امروز آرمان ها و آرزوهاى امام (ره) از هر چيز ديگر زندهتر است
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 18 خرداد 1368در مراسم بيعت نمايندهى امام در ارتش، وزير دفاع، فرماندهان و پرسنل منتخب نيروهاى سهگانه و وزارت دفاع ايراد فرمودند، به اين شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
حقيقتاً براى انسان بزرگ و شخصيت بىنظيرى مثل امام عزيز و بزرگوارمان، جا دارد كه برگزيدهترين انسانها و هوشمندترين ذهنها و صافترين و پاكترين دلها و جانها، از احساس تعظيم و تكريم سرشار شوند. فرق است ميان شخصيتى كه به خاطر مقام و سمت ظاهريش مورد احترام و تجليل واقع مىشود، و كسى كه شخصيت و عظمت و عمق وجود و آراستگيهاى گوناگون او، هر انسان بزرگ و قوى و هوشمندى را به تعظيم و تجليل و ستايش و تكريم وادار مىكند. امام عزيز ما، از اين نوع انسانها بود.
امام(ره)، خصلتهاى گوناگونى داشت: بسيار خردمند و عاقل و متواضع و هوشيار و زيرك و بيدار و قاطع و رئوف و خويشتندار و متقى بود. نمىشد حقيقتى را در چشم او واژگونه جلوه داد. داراى ارادهيى پولادين بود و هيچ مانعى نمىتوانست او را از حركت باز دارد. انسانى بسيار دلرحم و رقيق بود؛ چه در هنگام مناجات با خدا كه از خود بىخود مىشد، و چه در هنگام برخورد با نقطههايى از زندگى انسانها كه بهطور طبيعى دلها را به عطوفت و رأفت وادار مىكند. انگيزههاى نفسانى، جاذبههاى مادّى، هوىها و هوسها، نمىتوانست به قلهى رفيع وجود باتقواى او دستاندازى كند. او امير هوىها و خواهشهاى خود بود؛ ولى خواهشها بر او حكومت نمىكردند. صبور و بردبار بود و سختترين حوادث در اقيانوس عظيم وجود او، تلاطم ايجاد نمىكرد.
نوع دشمنيهايى كه عليه نظام ما مىشد، در تاريخ نظامهاى انقلابى دنيا بىسابقه است. در كجا سراغ داريد كه بلوك شرق و غرب متفقاً با همديگر تصميم بگيرند به دولتى كمك نكنند و به دشمن او كمك برسانند؟! معمولاً اينگونه است كه اگر به كشورى توسط قدرتى فشار وارد شد، بلوك ديگر با كمكهاى خود سعى مىكند فشار وارد شده را خنثى كند. كشور ما در دوران سختيهاى خود، از هر دو بلوك تحت فشار بود. هشت سال جنگ تحميلى، مصداق بارز اينگونه فشارهاست.
در چنين شرايط سخت و دشوارى، ما كه مسؤوليت ادارهى كشور را برعهده داشتيم، به او پناه مىبرديم. آن بزرگوار مثل اقيانوسى عميق و آرام بود و هيچ تلاطمى در او تأثير نداشت. با نگاه به او، به آرامش مىرسيديم و مشكلات بزرگ را كوچك مىيافتيم. هر كدام از اين خصوصيات مهم، به تنهايى كافى بود كه از دارندهى آن، يك انسان بزرگ بسازد. امام عزيز ما تمام اين خصلتهاى ارزنده را يكجا در خود داشت.
من قادر نيستم خصلتهاى انسانى و والاى اين مرد بزرگ را كه مثل خورشيد در تاريخ ايران درخشيد، توصيف كنم. سالهاى متمادى خدمت امام بودم. از سال 37 با ايشان آشنا شدم و به درس او مىرفتم. در دورههاى مختلف زندگى و در بحرانهايى كه پيش مىآمد، رفتار حسابشدهى آن مرد را ديده بودم. اين انسان استثنايى، اصلاً از نوع مردم زمان ما نبود. واقعاً نمىتوانم خصلتها و خصوصيات اين مرد بزرگ را توصيف كنم.
