرس نشده است و ذره ذره‏ى وجودش با ذره ذره‏ى سرزمين انقلاب خويشاوندى دارد، مى‏شناخته‏ام و راجع به او قضاوت كرده‏ام و نسبت به آن محبت ورزيده‏ام.

خدا را شكر مى‏كنيم كه سپاه رشد كرد، قوى شد و رو به كمال رفت. امروز چيزهاى زيادى در سپاه وجود دارد كه همه‏ى آنها مثبت است. در گذشته، اين موفقيتها و امكانات را سپاه نداشت. خوشبختانه بعد از آن‏كه امام عزيزمان(ره) جانشينى فرماندهى كل قوا را به برادر بسيار ارزشمند و ذى‏قيمتمان - جناب آقاى هاشمى رفسنجانى - دادند، حقيقتاً خيال ما از خيلى جهات راحت شد. ايشان براى اين سمت، بهترين كس بودند؛ الان هم هستند و ان‏شاءاللَّه بايستى همان مسؤوليت را ادامه دهند، كه البته من اين موضوع را تصريحاً هم اعلام خواهم كرد.

آنچه كه الان مى‏خواهم مطرح كنم، اين است كه برادران اين روزها بيش از هميشه بايد استعداد و آمادگى همه‏جانبه‏ى خودشان را حفظ كنند. امروز دنيا دارد به شما و ما و اين كشور نگاه مى‏كند. ده سال است خفاشها منتظر ماندند كه خورشيد غروب كند، تا بتوانند جست‏وخيز كنند و به اين در و آن در بزنند. الان اينها منتظرند ببينند چه‏كار مى‏توانند بكنند. ما بايد نگذاريم. ما بايد اميد آنها را نااميد كنيم. اين، هوشيارى همه‏ى ملت و شما را مى‏طلبد. آمادگى، هوشيارى و توجه به عظمت بار مسؤوليت را در خودتان تقويت كنيد، تا روح آن بزرگ را خشنود و راضى نگهداريد.

اميدوارم كه خداوند به شما توفيق بدهد و براى اسلام حفظ كند و دلهايتان را با معرفت و توكل و ايمان به ذات مقدس خودش، منور و مستحكم فرمايد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) زمر: 30

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار