کد خبر:۷۸۹۷۶۰
حسینیه دانشجو | تکراری‌های جذاب ۶

نگاهی به چاووش خوانی؛ آیین تاریخی فراموش شده/ ویژگی چاووش‌خوان‌ها در طی تاریخ چه بوده است؟

چاووش خوانی از حیث ادبی، از نمونه‌های ادبیات عامیانه و از نوع غنایی آن به شمار می‌رود که محتوای آن، احساسات، عواطف، عشق و دلدادگی، بیان آرزوها، برآورده شدن حاجات، غم و اندوه سفر و مشکلات راه و مصائبی است که بر خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم گذشته است.
چاووش خوانی؛ آیین تاریخی فراموش شده از سوگ سیاوش تا شهیدان دشت کربلا

گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو_سیده زهرا حسینی؛ عزاداری در رثای آزاد مردان تاریخ از سال‌های دورِ افسانه‌ها و عزا بر مرگ سیاوش تا اسلام و اقامه ماتم بر شهدای دشت کربلا در فرهنگ و تاریخ ایرانیان سبقه‌ای غنی دارد؛ دهه اول محرم، اما بیشتر از هر زمان دیگری حال و هوای خاصی در میان شیعیان پدید می‌آورد و بی شک آنچه که در این ایام بسیار ارزشمند است توجه به نماد‌ها و آیین‌ها است چراکه بررسی رسوم در محرم خود به نوعی مردم‌شناسی و دین‌شناسی است و به دلیل ارزش بالای آن، در جامعه دینی اهمیت دارد؛ این دهه فرصت مناسبی است تا به مهم‌ترین نماد‌ها و معانی در این آیین دیرینه نگاهی داشته باشیم و حسینیه دانشجو با انتخاب تعدادی از این آیین‌ها و نماد‌ها و همچنین بازخوانی کوتاهی از تاریخچه و فرهنگ آیین عزاداری در ماه محرم سعی دارد به آگاهی و معرفتی نسبت به این آیین دست پیدا کند، پس در این ایام با ما همراه باشید تا تاریخ و فرهنگ آیینی‌مان را با هم ورق بزنیم.

 

روز هفتم محرم‌الحرام؛ چاووش‌خوانی

چاووشخوانی، رسم شعرخوانی به آواز با آدابی خاص در بدرقه و استقبال حج‌گزاران و زائران است. چاووشان در ایام خاص موسم حج یا زیارت عتبات عراق و مشهدالرضا، میان شهر‌ها و روستا‌های ایران میچرخیدند و با آداب و رسومی خاص مردم را از سفر و حرکت کاروان باخبر و به حج یا زیارت ترغیب و تشویق میکردند. آنان افزون بر چاووشیخوانی، کار‌ها و وظایف دیگری نیز بر عهده داشتند. مهمترین و معروفترین مضمون اشعار چاووشی دعوت مردم به سفر زیارتی است که معمولاً برای زیارت مزار امام حسین (ع) با این مصراع آغاز میشود: «هر که دارد هوس کرب و بلا بسماللّه» و به یک تا چهار مصراعِ صلوات ختم میشود.
 
ریشه‌یابی و تاریخچه چاووش و چاووش خوانی
 
«چاووش» در لغت
«چاووش» واژه‌ای ترکی است، به معنای جارچی، پیک، پیشرو کاروان، کسی که دعوت رفتن به زیارت عتبات عالیات و خانه خدا کند.

در اصطلاح روستاییان خراسان، چاووش، کسی بوده که در فصل مناسبِ زیارت، در دهات و روستاها، سواره یا پیاده به راه می‌افتاده و روستاییان را به وسیله جارزدن و خواندن اشعار نغز و دلکش ـ. در مدح و منقبت امامان معصوم علیهم السلام ـ. برای رفتن به زیارت تهییج و تشویق می‌کرده است.

لغت نامه فرهنگ دهخدا، واژه «چاو» را به، «بانگ و سر و صدای گنجشک، هنگامی که از بیم دزدیده شدن جوجه اش بانگ بر می‌آورد» معنا کرده است. بعید نیست این معنی و مفهوم در واژه چاووش نیز در نظر گرفته شده باشد؛ گویی چاووش با صدای گرم و پرشور خود، ناله سرداده است تا درد فراق و دوری عاشقانه خود و زائران را بیان کند و می‌خواهد آنان را سرشوق آورد.
 