حالا كه خورشيد فروزان وجود او به افول گراييده و ديگر در اين دنياى ظلمانى نيست، كسانى كه تا ديروز به چشم انكار و عناد نگاهش مىكردند، اكنون به ذكر فضايل و مناقب او زبان باز كردهاند! حرفهايى كه در اين چند روز توسط خبرگزاريها و شخصيتهاى سياسى جهان زده شد، واقعاً عبرتانگيز است. اينها تا يك هفته پيش حاضر نبودند دربارهى امام اين حرفها را بزنند؛ اما امروز اين حقايق را مىگويند و اعتراف مىكنند!
من دوران بعد از پيروزى انقلاب تاكنون را به خاطر حضور امام(ره) در اين ده سال، يك دوران استثنايى مىدانم. انقلاب و مردم و هدفها و دشمنيهايى كه با ما مىشد، نيز استثنايى است؛ ولى از همه استثنايىتر، امام(ره) است كه متأسفانه امروز از وجود او محروم هستيم. او نعمت بسيار بزرگى بود و افسوس كه از دست ما رفت؛ آن هم در حالى كه دنياى اسلام هنوز به رهبريها و هدايتها و شخصيتى كه او در انسانهاى مظلوم و مستضعف و ملتهاى تحقيرشدهى دنيا مىدميد، احتياج داشتند.
امروز جمعى از رهبران نهضتهاى بزرگ و معروف اسلامى دنيا براى ابراز همدردى خود، با من ملاقات داشتند. اى كاش حرفهاى آنها عيناً ضبط شده بود و به گوش مردم ما مىرسيد، تا مىديدند كه چگونه امواج ساطعشده از آن كانون جوشان و خروشان و آن مركز بىنظير نور و حرارت، به مسلمانان و انسانهاى مظلوم و مستضعف و تحقيرشدهى دنيا جان و روح و قدرت داده است و توانستهاند در برابر سيل تهاجمها و دشمنيها ايستادگى كنند. همين چهرههاى معروف نهضتهاى اسلامى لبنان، فلسطين، افغانستان و كشورهاى ديگر كه اسم آنها را شنيدهايد، به من مىگفتند: ما يتيم شديم. حقيقتاً هم همهى ما يتيم شدهايم و ثقل عظيمى را از دست دادهايم.
برادران عزيز ارتشى و نظامى! شخصيت هر انسانى، غير از عوامل و عناصرى كه وجود خارجى و ظاهرى او را تشكيل مىدهد - مثل جسم و ذهن و روحيات و خصلتها و خلقيات - مقوّمات ديگرى نيز دارد كه گاهى نسبت به آن عناصر و عوامل، جنبهى زيربنايى دارد؛ مانند افكار و جهانبينى و ديدگاهها. همهى جهانبينىها نمىتوانند انسانى مثل امام(ره) تربيت كنند. آن كسى كه به خدا، قيامت، حضور در برابر پروردگار، زندگى پس از مرگ، شهادت و توكل معتقد است، در دنيا به گونهيى عمل مىكند، و كسى كه فاقد اين جهانبينى است، طور ديگر رفتار مىكند. پس، جهانبينى هر انسانى، در تشكيل شخصيت او تأثير اساسى دارد.
يكى از اين مقوّمات، تعيين محدودهى هدفهاست. عمل و شعاع حركت و كشش ادامهى راه، بسته به نوع هدف و محدودهى آن، متفاوت است. هدفهاى بزرگ، به خودى خود، حركتها و شخصيتهاى بزرگ را توليد مىكند. هدفها و آرمانها و افكار و تأملات انسان دربارهى زندگى و جامعه و آينده و وظايف بشر، عناصر سازندهى شخصيت انسان است.