از پیشینه این رسم اطلاع چندانی در دست نیست. برخی کوشیدهاند میان این رسم با آیین سوگ سیاوش شباهتی بیابند، گویا رسم «حُدی‌خوانی» که نزد شتربانان کاروانهای عرب معمول بوده را نیز می‌توان کمابیش چاووش‌خوانی دانست.. گزارشهایی که از اجرای این رسم در ایران در دست است، قدمت چندانی ندارند. ظاهراً رسم چاووشخوانی برای زائران کربلا یا مشهد از دوره صفویه (حدود ۹۰۶-۱۱۳۵ ش) مرسوم شده و بهویژه در دوره قاجار (۱۲۱۰-۱۳۴۴ ش) به آن توجه ویژه شده است.
 
ویژگی چاووش‌خوان‌ها در تاریخ
چاووشان، مردان پاک و خداشناسی که وجودشان سرشار از عشق و محبّت به خدا و اوصیای او بوده است، همواره در بین مردم به نیک نامی و صلاح مشهور بوده اند. آن‌ها خصلت‌های ویژه‌ای داشته اند که به چند مورد آن اشاره می‌کنیم:

۱. خلوص نیّت
این بشیران و قاصدان زیارت کوی دوست، انگیزه‌ای جز نزدیک شدن به خدا و عشق به او و اولیای حق در سر نداشته اند. آن‌ها هماره چشم به لطف و کرم خدا و حجّتهای او داشته اند و تنها از همین لطف و عنایت دم زده اند. به همین جهت هیچگاه این خدمت به زائران را وسیله‌ای برای کسب موقعیت اجتماعی یا مالی قرار نداده اند و حاضر نشده اند حتی نامی یا دفتر شعری از آن‌ها و به نام آن‌ها تنظیم گردد.

این موضوع را می‌توان از زندگی ساده آن‌ها بهتر درک کرد. اغلب آن‌ها با لباسی ساده و معمولی، شالی سبز یا سیاه بر گردن و پرچم سه گوش سبز رنگ بر دوش، به صورت خود جوش از بین مردم، به این کار معنوی و زیبا مشغول بوده اند.

وجود پرفیض و برکت آنان همواره در موقعیت‌های مناسب، چون فصل زیارت و اجتماعات مختلف مردم، از جشن و عروسی گرفته تا مجالس عزای آنان، به این مجالس حال و هوای معنوی بخشیده است. مجلسی را که چاووش در آن بوده است، آکنده از یاد و مدح و منقبت معصومین علیهم السلام و نسیم روح بخش صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم بوده است و همواره روح معنویت بر چنین مجالسی حاکم گشته است. به راستی امروزه هر مسلمان آگاهی جای خالی این سنّت زیبا را حس می‌کند.

۲. صدای خوش
صدای خوش و نفس گرم، نعمتی است که خداوند متعال تنها به بعضی از انسان‌ها بخشیده است. حنجره انسان‌ها و صدایی که از آن تولید می‌شود، خود از ابزار و وسایل موسیقی طبیعی است که خدا به انسان‌ها مرحمت کرده است. در این بین صدای انسان بر سایر صدا‌هایی که از دیگر آلات موسیقی تولید می‌شود، برتری خاص دارد. این برتری از آنجا ناشی می‌شود که صوت انسان آمیخته با کلام است و انسان می‌تواند صدای خود را با کلمات، موافق کرده و تأثیرات مختلفی در شنونده ایجاد کند.

چاووشان، از این صدای گرم و مؤثر برخوردار بوده اند و با صدای زیر می‌خوانده اند و گاه برای این که از صوت خود هنرمندانه‌تر بهره ببرند، به همراه شاگردان خود و یا افراد دیگر، چون زائران و بدرقه کنندگان، به صورت هم خوانی چاووشی می‌کرده اند؛ تا تأثیر آن را دو چندان کنند. در نتیجه، صحنه‌هایی ایجاد می‌شد که بی اختیار اشک چشم‌ها را روان می‌کرد و دل شنونده‌ها را می‌ربود و بی مقدمه راهی سفر و زیارت می‌کرد.