اگرچه امام(ره) عوامل و عناصر و مقوّماتى كه وجود ظاهرى او را به وجود مىآورد و تشكيل مىداد، با خود برد، اما افكار، آرمانها، جهانبينى، هدفها، توصيهها، راهها و ابزارها را در اختيار ما گذاشت. هماكنون بخش عظيمى از شخصيت امام در اختيار ماست. آرمانهاى اعلامشده به وسيلهى او، برترين و بالاترين آرمانهاست. ما بايد اينها را دنبال كنيم. ملتى كه اينطور بر سر و سينه مىزنند و اشك مىريزند و دل در سينههاشان تاب ماندن ندارد و هركدام اگر مىتوانستند، همهى دنيا را مىدادند، تا امام را يك لحظهى ديگر به حيات برگردانند، اينها دنبال افكار امام(ره) هستند و او را به خاطر فكر و ايده و آرمان و راه و مجاهدت و مقاومتش دوست مىدارند. ما بايد آرمانهاى اين مردم و شما رزمندگان را نگهداريم.
آن افسر جوانى كه صاحب زن و دو بچه است و پدر و مادر آرزومندى دارد كه دوست مىداشتند بچهى آنها لباس افسرى بپوشد و به او نگاه كنند و لذت ببرند، همچنين وسيلهى آسايش و رفاه او در حد معقولى فراهم بوده است، به جبههى جنگ مىرود و فرماندهى گردان مىشود؛ گذشتِ شب و روز و هفته و ماه را نمىشناسد و به گرد و غبار و گرسنگى و تشنگى و جيرهى جنگى فكر نمىكند و همهى اينها را با آغوش باز مىپذيرد. صدبار گلولهى توپ جلوى پايش، پشت سرش، پشت چادرش و پشت سنگرش منفجر مىشود، ولى از حضور در جبهه پشيمان نمىشود و حتّى به زندگى راحت در تهران يا شهرستان هم متمايل نمىگردد. بعد هم در يك عمليات كه احساس مىكند نيروهاى او احتياج به تقويت روحى دارند، بلند مىشود و تفنگش را برمىدارد و راه مىافتد و در كنار نيروهايش، عليه دشمن مىجنگد و همانجا هم به شهادت مىرسد.
اگر اين شخص، آن جهانبينى و آرمان را نداشته باشد، اين كار را نمىكند. پدر و مادر او، به جاى اينكه گريه كنند و اشك بريزند و پيش من و يا ديگران بروند و گله و شكوه كنند و نوازش بطلبند، مقاوم مىايستند و سينهى خود را سپر مىكنند و در شهادت پسر رشيد و جوان و اميد زندگيشان، شيرينى پخش مىكنند؛ بعد هم مىگويند اگر پسرهاى ديگرى هم داشته باشند، به جبهه مىفرستند!
فقط با آرمانهاى امام(رضواناللَّهتعالىعليه) است كه چنين افرادى با اينگونه جهانبينى و عمل پيدا مىشوند و بدون آن اصلاً امكان ندارد. امروز آرمانها و آرزوهاى امام، از هر چيز ديگر زندهتر است؛ دنيا هم از آنها مىترسد. خبرگزاريهاى جهان و محافل تحليلگر سياسى، ايران را زير ذرهبين گذاشتهاند و لحظهبهلحظه تحليلى را منتشر مىكنند. آنها بدروغ مىگويند رهبر جديد چنين و چنان خواهد كرد؛ بعد كه ديدند آنگونه نشد و راه و هدف ما، راه و هدف امام است و توصيههاى او را به كار مىبنديم و همواره او را معلم خود مىدانيم، لحن گفتارشان عوض شد! آنها از شخص امام، به خاطر آن آرمانها مىترسند. ما همان راهى را كه آن بزرگوار رفت، ادامه خواهيم داد؛ زيرا برتر و والاتر و شيرينتر و مقدستر و شايستهتر از آرمانهاى او سراغ نداريم.
برادران ارتشى و سپاهى و بسيجى و نيروى انتظامى، با بقيهى ملت ايران از يك نظر تفاوت دارند، و به تعبير بهتر، از يك امتياز برخوردارند. اميتازشان اين است كه امام(ره) با اينكه رهبر همه بود، ولى مستقيماً فرماندهى آنها بود. من بارها به ارتشيها گفتهام كه غير از دوران پيامبران، فرماندهى كل قواى عارف و حكيم و عاشق و الهى در دنيا سراغ نداريم.
امروز در جهان، فرماندهان نيروهاى مسلح، غالباً خشنتر و متقلبتر از ديگران هستند و بِزور و يا از طريق غصب و وراثت، در مركز فرماندهى قرار گرفتهاند. آنجا هم كه رؤساى كشورها فرضاً با انتخابات و شيوهى دمكراسى سر كار آمدهاند، آدمهاى معمولىيى هستند با همان احساسات و هوىها و هوسها و ضعفهاى بىشمار، كه ما زندگى و روحياتِ بسيارى از آنها را از نزديك ديدهايم و مىشناسيم.
ما در هيچ جاى دنيا - نه امروز و نه در گذشته - نيروهاى نظامىيى را سراغ نداريم كه تحت فرماندهى انسانى معنوى و الهى و عارف و داراى رقيقترين احساسات بشرى و در عين حال با قاطعيت و صلابتى كه هيچ فرماندهى در دنيا از آن برخوردار نيست، به حراست و دفاع از ناموس و حيات شرافتمندانهى ملت در مقابل تجاوزگران بپردازد.
برادران عزيز، ارتشيان و نيروهاى مسلح! شما بايد در راه هدفهاى الهى، معنويتر و پاكتر و بىآلايشتر و مصممتر از مردم عادى باشيد؛ چون تحت فرماندهى انسان والايى قرار داريد. اين فرماندهى بزرگ، بيشتر از هر كسى به گردن ارتش حق دارد. البته كشورهايى در دنيا وجود دارند كه ارتش آنها براى مردم محبوبند، اما چنين چيزى در گذشتهى ايران سابقه نداشته است. امام ارتش را محبوب مردم كرد، و الان شما ارتشيها مورد محبت مردم هستيد و مردم از صميم دل شما را دوست دارند.
او تا لحظهى آخر از ارتش دفاع كرد. بعد از آتشبس تا همين اواخر، بارها بر سر قضاياى مختلف و طرحهاى گوناگون كه از سطوح متوسط پيشنهاد مىشد و گاهى هم جنجالبرانگيز بود و اگر اجرا مىشد، هويت ارتش را به خطر مىانداخت، ايستادگى كرد و با يك سخن و حركت قاطع، همه را نفى كرد.
سعى كنيم تا آنجا كه ممكن است، با استفاده از عناصر معنوى و بهرهگيرى از افكار و رهنمودهاى او، شخصيت اين بزرگمرد كمنظير تاريخ را ارج نهيم و از زحماتش قدرشناسى كنيم. خوشبختانه او در زمان ما حضور داشت؛ توانستيم او را ببينيم و سخنش را بشنويم. حركات و وجنات و نگاه پُرمعنا و چهرهى نورانيش را - كه در تاريخ، نقلِ مانند او را شنيده بوديم - در اين زمان به چشم خود ديديم و لمس كرديم.
انصافاً ارتش ما، ارتش بسيار والايى است. امتيازهاى زيادى در شما وجود دارد كه در ديگران نيست. شما ارتشى هستيد كه ده سال براى كشور و ملت خود جنگيدهايد. كمتر ارتشى در دنيا اينگونه است. خيلى از ارتشهاى دنيا، در متن بحرانها قرار نگرفتهاند و يا لااقل شرايط دشوارى نداشتهاند و امتحانى اينچنين به مردمشان ندادهاند. شما با وجود شرايط دشوار، ده سال جنگيديد. جنگ تحميلى، هشت سال طول كشيد؛ اما شما با دشمن ده سال جنگيديد؛ زيرا قبل از شروع جنگ تحميلى، ارتش در جبههها بود.
از هفتهى اول پيروزى انقلاب و از ماجراى پادگان مهاباد، ارتش فعاليت داشت. من از نزديك شاهد حضور نيرومند ارتش بودهام و پادگانها و خطوط و قرارگاههاتان را ديدهام. انسانهاى وارستهيى وجود داشتند كه هفت سال خانهى آنها سنگر، و ويلايشان چادر بيابان بود. خلبانهاى شجاع، كادرهاى پروازى و غيرپروازى نيروى هوايى، عناصر نيروى دريايى در شرايط سخت دريا، جبهههاى زمينى، بخشهاى پشتيبانى، مثل دستگاههاى صنايع و آموزشگاهها و امثال آنها، حقاً و انصافاً امتحان خوبى دادند. من اين نكته را با قوّت و قدرت مىگويم و به خاطر ملاحظهى حال و دل كسى آن را مطرح نمىكنم.