۳. راهنمایی اهل کاروان
از دیگر ویژگی‌های چاووشان، هدایت و راهنمایی زائران در طول سفر بوده است. آن‌ها در انجام واجبات، مستحبّات، دعاها، خواندن زیارت نامه‌ها و همچنین معرفی مکان‌هایی که زائران از آن‌ها دیدن می‌کردند، راهنمای آن‌ها بودند. چاووشان در هر مکان، زائران را با وقایع و مصایبی که بر خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم گذشته، آشنا می‌کردند.

۴. مراقبت و حمایت از زائران
چاووشان از بدو حرکت کاروان تا هنگام برگشت، در تمام مراحل، حامی زائران بوده اند. گاه افراد جوان‌تر از بردن افراد سالخورده به دلیل سختی و مشکلات راه امتناع می‌کردند، در این موقع آن پیر دل باخته، ملتمسانه دست به دامن چاووش می‌شد و چاووش از خانواده او می‌خواست که مانع او نشود و خود حمایت و مراقبت از او را به عهده می‌گرفت. همچنین چاووشان در گرفتن تذکره، مهیا کردن آذوقه راه و تهیّه منزل، همواره حامی و پشتیبان زائران بوده اند.
چاووش خوانی؛ آیین تاریخی فراموش شده از سوگ سیاوش تا شهیدان دشت کربلا
چاووشخوانی غالباً بهصورت تکخوانی و گاه بهصورت گفتگوی چاووشخوان با نوچهها اجرا میشد و در برخی موارد، بدرقهکنندگان و زائران نیز با چاووشخوان همآوایی میکردند. اشعار چاووشی در وزنها و قالبهای گوناگون خوانده میشد، ولی اشعاری با چهار مصراع، در وزنِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (بحر رمل مثمن محذوف) رایجتر بود. در همه این اشعار، در پایان هر بیت یا هر بند، چاووشخوان حاضران را به ذکر صلوات دعوت میکرد که در حکم بیت ترجیع بود.

چاووشخوانان افرادی خوشصدا و آشنا به اشعار مذهبی و مدایح و مراثی بودند و هنگامی که کاروانی قصد سفر به حج یا زیارت عتبات داشت، با خواندن اشعار در کویها و محلهها مردم را مطّلع و آنان را برای پیوستن به کاروان تشویق میکردند. چاووشان به این منظور، در محل تجمع مردم، عَلَمی برپا میکردند و با بیرقی سبز یا سرخ بر دوش، سوار بر اسب یا پیاده تا چند روز در شهر و ده میگشتند و اَشعار ویژهای را با صدای بلند میخواندند.
 
در برخی نواحی، چاووشان هر یک محله خاصی را به زیر علم یا پرچم خود داشتند و با یکدیگر رقابت میکردند. بر عَلم چاووشخوانان ابیاتی مناسب با مقصد سفر، مثلاً درباره عرفات یا منا مینوشتند یا نقشهایی از حرمین شریفین یا گنبد و بارگاه امام علی (ع) در نجف یا شمایلی از حضرت عباس (ع) مینگاشتند. دستهای از چاووشان زائران را فقط در مرحله مقدماتی سفر تا حرکت کاروان همراهی میکردند و هنگام خداحافظی زائر با اقوام و آشنایان، چاووشی میخواندند و معمولاً پس از طی منزلی با کاروان (تا بیرون ده یا کاروانسرای مبدأ حرکت یا تا پایانههای مسافربری)، به دیار خود بازمیگشتند. هنگام بازگشت کاروانها، چاووشخوان خبر نزدیک شدن کاروان را به مردم میداد و در مراسم استقبال از زائران نیز چاووشخوانی میکرد.

دسته دیگری از چاووشان در سفر همراه کاروان بودند و در کنار کار چاووشخوانی ـ که در تمام سفر ادامه مییافت ـ راهنمای حرفهای زائران بودند. آنان در گذشته برای حفاظت از قافله، تفنگ یا شمشیری با خود حمل میکردند و علاوه بر اعلام زمان حرکت، استراحت، تدارک محل سکونت و خرید مایحتاج، راهنمایی زائران را در اماکن زیارتی نیز برعهده داشتند. در شهر‌های بزرگ، این گروه از چاووشان را چند هفته قبل از آغاز مسافرت به خدمت میگرفتند. این گونه چاووشیها صورت کاملاً حرفهای داشت و در برخی اسناد، از جمله در آمارنامهای تهیهشده در ۱۳۱۰ ش. در آران و بیدگل کاشان، چاووشی به عنوان شغل، ثبت شده است.
 
درآمد چاووشان
چاووشان معمولا پیشه‌ی خاصی نداشتند و هر زائر، به تناسب وضع مالی و مقام اجتماعی خود، در ازای این خدمات مبلغی به چاووشان میپرداخت. به گزارش اوبن، در دوره قاجار، ثروتمندان بین پانزده تا بیست تومان و گاه بیشتر حقالزحمه و انعام میدادند، ولی دستمزدی که افراد کمبضاعت میپرداختند از چند قران تجاوز نمیکرد. در برخی موارد چاووشخوان، هنگامی که شهر زیارتی و نمای حرم از دور پدیدار میشد (مثلاً تپه سلام نزدیک مشهد)، هدیهای به نام «گنبدنما» از زائران دریافت میکرد. چاووشانِ همراه کاروان، به هنگام بازگشت، چند منزل جلوتر حرکت میکردند تا بازگشت زائران را به خانواده آنان خبر دهند و مژدگانی بگیرند. در مصر، چاووشان کاروان‌های حج (شاویشالحاج) نیز چنین میکردند.

برخی چاووشان از نوجوانی وارد این کار میشدند و با طی مراحل نوچگی، خواندن از روی متن، خواندن از حفظ و همراهی با چاووشخوان، مهارت مییافتند. در برخی خانوادهها نیز این حرفه ارثی بود. اهل این حرفه پوشاک و ابزار ویژهای نداشتند، ولی معمولاً شال سیاهی را حمایل سینه میکردند و سادات ایشان نیز شال سبزی بر گردن میانداختند.
 
به نظر عناصری یکی از علل کاسته شدن از اعتبار و حرمت حرفه چاووشخوانی، رواج یافتن مُزدسِتانی و خلعتگرفتن آنان بود که سبب برتری جنبه مادّی کار بر اصل معنوی آن شد.
چاووش خوانی؛ آیین تاریخی فراموش شده از سوگ سیاوش تا شهیدان دشت کربلا
زوایای ادبی و هنری چاووش خوانی
چاووش خوانی از حیث ادبی، از نمونه‌های ادبیات عامیانه و از نوع غنایی آن به شمار می‌رود که محتوای آن، احساسات، عواطف، عشق و دلدادگی، بیان آرزوها، برآورده شدن حاجات، غم و اندوه سفر و مشکلات راه و مصائبی است که بر خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم گذشته است.

چاووش خوانی بیش از هرچیز به طهارت باطنی و صفا و اخلاص و در مرحله بعد به کسب تجربه و تمرین و ممارست نیازمند است. چاووشانِ پیش کسوت، پس از رسیدن به مرحله علمداری، درصدد برمی آمدند به تربیت شاگرد بپردازند؛ بنابراین به آموزش مراحلی به نوآموزان، چون نوچگی، روخوانی از چاووش نامه ها، از بر کردن، همآوایی و همراهی با چاووش ماهر، می‌پرداختند.

چاووش خوانی با توجه به ظرائف هنری آن، گاه به صورت تک خوانی و گاه به صورت همآوایی اجرا می‌شده که در شکل دوم، حال و هوای خاصّی داشته است. در این نوع از چاووش خوانی، زوّار و مردم بدرقه کننده با چاووشان همنوا می‌شده اند. در چنین فضای معنوی، هیجان و شور همه جا را فرامی گرفت و لحظاتی زائر و غیر زائر با خداوند متعال و اولیایش به زمزمه مشغول می‌شدند. همین حال روحانی باعث می‌گردید که اگر افراد احیاناً کینه و کدورتی در دل نسبت به هم داشتند، آن را فراموش کرده و محبّت و همدلی بر آن‌ها حکم فرما شده، از هم حلالیّت بطلبند.