كمتر دستگاهى مثل ارتش، مورد توجه دشمن بود. راديوهاى بيگانه، شايعات گوناگون، سازمانهاى پليد و خبيث و مأيوس، مزدورهاى امريكا و بعضى كشورهاى ديگر، ارتش را هدف گرفتند، تا در آن نفوذ و رخنه كنند و به اهداف خود برسند. بنابراين، كمتر جايى تاكنون هدف اينهمه خباثت و بدجنسى دشمن قرار گرفته است. با وجود همهى اينها، شما محكم ايستاديد و حركت خود را ادامه داديد و عناصر ناباب را مثل دندان فاسد دور انداختيد و پشت سرتان را هم نگاه نكرديد. اينها امتحانات بسيار خوبى بوده است كه شما دادهايد.
ارتش، محبوب مردم و ماست. من ارتش را از صميم قلب دوست مىدارم؛ چون آن را تجربه كردهام و تواناييهاى او را ديدهام. آنجا كه از او توقعى مىرود و بايد خودش را نشان دهد، فداكارى مىكند و وظيفهاش را انجام مىدهد. خوشبختانه امام عزيز(ره) جانشينى فرماندهى كل قوا را برعهدهى انسان خوبى گذاشتند؛ من هم تأييد خواهم كرد. برادر عزيزمان جناب آقاى رفسنجانى، حقيقتاً از چهرههاى مغتنم و ارزنده و ممتاز ما هستند. در آن روز كه اين مسؤوليت به ايشان سپرده شد، خوشحال شدم؛ امروز هم از اينكه همان مسؤوليت را داشته باشند، خوشحالم.
آنچه را كه امروز مىخواهم بر آن تأكيد كنم، اين است كه تا آنجا كه مىتوانيد، آمادگيهاى خود را زياد كنيد. البته منظور اين نيست كه در آينده جنگى رخ خواهد داد؛ خير، وقوع اين مسأله را خيلى بعيد مىدانيم و معتقديم كه دشمنان تجربهى ناكام گذشتهى خود را تكرار نخواهند كرد. ايجاد آمادگى، همچنين به معناى آن نيست كه ما آتشبس را متزلزل مىبينيم. البته طرف مقابل شرارتهايى مىكند، ليكن آتشبس همچنان ادامه خواهد داشت.
انشاءاللَّه مذاكرات هم به نتايج خوبى خواهد رسيد. ما تصميم داريم كه مذاكرات مربوط به قطعنامهى 598 را پيش ببريم؛ بايد هم پيش برود و به نقطهى درستى برسد؛ اينها همه به جاى خود محفوظ است. ارتش نبايد نگاه كند كه مذاكره در چه وضعيتى است. مذاكره و قطعنامه هرچه باشد و طرف مقابل هر كارى مىخواهد بكند، ارتش بايد هر روز آمادهتر از ديروز باشد.
بايد در همت خود تسريع كنيد، تا واحدهايى كه در جبهه هستند، كيفيت عالى پيدا كنند. ارتش مناسب شأن جمهورى اسلامى، بايد از نظر آمادگى و انضباط و روحيه، عالى باشد و به تجهيزات در حد توان دست يابد. تجهيزات را در حد عالى نگفتم؛ چون ممكن است كشور نتواند تجهيزاتى را كه شما امروز لازم داريد، برايتان فراهم كند؛ اما آمادگى و پرداختن به تعمير و نگهدارى و پشتيبانى و اهتمام به خودكفايى و توليد و ابتكار، بايد در حد عالى باشد. من به درجهى خوب و بسيار خوب قانع نمىشوم؛ بايد همت كنيد و تا درجهى عالى كارتان را به پيش ببريد، و اعتقاد دارم كه به نتيجه هم مىرسد.