از نظر موسیقایی، مقام چاووشی از جمله مقامهای سازی و آوازی است که به واسطه موسیقی تعزیه، جایگاه خود را در موسیقی محلی برخی نواحی از جمله مازندران تثبیت کرده است. اشعار چاووشخوانان عامیانه است و به همین سبب استحکام و ظرافت چندانی ندارد و گاه از نظر وزن و قافیه و انشا نیز دارای مشکلاتی است. این اشعار معمولاً سراینده مشخصی ندارند و دخل و تصرفهای بسیاری در آن‌ها راه یافته است. با وجود مشابهت مضمون شعر‌های چاووشی با سایر اشعار راجع به منقبت یا عزاداری اولیا، در هر سفر زیارتی بر مضامینی تأکید میشود که با مقصد زائران مناسبت دارد و حال و هوا و شوق زیارت و امیدواری به حصول حاجات و قبولی توبه در این اشعار غالب است؛ ازاینرو، گاه چاووشان در هر سفر بالبداهه نیز اشعاری میسرودند. در اشعار چاووشی مربوط به حج، مضمونهای راجع به قربانی کردن اسماعیل (ع) با تأکید بر «ذبیح الله» بودن او چشمگیرتر است. در اشعار مربوط به زیارت امامان شیعه، علاوه بر بیان ویژگیهای هر یک، بر شکوه بارگاه و مقبره ایشان تأکید میشود. با این حال، مهمترین و معروفترین مضمون این اشعار دعوت مردم به سفر زیارتی است که معمولاً در مورد زیارت مزار امام حسین (ع) با این مصراع آغاز میشود: «هر که دارد هوس کرب و بلا بسمالله» و به یک تا چهار مصراعِ صلوات ختم میشود.

چاووشان گاه به اذان گویی، تعزیه خوانی یا مداحی اولیا در جشنهای غیردینی مثل عروسی نیز میپرداختند. در جشنهای ختنه سوران در مصر نیز کسانی با عنوان چاووش/ شاویش، دستاندرکار بخشی از مراسماند. چاووشخوانان همچنین به نوعی با اشعار خود به بیان وقایع و لوازم سفر و دشواریهای راه و سختگیریهای مرزبانان به هنگام ورود زوار به اراضی مقدّس میپرداختند. در قطعهای چاووشی که به روایت محمدعلی رجاء زفرهای (متوفی ۱۳۶۱) به دست ما رسیده است، از بیش از هفتاد وسیله و لوازم سفر زائران نام برده شده است. در این چاووشینامه که به هنگام شبگیرکردن (سحرخیزی) و آمادگی حرکت از منزلی به منزل دیگر خوانده میشد، با ذکر نام وسایل به مسافران هشدار داده میشد که چیزی را جا نگذارند. ذکر نام قوطی گوگرد، ذرهبین، مگسپران، وافور و قوطی تریاک در این مجموعه جالب توجه است.

مضامین چاووش‌ها
متن چاووش نامه را می‌توان از دو جهت مورد تحلیل و بررسی قرار داد: یکی از نظر شکل ظاهری، و ادبی و هنری و دیگری از بُعد مفاهیم.

در بُعد ادبی، اشعار چاووش نامه ها، اغلب سروده خود چاووش‌ها بوده است و آنچه بیشتر مورد توجه سرایندگان قرار داشته، سادگی و توصیفات زیبا و جاندار بوده است. صمیمیّت موجود در این سروده‌ها بیش از هر جنبه هنری دیگری، توجه شنونده‌ها را به سوی خود جلب می‌کند. اکثر این اشعار، در قالب قصیده و گاهی به صورت غزل و مثنوی سروده شده است.

از زیباترین نمونه‌های چاووش نامه ها، آن‌هایی است که در لابه لای متن تعزیه‌ها وارد شده است و گاه، به صورت گفتگو، بین پیر زنی قد خمیده که حاصل عمر نخ ریسی خود را پس انداز کرده تا روزی پایش به صحن و سرای امام و پیشوایش برسد، چاووش و کاروانیان که چندان میل به همراهی او ندارند، بیان می‌شده است. پیرزن عاجزانه از آن‌ها می‌خواسته که او را همراه خود ببرند؛ نکند عمرش کفاف ندهد و نتواند به زیارت اولیای حق برود.

در متن چاووش نامه‌ها آنچه بیشتر نیاز به تجزیه و تحلیل دارد؛ مضامین بلند و باور‌ها و آرمان‌های درون آنهاست. از این حیث، این متون، هم دربردارنده عقاید و مرام و اندیشه‌های شیعی است و هم شامل احساسات و عواطف لطیف و پاک آنان.

بعضی از مضامین چاووش نامه‌ها بدین صورت است:
۱. شرح و توصیف مراحل سفر
قسمتی از متن چاووش نامه‌ها اختصاص یافته است به شرح مراحل و منازل سفر و کمّ و کیف آن. در این قسمت مشکلات راه از بدی آب و هوا، گرما، سرما، خطر دزد و دریافت تذکره گرفته تا جدا شدن از زن و فرزند مطرح می‌شود. زائر همه را تحمل می‌کند به امید لحظه‌ای که در حرم با صفای حسین علیه السلام و شاه نجف و دیگر استان‌های متبرکه قدم بگذارد و رخ بر ضریح مقدّسشان بساید و ضریح را در آغوش بگیرد؛ و چه لذت بخش است رسیدن به انتهای آرزو‌ها بعد از تحمل آن همه رنج و سختی!

اما این شرح و توصیف، محدود به آنچه گفتیم نمی‌شود بلکه توصیف تمام اماکن مقدسی را که زائر به زیارت آن‌ها رفته است، در بر می‌گیرد؛ لذا باید گفت: از این بُعد، چاووش نامه‌ها به منزله سفرنامه‌هایی هستند با ذکر تمام جزئیات؛ اما نه از نوع سفرنامه‌های خشک و بی روح، بلکه آمیخته با احساس پاک و عشق سرشار؛ زیرا هر جا نامی از مکان یا انسان بزرگی برده می‌شود، بیان مصائب اهل بیت علیهم السلام به عنوان چاشنی نمی‌گذارد متن، خسته کننده به نظر آید.

برای نمونه چند بیت از متن یک چاووش نامه را ذکر می‌کنیم:
از بهر گریه جمع چو اهل عزا شدیم.
چون از وطن روانه سوی کربلا شدیم امیدوار بر کرم کبریا شدیم
دیدیم بقعه شاه عبدالعظیم را در آستان شاه مقامش گدا شدیم
کردیم پس زیارت معصومه را به قم آنجا دخیل خواهر شاه رضا شدیم
گشتیم پس به جانب کرمانشهان روان آنجا به دست تذکره چی مبتلا شدیم.
اما هزار شکر که از هرچه بود و هست دادیم پول و از همگی شان رها شدیم
در بقعه علیّ نقی، آنگه عسکری

۲. توصیف و معرفی امامان معصوم علیهم السلام
از دیگر مضامین چاووش نامه‌ها معرفی و توصیف اولیای الهی و صفات و ویژگی‌های آنان است. چاووش خوانان ضمن مدح و منقبت بزرگان دین، مقام شامخ و بلند آنان را نزد خدا مطرح می‌کردند و راه وصول به قرب الهی را حبّ و دوستی این خاندان معرفی می‌نمودند.

این پیشوایان دین انسان‌های کامل و متخلّق به اخلاق و صفات الهی هستند و بهترین الگو و سرمشق در تمام شئون زندگی محسوب می‌شوند. آنان برآورنده حاجات و نیاز‌های مؤمنان، موجب اتصال بین زمین و آسمان اند و آشنایی با آنان سبب سعادت دنیا و آخرت انسان‌ها است. این مراسم کلاس درسی بود که باعث آشنایی مؤمنین با خوبان می‌شده؛ آن هم یک آشنایی همراه با احساس، شور و عشق، نه یک شناخت خشک بی روح.

۳. یاد از گذشتگان و ذوی الحقوق
در آموزه‌های دینی وارد شده است که خداوند بعد از عبادت، مهم‌ترین توصیه اش به بندگان، احسان به پدر و مادر است. همچنین از اوامر الهی رفتن به دیدار آشنایان و اقوام و صله رحم است.

مسلمانان هنگامی که به خاک بوسی یکی از اولیای الهی می‌روند، از کسانی که بر گردنشان حق دارند یادی می‌کنند؛ به جای آنان زیارت و در حقّ شان دعا می‌نمایند. در متن چاووش نامه‌ها هم، یکی از مسائلی که مطرح می‌شود، همین موضوع است.
چاووش خوانی؛ آیین تاریخی فراموش شده از سوگ سیاوش تا شهیدان دشت کربلا
چاووش خوانی در شهرهای مختلف ایران
در بیرجند، چاووش‌خوان در عزاداری صبح عاشورا، علم بر دوش، پیشاپیش خیل جمعیت حرکت می‌کرد و این اشعار را می‌خواند:
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
هر که دارد سر همراهی ما بسم الله
 
در میبد یزد، خواندن چاووشی بهانه‌ای برای ختم مراسم عزاداری هیئت بود؛ به گونه‌ای که پس از خواندن هر بیت، عزاداران صلوات ختم می‌کردند:
چه کربلاست که بوی حسین می‌آید
این بو مگر از کوی حسین می‌آید
 