اينكه امام(ره) در وصيتنامهى سياسى، الهى خويش به خودكفايى ارتش اشاره كرده بودند و مرقوم فرموده بودند: «امروز چيزهايى را با قيمت ارزانتر مىسازند»، در واقع همان گزارشى بود كه در آن سال به ايشان دادم و گفتم در زمان طاغوت وقتى مىخواستند قطعهيى از تجهيزات ارتش را تعمير كنند، با هواپيما آن را به كشور سازنده مىبردند و پس از تعمير، به كشور برمىگرداندند؛ ولى امروز همين قطعات داخل ايران ساخته و تعمير مىشود. اين گزارش، امام(ره) را تحت تأثير قرار داد و ايشان اين موضوع را در وصيتنامهى سياسى، الهى خود آوردند. گزارشى كه من به امام دادم، براساس شايعات و گفتهها نبود؛ بلكه از روى اطلاع و براساس واقعيات ارتش بود كه در جريان عمل، به آن رسيده بودم.
اين روند را ادامه دهيد و تلاش خود را بيشتر كنيد. هر كس بگويد اين كار شدنى نيست، او را به كوتاهى همت متهم مىكنم. هيچ كارى نيست كه از انسان ساخته نباشد. انسان نيرومندتر از اين حرفهاست و مىتواند كارهاى نشدنى را شدنى كند. تا آنجا كه مىتوانيد، بايد با قوّت اراده و تصميم، نظم و انضباط و آموزش و پشتيبانى و كيفيت تجهيزات و ابزارتان را بالا ببريد؛ مخصوصاً واحدهاى مناطق مرزى كه بايد مسؤولان ارتش و نيروى زمينى، به صورت ويژه به آنها بپردازند و هرگونه ساييدگى را از بين ببرند و آنها را قابل عرضه كنند، تا هر كس آرايش واحد و كيفيت استقرار يگانها و افراد و ابزارها را ديد، بفهمد كه فرماندهى قوى و با كيفيت بالايى بر اين واحد حكمفرماست. عين همين مسأله، در تجهيزات هوايى و دريايى مطرح است و البته وزارت دفاع و سازمان صنايع، خوب مىتوانند در اين زمينه مؤثر باشند.
در پايان، نكتهيى را هم به برادران عزيز عقيدتى، سياسى متذكر شوم:
نقش شما برادران در رساندن ارتش به نقطهى مطلوب (حد بالاى خوب بودن) نقش بسيار مؤثرى است؛ زيرا ايمان قلبى و دينى، تأثير بسيار فراوانى در حركتهاى سازنده دارد. برعكس ِآنچه كه سالهاى سال تبليغات غربى و استكبارى وانمود مىكرد كه دين مايهى تخدير و انزوا و دنياگريزى افراد جامعه است، امام(ره) كه متدين واقعى بود، با دنيا و سياست و حوادث و سازندگى، برخورد برجسته و متفاوتى داشت و بطلان ادعاى آنها را ثابت كرد.
آنها كه مىگفتند دين، ترياك و افيون (!) ملتهاست، در حقيقت دين را نشناخته بودند؛ شايد هم سوءنيتى نداشتند؛ چون در دسترسشان، يك چيز بىربط و تخديركننده به نام دين ديده بودند و فكر كرده بودند كه دين تخديركننده است. خير، دين تخديركننده نيست؛ دين اسلام، برانگيزاننده و احياكننده است. اين نكته را برادران عقيدتى، سياسى خوب مىتوانند تأمين كنند.
اميدوارم خداوند متعال به اين برادران عزيز هم توفيق كامل بدهد، تا انشاءاللَّه با سازماندهى قوى و خوب و بهكارگيرى روشهاى ابتكارى و استفاده از حداكثر خلقيات و خصلتها و خصوصيات جاذبهآفرين و كششدار،اين مقصود را عملى كنند. انشاءاللَّه موفق باشيد. خداوند به شما كمك كند و توفيق بدهد، تا بتوانيد راه امام عزيز و فقيد بزرگوار را ادامه دهيد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
/انتهاي پيام/