در ندوشن، مراسم نخل‌برداری درعصر تاسوعا انجام می‌شود؛ بدین صورت که ابتدا فردی شروع به چاووشی می‌کند و جوانان عزادار به زیر نخل می‌روند. بعد از پایان چاووشی، با نوای «یاعلی» نخل را برمی‌دارند و دور حسینیه می‌گردانند. هنگام دور زدن نخل، چاووش این اشعار را می‌خواند:
ای تشنه لب تو طاقت خنجر نداشتی
گویا غریب بودی و مادر نداشتی
 
امروزه نیز در یزد، هم پیش از مراسم نخل‌برداری و هم در حین نخل‌برداری، چاووشی خوانده می‌شود که بخشی از چاووشی قبل از نخل‌بردای بدین مضمون است:
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جان‌ها همه پروانه اوست
 
در عقدای یزد، برای دعوت مردم به روضه، چاووش به پشت بام می‌رود و با صدای بلند و خوش آهنگ اشعاری را می‌خواند. این کار فقط برای خبر کردن مردم صورت می‌گیرد تا در مجلس روضه شرکت کنند:
حسین جانم کجایی چرا از طفل صغیرت جدایی
حسینم فدایت شوم فدای سر از تن جدایت شوم
 
در یزد مراسم روضه‌خوانی در گذشته با چاووشی‌خوانی انجام می‌شد. بدین طریق که چند نفر از چاووش‌خوان‌ها پیش از شروع مجلس روضه‌خوانی، پشت بام خانه‌ای که روضه‌خوانی در آن دایر بود، جمع می‌شدند و یک صدا اشعاری را با هم می‌خواندند. نمونه‌ای از این‌گونه چاووشی که با ذکر «حیف و صد حیف بر حسینم» همراه است، در زیر آمده است:‌
ای فلک حیف بر حسینم حیف و صد حیف بر حسینم
کشته شد شاه نور دو عینم حیف و صد حیف بر حسینم

در برخی دیگر از مناطق ایران، از جمله در استان سمنان و خراسان، گونه دیگری از چاووشیخوانی مذهبی ملاحظه میشود که با سنّت زیارت ارتباط مستقیمی ندارد، اما به گونهای رمزی و استعاری با مفهوم حرکت کاروان امام حسین به کربلا مرتبط میشود، چنانکه در بیرجند به مناسبت سالروز ورود اهل بیت امام حسین به کربلا، چاووشخوانی میکنند و از نزدیک شدن ایام سوگواری محرم و رسم عَلَمبندان خبر میدهند و در حین بستن علم نیز اسفند دود میکنند و چاووشی میخوانند و طبق معمول، مردم نیز در پایان هریک از ابیات چاووشی صلوات میفرستند. در بیرجند و میبد، چاووشخوان درون نخلی که بر دوش مردم حمل میشود، مینشیند و چاووشی میخواند. در مراسم آیینی «شمع و چراغ» در شبهای شهادت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در تکیه بیدآباد شاهرود، پس از خواندن خطبه و دعا، چاووش اشعار دوازدهبند محتشم کاشانی را درباره واقعه کربلا و رثای شهدای کربلا آن میخواند و حضار در پایان هر مصراع صلوات میفرستند. شغل چاووشی در تکیه بیدآباد شاهرود موروثی است. در نوشآباد کاشان نیز کسی با عنوان «چاووش‌خوان» در روز عاشورا سوار بر اسب پیشاپیش تعزیهخوانان، چاووشی میخوانده است.

چاووشی خوانی هنوز در شهر‌ها و روستا‌های ایران با تفاوتهایی نسبت به گذشته مرسوم است. این رسم امروزه در خواندن شعر در وقت بدرقه و بیشتر در استقبال و گاه حین سفر خلاصه میشود. در شهر‌ها چاووشیخوانان که مداحان مذهبیاند، همراه بدرقهکنندگان یا استقبالکنندگان، اشعار چاووشی را همچون گذشته به آواز و بدون ساز میخوانند. رسم چاووشی هنگام استقبال از حاجیان، غالباً در سه جا، ایستگاههای پروازی، چند کیلومتر بیرون شهر‌ها یا در کوی و خیابان محل سکونت آنان برگزار میشود و همراه شادی، دودکردن اسپند، قربانی و گلاب افشانی است.
کد ویدیو
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار